وقتی امام رضا به نیشابور رسید موسی بنِ ثیار میگه جنازه ای رو مردم داشتن تشییع میکردن ، یه مرتبه دیدم حضرت بلافاصله و با عجله از کجاوه پیاده شد ... خودشو به این جمعیت رسوند ، زیرِ این پیکر رو گرفت ... اومد کنارِ قبر ، دستِ مبارکشُ رو سینۀ میّت گذاشت ... فرمود : *یا فُلان ابنِ فُلان ... أَبْشِرْ بِالجَنَّةِ ، فَلا خَوْفٌ عَلَیْكَ بَعْدَ هذِهِ السّاعَةِ .....*  گفتم آقاجان ، تا جایی که من خبر دارم ، شما اولین بارِ که به این منطقه میاین .... مگه این پیکر رو میشناختید ؟؟... 

فرمود : مگه نمی دونی ، اعمالِ شما صَبَاحاً وَ مَسَاء به ما عرضه میشه .... ما به نامۀ اعمالِتون  نگاه می کنیم ، یا امام رضا یه نگاهی هم به ما بینداز زندیگمون آباد بشه .