عمری به گریه خواندم از سوز دل خدا را (2)

چرا ؟  ( شاید دمی ببینم آن روی دلربا را ) 2

 

دوران زندگانی تا مرگ انتها یافت

چه کسایی می اومدن شبای چارشنبه مسجد – اما الآن دستشون کوتاهه – زیر خاکن – آقاجان میترسم این همه می آم و میرم آخرش آرزوی دیدنتو زیر خاک ببرم – آقا نزار آرزو بدل بمونم – باور نمیکنم هفته دیگه هم بتونم بیام .

دوران زندگانی تا مرگ انتها یافت

دردا دمی ندیدم آن حسن ابتدا را

درد من اینه همه چیو دیدم دیدنی ترین رو ندیدم – هنوز نتونستم کاری کنم امام زمان ازم راضی بشه -

ماهی که بر جمالش تاب نگاه ما نیست

آیا شود نوازد با یک نگاه ما را

اگه بخوام این یه بیتو معنا کنم فقط یه جمله – آقا جان من که لیاقت دیدن جمال تورو ندارم – من که ندیدمت اما تو که منو دیدی – تو فرزند همون آقایی هستی که نگاه ابی عبداله به هرکه خورد زندگیش زیرورو شد – یه نگاه به حرّ کردی از وسط جهنم به بهشت آوردیش .

رفتار ما گدایی قانون او کرامت

آری کرامت او سلطان کند گدا را

حرف دل اونایی که خیلی گرفتارن

 

ای بی تو اوفتاده در کار ما گره ها

از آستین برون آر دست گره گشا را

با او دستت گره ماروباز کن ای گره گشای همه عالم – حرف از دست شد – حرف از گره باز کردن شد – اونایی که منتظر یه تلنگرن چشمشون پره اشکه – اونایی که مریض دارن - وقتی حرف از دست گره گشا میزنی یاد دستای قلم شده یه آقایی بیفت – وقتی حرف از دستای گره گشا میزنی یاد اون دستایی بیفت که حسین از اسب پیاده شد – دیدن یه چیزی از روخاک برمیداره و بقل میکنه میبوسه و رو چشماش میزاره – یه نگاه کردن دیدن دستای قلم شده عباسه – ( بی دست کربلا دست مرا بگیر )

تا کی لوای سرخت بر گنبد حسینی

جز تو کسی نگیرد بر دوش این لوا را

تا چند رأس جدّت بر نوک نی درخشند

از دست نیزه داران بر گیر نیزه ها را

بازآ که دوستانت از اشک دیده عمری

پیوسته آب دادند گل های کربلا را

از نای نینوائی در عین بینوائی

دادی به نای «میثم» آوای نینوا را