اي به غربت گشته مسموم از ره بي ياوري
کشته ي راه خدا و زاده ي پيغمبري
يا امام عسگري يا امام عسگري
*****
اي که از عباسيان ظلم و جنايت ديده اي
صدمه ها در نشر قرآن و ولايت ديده اي
در جواني درد و رنج بي نهايت ديده اي
کنج زندان کرده اي بر خلق عالم رهبري
يا امام عسگري يا امام عسگري
*****
اي که در سن جواني مثل گل پرپر شدي
کشته ي راه خدا و دين پيغمبر شدي
با وجود شيعيان بي يار و بي ياور شدي
بر سرت آمد بلاها با تمام سروري
يا امام عسگري يا امام عسگري
*****
اي سراپا روح قرآن اي وجودت جان پاک
آخر از زهر جفا گرديده قلبت چاک چاک
پيکر نورانيت شد در جواني زير خاک
اي جمالت مصطفايي اي جلالت حيدري
يا امام عسگري يا امام عسگري
*****
مثل اجدادت شدي مسموم از زهر جفا
شد عزادار تو زهرا و علي و مصطفي
شهر «سُرَّ مَن رَءا» در ماتمت شد کربلا
مهديت پوشيده بر تن جامه ي نيلوفري
يا امام عسگري يا امام عسگري
*****
گرچه ديدي روز و شب بيداد از خصم شرير
ديده اي در عمر خود تبعيد و زندان ناگزير
خواهرت ديگر نشد در بين دشمنها اسير
مثل زينب درمصيبت کس نديده خواهري
يا امام عسگري يا امام عسگري