دنیا ز نور فاطمه رخشان چو گوهر است
فُلک ولا به بحر حقیقت شناور است

مه بانویی که خیر دو عالم بدست اوست
کُفو علی و دختر پاک پیمبر است

دو نور دیده یا که دو ریحانه بهشت
از طینت مبارک زهرای اطهر است

شمس و قمر ز فاطمه کسب جلا کنند
زیرا که او به زینب و کلثوم مادر است

خواندش پدر به ام ابیها از آن سبب
کو در دو عالم از همه ی بانوان سراست

دانم همی ز روز ازل تا صف حساب
گیتی ز صُلب نجل شریفش منور است

در خلوت محارم او قدسیان بسی است
کانجا هزار نکته ز اسرار مُضمر است

در نعت آن شفیعه ، جلالی خموش باش
واصف خدا به سوره ی پُر فیض کوثر است

محمد حسین جلالی همدانی