ای سفر کرده کـه صد قافله دل همره تو است

این همه زخـم چـرا بر روی همچون مه تو است

ابتا یا حسین

دست پیش آورم و جامه به تن چاک کنم

تــا کـــه اشـک از رخ نـــورانی تو پاک کنم

شعلــه بیـدادگــران بـــر پــر پـروانه زدند

همه با سنگ جفـا مـوی مرا شانه زدند

ابتا یا حسین

 

خنده و شادی و دشنام و کـف و هلهله بود

ده تــن از عترت تو بسته به یک سلسله بود

شـــامیان یکسـره بـر گـریه مـا خنـدیدند

پـــــای آوازۀ قــــــرآن ســـــــرت رقصیدند

ابتا یا حسین

 

گلشن وحی خزان گشته گل یاس کجاست؟

ســاقی تشنه لبـان حضـرت عباس کجاست؟

خـــاک ویــرانـه کجــا و شجــر طـــور کجــا

شـب تـــــاریـک کجــــا و طبــق نـــور کجـا

ابتا یا حسین

 

دو دریا اشک2 - غلامرضا سازگار