جهت بهره مندی از اشعار مداحی و متن و صوت روضه های استاد حاج مهدی سماواتی به این آدرس مراجعه فرمایید.

https://eitaa.com/hmdprp

با دست کوچکش گره ها باز می کند
طفل سه ساله ای است که اعجاز می کند
بال و پرش شکسته ولی او بدون بال
با ذکر نام فاطمه پرواز می کند

(( دلارو ببریم کنار صحن و سرای باصفای سه ساله ابی عبدالله : صلی الله علیک یا بنت الحسین و صلی الله علیک علی الباکین علی الحسین))

من در سه ساله رنج چهل ساله دیده ام
گنجم به کنج کلبه احزان خزیده ام

من ناز پروریده بابا و زینبم
اکنون به روی بستر خاک آرمیده ام

مجروح گشته پای من اندر مسیر عشق

از بس که روی خار مغیلان دویده ام

دیدار ار به قیمت جان است میخرم
جان می کنم نثار تو ای نور دیده ام

(( چه کرد این نازدانه ، نیمه شب با اهل خرابه ، همه به گریه افتادن ، اون نانجیب دستور دادن سر باباشو براش بیارن الهی‌بمیرم نتونست یکی دو جمله بیشتر با باباحرف بزنه
من الذی قطع وریدک ، من الذی خضب شیبک بدمایک من الذی ایتمنی))

بیا ای سر به ویران با من ویران نشین سر کن
بزرگی کن شبی را سر در این بیت محقر کن

زبان را نیست نیرویی که گویم عمه ممنونم
تو لعل لب گشا از او تشکر جای دختر کن

اگر میشد لب لعل تو از هم باز می کردم
ولی در دست من اینقدر نیرو نیست باور کن

اگر از طشت دیدی عمه را و چشم خود بستی
نیم من عمه ، بگشا چشم برای من ناز کمتر کن

(( خیلی نتونست با بابا حرف بزنه یه وقت دیدن سر یه طرف افتاده رقیه یه طرف جان داده))

رفته از خویش رقیه چو گل افتاده به خاک

شبنم اشک بر آن عارض چون گلپر داشت