برنامه کامل حضرت زینب (س)

ای بتول علی نما زینب

دومین عصمت خدا زینب

حق اُخت الحُسین بودن را

خوب آورده ای بجا زینب

نهضتی کز حسین شد آغاز

تو رساندی به انتها زینب

زان سبب گفته اند هر کس را

حاجتی است از تویا زینب

بود قربانیت دو فرزندت

که در آن عرصه شد فدا زینب

کودکان در مسیر کوفه و شام

به تو آرند التجا زینب

یه روز بی بی وارد کربلا شد – عباس زانو رکاب زد اکبر دست راست عمه رو گرفت – قاسم دست چپ عمه رو – عقیله بنی هاشم داره از ناقه پیاده میشه – اما بمیرم اربعین که کارون به کربلا رسید بی بی خودشو رو مزار برادر انداخت چند تا جمله فرمود : جمله اول صدا زد حسین جان : وقتی وارد گودال قتلگاه شده از زیر نیزه شکسته ها شمشیر شکسته ها که بدن پاره پارتو دیدم گفتم آیا تو برادر منی ، حالا اگه نگام کنی میگی آیا تو خواهر منی

کاش اینجا چشم نامحرم نبود

تا نشان میدادمت جسم کبود

حرف دوم که اربعین کربلا زد : صدا زد حسین

بگذار اول سخن و شکوه ام ترا

ای نور دیده از نگرانی درآورم

هرچند کوچه کوچه تماشا شدم حسین

راحت بخواب دست نخوردست معجرم

حرف سوم یه نگاهی به نهر فرات کرد گفت : فرات تو موج میزنی عزیزان منو یکی کنارت لب تشنه سر بریدن

یادت باشه که ای موج دل فرات

عباسمو زمین زدن جلو چشات

آخرین حرفش  این بود دادش یه خواهشی ازت دارم

از شماتت کردن دشمن مپرس

از سه ساله دخترت از من مپرس

ماند در ویرانه و من آمدم

بی رقیه آمدم شرمنده ام

این صداتو رها کن صدا بزن

حسین آرام جانم حسین روح و روانم

حسین درمان دردم حسین دورت بگرم

دوبیتی پایانی :

لیلای صبر واله و مجنون زینب است

عالم پراز خطابه ی محزون زینب است

ممنون خون پاک حسینند انبیا

اما حسین فاطمه مدیون زینب است

جملات آخر :

ایشا الا اربعین تل زینبیه اون جملات بالارو السلام علیک یا جبل الصبر رو همه باهم ببینیم و گریه کنیم

دعا :

به حق عقیله بنی هاشم ده مرتبه یا اله

---------

نوحه

یا حسین ثاراله یا ابا عبداله (4)

فاتح شامم و بازآمدم از شام ، حسین (2)

کرده‌ام فتحِ تو را بر همه اعلام ، حسین

ذوالفقار سخنم معجزۀ حیدر داشت

فتح شد با نفس حیدری‌ام شام ، حسین (2)

 یا حسین ثاراله یا ابا عبداله (2)

 

نالۀ کودک تو کاخ ستم را لرزاند(2)

گرچه در گوشۀ ویرانه شد آرام ، حسین

باورت بود که در حال اسیری ببرند

دختر فاطمه را در ملاءعام ، حسین (2)

یا حسین ثاراله یا ابا عبداله (4)

 

هدیه بردند سر پاک تو را بهر یزید (2)

تا بگیرند پی قتل تو انعام ، حسین

باورت بود که در شام بلا دخترکت

بر روی خاک گذارد سر بی‌شام ، حسین(2)

یا حسین ثاراله یا ابا عبداله (4)