کرامت از حضرت زینب (سلام اله علیها)
در برخى روايات است كه زينب(س) مجلس علمى داشت و زنان به قصد آموختن احكام دين نزد او مى رفتند. اين صفات برجسته كه براى هيچ يك از زنان معاصر او فراهم نشده است ، زينب را از ديگران ممتاز ساخت ؛ چنان كه او را ((عقيله بنى هاشم )) مى گفتند و از وى حديث فرا مى گرفتند.
ابن عباس از او حديث كند و گويد: ((عقيله ما، زينب دختر على (ع ) حديث كرد... و اين لقب بر او ماند؛ چنان كه به عقيله معروف گشت و فرزندان وى را بنى عقيله گفتند.
مردي مصري نقل مي كرد : روزي در حجره بودم ، زني باوقار و با حجاب و متانت نزد من آمد و متاعي طلب كرد . سوال كردم : مادر ! چرا پريشاني ؟
عرض كرد : اي جوان مصری ! يك فرزند بيشتر ندارم ، آن هم به مرض سل مبتلا شده و تمام پزشكان از درمان او عاجز مانده اند حالا آمده ام و آذوقه اي مهيا كنم و به وطن باز گردم .
مردي مصري گفت : مي شود امشب را در منزل ما مهمان شوي ، تا من هم طبيبي سراغ دارم و فرزند تو را نزد او مي برم ، زن رفت و پسر را آورد و گفت : من هر چه طبيب بوده بردم . مرد مصري رفت در مقام حضرت زينب (س ) در مصر ، و طولي نكشيد برگشت و به زن گفت : آماده باش برويم .
وقتي كه زن با فرزند خود به همراه مرد مصري وارد حرم حضرت زينب كبري (س ) شدند ، زن تعجب كرد و گفت : اين جا كه كسي نيست .
چون اين زن مسلمان نبود و به اين چيزها عقيده نداشت ، ولي مصري گفت : شما برو و استراحت كن .
زن در گوشه حرم خوابش برد . اما مرد مصري وضو گرفت و جوان را به همراه يك روسري به حرم بسته و شروع به عبادت نماز و دعا و التماس كرد . ناگهان ديد مادر جوان كه خوابيده بود ، بيدار شد و نزد جوان آمد و بي اختيار گريه كنان دنبال در ضريح مي گردد و جوانش بلند شد و با مادر مشغول زيارت ضريح و حرم مطهر بي بي شدند . مرد مصري مرتب سوال مي كرد كه چه شده ؟
زن جواب داد : خواب بودم ، ديدم زن جواني وارد ضريح شد كه دستش را به پهلو گرفته بود . وقتي وارد شد ، خانم مجلله اي كه در حرم بود ، دست و پاهاي او را بوسيد و به بي بي فرمود : اي نور چشم من !
اين جوان مسيحي را در خانه ات آورده اند ، دست خالي بر مگردان .
گفت : مادر ! خدا را به جان شما قسم دادم تا حاجت اين را روا كند .
يك وقت ديدم كه مادر وارد جايي شد كه همه در پيش پاي او برخاسته و حضرت فاطمه (س ) فرمود :
يا جدا ، يا رسول الله ! در خانه زينب آمده ، و رسول خدا (ص ) از خدا خواست تا جوان را شفا عنايت فرمايد .
منبع.کتاب 200داستان از فضايل ، مصايب و كرامات حضرت زينب (ع)
بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ
مرحوم محمد رحیم اسماعیل بیك ، كه در توسل به اهل بیت (ع ) و علاقه به حضرت سیدالشهداء (ع ) كم نظیر بود و از این باب رحمت و بركات صورى و معنوى نصیبش شده و در ماه رمضان 1378 به رحمت حق واصل شد، نقل نمود كه در شش سالگى به درد چشم مبتلا شدم و تا سه سال گرفتار بوده و عاقبت از هر دو چشم نابینا گردیدم.
در ماه محرم ایام عاشورا در منزل دایى بزرگوارم مرحوم حاج محمد تقى اسماعیل بیك روضه خوانى بود، هوا گرم و شربت سرد به مستمعین مى دادند. من از دایى ام خواهش كردم كه اجازه دهد من به مردم شربت بدهم ؟! دایى ام فرمود: تو چشم ندارى و نمى توانى ! گفتم : یك نفر بینا همراهم بیاید! قبول كرد، و من با كمك خودش قدرى شربت به شنوندگان دادم .
مرحوم معین الشریعه اصطهباناتى سخنرانى مى كرد. در ذكر مصیبت خود روضه حضرت زینب (س ) خواند و من تحت تاءثیر قرار گرفتم . آن قدر گریه كردم تا از حال رفتم در آن حال بانوى مجلله اى دست مباركشان را بر چشمان من كشیده و فرمودند: خوب شدى و دیگر به چشم درد مبتلا نخواهى شد).
ناگاه چشم باز كردم . اهل مجلس را دیدم ، شاد و فرح ناك . به طرف دایى ام دویدم ، تمام اهل مجلس منقلب شده و اطراف مرا گرفتند، به دستور دایى ام مرا به اتاقى بردند و جمعیت را متفرق نمودند. این از بركت و توسلات به حضرت ابا عبدالله الحسین (ع ) بود كه در یك آن چشمم را شفا داده و مرا از نابینایى نجات دادند .
با استعانت از خداوند متعال و عنایات اهل بیت (علیهم السلام) بانک اشعار و مطالب مورد نیاز مداحی با رعایت شأنیت بزرگان دین در این مجموعه گردآوری شده و در مناسبتهای ملی و مذهبی تا حدی میتواند نیاز مادحین بزرگوار را برآورده نماید. انشااله دوستانی که از این مختصر مطالب بهره مند شدند نثار روح شهید رمضان عنایتی از شهدای کربلای شلمچه صلوات هدیه کنند.