السّلام ای فاطمه امّ البنین

السّلام ای بانوی دنیا و دین

السّلام ای بانوی بیت الولا

دامنت دانشسرای کربلا

السّلام ای روح احساس و ادب

آسمان چار خورشید عرب

 

سرسفره مادر قمر بنی هاشم حرفاتو بزن حضرت ام البنین باب الحوائحجه – بگو بی بی جان دلمون خیلی برا مدینه تنگ شده – اونجا که نمیزارن برات گریه کنیم – خانم امضا کن تو حرم عباست برات ناله بزنیم .

دامنت مهد شهید علقمه

مادر فرزند های فاطمه

ای به تو از زینب کبرا سلام

از حسین آن یوسف زهرا سلام

ای به قدر و رتبه برتر از همه

ای به حیدر جانشین فاطمه

در عزای چار فرزند شهید

عاقبت چون فاطمه قدّت خمید

 

بشیر ندا داد قافله امام زین العابدین به دورازه مدینه رسیده – یوقت دیدن یه خانمی با قد خمیده داره می آد – به بشیر یه نگاهی کرد گفت بشیر از کربلا برام بگو – گفت ام البنین عونتو کشتن –

 

یه نگاه کرد گفت از حسین بگو – عرضه داشت ، جعفرتو ، عبداله تو کربلا کشتن –صدا زد از مولام حسین بگو ، گفت ام البنین حسین بین دو نهر آب صدا میزد جگرم – های های با لب تشنه به شهادتش رسوندن - رحمت خدا براین اشکها و ناله های شما-  های های – صدا زد مگه عباس من نبود - با وجود عباس کی جرأت کرده حسینو شهید کنه – عرضه داشت ام البنین نبودی ببینی اول دستهای عباستو از بدن جدا کردن – بی بی جان تیر به چشم عباست زدن – با عمود آهنین به فرقش زدن

این شنیدم از کمین گه تاختند

          دست عباس مرا انداختند

خصم چون دید از تنت افتاد دست

     با عمود آهنین فرقت شکست

وای وای - یه جمله روضه من – صدا زد ام البنین نبودی کربلا ندیدی مادر حسین جبران کرد –  همو لحظه ای که عباست با صورت به زمین افتاد - بمیرم برات عباس جان

تو نبودی در کنار علقمه

جای تو صاحب عزا شد فاطمه

اشک «میثم» وقف باغ یاس تو

لاله ای بر تربت عبّاس تو