روز عاشورا بعد شهادت یاران و بنی هاشم حضرت وارد میدان شد - دیگه یاوری نداره - ساعتی گذشت یه وقت در میانه ی میدان جنگ لحظه ای ایستاد نفسی تازه کنه - زخم های زیادی بر بدنش وارد شده - لبها خشکیده جگر تفدیده  - آخ حسینیا منو ببخشید - یه نا نجیب سنگی به پیشانی مبارکش زد خون جاری شد - لباس عربی رو بالا زد خونها رو کنار بزنه تا سینه مبارکش نمایان شد یکی با تیر سه شعبه به قلبش زدن -فاتاهسهممسوملهثلاثشعب-تیر رو از پشت سر بیرون کشید - عبارت مقتله شیخ عباسه -  الدّمکانهمیزاب- خون مثل ناودان جاری بود .