جهت بهره مندی از اشعار مداحی و متن و صوت روضه های استاد حاج مهدی سماواتی به این آدرس مراجعه فرمایید.

https://eitaa.com/hmdprp

می رود مایه دلگرمی لشکر باشد
بی زره آمده تا حیدر دیگر باشد

سیزده بار زمین مقدم او بوسیده
دود اسپند بلنداست و خبر پیچیده

*چه خبره؟*

شیر بی واهمه تا مرز جنون می آید
قاسم بن الحسن از خیمه برون می آید

می رود با رجزش از پدرش یاد کند
می رود کرببلا را حسن آباد کند

((*چه رجزی خوند؟
إن تُنكـرونی فأنـا ابـن الحـسن
،سِبْطُ النَّبِىِّ الْمُصْطَفَى و الْمُؤْتَمَن*
هرکی منو نمیشناسه بشناسه من فرزند امام حسنم))

مثل عباس که دور و بر مولا کم نیست
قاسمی هست حسین بن علی تنها نیست

چه می آید سر این طفل،خدا می داند
مادرش آن طرف خیمه دعا میخواند

حربه ای زد به عدو تا که سر او چرخید
وسط دشت چنان نعره حیدر پیچید

و اذا زلزلت الارض بلا نازل کرد
ازرق و چهار پسر را به درک واصل کرد

این حسن زاده عجب جنگ نمایانی کرد
بعد اکبر خودمانیم چه طوفانی کرد

تیغ ها قاتل آن جسم نحیفش نشدند
پهلوانان عرب نیز حریفش نشدند

آخرش دست به آن قائده جنگ زدند
تاکه میشد به تن بی زرهش سنگ زدند

چه می آید سر این طفل خدا می داند
مادرش آن طرف خیمه دعا میخواند

سنگ زد روی تماشایی او ریخت به هم
نیزه ای آمد و زیبایی او ریخت به هم

ز زین فتاد چو قاسم به روی خاک زمین
نمود رو به حرم گفت با نوای حزین

در این دم که نیست سایه پدرم
عمو یتیم نوازی کن و بیا به سرم

((عمو خودش رساند سر قاسم و به دامن گرفت دید کار از کار گذشته - بدن پاره پاره - سر ضربه خورده فرمود قاسمم برا عموجانت سخته عمو رو صدا بزنی نتونه کمکت کنه اگه هم بتونه دیگه فایده ای نداره پیکر قاسم رو برداشت سینه قاسم و به سینه چسباند به خیمه دارالحرب برد رو زمین گذاشت - بین بدن قاسم و اکبر نشست صدا گاهی صدا میزد قاسمم گاهی صدا میزد اکبرم گمان کنم تنها کسی که اومد حسین و دلداری داد زینب بود))

آمدم جان عمو درک منای تو کنم
خویش را لایق دیدار خدای تو کنم

پدرم کرده وصیت که به قربانگه عشق
جان ناقابل خود را به فدای تو کنم