جام دل خون سینه از غم آتشین است

ای عــزاداران دوبـاره اربعین است

وامصیبت (3)

 

دل کبــاب آتـش درد و بـلا شد

چون که زینب وارد کرب و بلا شد

وامصیبت (3)

 

آه از آن ساعت که زینب دیدۀ تر

بـوسه زد بـر تـربت پــاک برادر

وامصیبت (3)

 

از غم داغ بــرادر خـون‌فشان شد

همچو بلبل همـدم آه و فغان شد

وامصیبت (3)

 

جای ما خونین دلان ویرانه گردید

دخترت گِرد سرت پـروانه گردید

وامصیبت (3)

 

چهرۀ زردم گـواه خسته حالیست

جـای پروانه کنارِ شمع خالیست

وامصیبت (3)