1 – صلوات 2 – بسم اله 3 – آرم

آقا سلام ، سوز و نوایی به ما بده

هر صبح و شام حال بکایی به ما بده

آقا جانم

ماه رجب زنیمه گذشت و نیامدی

لطفی کن و بیا و صفایی به ما بده

حالاهرجای مجلس نشستی با توجه و توسل آقاتو صداکن – یا صاحب الزمان- آقاجانم امروز به عزای جدغریبت باب الحوائج موسی ابن جعفر نشستیم خودت عنایتی کن .

ای به زندان کرده خلوت با خدا موسی‌ ابن ‌جعفر

ای همه آزادگان را مقتدا موسی‌ ابن‌ جعفر 

 

یا باب الحوائج
کاظمینت از برای شیعیان و دوستانت 
هم مدینه ، هم نجف، هم کربلا موسی ابن جعفر 
شُهرت باب‌الحوائج در امامان را تو داری 
خَلق عالم را کنی حاجت روا موسی ابن جعفر 

با کدامین جرم بعد از سالها حبس و شکنجه 
سوخت قلب پاکت از زهر جفا موسی ابن جعفر

---------------------
روضه

امروز دلهارو روانه حرم باصفای امام کاظم کنیم – روزای اول زمزمه آقا موسی بن جعفر و ذکر مناجاتش درگوشه زندان این بود -  خدایا ممنونم یه جای خلوتی به من دادی تا با تو مناجات کنم - اما مردم ( شیخ عباس قمی در کتاب منتهی الآمال آورده ) روزهای آخر ، مناجات مولا عوض شد -  آخه هارون الرشید ملعون به زندانبان امام سندی بن شاهک یهودی دستور داد - هر چه می تونی این آقا را آزار و اذیت کن -  (آماده اید بگم یا نه) مناجات آقا عوض شد صدا می زد :  یا مُخَلِّصَ الشَجَرِ مِن بَینِ رَملٍ وَ ماءٍ وَ طینٍ ای خدایی که گیاه رو از بین آب و گل و ریگ نجات می دی ، یا مُخَلِّصَ النّارِ مِن بَینِ الحَدیدِ وَ الحَجَرِ ، ای خدایی که آتشو از بین آهن و سنگ رهائی می بخشی ،  خَلِّصنی مِن یَدِ هارونِ الَّرشید منو از دست هارون خلاص کن - همه شنیدید که نگهبان زندان امام از جلادان بی رحمان روزگار بود و امام مارو  به دستور هارون به شهادت رساند ، آزادههای عزیز دوران جنگ این روضه رو لمس کردن میدونن در اسارت جان دادن خیلی غریبانه

 

و سخته رحمت خدا بر این ناله ها ، یاد امام ، شهداء ، اموات فیض ببرند ).

- امام رضا آومد بغداد گوشه زندان سر بابا رو به دامن گرفت ، آخه هر پدری آرزو داره لحظه ی آخر میوۀ دلشو ببینه . اما کسی نبود در گودال قتلگاه سر عزیز فاطمه را به دامن بگیره .

 

(( چون نگرید بر تو میثم ای همای وحی کآخر 
گوشة  زندان  بدادی جان و گردیدی رها موسی ابن جعفر  ))