آمد محضرِ امام باقر علیه السلام ، عرضه داشت : یابن رسول الله ، من مکه ، مدینه ، نجف بودم . هیچ جا تُربتش بویِ تربتِ جدت حسین رو نمیده"
دید امام باقر داره گریه میکنه ، فرمود : علتش اینه ، این تربت با پوستُ گوشتُ استخوانِ جدّم عجین شد ....
••• ┄┅═══✼🌹✼═══┅┄
"یاالله" کجا عجین شد ؟ ....
دید امام باقر داره گریه میکنه ، فرمود : علتش اینه ، این تربت با پوستُ گوشتُ استخوانِ جدّم عجین شد ....
••• ┄┅═══✼🌹✼═══┅┄
"یاالله" کجا عجین شد ؟ ....
همه محاصره اش کردن دور گودال ، یه وقت دیدن عمر سعد ملعون فریاد زد :«مَن يَنتَدِبُ لِلْحُسَينِ؟!»
کیه بر بدنِ حسین اسب بتازونه ؟! ....
ده نفر سوارِ بر اسب شدن ، آخ اسب هاشون رو نعلِ تازه زدن ، استخوانهایِ سينه و پهلوش رو شکستن ...
ای حسین
+ نوشته شده در سه شنبه پنجم تیر ۱۳۹۷ ساعت 11:29 توسط رضا نائینیان
|
با استعانت از خداوند متعال و عنایات اهل بیت (علیهم السلام) بانک اشعار و مطالب مورد نیاز مداحی با رعایت شأنیت بزرگان دین در این مجموعه گردآوری شده و در مناسبتهای ملی و مذهبی تا حدی میتواند نیاز مادحین بزرگوار را برآورده نماید. انشااله دوستانی که از این مختصر مطالب بهره مند شدند نثار روح شهید رمضان عنایتی از شهدای کربلای شلمچه صلوات هدیه کنند.