شعر - روضه و نوحه حضرت رقیه (سلام اله علیها)
يا حضرت رقيه(س)
طفل ویرانه شدن زار شدن هم دارد
قد خم دست به دیوار شدن هم دارد
عقب افتادن این چند شب از عاطفه ات
این همه بوسه بدهکار شدن هم دارد
بی سبب نیست که با دست به دنبال توام
چشم خون لخته شده تار شدن هم دارد
معجري را كه تو از مكه خريدي بردند
موي آشفته گرفتار شدن هم دارد
آمدی کنج خرابه که به من سربزنی
سر تو ارزش بيدار شدن هم دارد
نیمه شب بود خواب بابا رومیبینه پریشان و هراسان از خواب بیدار میشه – صدا میزنه عمه جان بابا الآن کنارم بود من بابامو میخوام – باصدای نالش اهل خرابه بیدار شدن همه با سه ساله ابی عبداله هم صدا شدن – تو همصدا بزن حسین جان – یه وقت صدای نالشون به گوش اون نانجیب رسید گفت اینجا چه خبره گفتن دختر امام حسین بهانه باباشو میگیره – دستور داد سر مطهر بابارو وارد خرابه کردن – یوقت دختر دید طبقی مقابلشه روپوش کنار زد سربابا دید – داره با بابا درد دل میکنه
با سر رسیده ای بگو از پیکری که نیست
از مصحف ورق ورق و پرپری که نیست
باید برای شستن گلزخمهای تو
باشد گلاب و زمزمی و کوثری که نیست
باباجون من ذالذی قطع وریدک چه کسی رگهای گردنتو بریده – من ذالذی خضّب شیبک چه کسی محاسنتو به خون خضاب کرده – من ذالذی ایتمنی چه کسی منو یتیم کرده
آزاد شد شریعه همان عصر واقعه
یادش به خیر ساقی آب آوری که نیست
داره با بابا درد دل میکنه باباجونم وقتی تو و عموم رفتید شریعه رو به روی ما باز کردن
دیروز عصر داخل بازار شامیان
معلوم شد حکایت انگشتری که نیست
دستی کشید عمه به این پلکها و گفت :
حالا شدی شبیه همان مادری که نیست
حتی صبور قافله بی صبر می شود
با خاطرات خسته ترین دختری که نیست
------------------
اشعار شب سوم محرم
اشعار شهادت حضرت رقیه سلام الله علیها
***
السلام علیک یا عطشان
چه بلایی سر لبت آمد
تا من و تو به وصل هم برسیم
جان به لبهای زینبت آمد
**
زینت شانه های پیغمبر
السلام علیک یا مظلوم
چقدر چهره ات شکسته شده
السلام و علیک یا مغموم
**
با تو قهرم ! پدر کجا بودی؟
بی من و خواهرت کجا رفتی!؟
دلخورم از تو ؛ عصر عاشورا
بی خداحافظی چرا رفتی؟
**
سر عباس تا سر نی رفت
خیمه ها گُر گرفت ، بلوا شد
تا که دیدند بی علمداریم
سر یک گوشواره دعوا شد
**
من غرورم جریحه دار شده
شاکی از دست ساربان هستم
کعبه نی ها مدام می گویند
دست و پا گیر کاروان هستم
**
سر بازاردیدنی بودیم
دید زلفت که ما پریشانیم
عمه ام داد می زد ای مردم
به پیمبر قسم مسلمانیم
**
معجرم را سر کسی دیدم
چادرم را سر یکی دیگر
با عبایت نماز می خواند
مشرکی پشت مشرکی دیگر
**
دختر حرمله چه مغرور است
بر سر بام دف تکان می داد
او خبر داشت که یتیم شدم
پدرش را به من نشان می داد
**
کاش قرآن پدر نمی خواندی!
خیزران از لب تو ، دلخور شد
اولین ضربه را که زد ؛ دیدم
چوب خط صبوریم پر شد
**
عمه با من نبود ، می مردم
پای طشت طلا نجاتم داد
نه فقط شام ، کربلا ، کوفه
خواهرت بارها نجاتم داد
**
بالهای شکسته ای دارم
پر زدن با تو کاش راهی داشت
شام ویران به جای ویرانه
گاش گودال قتلگاهی داشت
**
علقمه ، مشک ، ساقی و اصغر
شده سر مشق گریه هام پدر
بردن من به نفع زینب توست
درد سر را ببر زشام پدر
|
شامیان کف نزنید دور ما صف نزنید |
|
پــایکوبی نکنید ایـن چنین دف نزنید |
|
تهمت خارجی ای قوم نبندیدبه مـا |
|
مـا عـزادار حسینیـم نخندید بـه ما |
|
ما که در زمزمهایم عترت فاطمهایم |
|
بــه جبیـن ننـگ زدید دور ما چنگ زدید |
|
ما چه کردیم مگر؟که به ما سنگ زدید |
|
عصمــتالله کجـــا و مـــلأ عـــام کجـا؟ |
|
سر سجـاد کجا؟ سنـگِ لـببام کجـا؟ |
|
ما که در زمزمهایم عترت فاطمهایم |
|
نیزه نخل یاس است، یاس؛ خیرالناس است |
|
آن طرف رأس حسین این طرف عباس است |
|
صبـــــر و آرام و قـــــــرار از دل زینــب نبـــرید |
|
این دو ســـر را طـــرف محمــــل زینـب نبـرید |
|
ما که در زمزمهایم عترت فاطمهایم |
|
غنچــههـا پـــژمردنـد لالههـا افسردند |
|
این چهل منزل راه، خون دلها خوردند |
|
خنده بـــر سوختـن غنچـه و لالــه نزنید |
|
تــازیـانه بـه تـن طفل سـه سـاله نزنید |
|
ما که در زمزمهایم عترت فاطمهایم |
|
شام و طبل و دهل است سنگ و زنجیر و غل است |
|
همـــه دارایی مـا، هیجده دسته گل است |
با استعانت از خداوند متعال و عنایات اهل بیت (علیهم السلام) بانک اشعار و مطالب مورد نیاز مداحی با رعایت شأنیت بزرگان دین در این مجموعه گردآوری شده و در مناسبتهای ملی و مذهبی تا حدی میتواند نیاز مادحین بزرگوار را برآورده نماید. انشااله دوستانی که از این مختصر مطالب بهره مند شدند نثار روح شهید رمضان عنایتی از شهدای کربلای شلمچه صلوات هدیه کنند.