این دل تنگم عقده ها دارد

گویا میل کربلا دارد .....

میروم بینم در کجا زینب

شکوه از شمر بی حیا میکرد ....

حسین .........

*یه وقت بی بی زینب دید زمین کربلا داره میلرزه از بالای تل زینبیه داره میبینه شمشیر دار با شمشیر ، نیزه دار با نیزه «فرقة بالسيوف و الرماح و فرقة بالنبل والأحجار» اونایی هم که شمشیر ندارن با سنگ...." پا برهنه دوان دوان آمد. معمولا یکی که عزیزی رو از دست میده می آن جمع میشن ،  نمیزارن بی تابی کنه" اما کربلا این اتفاق نیفتاد اونجا عمه ی امام زمان رو با کعب نی زدن.

ای حسین ......

بالحسین یا الله