امشب دل تنگ مرا اشکم روایت می کند
امشب خدیجه با تو ای اسماء وصیت می کند
ای آشنایم ، بشنو نوایم
جان تو و زهرای من ۲

اسماء بهار عمر من امشب به پایان می رسد
زهرا سرش بر سینه ام من بر لبم جان می رسد
جانم فدایت ، در بین امت
جان تو و زهرای من ۲

اسماء ز ناموس خدا باید کنی غم پروری
از حال زهرایم بپرس در غربت بی مادری
در شادی و غم ، در اشک و ماتم
جان تو و زهرای من ۲

آن شب که پیوند گل یاس و صنوبر می شود
آن شب که زهرا کوثر قرآن حیدر می شود
با مهربانی ، تا می توانی
جان تو و زهرای من ۲

آن شب که جسمش را علی شوید به اشک دیدگان
بر پیکر مجروح او اسماء بریز آب روان
جان تو و زهرای من ۲