شیخ عباس قمی (ره) در نفس المهموم آورده :

راوی میگه اهل بیت حسین (ع) رو به ریسمان بسته بودن ، به مجلس یزید بردن ، یه وقت بی بی زینب چشمش به سر برادر افتاد ، گریبان چاک زد صدازد یاحسینا،یاحبیبالرسول الله، یابن مکه و منا ، یابن فاطمه الزهرا
راوی میگه بخدا قسم هرکس در مجلس یزید بود گریه میکرد ، همین جا بود یزید چوب خیزران برداشت به لب و دندان حسین میزد ابو برزه اسلمی صدا زد وای برتو به لب و دندان پسر فاطمه با چوب میزنی ، خودم دیدم پیغمبر لب و دندان حسن و حسین رو میبوسید و میفرمود انتما سیدا شباب اهل الجنه