زینبا وا زینبا

 

کربلا گلزار عشق است و بهارش زینبا ست  

باغبان داغدار لاله زارش زینب است

 

صبر در قاموس هستی واژه ای پر محتواست

طبق فتوای خرد آموزگارش زینب است

 

استقامت در مصائب نیست کار هر کسی

آنکه خواند ام المصائب روزگارش زینب است

 

 

گر حسین بن علی دین خدا را زنده کرد

آنکه شد بعد شهادت آبیارش زینب  است

 

کرد امضاء خون اصغر سر خط آزادگی

ضامن اجر و مهر اعتبارش زینب است

چون نبی بر چهره ماهش نظر انداخت گفت

فاطمه اصل است و رکن افتخارش زینب است

زینبا وا زینبا

ستر ناموس نبوت چون حجاب زینب است

محتجب لفظ حجاب از احتجاب زینب است

دانش اموز علی،خواهرناموس دین

کی دهد معجر زسر،قرآن کتاب زینب است

از مزارش گر صدای سوز و سازی بشنوی

آن صدای سوزش قلب کباب زینب است

زینبا وا زینبا

از میان تربتش بوی حسین آیدبرون

کهنه پیراهن گمانم در مزار زینب است

ملجا اهل حرم تا ظهر اگر عباس بود

شب نگهبان در کنار نهر علقم زینب است

زینبا وا زینبا