استاد فاطمی نیا در جلسه هفتگی گفت : دقیقه ای یادی کنم از مرحوم حسان ،  این  شاعر بزرگ که گردن همه ما حق دارد. بنده با ایشان خیلی مانوس بودم . اولا شاعر توانمندی بود، با من که صحبت می کرد می گفت : من عهد کرده ام در مسیر شاعری از راه اهل بیت(ع) خارج نشوم ،  و اینگونه‌ هم بود. خیلی هم اهل شوخی و مزاح هم بود، یادم هست  خاطره ای نقل می‌کرد، می‌گفت  : سوم شعبان رفتم کربلا، به خدا و سیدالشهدا گفتم، یا سیدالشهدا(ع) اگر من در میان اهل بیت(ع) رو سفیدم ، با نشانه ای برایم معلوم کن. می‌گفت: آن ایام عده ای در حال بنایی داخل حرم بودند ، همین طور که در حرم راه می رفتم  یک استانبولی گچ چپ شد و برگشت روی سر و لباسم ، و اینگونه رو سفید شدم.