دیدم خودم بال و پرت میریخت عباس
دشمن چگونه بر سرت میریخت عباس
میخواستم جمعت کنم تا خیمه آرم
دیدم دوباره پیکرت میریخت عباس
دیدم کنارت دست بر پهلو گرفته
دیدم که اشک مادرت میریخت عباس
دیدم که مشکت تیر خورد و قطره قطره
سرمایههای آخرت میریخت عباس
دیدم به یاد غربت من گریه کردی
خون از دوچشمان ترت میریخت عباس
دیدم که از پهلو سرت بر نیزه خورده
هر لحظه رأس اطهرت میریخت عباس
+ نوشته شده در چهارشنبه بیستم بهمن ۱۴۰۰ ساعت 11:51 توسط رضا نائینیان
|
با استعانت از خداوند متعال و عنایات اهل بیت (علیهم السلام) بانک اشعار و مطالب مورد نیاز مداحی با رعایت شأنیت بزرگان دین در این مجموعه گردآوری شده و در مناسبتهای ملی و مذهبی تا حدی میتواند نیاز مادحین بزرگوار را برآورده نماید. انشااله دوستانی که از این مختصر مطالب بهره مند شدند نثار روح شهید رمضان عنایتی از شهدای کربلای شلمچه صلوات هدیه کنند.