تو از سر تا قدم حُسن خدایی ، دوستت دارم

تو تنها آرزوی مصطفایی ، دوستت دارم

تو با سوز درون خود ، چراغ قبر زهرایی

تو از قلب علی مشکل گشایی ، دوستت دارم

 

تو پاسخ گوی فریاد علی در دامن چاهی

تو زهرا ، تو علی، تو مجتبایی ، دوستت دارم

تو مشعر ، تو منا ، تو قبله ، تو کعبه ، تو لبّیکی

تو رکن مروه ای ، سعی صفایی ، دوستت دارم

تو فریاد رسای " یالثاراتَ الحُسین " هستی

تو تنها طالب خون خدایی ، دوستت دارم

تو آن تنهای تنهایی که تنها یاور مایی

تو با مایی تو کی از ما جدایی ؟ دوستت دارم

تو حتّی در میان آشنایان هم غریب هستی

تو با بیگانگان هم آشنایی ، دوستت دارم

تو شمشیر خدا ، دست پیمبر ، هست قرآنی

تو فرزند حسین و کربلایی ، دوستت دارم

تو در کرب و بلایی یا نجف یا کاظمین هستی ؟

تو ای هر لحظه هرجا ، هر کجایی دوستت دارم

تو هر بی دست و پایی را به عالم دستگیر هستی

تو یار " میثم " بی دست و پایی ، دوستت دارم