ارباب زاده ای كه خود ارباب عالم است

در چهره اش جمال پیمبر مجسم است

 

نامش علی نهاده به كوری دشمنان

ارباب ما حسین كه ارباب عالم است

 

آن روضه ای كه خواند قطعه قطعه اش

با دیدنش قامت بابای او خم است

 

مجنون خویش کرده و لیلای ما شده

از شوق اوست دیده اگر پُر زشبنم است

 

 این المفر لشگریان میرسد بگوش

غرش که میکند و چهره درهم است

 -------------------

از خانواده شهدا عذر میخوام روضه علی اکبره آشیخ جعفر شوشتری (ره) میفرمودن اگه تو جلسه ی روضه علی اکبر خوندن ازت پرسیدن روضه خوان چه روضه ای خوند بگو روضه ی جان دادن حسین– اولین نفری که از بنی هاشم اذن میدان خواست علی اکبر بود بلافاصله امام اذن میدان داد – فرمود علی جان حالاکه میخوای بری با اهل خیمه وداع کن – زنان بنی هاشم دورشو گرفتن ، بچه ها مثل پروانه دارن دور علی میچرخن – یاعلی ارحم به غربتا – روانه میدان شد – ثم نظر آیس  منه - ابی عبداله یه نگاه مأیوسانه ای به علی کرد محاسن بدست گرفت فرمود خدایا تو شاهد باش شبیه ترین به پیامبر داره به میدان میره – از امام صادق سؤال شد الذّ لذائذ یعنی چه آقا فرمود بالاترین لذت دنیا یعنی فرزندی داشته باشی مقابل چشمات قد بکشه و بزرگ بشه  جلوت راه بره هی نگاهش کنی سوال شد آقا جان برا یه نفر سخترین مصیبت چیه فرمود داغ همون جوانو ببینه –بزرگان مجلس منو ببخشید اونایی که داغ فرزند دیدید – علی اکبر وارد میدان  شد جنگ نمایانی کرد – یه وقت به خیمه ها برگشت باباجونم العطش قد قتلنی تشنگی داره منو میکشه – امام فرمود علی جان به میدان برو طولی نمیکشه از  دست جدت سیراب میشی وارد میدان شد شیخ عباس قمی در کتاب  نفس المهموم آورده علی شمشیر میزد ابی عبداله میگفت اله اکبر – لااله الا اله – لاحول ولاقوه الا بااله یوقت لحن ابی عبداله عوض شد انالله و انا الیه الراجعون آخه مره ابن منقذ ملعون نیزه ای به پهلوی علی زد – فاحتمله الفرس الی عسگر الاعدا – اسب راهشو گم کرد علی رو به سمت لشگر ابن سعد برد علامه مجلسی نوشته فقطّعوه بسیوفهم ارباً ارباً – امام به سمت علی حرکت کرد مقاتل ننوشتن فنزل الی الفرس یعنی از روی اسب پائین آمد نوشتن فسقط الی الفرس یعنی خودشو از روی اسب به زمین انداخت زانو به زانو خودشو به علی رساند سرعلی رو به دامن گرفت آروم نشد به سینه چسباند قرار نگرفت صورت به صورت علی گذاشت صدا زد بنیّ علی دنیا بعدک العفا بعد تو خاک برسر زندگی دنیا - میخوا بدن علی رو به سمت خیمه ها ببره این بدن اینقدر ارباً اربا شده که دست به هر عضوی میبره یه عضو دیگه رو زمینه – عباشو کنار بدن پهن میکنه بدن علی رو عبا میزاره – صدا میزنه جوانان بنی هاشم بیایید – اومدن یه وقت دیدن عباس یه کناری ایستاده گفتن بیا کمک کن – صدا زد شما بدن علی رو ببرید منم این پدر جوان مرده رو می آرم .

دوبیتی پایانی

می چید قطعه های بدن را كنار هم

می گفت علی بعد تو دنیا جهنم است

شعر زمزمه ای

علی اکبر من ای گل پر پر من

دنیای من روی سرم خراب شد

آخ جگرم از داغ تو کباب شد

رعنای من چی برسرت آوردن

آخ پسرم تنت انگاری آب شد

 

علی اکبر من ای گل پر پر من

تو دل آسمونا حجله زدن براتو

دارن میان جونا کمک کنن باباتو

بیچاره مادر تو بیچاره خواهر تو

دیگه دم اذونه نمیشنون صدا تو

 

علی اکبر من ای گل پر پر من

 

ای حسینی که شهان گشته گدای در تو

چه شود باز بگردیم به دور سر تو

 

گر خدا بر تو ببخشد همه عالم به خدا

نشود قیمت یک موی علی اکبر تو

---------

هفت مرتبه صدا زد بنیّه

ای کمان ابرو کمانم کرده ای

ای مسیحا نیمه جانم کرده ای

هرچی صدا زد جوابی نشنید

خیز و از جا آبرویم را بخر

عمه را از بین نا محرم ببر