یازهرا (4)

پاشومادربریمخونه

خیلی حالت پریشونه

تا نفهمیده زینب تو

بزا دستات رو گونه

اونی که زد تو رو نامردِ مادر

می ترسم باز هم برگرده مادر

یازهرا (4)

چرا حال تو جا نمیاد

نفست بالا نمیاد

تو هنوز هیجده سالِت

به تو اصلاً عصا نمیاد

می مونه صوت این سیلی توگوشم

تاکه فقط چادر خاکی بپوشم

یازهرا (4)