روضه آمدن بلال به مدینه - قبل از شهادت حضرت زهرا(سلام اله علیها)
بخوان بلال
اذان بگو كه،یاس كبود دلتنگ است
اذان بگو كه اذان تو ،آسمان رنگ است
اذان بگو كه پس از رحلت رسول خدا
مصاحب دل من، ناله ی شباهنگ است
اذان بگو به صدای بلند، افشا كن
** بلال برو بالای مأذنه بگو چه خبره **
اذان بگو به صدای بلند ، افشا كن
كه پشت پرده ایمان ، فریب و نیرنگ است
اذان بگو كه بدانند بعد پیغمبر
نصیب آینه های خدانما سنگ است
نه من غبار یتیمی نشسته بر رویم
ببین جمال آینه هایم مكدر از زنگ است
به بلال خبر دادن بی بی دلتنگ اذان گفتن شما شده - اومد تو كوچه ی بنی هاشم ، یه مدتیه بلال از مدینه رفته – برخی مقاتل نوشتن تبعیدش کردن - تا رسید جلوی در خونه ی فاطمه - من ازت یه سئوال می كنم - كدام در – همان دری که پیامبر هروقت میرسید – دست به سینه میگذاشت – صدا میزد السلام علیکم یا اهل بیت نبوه - یه نگاه به در و دیوار سوخته كرد .
نه من غبار یتیمی نشسته بر رویم
ببین جمال آینه هایم مكدر از زنگ است
** میدونی چی میگه – میگه نتنها با سیلی صورت منو کبود کردن – ببین شورم و بچها تو شهر پیامبر غریب شدن – گفتن بی بی می خواد اذون بشنوه - برو بالای مأذنه اذان بگو - رفت بالای مأذنه شروع کرد به اذان گفتن - تا صدای الله اكبر بلند شد- انگار بی بی یه جون دوباره گرفت - اشاره كرد به بچه هاش بلند شن،زیر بغل هامو بگیرند - زینبم برو سجاده مو بیار - حسنم برو یه ظرف آب بیار- مادر می خواد وضو بگیره - بچه ها خوشحال شدن تا بلال نام پیامبر رو برد عبارت تاریخ ، می گه : فشهقت فاطمه،دیدن بی بی یه ناله زد، و سقطت بوجه ها و غشیا علیها. دیدن فاطمه با صورت اُفتاد رو سجاده، خدا نکنه هیج مادری جلو بچه هاش از هوش بره – آی صدا بزن زهرا جان –
من یه اذان دیگه یادمه ، یه جای دیگه ام یكی اذان گفت - اونم تو مجلس شراب - اونجایی كه دستای زینب و بستند - زین العابدین داره خطبه می خونه – اون نانجیب می خواد كسی صدای زین العابدین نشنوه - گفت:پاشو اذان بگو،تا اذون گفت:كلمه كلمه امام سجاد،با اذون اون مرد حرف زد،رسید به اسم پیغبر گفت: صبر كن مؤذن یه سئوال دارم،یزید علیه لعنه،نشسته رو تخت نعصش،گفت:داری می گی محمد،سئوالم اینه ،این محمدی كه می گی،جد منه یا جد یزید،همه ایستادن،گفت جوابشم همه می دونید،می دونید جد یزید كس دیگه است،اگه جد منه، پس چرا دستای من و تو غل و زنجیر بستید،اگه جد منه این حسین بابای منه،چرا داری با چوب خیزران می زنی،ای حسین.............
با استعانت از خداوند متعال و عنایات اهل بیت (علیهم السلام) بانک اشعار و مطالب مورد نیاز مداحی با رعایت شأنیت بزرگان دین در این مجموعه گردآوری شده و در مناسبتهای ملی و مذهبی تا حدی میتواند نیاز مادحین بزرگوار را برآورده نماید. انشااله دوستانی که از این مختصر مطالب بهره مند شدند نثار روح شهید رمضان عنایتی از شهدای کربلای شلمچه صلوات هدیه کنند.