هیچ كس چون من به كار عشق مشتش وا نشد‏
هیچ جانبازی چو من در قتلگه شیدا نشد
دست هایم ضربه گیر تیغ ها شد هر طرف
‏هیچ دستی مثل دست من سپر این جا نشد

 

شیوه اعجاز دستم دشمنان را کور کرد
‏دست موسی هم نصیبش این ید و بیضا نشد
می کند دست و سرم از رهبرم دفع بلا
‏حیف چون سقا دو دستم هدیه بر زهرا نشد
تو به مقتل هم یتیمان را نوازش  می کنی
‏هیچکس چون تو برای این دلم بابا نشد
ناله های غربتت شد قاتل جانم عمو
‏به که با زن ها اسیری رفتنم امضا نشد
تا قیامت ای عمو از عمه ام شرمنده ام
‏او حریف این سماجت های بی پروا نشد
چون که آهنگ اسیری را شنیدم در حرم
‏خواستم با عمه باشم ای عمو اما نشد
شاعر:محمود ژولیده