خورشید لقا عباس
ای ماه بنی هاشم خورشید لقــــــــا عباس
ای نور دل حیدر، شمـــــــــع شهدا عباس
ای از تو دلِ اطفــــال، روشن به امید آب
ای ساقی غــــــم پرور، میزان وفا عباس
ای تشنــــــــــۀ آب آور، ای کشته نام آور
ای صف شکن لشکر، سردار صفا عباس
لب تشنه شدی در آب، لب دوخته برگشتی
جان را بلــب آوردی، با عین رضا عباس
ای مــــــــــیر علمداران، سقای وفاداران
در جمع فداکاران، بودی بسزا عبــــــاس
تو درس وفــــــا دادی، با دست جدا دادی
بی دست شدی رهـرو، در راه خدا عباس
با اینهمه درد و غـــم، ما رو به تو آوردیم
دست همه محزون گیر، از بهر خدا عباس
----------------
تو بــودی غمگسارم ای برادر هـمیشه در کنـــارم ای برادر
تـــــو رفتی قامتم از غم خمیده دگــر یاری نـــدارم ای برادر
پـــس از مرگ تو ای امید قلبم سیه شد روزگـــارم ای برادر
دلم از بعد بابا بر تو خوش بود ز داغت اشــــکبارم ای برادر
تـو بودی یاور و پشت و پناهم ز هجرت بی قرارم ای برادر
گـــــــلم تو بلبل و پروانه ام تو تـــــو شمع شام تارم ای برادر
-------------------
تا تو بودی خیمـــــه ها آرام بود دشمنم در کـــربلا نا کام بود
تا تو بودی من پنـــــــاهی داشتم با وجود تـــــو سپاهی داشتم
تا تو بودی خیمـــه ها پاینده بود اصغر ششماهۀ من زنده بود
تا تو بودی خیمه ها غارت نشد بعد تو کـس حافظ یارت نشد
تا تو بودی چهــره ها نیلی نبود دستهـــــــــا آمادۀ سیلی نبود
تا تو بودی دست زینب باز بود بــودنت بهر حرم اعجاز بود
تا که مَشکت پـاره و بی آب شد دشمن پر کینه ات شاداب شد
-----------------------
دیــــــده بگشا که طبیبت سر بالین آمد دیده بگشا که حسین با دل خونین آمد
دیده بر هم منه ای سَروِ بخون غلطیده تــــــــا نگویند حسین داغ برادر دیده
----------
عبـــــاس ای دلاور، عباس میر لشکر عبـــــاس پور حیدر، عباس عبد داور
عبــــــاس هیبت حق، عباس آیت رب عبــــاس عبد زهرا، عباس عبد زینب
-------------------
ای ســـــــــــاقی سر مست ز پـــــــــا افتاده
دنبــــــــــــــــــــال لــــــــــبت آب بقا افتاده
دست و علم و مَشک سه حرف عشق است
افسوس ز هـــــــــــم ایــــــن سه جدا افتاده
------------------
کجائـــــــی ای علمدارم تــــوئی تنها طرفدارم
بیا بــــــر حال من بنگر اَبــــوفاضل، اَبوفاضل
علــــی اصغرم عطشان سکینـه در حرم گریان
بیـــــا شد غنچه ام پرپر اَبوفـــــاضل، ابوفاضل
خــــــدایا اکبر من رفت دو چشمان تر من رفت
ببین شــــد زینبم گریان اَبــــــوفاضل، ابوفاضل
فــــــدای آن قَدَت عباس دو دستـــان تَنَت عباس
نظر کن حال من عباس ابوفاضـــــل، ابوفاضل
گهــــی گریَم ز هجر تو گهی بـوسم دو دست تو
کنــــــــارت آمدم عباس اَبـــــوفاضل، اَبوفاضل
---------------
زچشم شاهدین الماس می ریخت به جسم غرق خون یاس می ریخت
تمام قطره های اشک مولا به رخسار مه عباس می ریخت
-----------
ای حرمت قبله حاجات ما
یاد تو تسبیح و مناجات ما
تاج شهیدان همه عالمی
دست علی ماه بنی هاشمی
مکتب تو مکتب عشق و وفاست
درس الفبای تو صدق و صفاست
مکتب جانبازی و سربازی است
بی سر ، امّا سرافرازی است
ابن امام و اخ امام و عمِ امام
حضرت عباس علیه السّلام
چهار امامی که تو را دیده اند
دست علم گیر تو بوسیده اند
طفل بودی مادر والا گهر
برد تو را ساحت قدس پدر
چشم خداوند چو دست تو دید
بوسه زد و اشک ز چشمش چکید
با لب آغشته به زهر جفا
بوسه به دست تو بزد مجتبی
دید چو در کرب و بلا شاه دین
دست تو افتاده به روی زمین
خم شد و بگذاشت سر دیده اش
بوسه بزد با لب خشکیده اش
سید سجاد همان دست پاک
بوسه زد کرد نهان زیر خاک
ای علمت کفر نگون ساخته
پرچم اسلام برافراشته
---------------------
با استعانت از خداوند متعال و عنایات اهل بیت (علیهم السلام) بانک اشعار و مطالب مورد نیاز مداحی با رعایت شأنیت بزرگان دین در این مجموعه گردآوری شده و در مناسبتهای ملی و مذهبی تا حدی میتواند نیاز مادحین بزرگوار را برآورده نماید. انشااله دوستانی که از این مختصر مطالب بهره مند شدند نثار روح شهید رمضان عنایتی از شهدای کربلای شلمچه صلوات هدیه کنند.