نوحه شب تاسوعا

برخيز علمدار رشيد لشکر من
بنگر که با داغت چه آمد بر سر من
امير سپاهم _ تويى تکيه گاهم

برادر اباالفضل

گرد غريبى بر سر و رويم نشسته
بغض گلو راه نفس بر سينه بسته
زير بغلهايم بگير پشتم شکسته

مسوزان دل من _ مشو قاتل من

برادر ابالفضل

يارى نموده گر مرا دست جدايت
مى گردم اى سقا به دنبال صدايت
چيزى نمانده زان قد و بالا برايت

ببين حال يارت _ چه سازم کنارت

برادر اباالفضل

دورى ز تو بر کودکان دارد اثرها
از بعد تو در خيمه ها باشد خبرها
بودى تو تنها حامى معجر به سرها

شده غصه اينجا_ ز معجر کشى ها

برادر اباالفضل

بشنو ز من سر بسته تو اى نور ديده
گوشم ز لشکر صحبت غارت شنيده
دشمن براى خواهرم نقشه کشيده

هوادار زينب _ تويى يار زينب

برادر اباالفضل

#قاسم_نعمتی

@karimegharib