روضه حضرت زهرا (س

مباد کوبه­ ی در را کسی به در بزند (2)
چنان که نعره­ی آن شعله بر جگر بزند

** یه وقت گفت هیزم بیارید میخوام خونه رو بسوزانم – میخوام اهل خانه رو بسوزونم – اصلا میخوام زهرا رو آتیش بزنم **


در انتظار نشسته ست پشت در هیزم

که با اشاره ای آتش به خشک و تر بزند

به غیر خانه­ ی بانو کجاست در این شهر

که جبرییل به آن لحظه لحظه سر بزند

** یا صاحب الزمان مارو به مادرت سفارش کن - اگه اجازه بدی دو سه جمله هم روضه بخونیم **
به قصد ضربه به او، تازیانه بالا رفت

فرشته ها همه گفتند : وای اگر بزند

خدا کند که نبینند کودکان علی

مقابل همگان دست بر کمر بزند

** بی بی جان ما به نگاه عنایت تو محتاجیم - من باید یه حرفی رو بزنم – از آقا امام زمان اجازه میگیرم -  آقا منو ببخش روضه ی من همینه –

 ( در وسط کوچه تو را میزدند

کاش بجای تو مرا میزدند )

** آخه سرو صدا شد شعله های آتیش بلند شد – بچه ها دویدن به سمت در خانه یه وقت دیدن دشمن داره بابا رو کشان کشان میبره – آخ -

اگرچه بال و پرش را شکسته اند ولی
شده مجاب که در عرش بال و پر بزند

ترسم که اشک در غم ما پرده در شود

وین راز سر به مهر به عالم ثمر شود

گویند سنگ لعل شود در مقام صبر

** لذا وقتی امیرالمونین بدن مطهر بی رو دفن میکرد عرضه داشت یا رسول اله صبر علی در فراق کم شده **

گویند سنگ لعل شود در مقام صبر

آری شود ولیک به خون جگر شود

الهی  به خون چکیده بر آستانه خانه امیرالمومنین فرج مولامان برسان

نوحه

ای سوره قدر نبی، ای کوثر بی‌خاتمه

نام تو تسبیح علی: یا فاطمه یا فاطمه

آیه به آیه، خط به خط، قرآن وصفت کامل است

در شأن انفاق شما، «و یطعمونَ...» نازل است


آن چادری که می‌شود، روز جزا حبل‌المتین

در کوچه‌های شهر غم، از چه شده نقش زمین


تو رفتی و مانده علی، با غصه‌های بی‌حساب

زخم‌ زبان‌ها جای خود، آه از سلام بی‌جواب...

 

 

 

واحد

وای از این بازی که تو با صبر «حیدر» می‌کنی

چشم بر هم می‌نهد، چادر که بر سر می‌کنی


آه ای «اَمّن یُجیبِ» دختران بی پناه

«زینب»ت را پس چرا این گونه «مضطر» می‌کنی


با توام در! با تو تا دیوارها هم بشنوند

عشقِ «یاسین» است این یاسی که پرپر می‌کنی


قصه‌ی پهلوی تو بغض خدا را هم شکست

اشک او را شبنم آیات کوثر می‌کنی


بازوانی را که این شلاق‌ها بوسیده‌اند

جای لب‌های «محمد» بود، باور می‌کنی؟


با عبورت آخرین بار است از بوی بهشت

کوچه‌های شهر غمگین را معطر می‌کنی


بی حرم می‌مانی و از حسرت گلدسته ‌هات

در مدینه خون به قلب هر کبوتر می‌کنی

 

شور

زمینه/شور – حضرت زهرا سلام الله علیها

اُمید روز محشرم / نام تو را من می برم

با چشم گریان/ یا فاطمه جان

ای دست لطفت بر سرم/ من بر تو خاک محضرم

معنای ایمان/ یا فاطمه جان

همیشه غمخوار علی/یار وفا دار علی

تویی علمدار علی/یار وفادار علی

ای رکن ایمان یا فاطمه جان

ا

ی کوکب هدایت / شهیده ی ولایت

جانم شود فدایت/فدای غصه هایت

ای رکن ایمان یا فاطمه جان

شنیده ام کشیده ای / در مدّت ِ عُمر کمَت

رنج فراوان / یا فاطمه جان

میان آتش پشت در / نام علی را برده ای

با قلب سوزان / یا فاطمه جان

به غصه های تو دل ِ/ارض و سما شد مبتلا

چو اهل ایمان / یا فاطمه جان

داغ تو شد سر منشأ ِ/ مصائب کرببلا

بی زیر تیغ و دشنه / جانش فدا گردیده

حسین ِ تو لب تشنه / سرش جدا گردیده

حسین غریب مادر...