روضه شهادت حمزه سیدالشهدا (ع)
در جنگ احد بدن حضرت حمزه (ع) را قطعه قطعه کردند. بدن را مثله کردند. خبر رسید که صفیه خواهر حضرت حمزه (ع) دارد می آید. پیامبر (ص) سریع روپوشی روی بدن او انداختند و بدن را پوشاندند، مبادا چشم خواهرش به بدن پاره پاره ی برادر بیفتد. اما پاهای حمزه (ع) از زیرروپوش بیرون مانده بود. برگ و خار و خاشاک جمع کردند، پاها را پوشاندند. مبادا خواهرش بدن قطعه قطعه ی برادر را ببیند. یا رسول الله! کجا بودی کربلا، بدن قطعه قطعه ی امام حسین (ع) را می پوشاندی که زینب (ع) بدن را با آن وضع نبیند. آمد کنار بدن برادر، دید بدن برادر قطعه قطعه شده و سر در بدن ندارد ...
منبع: " گریزهای مداحی ، ص 60 ، نوشته محمد هادی میهن دوست ، چاپ سبحان ، نوبت ششم 1387 ، انتشارات صبح پیروزی. "
حضرت حمزه سیدالشهدا(ع)-زبان حال صفیّه(خواهر حضرت)
گمان نمی کنم این روح پیکرم باشد
تنی که مُثله شده در برابرم باشد
گمان نمی کنم این تکه های پخش شده
همان عموی رشید پیمبرم باشد
بدن مگر بدن کیست این چنین شده است؟!
اگر خدای نکرده برادرم باشد...!
چرا عبای پیمبر نمی گذارد تا
دوباره روشنی دیدۀ ترم باشد؟
××
فدای خواهر مظلومه ای که نالان گفت:
کنار کشتۀ گودال مو پریشان گفت:
××
گمان نمی کنم این زیر نیزه افتاده
حسین فاطمه یعنی برادرم باشد
تو را خدا بگذارید بوسه اش بزنم
که قول می دهم این بار آخرم باشد
کفن که نیست عبا نیست، بوریا هم نیست؟!
بد است بی کفن این مرد محترم باشد
برای آن که روی پیکرش بیاندازم
نمی شود بگذارید معجرم باشد؟
لطیفیان
با استعانت از خداوند متعال و عنایات اهل بیت (علیهم السلام) بانک اشعار و مطالب مورد نیاز مداحی با رعایت شأنیت بزرگان دین در این مجموعه گردآوری شده و در مناسبتهای ملی و مذهبی تا حدی میتواند نیاز مادحین بزرگوار را برآورده نماید. انشااله دوستانی که از این مختصر مطالب بهره مند شدند نثار روح شهید رمضان عنایتی از شهدای کربلای شلمچه صلوات هدیه کنند.