به عالم محرم و یار م پدر بود
صفا بخش دل زارم پدر بود

کشید از بهر من رنـج فراوان
به هر سختی مددکارم پدر بود

به سن کــودکـی و نــاتوانی
همیشه یار وغمخوارم پدربود

اگر از شیر مادر جان گرفتم
طـبیبانه پـر ستارم پـدر بـود

به من آموخت درس زندگی را
زجان و دل خریدارم پدر بود

به راهم هستی خود را فنا کرد
زپای جـان گرفتارم پدر بـود

اگـر قـدش خمید و گشت رنجـور
شریک رنـج در کـارم پدر بـود

زجان گوید خداداد این سخن را
رفـیـقم یـارو دلـدارم پـدر بـود