اى نوگلم از روى تو شرمنده هستم
غرق به خون پرپر مزن بر روى دستم

على اصغر من _ گل پرپر من

لای لاى على جان

باداغ خود کردى على در اضطرابم
کردى تو از خون گلوى خود خضابم
در فکر گيسوى پريشان ربابم

به زير عبايم _ نهانت نمايم

لای لاى على جان

لبهاى تشنه بر گلوى تو گذارم
با بوسه اى شايد دهى بر دل قرارم
مهلت بده تير از گلوى تو در آرم

نظر کن به بابات _ چرا بازه چشمات

لای لاي على جان

زيبايى زير گلوى تو نظر شد
تير سه شعبه ديدى اخر درد سر شد
اى واى من که مادر تو خون جگر شد

ببين دل شکسته _ به راهت نشسته

لای لاى على جان


#قاسم_نعمتی
@karimegharib