وقتی یاران به شهادت رسیدن اولین کسی که از بنی هاشم اجازه میدان خواست علی اکبر بود - بلافاصله حضرت اجازه میدان داد - ثمنظرآیسمنه-بعد پشت سر علی یه نگاه ناامیدانه ای کرد ، فرمود خدا یا شاهد باش شبیه ترین به پیامبرت خلقا و خلقا و منطقا داره به میدان میره - علی وارد میدان شد جنگ نمایانی کرد یه وقت به طرف خیمه ها برگشت صدا زد -یاابهالعطشقدقتلنی- پدر جان تشنگی داره منو میکشه - سادات منو ببخشید - فبکیالحسین-ابی عبداله گریه زیادی کرد - فرمود طولی نمیکشه از دست جدت رسول خدا سیراب میشی - وارد میدان شد نهیب میزد لاحول ولا قوه الاباالله -  یه وقت صدای نالش بلند شد - ابی عبداله صدازد انالله و انا الیه الراجعون - خودش رسوند کنار پیکر علی فسقطالیفرس- راوی میگه خودش رو از روی اسب به زمین انداخت - سر علی رو به دامن گفت آرام نشد - سرعلی رو به سینه چسباند قرار نگرفت - صورت به صورت علی گذاشت  -خدّه علیخدّه صدازد - علیدنیابعدک العفابعد از تو خاک بر سر دنیا.




.