رحلت جانسوز امام خمینی(ره)
ای به خالِ لب دلدار گرفتار بیا
ای انالحق زده منصور سَرِدار بیا
رفتی و خون ز دل و دیده من جاری شد
ای امید دل »خندانِ« دل افکار بیا
رحلت جانسوز امام خمینی(ره) تسلیت باد
ای به خالِ لب دلدار گرفتار بیا
ای انالحق زده منصور سَرِدار بیا
رفتی و خون ز دل و دیده من جاری شد
ای امید دل »خندانِ« دل افکار بیا
رحلت جانسوز امام خمینی(ره) تسلیت باد
* - یکی از معجزات آن حضرت که در سالهای اخیر اتفاق افتاده، معجزهای است که برای همسر آقای «متقی همدانی» رخ داده است، وی میگوید: روز دوشنبه هجدهم ماه صفر سال 1397 همسر اینجانب محمد متقی همدانی بر اثر دو سال اندوه و گریه و زاری بهخاطر داغ دو جوان خود که در یک لحظه در گروههای شمیران جان سپردند؛ مبتلا به سکته ناقص شد. طبق دستور پزشکان مشغول معالجه و مداوا شدیم، ولی نتیجهای بهدست نیامد. قرآن مجید و نیز خواندن دعای مختصری از دعاهای شب جمعه، به حضرت بقیةالله (عجل الله تعالی فرجه) متوسل شدم و با دلی پر از اندوه به خواب رفتم. ساعت چهار بامداد طبق معمول بیدار شدم. ناگاه احساس کردم که از اتاق پایین که همسرم آنجا بود سر و صدا و همهمه بلند است، سر و صدا قدری بیشتر شد و سپس ساکت شدند.
*- دقیقاً خاطرم نیست که سال ۵۱ بود یا ۵۲٫ شب جمعه اى بود و من طبق معمول به مسجد مشرف شده بودم. جلوى ایوان مسجد قدیمى، کنار مرحوم حاج ابوالقاسم ـ کارمند مسجد که داخل دکه مخصوص جمع آورى هدایا بود ـ نشسته بودم. نماز مغرب و عشا تمام شده بود و جمعیت کم و بیش مشرف مى شدند. ناگهان خانمى جلو آمد در حالى که دست دختر ۱۲ ساله اش را گرفته بود و پسر بچه ۹ ساله اى را هم در بغل داشت. نگاهى کردم و گفتم: بفرمایید! امرى داشتید؟
*- زن سلام کرد و بدون هیچ مقدمه اى گفت: من نذر کرده ام که اگر امام زمان(علیه السلام) امشب بچه ام را شفا دهد، پنج هزار تومان بدهم. حالا اول مى خواهم هزار تومان بدهم
گفت: هفته دیگر ان شاءاللّه با پدرش مى آییم و گوسفندى هم مى آوریم. هفته بعد که آمدند، گوسفندى را ذبح کردند و خیلى اظهار تشکر نمودند. بچه را که دیدم، او را بغل کردم و بوسیدم
----------------
شفاى مفلوج و سفارش به دعاى فرج
یکى از خدمه جمکران مى گوید
یک روز قبل از عاشوراى حسینى در مسجد جمکران مشغول قدم زدن بودم. مسجد بسیار خلوت بود. ناگهان متوجه مردى شدم که بسیار هیجان زده بود و به هر یک از خدّام که مى رسید، آنها را بغل مى کرد و مى بوسید. جلو رفتم تا جریان را جویا شوم، امّا همین که به او رسیدم مرا نیز در آغوش کشید; مى بوسید و اشک مى ریخت. وقتى جریان را از او پرسیدم، گفت: چند وقت قبل با اتومبیل تصادف کردم و فلج شدم. پاهایم از کار افتاد. هر شب به خدا و ائمه معصومین(علیهم السلام) متوسل مى شدم. امروز، همراه خانواده ام به مسجد آمدم. از ظهر به بعد حال خوشى داشتم; به آقا امام زمان(علیه السلام) متوسل بودم و از ایشان تقاضاى شفا مى کردم. نیم ساعت پیش، ناگهان متوجه شدم که مسجد، نورى عجیب و بوى خوشى دارد. به اطراف نگاه کردم و دیدم که مولا امیرالمؤمنین، امام حسین، قمر بنى هاشم و امام زمان(علیهم السلام) در مسجد حضور دارند. با دیدن آنها دست و پاى خود را گم کردم. و نمى دانستم چه کنم که امام زمان(علیه السلام) به من نگاه کرد و همان لحظه لطف ایشان شامل حالم شد و به من فرمود: شما خوب شدید! بروید و به دیگران بگویید که براى فرج من دعا کنند که ظهور ان شاءاللّه نزدیک است. بعد ادامه داد: امشب عزادارى خوب و مفصلى در این جا برقرار مى شود که ما هم حضور داریم».
خادم مى گوید: «مردِ شفا گرفته یک انگشترى طلا به دفتر داد و با خوشحالى رفت. مسجد خلوت بود. آخر شب، هیأتى از تبریز به جمکران آمد و به عزادارى و نوحه خوانى پرداختند. مجلس بسیار با حال و سوزناک بود. من همان لحظه به یاد حرف آن مرد افتادم».
----------------
زن سفارش کرد که شما را به خدا کسى نفهمد. گفتم: خانم! این اتفاقات براى ما غیر منتظره نیست. تقریباً همیشه از این جور معجزه ها را مى بینیم
پرسیدم: چى شده خانم؟
گفت: این بچه همان بچه اى است که وقتى اول شب خدمتتان آمدم بغلم بود. و بعد پاهاى کودک را نشان داد. کاملا خوب شده بود و آثارى از ضعف یا فلج در پسرک نبود
آخر شب بود و من قضیه را به کلّى فراموش کرده بودم. خانمى را دیدم که دست پسر بچه و دخترش را گرفته بود و به طرف دکّه مى آمد. به نظرم رسید که قبلا دختر بچه را دیده ام، ولى چیزى یادم نیامد. زن شروع به دعا کردن نمود و تکرار مى کرد و مى گفت: حاج آقا! خدا به شما طول عمر بدهد! خدا ان شاءاللّه به شما توفیق بدهد
کمى فکر کرد و گفت: خیلى خب، قبوله. و بعد پنج هزار تومان را داد; قبض را گرفت و رفت
پرسیدم: آمدى که امتحان کنى؟
گفت: پس چه کنم؟
بلافاصله گفتم: نقدى معامله کن; با قاطعیت بگو این پنج هزار تومان را مى دهم و شفاى بچه ام را مى خواهم
آری؛ با گفتن یک کلمه «گریه نکن» آنهمه اندوه و غم از دل بیرون رفت
-----------------
یکى از اعضاى هیئت امناى مسجد مقدّس جمکران، که بیش از بیست سال است که توفیق خدمت به این مسجد را دارد، چنین نقل مى کند
مادرم هنگامیکه متوجه شد، نزدیک درب حیاط ایستاده، گفت: زهرا! من خواب میبینم یا بیدارم؟ من خودم تا اینجا آمدم؟ گفتم: مادرجان: شما را شفا دادند، سپس مادرم را به اتاق آوردم
از او پرسیدم: چرا نمیخوابی؟ گفت: پدرجان! خواب از سرم رفت. گفتم: چرا؟ گفت: بهخاطر آنکه مادرم را ساعت چهار بعد از نیمهشب شفا دادند. من منتظر بودم که بیایید و به شما مژده بدهم. گفتم: چه کسی شفا داد؟ گفت: مادر ساعت چهار بعد از نیمهشب با شدت اضطراب ما را بیدار کرد که برخیزید، آقا را بدرقه کنید! همگی بیدار شدیم، ناگهان دیدیم مادرم با آنکه قدرت نداشت از جا حرکت کند، از اتاق بیرون آمد. من که همراه مادرم بودم، بهدنبال ایشان رفتم. نزدیک درب حیاط به او رسیدم. گفتم: مادرجان! کجا میروی؟ آقا کجا بود؟
مادرم گفت: «آقایی، سید جلیلالقدری در لباس اهل علم به بالینم آمد و فرمود: برخیز، گفتم: نمیتوانم. با لحن تندتری گفت: برخیز! دیگر گریه نکن و دوا هم نخور. من از هیبت آن بزرگوار برخاستم. فرمود: دیگر گریه نکن، دوا هم نخور، همینکه رو کرد به طرف در اتاق، من شما را بیدار کردم و گفتم: از آقا تجلیل کنید و ایشان را بدرقه نمایید، لیکن شما دیر جنبیدید، خودم ایشان را بدرقه کردم
من گمان کردم میهمان از همدان یا تهران آمده، اعتنایی نکردم، تا اینکه صدای اذان صبح شنیده شد، برای وضوگرفتن پایین رفتم، دیدم چراغهای حیاط روشن است و دختر بزرگم که پس از مرگ برادرهایش خنده به لبش نیامده بود، خوشحال و متبسم قدم میزد
بنابراین، معجزات آن حضرت به دوره ى قبل از غیبت و دورهی غیبت، ختم نمىشود و به هنگام ظهور نیز آن حضرت براى معرّفى حقانیّت خویش و اتمام حجّت بر دشمنان و منكران، معجزاتى را انجام خواهند داد .
دامن علقمه و باغ گل یاس یکیست
قمر هاشمیان در همه ی ناس یکیست
سیر کردم عدد ابجد و دیدم به حساب
نام زیبای ابا صالح و عباس یکیست
اباالفضل ...
-----------------
یا اباصالح مدد
مژده ای دل که شب نیمه شیعیان آمد بر تن مرده و بی جان جهان جان آمد
بانگ تکبیر نگر در همه عالم جاریست همه گویند عیان جلوۀ جانان آمد
عالم کون و مکان در طرب و وجد سرور حور و غلمان و ملائک همه خندان آمد
از زمین نور ببالا رود امشب زیرا نور خورشید امامت همه تابان آمد
فاش گویم که شود شاد دلت زین مژده مهدی فاطمه آن مهر فروزان آمد
مهدی آل محمّد گل گلزار رسول حجة ابن الحسن آن مظهر ایمان آمد
*** احمد قاضی
خوش آمدی – خوش آمدی - یابن الزهرا
مظهر حسن سرمدی یوسف آل احمدی آئینۀ محمّدی دسته گل محمّدی
خوش آمدی – خوش آمدی - یابن الزهرا
تو یوسف مصر منی تو جان و جانان منی لالۀ سرخ چمنی
خوش آمدی – خوش آمدی - یابن الزهرا
لالۀ سرخ احمدی تو حجت بن الحسنی دسته گل محمدی
خوش آمدی – خوش آمدی - یابن الزهرا
خورشید و ماه و مشتری بر روی ماهش مشتری آمد جمال داوری
آمد حسین دیگری آئینۀ محمّدی دسته گل محمّدی
خوش آمدی – خوش آمدی - یابن الزهرا
مست سبوی تو منم عاشق روی تو منم اسیر موی تو منم گدای کوی تو منم
گوئید بر خلق جهان عالم سراپا ناز شد در رتبه و قدر و شرف از هر جهت ممتاز شد
شد ماه شعبان جلوه گر درهای رحمت باز شد وز رحمت حق بهر ما افشا هزاران راز شد
آهنگ مرگ ظلمت و دیو سیاهی ساز شد مرغ دل دلدادگان آماده پرواز شد
بین زمین و آسمان گوید منادی دم به دم
در ملک هستی مهدی آل محمّد (ص) زد قدم
امشب گلی از دامن نرجس شکوفا می شود کز نکهت دلجوی او عالم مصفا می شود
شادان نبی از دیدن لبخند زهرا می شود لبخند زهرا باعث شادی دلها می شود
از خنده اش صدها گره از کارها وا می شود پرونده پیروزی اسلام امضا می شود
بین زمین و آسمان گوید منادی دم به دم
در ملک هستی مهدی آل محمّد (ص) زد قدم
شمس از طلوع طلعتش صبح از افق سر می زند از جعد گیسویش قمر شب حلقه بر در می زند
روح الامین از عشق او شهپر به شهپر می زند از پرده دل نعره الله اکبر می زند
دم از امام منتظر محبوب داور می زند با گفتن توصیف او ساقر به ساقر می زند
بین زمین و آسمان گوید منادی دم به دم
در ملک هستی مهدی آل محمّد (ص) زد قدم
عشقش در اقلیم دلم فرمانروایی می کند مهرش درون قلب ما کشور گشایی می کند
حاتم سر راهش ز جان عزم گدایی می کند با دلربایی یار ما دل را خدایی می کند
در دل خدایی یار ما دلربایی می کند با عدل و داد خویشتن قدرت نمایی می کند
بین زمین و آسمان گوید منادی دم به دم
در ملک هستی مهدی آل محمّد (ص) زد قدم
امشب صفای سامره صد طعنه بر عالم زند در ملک عالم شادیش آتش به جان غم زند
دیباچه اوهام را اوصاف او بر هم زند آمد به دنیا آنکه دم از وصف او آدم زند
از مدحش نوح نبی دم در میان یم زند از او خلیل ار دم زند تا روز محشر کم زند
بین زمین و آسمان گوید منادی دم به دم
در ملک هستی مهدی آل محمّد (ص) زد قدم
امشب امام عسکری مجذوب و شیدایش شود قنداقه اش گیرد به کف محو تماشایش شود
باید که موسی آید و مبهوت سینایش شود عیسی جلودارش شود یحیی یهودایش شود
شمس و قمر شرمنده از رخسار زیبایش شود اسلام و قرآن زنده از تکبیر گویایش شود
بین زمین و آسمان گوید منادی دم به دم
در ملک هستی مهدی آل محمّد (ص) زد قدم
او آمده با عدل خود از دین نگهبانی کند ما را بری همچون نبی از جهل و نادانی کند
بهر ورودش عرش را ایزد چراغانی کند وز مقدم او فرش را از گل گل افشانی کند
از برکت میلاد او نعمت فراوانی کند جبریل را آماده گهواره جنبانی کند
بین زمین و آسمان گوید منادی دم به دم
در ملک هستی مهدی آل محمّد (ص) زد قدم
بر اهل عالم مژده ده سرمایه جود آمده در کان هستی هر چه بود از جود موجود آمده
پرچم فراز مکتب توحید معبود آمده ویرانگر کاخ ستم همنام محمود آمده
عدل آمده داد آمده بذل آمده سود آمده نور دو چشم فاطمه مهدی موعود آمده
بین زمین و آسمان گوید منادی دم به دم
در ملک هستی مهدی آل محمّد (ص) زد قدم
ای عاشقان ای عاشقان عشق آفرین آورده حق ای عارفان ای عارفان حق الیقین آورده حق
بر هم زن دیباچه مستکبرین آورده حق کوبنده کاخ ستم یعسوب دین آورده حق
پشت و پناه و یاور مستضعفین آورده حق بر حلقه انگشتر خاتم نگیین آورده حق
بین زمین و آسمان گوید منادی دم به دم
در ملک هستی مهدی آل محمّد (ص) زد قدم
موسی جلودارش بود عیسی علمدارش بود یحیی هوادارش بود یوسف خریدارش بود
یونس گرفتارش بود نوح نبی یارش بود اری خلیل بت شکن مأمور ایثارش بود
خیل ملک از جن و دل دربان دربارش بود در جلوه از رخسار او انوار دادارش بود
بین زمین و آسمان گوید منادی دم به دم
در ملک هستی مهدی آل محمّد (ص) زد قدم
(ژولیده)
آزاده ای که بود گرفتار خال دوست
آزاد گشت و رفت به کوی وصال دوست
بیمار شد چو دیده بیمار دوست دید
شد پای تا به سر همه محو جمال دوست
عنقای قاف عشق قفس را شکست و رفت
پر زد به قبله ابدیت به بال دوست
یک لحظه بیم راه زدشمن به دل نداد
یکدم تهی نگشت دلش از خیال دوست
ای سرو راست قامت تاریخ ای امام
ای قامت بلند تو را اعتدلال دوست
امروز قدر و عزت و مجد و جلال ماست
مرهون تو قسم به مقام و جلال دوست
تو عشقی و زآب و گل ما نمی روی
ای رفته از نظر زدل ما نمی روی
ای آنکه انقلاب تو آفاق را گرفت
ابر فراق ماه رخت را چرا گرفت
تنها بهشت فاطمه از تو صفا نیافت
ایران زنهضتت شرف کربلا گرفت
روزی که خاک سینه غمگین خود گشود
جسم تو رانه، هستی ما را زما گرفت
آنشب که کرد روح تو بر آسمان عروج
آنشب که در دل همه داغ تو جا گرفت
احمد کنار پیکر پاکت به گریه گفت
«بیمار بستری من امشب شفا گرفت»
من ندانم كه چه سري است كه در خانه اوست
داستان تو و غم، صحبت سنگ است و سبوست
اين حسين كيست كه عالم همه ديوانه اوست
اين چه شمعي است كه جانها همه پروانه اوست
جان حسرتكش ما تشنه پيمانه اوست
اين حسين كيست كه عالم همه ديوانه اوست
اين چه شمعي است كه جانها همه پروانه اوست
كشته عشق حسين از همه كس زندهتر است
هر كجا مينگرم نور رخش جلوهگر است
هر كجا ميگذرم جلوه مستانه اوست
اين حسين كيست كه عالم همه ديوانه اوست
اين چه شمعي است كه جانها همه پروانه اوست
ای دل خسته گرت عقده عالم به گلوست
داستان تو و غم صحبت سنگ و صبوست
آستان بوس حرم باش و بپرس از در دوست
این حسین کسیت که عالم همه دیوانه اوست
این چه شمعی است که جانها همه پروانه اوست
دل هر کس که حسینی است ز خود بی خبر است
کشته ی عشق حسین از همه کس زنده تر است
بس که آن نور جمالش همه جا در نظر است
هر کجا می نگرم نور رخش جلوه گر است
هر کجا می گذرم جلوه مستانه اوست
هر کسی چشم به احسان و عطایش دارد
هر خدا جوی تمسک به ولایش دارد
هر سری آرزوی بوسه به پایش دارد
هر دلی میل سوی کرببلایش دارد
شب جمعه است...هوایت نکنم می میرم
یادی از صحن و سرایت نکنم می میرم
ناله و شکوه حرام است بر عشاق ولی
از فراق تو شکایت نکنم می میرم
سجده بر خاک شما سیره ی هر معصومی است
سجده بر تربت پایت نکنم می میرم
دوریت درد من و نام تو درمان من است
تا خود صبح صدایت نکنم می میرم
به دعا کردن تو نوکر این خانه شدم
هر سحر، شکرِ دعایت نکنم می میرم
"وضع من را به خــــدا روضـه ی تــــو سامان داد
من اگــــر گـــــریه برایـــت نکنــــم می میرم"
جان ناقابل من کاش فدای تو شود
اگر این جان به فدایت نکنم... می میرم!
شعرهایم همگی درد فراق است... ببخش
صحبت از کرب و بلایت نکنم می میرم
شاعر : محمد جواد شیرازی
تا چند پی نام و نشانی باشیم
یا در طلب جهان فانی باشیم
حالا که رسیده وقت بیعت با عشق
عشق است که صاحب الزمانی باشیم
------------------
باده ز دست ساقی امشب چشیدنی است!
ناز نگارزاده ی امشب خریدنی است!
امشب جمال یوسف زهرا چه دیدنی است!
از عاشقان وصف جمالش شنیدنی است :
این دلبری است کز همه ی دلبران سر است
این دلبر از سلاله ی ساقی کوثر است
ای وارث علوم پیمبر خوش آمدی
ای صاحب شجاعت حیدر خوش آمدی
امّیدِ قلب حضرت مادر خوش آمدی
صاحب زمان! حضرت دلبر خوش آمدی!
جنت ز عطر و بوی تو آقا معطر است
از یمن مقدمت همه عالم منور است
ایران که هیچ،کل جهان کشور شماست!
اصلا تمام إنس و ملَک لشکر شماست
سردار قدس کشور ما قنبر شماست
سید علی خامنه ای اشتر شماست
"بی شک امید و رهبر سید علی تویی"
پشت و پناه و یاور سید علی تویی
دیگر در این بساطِ دلِ من جز آه نیست
دیگر کسی شبیه منِ رو سیاه نیست
در پرونده ام به غیر خطا و گناه نیست
امّید من به غیر نگاه تو شاه نیست
من را بخر برای خودت یابن فاطمه
با خود ببر برای خودت یابن فاطمه
تنها ترین مسافر صحرا ظهور کن
آرامش و قرار دل ما ظهور کن
آقا بیا به خاطر زهرا ظهور کن
اصلا بحق زینب کبری ظهور کن
هر صبح و هر مساء تو گریان زینبی
خود گفته ای به ما که پریشان زینبی
--------------
والی کون و مکان ، صاحب عصر و زمان ، صفای مجلس ، مدد ای گل نرگس
ترانه ی دل و جان ، اُمید پیر و جوان ، صفای مجلس ، مدد ای گل نرگس
اشک شوق فرشته ها امشب از دیده روونه
از مقدم گل زهرا هفت آسمون چراغونه
اومده بهار مُلک دلبری اومده حاکم مُلک ِ سَروری
روشنایی ِ سپهر سامرّا نور دو چشم امام ِ عسگری
سیدّی یابن الزّهرا
******
نور دل همه ای ، یوسف فاطمه ای ، صفای مجلس ، مدد ای گل نرگس
کرم رو خاتمه ای ، یوسف فاطمه ای ، صفای مجلس ، مدد ای گل نرگس
سوی جمالش خم شده گل ِ نگاه ِ پیغمبر
نیمه ی ماه پیغمبر،اومده ماه ِ پیغمبر
گل به باغ نور عترت روئیده آسمون به دشت و گلشن خندیده
البشارت ای محبین مهدی فاطمه به نوکراش عیدی میده
سیدّی یابن الزّهرا
******
سید و سَروَر ما ، ای دل و دلبر ما ، صفای مجلس ، مدد ای گل نرگس
حامی کشور ما ، یاور رهبر ما ، صفای مجلس ، مدد ای گل نرگس
با ذکر یا اباصالح از عالمی دل می بریم
ما با عشق ولی ّ عصر ، پیرو خطّ رهبریم
یابن العسکری بده بر ما پناه کن عنایتی به جمع حزب الله
روزی ِ ماها کن آقا کربلا تا بشیم زائر خاک شهدا
سیدّی یابن الزّهرا
شاعر : حاج امیر عباسی
سَلامٌ عَلی آلِ یاسین
خدا کند که کسی حالتش چو ما نشود
ز دام خال سیاهش کسی رها نشود
خدا کند که نیفتد کسی ز چشم نگار
به نزد یار چو ما پست و بی بها نشود
جواب ناله ی ما را نمی دهد "دلبر"
خدا کند که کسی تحبس الدعا نشود
شنیده ام که از این حرف، یار خسته شده
خدا کند که به اخراج ما رضا نشود
مریض عشقم و من را طبیب لازم نیست
خدا کند که مریضی من دوا نشود
سید علی خامنه ای ( امین )
عیـد ملک و جـن و بشر باد مبارک
بـر شـانۀ خورشیـد قمـر باد مبارک
طوبـای امیـد همه خوبان جهـان را
در نیمـۀ ایــن مـاه ثمـر باد مبارک
آوای خدا میشنوم از لب مهدی
این زمزمـه بر مرغ سحر باد مبارک
پیغـام خـدا را برسانیــد بـه نرگس
کای مـادر فرخنده! پسر بـاد مبارک
ای خیل ملک پیش روی مادر مهدی
آییــد و بگردیـد بـه دور سـر مهدی
این نور دل فاطمه فرزند حسین است
بر لعل لبانش گل لبخند حسین است
ای خلـق جهـان منتظر روز ظهورت!
پیوستـه زمـان منتظـر روز ظهـورت
هم در غم هجران تو پیران همه مردند
هم نسـل جـوان منتظر روز ظهورت
بلبل سر هر شاخـه غزلخـوان فراقت
گلهـای خـزان منتظـر روز ظهورت
تو یوسف گمگشتۀ اسلام چو یعقوب
بـا قـد کمـان منتظـر روز ظهـورت
یعقوب به ما مژده دهد آمدنت را
از مصر شنیدیم بوی پیرهنت را
نمونه از کرامت حضرت علی اکبر(ع): فردی به نام حاج عبدعون، برادرش را که به مرض سختی دچار شده بود نزد حافظ الصحه، یکی از سه پزشک معروف کربلا می برد. پس از چند ماه معالجه سودی نمی کند و هر روز حال او بدتر می شود عبدعون نزد پزشک می رود و سخنان زشتی به او می گوید و خطاب می کند که:اسمت خیلی بزرگ است ولی از معالجه تو سودی ندیدیم. بعد بدون خداحافظی می رود. ولی بر خلاف انتظار از آن روز به بعد حال برادرش بهتر می شود و یک دفعه شفا می یابد. نزد حافظ الصحه می رود و عذر خواهی می کند.
طبیب می گوید: بنشین تا برایت بگویم. من بعد از سخنان تو خیلی دل شکسته شدم. ظهر، هنگام ادای نماز به حضرت علی اکبر (علیه السلام) متوسل شدم و عرض کردم ای نور چشم حسین (علیه السلام) تو را به حق پدرت قسم می دهم که شفای این مریض را از خدا بخواه. دیدی چگونه به من توهین کرد؟ بسیار گریه کردم. همان شب در خواب خدمت آقا علی اکبر (علیه السلام) شرف یاب شدم عرض ادب کردم و همان مطلب را تکرار کردم. فرمودند: من شفای آن مریض را از خدا خواستم و از هاتفی شنیدم که « این مریض مردنی است و تا نه روز دیگر می میرد ولی به برکت دعا و شفاعت شما خدا با شفای او سی سال به عمرش افزوده است و از همین ساعت او را شفا دادیم.» آن مرد سی سال دیگر عمر کرد و در هفتاد سالگی در گذشت. وصیت کرد پیکرش را پایین پای حضرت علی اکبر (علیه السلام) دفن کنند.
برچهره وتمثال محّمد صلوات
دیدند چو رخسار علی اکبر را
گفتند که برآل محّمد صلوات
--------------------
بر خلق خوش و خوی محمد صلوات
برعطر گل روی محمدصلوات
درگلشن سرسبز رسالت گویید
برچهره ی گل بوی محمدصلوات
--------
ای که با روی چــو مــاهت، دلـــربــای عـــالــــمینی
با نــــگاهی عـــاشقانه، قـــبله چـــــشمِ حـــــــــسینی
بــــا رخ پـــیغمبری ات بــا جـــمال حیــدری ات
هــر که رویـت را ببیند جــان دهـد از دلبری ات
[یا علی اکبر مدد (4)]
بــعثتی دیگر به پــا شــد، یــا پـــیمبر رخ نــــموده
یـــا که آن ساقی زیــبا، پــرده از رویــش گــشوده
حـــیدر ثـــانی بــــیاید یــا نبی رخ مـــی نـماید
اکـــبر زیــبایی لــــیلا پـــرده از چـــهر گـشاید
[یا علی اکبر مدد (4)]
ای کــه گــشته از قــدومت، عـشق تــو ره تــوشه ما
کـــربلا شـــــد از وجودت، کعبه شش گـــوشه مــــا
یــــوسف آل عـــبادیی قــبله دل هــای مـــــایی
ای علی دوم عــــــشق حـــیدر کـــرب و بلایی
[یا علی اکبر مدد (4)]
------------------------------------------------
ای یـــوسف لیـــلا عـــلی، جـــــانم عـــــلی اکـــــبر
حق در جمالت منجــلی، جــــانم عــــلی اکـــبر (2)
جــــــلوه حــــــیّ ازلـــی، جـــــانم عــــــلی اکـــــــبر
بــــر اولـــیا هـــستی، ولـــی، جــــــانم عــــلی اکبر
(خوش آمـدی خـوی آمـدی، جـانم عـلی اکـبر) (4)
هـــر کـــی نـــدیده، حـیدرُ حـالا بـــــــیاد بـبینه (2)
ایـــن گــل نــاز مـرتـضی بــبین چـــه نــازنینه(2)
هـــر کـــی نــدیده احـــمدُ حــالا بـــیاد تــــماشا(2)
کــه شـــبه مصطفی اومـــد قـدم نـهاد تــــو دنیا(2)
(خوش آمـدی خـوی آمـدی، جـانم عـلی اکـبر) (4)
شــــبه پـــیمبر اومـــده، ثــانی حـــیدر اومــــده
گـــل بـــریزید گــــل بـــریزید، عـلی اکـبر اومده
یـــوسف لـــیلا اومـــده، عـــزیز زهــــرا اومـــده
بــوی گــل و گـــلاب مـــیاد، کــه عشق گلها اومده
(خوش آمـدی خـوی آمـدی، جـانم عـلی اکـبر) (4)
(بــر اهــل دل نـــور دو عـــین، ای عــــلی جـــان
ای روشـــنای عــالمین، ای عـــلی جـــان) (2)
عــشق مـــجسم حــــسین، ای عــــــــــــلی جــــان
بــــهجت قــلب زیــــنبین، ای عــــــــلی جـــان
(خوش آمـدی خـوی آمـدی، جـانم عـلی اکـبر) (4)
فرشته ها گــل بــریزید، بیاین و روشـــــو بـــبینید
کنار گهواره اون، بیا ین و تـــا صـــبح بشینید
آخــه یــه دلــبر اومــده، از هـــمه بهــتر اومــــده
بـــا گـــل لبـخند حــسین، عـــلی اکـــبر اومــده
(خوش آمـدی خـوی آمـدی، جـانم عـلی اکـبر) (4
علی اصغر حسین (3)
شکفته شد روی گل عزیز دلبر حسین
قبله چشم همه شد علی اصغر حسین (3)
تشنه ی جام کوثرم
مستِ شراب دلبرم
من هر کی ام یا هر چی ام
یار علی اصغرم
علی اصغر حسین (3)
مهر تو شد معنی دین
محبتت دین مبین
که بند قنداقه ی تو
گشته مرا حبل المتین
علی اصغر حسین (3)
شکفته شد روی گل عزیز دلبر حسین
قبله چشم همه شد علی اصغر حسین (3)
همه جهان فدای تو
کودک دلبند رباب
ای مه شبهای دلم
به روی قلب من بتاب
تویی ز جان بهتر من
سید من
سرور من
فدای لبخند لبت
ای علی اصغر من
رشته گهواره تو
به روی بال جبرئیل
بر رخ مه پاره تو
کرده نظر نوح و خلیل
ذکر جانم این است/ مهتابم خوش آمد
سوّمین علی ِ/ اربابم خوش آمد
رتبه و قدر این گل/ بی حد و بی حساب است
نور دو چشم حسین / دلخوشی رباب است
یا علی یا علی جان...
ای گل زیبای حسین علی اصغر گل ثارالّهی
گرمی آوای حسین علی اصغر گل ثارالّهی
کودک شیدای حسین علی اصغر گل ثارالّهی
جان منی یا مولا لاله تنی یا مولا
نور دو عین یا مولا جان حسین یا مولا
خوش آمدی یا مولا
اشعار ولادت حضرت علی اصغر(ع)
خواندیم ولی نوشته می شد
خیرالعملی نوشته می شد
هر جا غزلی نوشته می شد
در شأن علی نوشته می شد
به چه پسری حسین دارد
جز نام علی نمی گذارد
ای دلخوشی جناب ارباب
تکرار ابوتراب ارباب
ارباب میان قاب ارباب
شیرین عسل رباب ارباب
تنها نه تحول آفریدی
لبخند زدی گل آفریدی
نور به نظر رسـیده تبریک
درشهر خبر رسیده تبریک
یک یار دگر رسیده تبریک
سرباز پدر رسیده تبریک
آیینه ای از نگاه باباست
او یک تنه خود سپاه باباست
صابرخراسانی
مدح امام زین العابدین (علیه السلام)
ای لیل قدر تشنۀ راز و نیاز تو
قبله سزاست غبطه خورد بر نماز تو
چون بر قنوت دست دعا باز می کنی
صدها فرشته پر کشد از دست باز تو
آری عصارۀ حسنین است خلقتت
این افتخار در سخن دیر باز تو
نسل تو نسل پاک دعا و اجابت است
آری بهشت قبضۀ آل نجابت است
تفسیر آیه آیۀ قرآن صحیفه ات
تأویل سوره سورۀ قرآن صحیفه ات
تصویر نور و ذات و صفات و جمال حق
تشریح سوره سورۀ قرآن صحیفه ات
طرح فصاحت است و بیان بلاغت است
همتای صفحه صفحۀ قرآن صحیفه ات
تقویم شیعه شمّه ای از خطبه های توست
نشناختم تو را که چه در گفته های توست
چون نسل او ز بانوی ایران به هم رسید
ایران به برج عزّت و شأن و کرم رسید
ایران ز یمن اوست علمدار شیعه شد
یاران به هوش مقطع حفظ علم رسید
ما از سلالۀ حسنینیم مفتخر
زین رو به توس ملک رضا را حرم رسید
هان ای گروه شیعه مهیّای عشق باش
آری سخن به درک اهم فی الا هم رسید
ای دل ربا بیا که قدومت مبارک است
میلاد توست شأن نزول تبارک است
تا زین العابدین به دو عالم امام ماست
دنیا و آخرت ز ولایش به کام ماست
سرود میلاد امام سجّاد علیه السلام
یا علی بن الحسین مولا مولا...
شکر حق گوید ، شیعه ی دلشاد
آمده دنیا ، حضرت سجّاد
مادح فضیلتت حیّ منّان
روح ذکری و دعا مولا مولا
یا علی بن الحسین مولا مولا...
جلوه ی وجه خدای ازلی
نور چشمان حسین بن علی
معدن جود و سخا مولا مولا
لاله ی کرببلا مولا مولا
یا علی بن الحسین مولا مولا...
پیک حق داده مژده بر یاران
خانه ی ارباب گشته گلباران
جشن میلاد فروغ مکتب است
خنده زن حسین به روی زینب است
یا علی بن الحسین مولا مولا...
عشق پاک تو سرشت عاشقان
راه خیر و سرنوشت عاشقان
خاک تو به روی چشمان مَلک
ای بقیع تو بهشت عاشقان
یا علی بن الحسین مولا مولا...
ای خاک تو عرش برین
مدد یا زین العابدین
خواهر ببین ماه رویش
بیا و کن چون گل بویش
این گل گلشن جانان من است
تا ابد ماه درخشان من است
مَجد و عزت و شرافت اوصافش
این پسر هستی من ، جان من است
یا علی بن الحسین مولا مولا...
با انکه پر از زینت وزین است بهشت
یاد آور بین الحرمین است بهشت
ای زائر عارف حسین بن علی
پاداش زیارت حسین است بهشت
حضرت ابی عبدلله فرمودند:زیارت قبر حسین بن علی (ع)افضل اعمال است.
در زائر تو همیشه شور وحال است
از فیض زیارت تو خوش اقبال است
بااین همه فیض ریخته در حرمت
طوف حرم تو افضل الاعمال است
امام صادق(ع) فرمودند:سوره ی فجر رادر نمازهای واجب ومستحب بخوانید.زیرا که آن سوره ی حسین بن علی است،ودر آن رغبت کنید،خدای شمارا رحمت کند.
ای آن که دلت آینه نور جلی است
فرمود کسی که حجت لم یزلی است
درحال نماز سوره فجر بخوان
چون سوره فجر از حسین بن علی است
در عیون الاخبارالرضا 1/166ب17 آمده است:
خداوند به حضرت ابراهیم وحی فرمود:ای ابراهیم،فدا نمودم جزع تورا بر فرزندت اسماعیل اگر اورا قربانی می کردی به جزع وگریه بر حسین(ع)وبر توارزانی داشتم بالاترین درجات مصیبت دیدگان را.
گلزار تو جنات نعیم است حسین
راه تو صراط مستقیم است حـــــــسین
معنای فد ینائی ودر راه خدا
جز توچه کسی ذبح عظیم است حسین
پیامبر اکرم (ص):به راستی برای حسین(ع)معرفتی پنهانی در دل مومن است.
برخاسته گر زلب ثنای حسین
افتاده اگر که دل به پای تو حسین
فرمود نبی معرفتی پنهان است
در سینه مومنان بـــــرای تو حسین
امام صادق(ع):هر بنده ای راکه خدا خیر اورا خواسته باشد،در قلب او محبت،ومحبت زیارت امام حسین (ع) را به او می دهد.
هر دل که به عشق مبتلایش کردند
آئینه رحمت خدایـــــــش کردند
آنراکه سعادت وشرف بخشیدند
باعشق حسین آشنایش کردند
پیامبر اکرم(ص):
هر کس دوست دارد محبوبترین اهل زمین را نزد اهل آسمان ببیند، پس به حسین(ع) بنگرد.
جاویدترین عشق جهان است حسین
آمیخته با روح وروان است حسین
فرمود نبی، رسول هردوسرا
محبوب زمین در آسمان است حسین
******************************************** حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه)خطاب به امام حسین(ع))فرمودند:«براستی ملائکه آسمان ها از صبر تو به شگفت آمدند. خود را زفلک بر تو رساندند همه
از غربت تواشک فشاندندهمه
در وادی طف،فرشتگان ملکوت
از صبر تو در شگفت ماندندهمه
پیامبر اسلام(ص)حضرت حسین«علیه السلام»چراغ هدایت وکشتی نجات است.
یارب تو به ما شهد ولایت بچشان
از قیدحصار ظلمت وغم برهان
طوفان زده ایم وغرق دریای گناه
مارا به سفینه حسینی برسان
پیامبر اکرم(ص)فرمودند:
حُســــــــین ازمن است ومن از حســـــینم،خدا دوست بدارد هر کس که حسین را دوست دارد ،حسین پاره ای از پاره های من است.
روزی که دل وعشق به هم پیوستند
شیرازه عشق وعاشقی را بستند
معنای حسین ومنی پیغمبر(ص)
این است که هردوگل زجنت هستند
رسول خدا(ص):آگاه باشیدکه همانا حسین(ع)دری از درهای بهشت است،کسی که بااو دشمنی کند خداوند بوی بهشت را براوحرام گرداند.*نعمت به محب تو تمام است حسین
بردشمن تو جنان حرام است حسین
زان در که به نام توست از باغ بهشت
در روزحساب بار عام است حسین
امام سجاد(ع):من هرگز شهادت فرزندان فاطمه(س)را به یاد نیاورم،مگر آن که به خاطر آن،چشمهایم اشکبار گشت.
سجاد که سجده های طولانی داشت
در محضر حق وجودنورانی داشت
یک عمر به یاد لاله های زهرا
چشمی همه دم ابری وبارانی داشت
امام حســــــین (ع):من کشــــــــــته اشکــــم،هیچ مومنی مرایاد نمی کند مگر آن که «به خاطرمصیبت هایم»گـــــــــریــــه میکند.
سر چشمه ساحل حیات است حســـــین
طوفان زده را فلک نجات است حسین
گر جن وملک براو بگریند،رواست
زیراکه قتیل العبرات است حسین
امام باقر«ع»:نیست مردی که یاد کرده شویم نزداو،پس بیرون آیداز چشم او قطره اشکی،هر چندمانندبال مگسی باشد،مگراین که به پا می کند خدا خانه ای رادربهشت،ومی گرداند آن اشک راحجابی درمیان او وآتش جهنم.
تا آن که بود چشم سحاب من وتو
بر آل علی بودگلاب من وتو
این اشک میان ماودوزخ به خدا
فردای جزاشود حجاب من وتو
********************************************
امام صادق(ع):حضرت حسین«علیه السلام»اشــــک چشم وسبــب گریه وحزن هر مومن است.
بر عرش برین زینت و زین است حسین
سر چشمه نورعالمین است حسین
گفتم سبب گریه هر مومن کیست؟
گفتند به اشک غم،حسین است حسین
حضرت امام رضا(ع):پدرم حضرت امام کاظم(ع) هرگاه محرم میرسید،دیگر خندان نمی شد روز دهم محرم روز مصیبت واندوه وگریه او بود ومی فرمود:روزی است که حسین(ع)درآن روز به شهادت رسیده است.
نوری که پر ازتجلی داور بود
در طورو جود موسی جعفر بود
ده روزمحرم به لبش خنده نبود
در سوک حسین دیدگانش تر بود
حضرت امام رضا(ع):غمنامه خودرادر عزای جد بزرگوارش می سراید ویاد آوری روز عاشورا را مایه مجروح گشتن پلک هاوریزان شدن سیل اشک های خود می شمارد.
آن گل که بود پاره تن طاها را
دارد سخنی که خون کند دل هارا
فرمود غم حسین وعاشورایش
مجروح نموده پلک چشم مارا
امام حسن عسکری(ع)کخدا امر می فرماید فرشتگان مقربین خودرا که اشک های مصیبت زدگان به قتل حسین(ع)یعنی آنهایی که در عزاداری ومصیبت ان حضرت می گریند وببرند نزد خزینه دارهای بهشت تا ممزوج کنند با آب حیات بهشتی تا گوارایی و خوشبویی آن هزار برابر زیاد شود.
این اشک عجب شمیم نابی دارد
هر قطره او اجر وثوابی دارد
آبی که بود به چشمه آب حیات
از اشک حسینیان گلابی دارد
حضرت مهدی «علیه السلام»:
روز وشب بر تو گریه میکنم و به جای اشک،خون بر تو از دیدگان جاری می کنم.
نیکوست فلک اگر کنون گـــــریه کند
با چهره سرخ ولاله گون گریه کند
سالار شهیدانی ومهدی شب وروز
در سوک تو جای اشک،خون گریه کند
نبی اکرم(ص) فرمودند:برای شهادت حسین (ع)حرارت وگرمایی در دل های مومنان است که هر گز سرد وخاموش نمی شود.
بس داغ که دل از اوسیه پوش شود
زود است که آن داغ فراموش شود
حاشا که شرار غم تو در دل ما
یک لحظه ،حسین سردوخاموش شود
+++++++++++++++++++++++++++++
امام رضا(ع) به ربان بن شبیب فرمودند:
ای پسرشبیب!اگر بر چیزی گریه میکنی، برحسین بن علی ابی طالب(ع)گربه کن،چرا که اورا مانند گوسفند سر بریدند.
انوار خدا در نظر توست حســــین
خورشید، نگاهش به سرتوست حسین
گر گریه بر تو افضل از هر چیزی است
دین زنده زخون حنجر توست حسین
امام رضا (ع9 فرمودند:گریه کنندگان باید بر کسی همچون حسین (ع)گریه کنند،چراکه گریستن برای او،گناهان بزرگ را فرو می ریزد.
از چشمه چشم ما گهر می ریزد
الماس زدیدگان تر می ریزد
اشکی که چکد زچشم با یاد حسین
بر خرمن معصیت شرر می ریزد
پیغمبراکرم فرمودند:ای فاطمه ،همه چشم های مردمان درقیامت گریان است مگر چشمی که بر حسین(ع) گریسته باشد.او خندان وشادان به نعیم بهشت خواهد بود.
ای آن که غم دلت دو چندان شده است
از جلوه غم آینه بندان شده است
چشمی کند گریه در اینجا به حسین
بینند به روزحشر خندان شده است
******************************************** حضرت اباعبدالله الحسین (ع):
چشمان هرکس که در مصیبت های ما قطره ای اشک بریزد،اورا دربهشت جای دهند.
هر سینه که ازعشق صفایش بدهند
شوق سفر کرب وبلایش بدهند
پاداش کسی که گرید از داغ حسین
این است که در بهشت جایش بدهند
******************************************** امام صادق(ع):کسی که بگرید وبگریانددر مصائب وعزاداری ما یک نفررا،بهشت برای اوست وکسی که تباکی کند یعنی اشک ندارد وخودرابه گریه بدارد،برای اوست بهـــــــشـــــت.
چون روی به سر چشمه پاکی کردند
در زمزم اشک سینه چاکی کردند
گشتند بهشتی همه در سوک حسین
گر اشک فشانده یاتباکی کردند
******************************************** امام صادق(ع):هیچ چشم واشکی نزد خدامحبوب تر ازچشم واشکی نیست که بگریدبر آن حضرت...
هردل که بود غبار بین الحرمین
در دیده مومنین شود نور دو عین
ای شیعه ،رئیس مکتب ما فرمود
محبوب خداست هر که گرید به حسین
******************************************** امام رضا(ع):هر کس روز عاشورا،روز مصیبت واندوه وگریه او باشد،خداوندروز قیامت رابرای او روز شادی قرار می دهد.
هر دل که پر از حرات عاشوراست
ذکرش همه شب زیارت عاشوراست
روز غم واندوه قیامت شاد است
هر کس غم او مصیبت عاشورا است
********************************************
سخن حضرت سکینه خطاب به مردم مدینه :
«پدرم فرمود»:ای شیعیان من،هر زمان آب گوارایی نوشیدید،مرا یاد کنید وهر زمان از غریب یا شهیدی سخنی شنید ید،به یاد من اشک بریزید.
چون کعبه اگر سیاهپوشیم حسین
با یاد غم تو در خروشیم حسین
ای تشنه کنار آب جان داده به دوست
بی یاد لبت آب ننوشیم حسین
امام رضا(ع):کسی که قبر حضرت امام حسین(ع)را در کنار فرات زیارت کند،مثل کسی است که خدارا بالای عرش زیارت نموده است.
جبرئیل که بر غمت نظارت کرده است
بر کرب وبلای تو اشارت کرده است
آن کس به زیارت تو آید،گویی
در عرش خدای را زیارت کرده است
امام صادق(ع):شفای هر درد در تربت قبر حسین (ع)است وهمان بزرگترین داروست.
ماعشق ز کربلای تو یافته ایم
قدر وشرف از ولای تو یافته ایم
عمریست که ما شفای درد خودرا
از تربت با صفای تو یافته ایم
---------------------------------------------------- امام صادق(ع): بیــــن قبـــر امام حسین(ع)تا آسمان ،ملائکه وفرشتگان در آمد وشد ونزول وصعود می باشند.
آنان که به تو دست توسل زده اند
از عشق به روی سینه ها گل زده اند
پیوسته فرشتگان به طوف حرمت
از عرش به سوی کربلا پل زده اند
-------------------------------------------------امام صادق(ع):جایگاه قبر امام حسین(ع) دری از درهای بهشت است.هر جا سخنی زعشق آغاز شود
با نام تو ای دوست هم آواز شود
از گلشن سرخ کربلای تو،دری
بر باغ بهشت آرزو باز شود
******************************************** پیامبر گرامی اسلام(ع):بدانید که اجابت دعا،زیر گنبد حرم او وشفاء در تربت او وامامان(ع) از فرزندان او هستند.
این خاک عجب شفا وحرمت دارد
عطر نفس حسین وجنت دارد
آمین فرشتگان طنین انداز است
اینجا که دعا رنگ اجابت دارد
امام صادق(ع):سجــــــــــــده بر تـــــــربت حسین«ع»حجاب های هفتگانه را پاره می کند.
ای با خبر از سینه صد چاک حسین
صد راز خدا نهاده در خاک حسین
برداشته می شود زتو هفت حجاب
چون سجده کنی به تربت پاک حسین
حضرت صادق(ع) :کسی که دوست دارد بر سفره های نور بنشینددر روز قیامت،پس باید از زوار حضرت حسین بن علی (ع)باشد.چشمی که زداغت نگرانش سازند
در کرب وبلا اشک فشانش سازند
امروز هر آن که زائرت شد،فردا
بر سفره نور میهمانش سازند
============================= امام صادق(ع):ایام زیارت حضرت امام حسین(ع)جزء عمر زائر شمرده نشده واز اجلشان محسوب نمی گردد.
حسرت خورد آن که،دل پر از غم نکند
تاکرب وبلا سفر دمادم نکند
ایام چنین زیارتی را،یزدان
از فرصت عمر زائران کم نکند
******************************************** امیر المومنین علی (ع)خطاب به خاک کربلا فرمودند:
چه خوشبویی ای خاک؛در روز قیامت قومی از تو به پا بر می خیزند که بدون حساب وبی درنگ به بهشت روند.
آنان که در اندیشه رستاخیزند
در کرب وبلا گلاب غم می ریزند
بی هیچ حسابی سوی فردوس روند
قومی که زخاک پاک توبرخیزند
============================= حضرت امام صادق(ع)کحسین را زیارت کنید اگرچه در هر سال باشد،زیرا کسانی که اورا در حالی که به حقش عارف بوده وآن را
انکار ندارند زیارت کنند،عوض وپاداشی ندارند مگر بهشت.
با انکه پر از زینت وزین است بهشت
یاد آور بین الحرمین است بهشت
ای زائر عارف حسین بن علی
پاداش زیارت حسین است بهشت
حضرت ابی عبدلله فرمودند:زیارت قبر حسین بن علی (ع)افضل اعمال است.
در زائر تو همیشه شور وحال است
از فیض زیارت تو خوش اقبال است
بااین همه فیض ریخته در حرمت
طوف حرم تو افضل الاعمال است
********************************************************
امام سجاد(ع):هر کس از شیعیان مخلص امام حسین(ع)سحر گاهان قبر مبارکش رازیارت کند بوی سیــــــب استشمام خواهد کرد.
ای گلشن توحید که عطر کرمت
آمیخته با نسیم باغ ارَ مت
بر شیعه با خلوص هنگام سحر
عطر خوش سیب می رسد از حرمت
********************************************
امام صادق (ع): کام کودکانتان را با تربت حسین(ع) بردارید،چرا که خاک کربلا فرزندانتان را بیمه می کند.
دل را ز حساب و واهمه بیمه کنید
با مهر علی وفاطمه بیمه کنید
شیرینی کام کودکان خود را
با تربت کربلا همه بیمه کنید
*******************************************
شعرها سروده سید هاشم وفایی
آیه اله بهجت فرمودند در بین اذکار گشتم وگشتم ذکری بالاتر از صلوات بر محمد و آل محمد ندیدم
برچهره زیبای محمد صلوات
برگنبد خضرای محمد صلوات
سرتابه قدم آینه او زهراست
تقدیم به زهرا و محمد صلوات
خوان كريم خالي و بي نان نميشود
فقر گدا حريف كريمان نميشود
گويي نمي برد ز عنايت سعادتي
آنكه اسير زلف پريشان نميشود
اين چه حكايتي است كه اصلاً براي ما
مبعث بدون شاه خراسان نميشود
از بركت دعاي رسول است هيچ جا
در دوستي فاطمه ايران نميشود
مبعث نتيجه اي ز كرامات حيدر است
هر آنكه بي ولاست مسلمان نميشود
يكبار يا نبي و دگر بار يا علي
يا مصطفي بدون علي جان نميشود
. شقّ القمر
يكي ديگر از معجزاتي كه قرآن كريم براي حضرت محمّد(صلي الله عليه وآله)بيان مي كند، دو پاره شدن ماه به دست آن حضرت است: (اقْتَرَبَتِ السَّاعَةُ وَ انشَقَّ الْقَمَرُ); قيامت نزديك شد و ماه دو پاره گرديد. و اگر كافران معجزه اي ببينند، روي بگردانند و گويند: جادويي دايم است. و دروغ شمردند و هوس هاي خويش را دنبال كردند. و هر كاري را قراري است.
آيه شريفه اشاره به معجزه «شقّ القمر» دارد كه خداوند به دست حضرت محمّد(صلي الله عليه وآله) پيش از هجرت، به درخواست مشركان مكّه انجام دادند،48 ولي مشركان آن را جادو خواندند و به خاطر پيروي از هوا و هوس هاي خود، آن حضرت را دروغگو شمرده، نبوّتش را نپذيرفتند.
در روايات فراواني از شيعه و اهل سنّت آمده است: شب چهاردهم ماه ذي الحجه، هنگامي كه ماه تازه طلوع كرده بود، پيامبر اكرم(صلي الله عليه وآله) اشاره كردند و ماه به دو نيم تقسيم شد و لحظاتي به همان حال باقي بود، سپس به هم چسبيد و به شكل اولش درآمد.49بنابراين، بدون شك، مراد از «انشّق القمر» همان شقّ القمري است كه به دست پيامبر اكرم(صلي الله عليه وآله) انجام گرفت
جشن دلبر ، عید مبعث کف بزن در ، عید مبعث
گلشن دین با صفا شد / ذکر دل یا مصطفی شد
یا ابا الزّهرا مدد...
میرسد از ، حیّ سرمد بانگ اقرأ ، یا محمد
تو رسول کبریایی / تو نبی تو مصطفایی
یا ابا الزّهرا مدد...
آرزوی ، ما همینه کربلا و ، هم مدینه
شهره بین عالمینیم / گرم ذکر یا حسینیم
یا حبیبی یا حسین / نور عینی یا حسین...
شد باز به روی خلق باب برکات
خواهی تو اگر ز درگه دوست برات
بفرست ز جان و دل به آوای جلی
بر خاتم انبیاء محمد صلوات
آقا سلام ، سوز و نوایی به ما بده
هر صبح و شام حال بکایی به ما بده
ماه رجب زنیمه گذشت و نیامدی
لطفی کن و بیا و صفایی به ما بده
ای وجودت مطلع الانوار یا موسی ابن جعفر
ای جلالت برتر از گفتار یا موسی ابن جعفر
دردمندم مستمندم بی پناهم رو سیاهم
هر که هستم با تو دارم کار یا موسی ابن جعفر
کظم غیظ و حسن خلقت دل برد حتّی ز دشمن
همچو جدّت احمد مختار یا موسی ابن جعفر
در دهانم می شود دُرّ سخن قند مکرّر
چون کنم مدح تو را تکرار یا موسی ابن جعفر
نیست آن قدرم که گر دم زائر صحن و سرایت
خاک زوّارت مرا بشمار یا موسی ابن جعفر
تو همه آزادگان را یاری از لطف و کرامت
از چه در زندان نداری یار یا موسی ابن جعفر
از چه در زندان به جز زنجیر غمخواری نداری
ای به خلق عالمی غمخوار یا موسی ابن جعفر
کُند بر پا، غل به گردن، اشک بر رخ، زهر در دل
شد نصیب حضرتت هر چار یا موسی ابن جعفر
راه مشکل، بار سنگین، قامت «میثم» خمیده
کوه غم از دوش او برادر یا موسی ابن جعفر
روضه
دلهارو روانه صحن و سرای با صفای امام کاظم کنیم – روزای اول که آقارو زندانی کردن زمزمه امام کاظم گوشه زندان این بود - خدایا ممنونم یه جای خلوتی به من دادی تا با تو مناجات کنم - اما مردم ( شیخ عباس قمی در کتاب منتهی الآمال آورده ) روزهای آخر ، مناجات مولا عوض شد - آخه هارون الرشید ملعون به سندی بن شاهک یهودی دستور داد - هر چه می تونی این آقا رو اذیت کن - (آماده اید بگم یا نه) مناجات آقا عوض شد صدا می زد : ای خدا ، خَلِّصنی مِن یَدِ هارونِ الَّرشید منو از دست هارون خلاص کن – امام مارو مظلومانه گوشه زندان مسموم کردن و به شهادت رساندن - آزادههای دوران جنگ این روضه رو لمس کردن میدونن تو اسارت جان دادن خیلی سخته - رحمت خدا بر این ناله ها ، یاد امام ، شهداء ، اموات فیض ببرند ).
- امام رضا آومد بغداد گوشه زندان سر بابا رو به دامن گرفت ، آخه هر پدری آرزو داره لحظه ی آخر میوۀ دلشو ببینه . اما کسی نبود در گودال قتلگاه سر عزیز فاطمه را به دامن بگیره . صدا بزن حسین
حالا با دست و سینه عرض ادب کنیم . . .
واویلا واویلا/واویلا واویلا
شده این دل بی قرارم / ثناخوان موسی بن جعفر
چرا حال زارم نباشد / پریشان موسی جعفر
به مرثیه هایش/زند ناله زهرا
واویلا واویلا/واویلا واویلا
چو آباء و اَجداد پاکش / بتابد ازو نور ایمان
بَرد دل ز کُلّ ملائک/مناجات او بین زندان
به جانش رسیده/ شراری ز غمها
واویلا واویلا/واویلا واویلا
ولیّ خدا را به زندان/ نبوده اُمید نجاتی
یهودی شده قاتل او/ وَ زنده شده خاطراتی
بسوزم چو شمعی/که جان گشته بر لب
دگر من نگویم/چه ها دیده زینب
در سايه سار کوکب موسي بن جعفريم
ما شیعیان مکتب موسی بن جعفریم
فيضش به گوشه گوشهی ايران رسيده است
يعني گداي هر شب موسي بن جعفريم
يا أَبَا الْحَسَنِ يا مُوسَى بْنَ جَعْفَرٍ أَيُّهَا الْكاظِمُ يَا بْنَ رَسُولِ اللّهِ يا حُجَّةَ اللّهِ عَلى خَلْقِهِ يا سَيِّدَنا وَمَوْلينا اِنّا تَوَجَّهْنا وَاسْتَشْفَعْنا وَتَوَسَّلْنا بِكَ اِلَى اللّهِ وَقَدَّمْناكَ بَيْنَ يَدَىْ حاجاتِنا يا وَجيهاً عِنْدَ اللّهِ اِشْفَعْ لَنا عِنْدَ اللّهِ،
وقتی کاروان به کربلا رسید عباس زانو رکاب زد علی اکبر دست راست عمه رو گرفت قاسم دست چپ عمه رو عقیله ی بنی هاشم داره از ناقه پیاده میشه با چه عظمتی چه شکوهی چه جلالی اما بمیرم عصر عاشورا یه نگاهی به طرف مدینه کرد یا جدّا ببین دارن اهل بیتتو به اسیری میبرن - اون عالم ربانی ملاسلطانعلی تبریزی میگه در عالم مکاشفه امام زمان رو دیدم عرضه داشتم آقا جان در زیارت ناحیه مقدسه میخوانیم و لابکین لک بدل الدّموع دما - آقاجان اون مصیبتی که شما براش بجای اشک خون گریه کردی آیا مصیبت شهادت علی اکبره ؟ فرمود نه عرضه داشتم آقاجان آیا مصیبت شهادت قمر منیر بنی هاشمه فرمود نه اگه عباس هم بود خون گریه میکرد عرضه داشتم آقاجان آیا مصیبت شهادت جد غریبت ابی عبداله بود فرمونه گفتم پس کدام مصیبت اینقدر به دل شما سنگین بوده فرمود مصیبت اسیری عمه جانم زینب
باورت بود که در حال اسیری ببرند دختر فاطمه را در ملاء عام حسین
|
سِـــرّ ني در نينـــوا مي مـاند اگر زينـب نبـود |
کــربــلا در کـربــلا مي مـاند اگر زينب نبود |
|
چهره ي سرخ حقيقت بعد از آن طوفان رنـگ |
پشـت ابري از ريا مي مـاند اگر زينب نبود |
|
چشـمـه ي فريـاد مظلـوميـت لـب تشـنـگـان |
در کويرِ تفـتـه جـا مي مانـد اگر زينب نبود |
|
زخمه ي زخمي ترين فرياد، در چنگ سکوت |
از طـــراز نـغـمه وا مي ماند اگر زينب نبود |
|
در طلـوع داغ اصغـر، استـخـوان اشـک سـرخ |
در گلـوي چشمها مي ماند اگر زينب نبود |
|
ذوالجـناح داد خواهي، بي سـوار و بي لگـام |
در بـيـابـانـهـا رهـا مي ماند اگر زينب نبود |
|
در عـبـــور از بستــر تاريـــخ، سيــل انقــــلـاب |
پشت کوه فتنه ها مي ماند اگر زينب نبود |