آنکه نورش کرده هستی را منوّر زینب است

آنکه نامش کرده گیتی را معطر زینب است

 

مادرش محبوبه ی حق ، سرّ ناموس خداست

پای تا سر ، تالی و ثانی مادر زینب است

 

درس صبر آموخته در مکتب حلم حسن

بی کران دریای صبر و حلم داور زینب است

 

عقل را حیران کند صبر  عجیبش در جهان

خواهری که دیده داغ شش برادر زینب است

** داغ شش برادر – فرزندان برادراش – فرزندان خودش –

زنی دیدم که در گودال میرفت

پریشان خاطر و احوال میرفت


گلی گم کرده بود اما بمیرم

به هر گل میرسید از حال میرفت

** هی صدا میزد برادرم – عزیز دلم – من عادت به روضه باز ندارم – خودت دلتو روانه کربلا کن – یه اشاره و از همه التماس دعا - یه وقت از زیر نیزه شکسته ها صدایی روشنید.

ناگهان از زیر سنگ ونیزه ها

آمد این آوا که این سویم بیا

آمد و زد نیزه ها را بر کنار

ناگهان گمگشته اش شد آشکار

یافت آن گل را ولی پرپر شده

پاره پاره پیکری بی سر شده

گفت آیا یوسف زهرا تویی

آنکه من گم کرده ام آیا تویی

گرچه سر تا پای تو بوسید نیست

لیک یک جا برای بوسه نیست

** صدا زد برادرم جای تو روی شانه های رسول خدا بود چرا اینجوری رو زمین افتادی

زینت دوش نبی خاک سیه جای تو نیست

بروی خاک سیه منزل و مأوای تو نیست

جان زینب چه کنم کز اثر تیر و سنان

جای یک بوسه ی من در همه اعضای تونیست

 

 

 

هفتاد و دو شهيد به صحراى زينب است

پايين نامه همه امضاى زينب است

 

از سربلندى تو سرافراز مي شوم

بالاى نيزه ها سر مولای زينب است

 

اين جلوه هاى مختلف روى نيزه ات

از"ما رايت الا جميلا"ى زينب است

 

در طول زندگانى پنجاه ساله ام

اين اولين نماز فراداى زينب است

 

طورى قدم زدم که همه باخبر شدند

کاخ يزيد زير قدم هاى زينب است

 

علی اکبر لطیفیان