آمده ماه صفر من در محرم مانده ام
در هوای هیات و زنجیر و پرچم مانده ام

در کنار پنجره با این دو چشم خیس و سرد
همزبان با شبنم گلبرگ مریم مانده ام

با تمام شعرهایی که همیشه ناقصند
در همین پیراهن مشکی ماتم مانده ام

تو سزاوار تمام مثنوی ها بوده ای
من که در وصف تو حتی در غزل هم مانده ام!

کربلایت می شود یک روز سهم من شود ؟
من هنوز از عطر سیب توست آدم مانده ام...