بیا ببین دلِ غمگینِ بی شکیبا را
بیا و گرم کن از چهره ت شبِ ما را

من و ُجدا شدن از کویِ تو خدا نکند
که بی حرم چه کنم غصه هایِ فردا را

((حرف همه ی ما))

خیالِ کربُبلایت مرا هوایی کرد
بگیر بالِ مرا تا ببینیم آنجا را ...

*امسال نکنه من جا بمونم ... نکنه اربعین  منو دعوت نکنی .. ارباب آقایی کن ... امسالم برات زیارت مارو امضا کن ....*

گدایِ هر شبم و کاسه گردم و ندهم
به یک نگاهِ کریمانه ات دو دنیا را ....

((*تو یه بار منو نگاه کنی برام بسه ... یه بار یه نظر ی به من بیندازی آبادمیشم))

عیسی شدی که اینهمه بالا ببینمت
بالای دست مردم دنیا ببینمت

بعداز گذشت چند شب از روز رفتنت
راضی نمی شود دلم الا ببینمت

اما چه فایده؟ خودت اصلا بگو حسین
وقتی نمی شناسمت آیا ببینمت؟

((چرا نمی شناسه آخه این سر تو تنور خولی رفته ...آخه این سر بارها از نیزه افتاده آخه این سر دیر راهب آمده))

امروز که شلوغی مردم امان نداد
کاری کن ای عزیز که فردا ببینمت

((چه خبره))

شبها چه دیر می گذرد ای حسین من
ای کاش زود صبح شود تا ببینمت

(( یابن الحسن  منو ببخشید ))

صدا زد داداش

گفتی سر تو را ته خورجین گذاشتند
چه خوب شد نبوده ام آنجا ببینمت

عزیز دلم...

تو سنگ میخوری و سرت پرت می شود
انصاف نیست بین گذرها ببینمت

((امام صادق فرمود رحمت خدا بر فریادی که بخاطر ما بلند شه هر جا این زن وبچه گریه کردن دشمن هلهله کرد.))

تو سنگ میخوری و سرت پرت میشود
انصاف نیست بین گذرها ببینمت

((آی کنایه فهما معمولا مداح وقتی یه کنایه میگه روضه ها تو ذهنتون مجسم میشه اینم برا کنایه فهما ،
گفت داداش:))

فعلا مپرس طرز ورود مرا به شهر
بگذار گوشه ای تک و تنها ببینمت

((یه نگاهی به آن سر خاکستری و خون آلود کرد .... ای هلال یک شبه یِ زینب ... الله اکبر چه کردن با این آقا .... بعضی ها نوشتن فقط هیجده ضربۀ کاری به صورت خورده بوده .. بعد فرمود اگه با من حرف نمیزنی با این طفلی  سه ساله حرف بزن .

حسین آرام جانم حسین روح و روانم
حسین درمان دردم حسین دورت بگردم