حرّم و نزد تو با روی سیاه آمده ام                                         بی پناهم من و اینجا به پناه آمده ام

پسر فاطمه بگشا برویم باب کرم                                              شرمسارم ز پی عفو گناه آمده ام

من خجالت زده از زینب و طفلان توام                                  تا نبخشی گنهم سینه پر آه آمده ام

تا کنی گوشة چشمی به من ای بحر کرم                                     در حضور تو به امید نگاه آمده ام

راه بستم به تو ای راهگشای دو جهان                                 عذر خواهم ز تو و در پی راه آمده ام

از لشکر فاصله گرفت، بعضی از نقل ها نوشتن: سر و روش رو خاکی کرد، فرمانده ی سپاه دشمن ِ، یه مرد عادی نبوده حُر،اسمش توی کوفه میومده همه می لرزیدن، بعضی از نقل ها اومده:چکمه هاش رو انداخت گردنش، بعضی جاها نوشتن:به پسرش گفت :بیا، لباس منو بگیر،من رو بکش رو خاک، من باید زمین خورده ی حسین بشم، یه جوری اومد، ابی عبدالله از خیمه اومد به استقبالش،یه سئوال کرد،یه جواب شنید،خلاص،الله اکبر،اینی که میگم حسین کشتی ِ نجات ِ، اینی که میگم، امام صادق میگه: "کُلّنا سفینةُ النّجاه و سفینة الحسین اَسرع" "اَسرع" یعنی زودترین راه نجات حسین ِ، این شاهد مثالشه، یه سئوال کرد:"هل لی مِن تَوبه" آقا راهی برای من هست توبه کنم؟حسین گذشته اش رو بیادش نیاورد، تا گفت: :"هل لی مِن تَوبه" دیدن دست گذاشت زیر محاسن حُر،  سرش رو بالا گرفت،"اِرفَع رَأسَک"،حالا با زبان شعر جلو برم،زبان حال امام به حُر ِ، خیلی قشنگ ِ*

 

خالی از خود شدی و از ما پُر

سر خود را بلند کن ای حُر

پیش تیر بلا سپر گشتی

ما صدایت زدیم برگشتی

 

باش تا فانی حسین شوی

باش قربانی حسین شوی

وارد میدان شد جنگ نمایانی کرد، لشکر کوفه رو بهم زد،  وقتی رو زمین افتاد، دیدن ابی عبدالله رفت بالا سرش، ای قربون تو آقا برم، عاقبت به خیری همینه ، دید حسین سرش رو از رو خاک برداشت، اصل روضه اینجاست، اونایی که ناله دارن، یه نگاه کرد،اما درست نمیتونه ببینه، چشم حُر پر از خون ِ، فرقش شکافته،یاالله،ابی عبدالله دستمال کمرش رو باز کرد، شروع کرد خون چشمش رو پاک کردن، پیشونیش رو پاک کرد، آی دلای آماده آی محبین حسین فاطمه کجا دیدید یه نفر پیراهنش رو بالا بزنه،با تیر سه شعبه به سینش بزنن  این فقط مال حسین ِ، پیراهن عربیش رو بالا زد، خون پیشانی رو پاک کنه نانجیب صدا زد حرمله، کار حسین رو تمام کن، حسین....