قبل از اینکه به اربابمون سلام بدیم جاداره یاد کنیم ازحضرت قاسم  یادگار امام حسن علیه السلام - روز عاشورا هرجوری بود از عمو اجازه میدان گرفت - جنگ نمایانی کرد یه وقت در میانه ی میدان به ضرب شمشیر  از روی اسب به زمین افتاد نالش بلند شد یا عماه عمو جان بدادم برس - حضرت همچون باز شکاری بطرف قاسم حرکت کرد - دشمن هنوز کنار پیکر نیمه جان قاسمه - جنگی در گرفت همین که گرد و غبار نشست حضرت دید قاسم داره رو زمین پا میکشه - وهو یفحص برجله - صدا زد قاسمم برا عمو سخته صداش بزنی نتونه برات کاری کنه  - پیکر قاسم رو برداشت به خیمه دار الحرب برد کنار پیکر علی اکبر قرار داد - گاهی صدا میزد قاسمم گاهی صدا میزد علی جان

آمدم جان عمو درک منای تو کنم
خویش را لایق به دیدار خدای تو کنم

پدرم کرده وصیت که به قربانگه عشق
جان ناقابل خود را به فدای تو کنم

.