در و دیوار

بنگـر ای بابـا کـه پرپـر لالـه و ریحانه شد

قتلگاهـم بیــن دیـوار و در این خانه شد

أنا الزهرا (س)...

بنگر ای بابا که دست جانشینت بستـه شد

بین این دیوار و در پهلوی من بشکسته شد

أنا الزهرا (س)...

بنگر ای بابا چه خوش حقّ رسالت شد ادا

بـر زمیـن افتـاده‌ام در پیـش چشم بچّه‌ها

أنا الزهرا (س)...

بنگــر ای بابــا دل ذرّیــۀ خود را حزین

اوّلیـن مظلـوم ایـن عالـم شده خانه‌نشین

أنا الزهرا (س)...

بنگر ای بابا که اهل‌بیت تو غمدیده‌انـد

آتش افروزان به اشک دخترت خندیده‌اند

أنا الزهرا (س)...

کوچه – امام حسن (ع)


غصّه‌هـای کـلّ عالـم در دل مـن جا گرفت

نانجیبـی بیـن کوچـه راه مادر را گرفت

انالمظلوم...

چون جسارت کرد بین کوچه خصم بوتراب

عالم امکان ز غم شد بر سرم آنجا خراب

انالمظلوم...

چونکه بین کوچه بالا رفت دست آن لعین

ناگهان دیدم که گشته مادرم نقش زمین

انالمظلوم...

من خودم دیدم که غم بر لوح جان حاکی شده

مادرم روی زمین و چادرش خاکی شده

انالمظلوم...

من خـودم دیـدم به آه و ناله و چشم ترم

زد عـدوی بی‌حیا سیلی به روی مادرم

انالمظلوم...

بستر

بیـن بستـر مـادر مظلومـه‌ام افتـاده است

گوئیا بهر سفر از این جهان آماده است

مرو مادر...

دست خود را گَه به بازو گَه به پهلو می‌زند

شمع عُمر مادرم از درد، سوسو می‌زند

مرو مادر...

پهلویش بشکسته شد در پشت آن در مادرم

نافلـه خوانـد نشستـه بین بستر مادرم

مرو مادر...

شـدّت دردش فـراوان است یـار مرتضی

در قنوتِ خود به یک دستش بگوید رَبّنا

مرو مادر...

نالۀ مادر زنـد بـر قلب مـا هـر دم شَـرَر

ذکـر او عجّـل وفاتـی گشته از سوز جگر

مرو مادر...

**************************

بیت الاحزان

بیت الاحزان مرا کرد از جفا دشمن خراب

گریه می‌کردم در آن، از بی‌کسیِ بوتراب

أنا الزهرا (س)...

عالمــی از آب رویِ مـن بگیــرد آبــرو

اشکِ من بـاشد سلاحـم در نَبَردِ با عدو

أنا الزهرا (س)...

بــا دل غمدیــده بهــر نالـۀ غمپـروری

تا اُحُد می‌رفتـم از یثـرب پِیِ افشاگری

أنا الزهرا (س)...

کز سرِ غربت ببین ما کعبۀ غمها شـدیم

ای عموجان بعدِ بابا ما دگر تنها شدیم

أنا الزهرا (س)...

پهلویم را پشت در بشکسته خصمِ بی‌حیا

دست وَجهُ‌الله بستـه شد میان کوچه‌ها

أنا الزهرا (س)...

بلال حبشی

ای أذان‌گـوی پیمبـر رو بـه سـوی مـأذنه

ای اذانــت تــا قیـامت آبــروی مــأذنه

أنا الزهرا (س)...

تـو ز کفّـارِ لعیـن بـس طعنه‌هـا بشنیده‌ای

در رَهِ اسلام و قرآن بس مصیبت دیده‌ای

أنا الزهرا (س)...

در غبــار فتنـه کـه بر دین اهانت می‌شود

ایـن أذانت بانگ تبلیـغ ولایت مـی‌شود

أنا الزهرا (س)...

در اذانت گو که دست شاه مردان بسته شد

پشت در پهلوی دختِ مصطفی بشکسته شد

أنا الزهرا (س)...

در اذانت کن تو اعلام ای مؤذّن بر همه

کـه بُـوَد خیرالعمل، بِرُّ الْعلیّ و فاطمه(س)

أنا الزهرا (س)...


--------------

شب شهادت

ای مـرا مـولا، رهبـر ای مـرا نــور بصــر

آخرین شب باشد از عمر منِ خونین‌جگر

خداحافظ...

درد غــربت بـاشد از روی کبـودم منجلـی

می‌شوم مهمان بابا کن حلالم یا علی!

خداحافظ...

مـی‌روم از پـیش تـو با قامتِ خم یا علی!

إِبْکِنی یـا سیّـدی، مظلومِ عالم یا علی!

خداحافظ...

شب مرا غسل و کفن کن ای غریب عالمین

بَعدِ من یا بوالحَسَن جان تو و جان حسین!

خداحافظ...

می‌روم زینجـا ولـی دارم به قلبم سوز و آه

وعــدۀ مــا عصــر عاشـورا کنار قتلگاه

خداحافظ...


**************************

شهادت 

روز آه و روز نالــه روز اشــک غــربت است

روز عاشـورای زهـرای(س) خمیده قامت است

انالمظلوم...

لالــۀ مـن از جفـا و کینـه پرپـر گشته است

با قد خم گشته مهمان پیمبر گشته است

انالمظلوم...

همچــو گـل افسـرده‌ام مـن در فـراق آفتاب

سقفِ بیت آرزوهـا بـر سـر ما شد خراب

انالمظلوم...

کس در این عالم چو من، مظلوم بی‌یاور ندید

اشک مظلومـی من بر صورت یارم چکید

انالمظلوم...

حامـی نیلـی جمالـم ای بـه عالـم نـورعین

بی‌تو من می‌مانم، آهِ حَسَن، اشک حسین

انالمظلوم...


**************************

شام غریبان 

بی‌نوا شـد بلبل و هم بی‌صفا گشته چمن

تسلیت یـا حجة بن العسگری یبن الحسن

ابا صالح ...

اهل‌بیت مصطفی در شیون و در زمزمه است

شام غمهـای علی یا شام دفن فاطمه(س) است

گل حیدر ...

در شب شام غریبان شهر یثرب غمسراست

مرتضی مشغول غسلِ حضرت خیرالنساست(س)

علی جانم...

خـود تـو مـی‌دانی گناه یار تنهایم چه بود

بنگـر ای أسمـا شـده بـازوی زهرایم(س) کبود

غریبم من ...

از منِ دلخسته می‌کرد او ز جان دفع خطر

بـر غـلاف و تازیانـه دستِ یـارم شـد سپر

انا المظلوم...

*************************

بعد از شهادت

هر شب از درد فـراقت مــی‌نمایم زمزمــه

رفتـی و مـن ماندم و یک خانۀ بی‌فاطمه(س)

غریبم من ...

رفتـی ای آرام جـانم رفتـی ای دلدار من

خیـز و بنگـر ای بهار من به حال زار من

غریبم من ...

خیـز و بنگر بر حَسَن آن زینت دامانِ تو

زانوی غم در بغـل بگرفتـه از هجـرانِ تو

غریبم من ...

دیده‌اش را از غمت گریان نماید این پسر

غصّـه‌اش را از پـدر پنهان نماید این پسر

غریبم من ...

خاطرات ضرب سیلی قاتل جانش شده

هر شب از داغ تو چون شام غریبانش شده

غریبم من ...

*****************************

حضرت عبّاس علیه السلام

ای امیــدم ای بــه گلــزار ولایـت یاس من

رفتی و پشتم شکسته از غمت عبّاس من

ابوفاضل...

در کنـار علقمـه دستـت جـدا شــد از تنت

رنـگ آلالـه گـرفت عمّامـه و پیــراهنت

ابوفاضل...

تشته لب جـان داده‌ای ای ساقـیِ آب آورم

از حـرم بشنـو صـدای ناله‌هـای اصغـرم

ابوفاضل...

تیـر ظلـم کوفیـان چشـم تو بسته یا أخا

خیـز و بنگـر مادرم اینجا نشسته یا أخا

ابوفاضل...

****

خیز و بنگر ای که رفتی بین خاک و خون به خواب

از لـب عطشـان اصغـر ناله‌ها دارد رباب

ابوفاضل...


****************************

حضرت امّ البنین سلام الله علیها 

خادمه هستم به بیتِ اهل‌بیت مصطفی

مــادر عبّــاسم و دلــدادۀ خــونِ خدا

حسین من...

من حسینی هستم و یار امیرالمؤمنین

فاطمه(س) نام من است و کنیه‌ام امّ البنین

حسین من...

ای حسین جان ای گل گلزار زهرای(س) بتول

از برای نوکری عبّاس من را کن قبول

حسین من...

کن قبولش تا شود در راه عشق تو شهید

تا که من فردا شوم در پیش زهرا(س) روسپید

حسین من...

ای عزیــز فاطمــه(س) ای سر جدای کربلا

آرزو دارم شــود عبّـاس در راهـت فدا

حسین من...