آقا سلام ! سوز و نوایی به ما بده

هر صبح و شام حال بکایی به ما بده

دل تنگ دیدن تو شدیم ایّها الغریب!

آغوش خویش وا کن و جایی به ما بده

تنها به عشق دیدن تو ندبه خوان شدیم

هر صبحِ جمعه حال دعایی به ما بده

این دیده ای که غیر تو هر چیز دیده است

از ما بگیر و چشم خدایی به ما بده

تا کی اسیر لذّت نفسانیت شدن؟!

بشکن حصار و برگ رهایی به ما بده

زنگار معصیت دل ما را سیاه کرد

با کیمیای عشق، جلایی به ما بده

رویِ سیه به ما نمی آید نگاه کن

این جلوه را بگیر و نمایی به ما بده

در این زمان که هر که به دنبال زندگی است

توفیق نوکری و گدایی به ما بده

چیزی نمانده تا که مُحرّم فرا رسد

سهمیّه ی امام رضایی به ما بده

سهمیّه ای که قطره ای از آن گره گشاست

در دیده ها بریز و صفایی به ما بده

در هر فراز روضه ی گودال قتلگاه

حال و هوای کرب و بلایی به ما بده

---------------------

درد دلم دوا شود به لطف صاحب الزمان        گره ز کار وا شود به لطف صاحب الزمان


خدا به يُمن او به ما روزي خود عطا کند         دفع بـلا ز ما شـود به لطف صاحب الزمان
اوست معــزالاوليــا رمــز اجــابت دعــا       مسِ دلـم طلا شود به لطف صاحب الزمان
اگر به من نظر کند شام غــمم سحـر کند       حاجت دل روا شود به لطف صاحب الزمان
هرکه شود به شور وشين سينه زن غم حسين         زائر کــربــلا شود به لطف صاحب الزمان