مجلس عزای امام حسین علیه السلام

امام رضا علیه السّلام می فرمایند:

مَنْ جَلَسَ مَجْلِساً یُحْیى فیهِ اَمْرُنا لَمْ یَمُتْ قَلْبُهُ یَوْمَ تَمُوتُ الْقُلُوبُ ؛

هر کس در مجلسى بنشیند که در آن ، امر (و خطّ و مرام ما) احیا مى شود، دلش در روزى که دلها مى میرند، نمى میرد.(بحارالانوار، ج ۴۴، ص ۲۷۸)

گریه بر امام حسین علیه السلام

امام صادق علیه السّلام می فرمایند:

کُلُّ الْجَزَعِ وَ الْبُکاءِ مَکْرُوهٌ سِوَى الْجَزَعُ وَ الْبُکاءُ عَلَى الحُسَینِ علیه السّلام ؛

هر نالیدن و گریه اى مکروه است، مگر ناله و گریه بر حسین علیه السّلام. (بحارالانوار، ج ۴۵، ص ۳۱۳)

روضه کوتاه و جانسوز حضرت زهرا (سلام اله علیها)

حضرت زهرا(س)-حمله به بیت ولایت

 

 

telegram.me/Hoddath_blogfa_com

رو در جنان چو خاتم پیغمبران گذاشت

داغی گران به سینه ی اهل جهان گذاشت

 

رفت از میان امت و در بین مسلمین

از خود به یادگار دو شیء گران گذاشت

 

هست آن دو شیء عترت و قرآن که امتش

نه حد این شناخت و نه حرمت بر آن گذاشت

 

او در گذشت و فاطمه ی دل شکسته را

تنها میان امت نا مهربان گذاشت

 

زهرا مگر نبود ز عترت که خصم دون

بس درد و داغ بر دل آن نوجوان گذاشت

 

شیر خدا امام زمان بود و فاطمه

جان را به راه حفظ امام زمان گذاشت

پیامبر فرمود قل لا أسألُکُم علیهِ أَجراً إِلاّ المَوَدَّةَ فیِ القُربی؛ من از شما  بر رسالتم   هیچ پاداشى نمی خوام بجز دوست ‏داشتن اهل بیتم میخوام بگم یا رسول اله عجب حرمت نگه داشتن خیلی طول نکشید در خانه حبیبه خدا رو آتش زدن ، با لگد نیم سوخته کوبیدن ، محسنشو کشتن ،

آتش بلند بود که این در شکسته شد

حرمت ز اهل بیت پیمبر شکسته شد

 

افتاد تا که سوخته در، خادمه رسید

فهمید بار شیشه ی کوثر شکسته شد

 

از بس پیامبر جلوی چشم آن حسود

بوسه به دست و سینه زد، آخر شکسته شد

 

می گفت فضه یا که نمی گفت با علی

از پشت در، چه فایده، حیدر شکسته شد

 

آنجا طناب را به گلوی پدر که دید

قلب لطیف و نازک دختر شکسته شد

من هرچی مطالعه کردم ببینم لحظه ی شکستن در حسنین کجا بودن نمیدانم اما زینب همه ی صحنه ها رو دید

 

یک مرد از یهود تعجب نموده بود

بغض گلوی فاتح خیبر شکسته شد

 

زهرا پی علی و مغیره غلاف را

از بس که زد به بازوی مادر، شکسته شد

 

رضا رسول زاده

سرود ورود حضرت معصومه (سلام اله علیها به قم)

دستـه گل محمدی، بـه شهر قم خوش آمدی

بانوی ملک سرمدی، به شهر قم خوش آمدی

  

ز خــاک پاک شهر قم بوی پیمبر آمده

شهر قم از قدوم تو بهشت دیگر آمده

مگر دوبــاره شیعه را روح به پیکر آمده

              ای گل باغ احمدی، به شهر قم خوش آمدی

 

ای صلـوات متصل از همه خلق عالمت

درود بــر بــــرادر و بــــر پــــدر مکــرّمت

فزون تر از سؤال ما جود و عنایت کمت

                    مؤیِد و مؤیَدی، به شهر قم خوش آمدی

 

عطــر بهشت جــان مــا گـــرد و غبـار ناقه ات

ســرور خیـل اهــل قـــم غــاشیه دار نـاقه ات

مشک و عبیر و عطـر و گل گشت نثار ناقه ات

قدم به چشم ما زدی به شهرقم خوش آمدی

              دسته گل محمدی، به شهر قم خوش آمدی

 

زینــب دوم علــی ای همـــه افتخــار قم

نسیم تربت تو شد، بهشت قم، بهار قم

قبلــه اهـــل معـــرفت بــا قدمت دیار قم

            دخت رسول امجدی، به شهر قم خوش آمدی

 

 

نمی رسد به عزت و جلال تو عقول ما

پــس از بتـول و زینبی زینب ما، بتول ما

شهـر قـم از قـدوم تو مدینه الرسول ما

         همچو رضابه مشهدی، به شهر قم خوش آمدی

 

 

سلام مــا سلام مــا بـر تـو و بر برادرت

بــر تـو و بـر بـرادرت، بـر پـدر و به مادرت

بـر پـدر و بـه مـادرت، بــه تـربت مطهرت

          عصمت حیّ سرمدی، به شهر قم خوش آمدی

متن شعر شب جمعه

جمعه شب آمده تا دل ز خدا یاد کند                بنده از کار بدش توبه و فریاد کند

 چون بفرموده حق دست دعــا بردارد                او اجابت کند و بنده خود شادکند

------------------

نور توحید عیان است شب جمعه حرم 

واقعاً مثل جنان است شب جمعه حرم

 

به خداوند و همه عالم امکان سوگند

بهترین جای جهان است شب جمعه حرم

 

کربلا قبله‌ی دلهاست خدا میداند

و چه حاجت به بیان است شب جمعه حرم

 

وعده‌ی ما شب جمعه حرم ثارالله

همه جا ورد زبان است شب جمعه حرم

 

شب جمعه همه آرام فقط گوش دهید

مادرش مرثیه‌خوان است شب جمعه حرم

 

مادرش آمده اما قد او خم شده است

قامتش همچو کمان است شب جمعه حرم

 

از همان لحظه که ارباب به گودال افتاد

خواهرش لطمه‌زنان است شب جمعه حرم

حبیب باقر زاده

------------

شب جمعه که شب رحـــــــــــمت و غفران خداست  

دوری از مســـــجد و محراب و دعا کار خطاست

سرخوش آنکو که در این شب به دعا مشغول است 

فارغ از فیض در این همچو شبی مسئول است

همره خضـــــــــــــــــــــر شو و آنچه علی گفت کمیل 

لوح دل ســـــــــــــاز دعایی که بنام است کمیل

با زبان علوی مســــــــــــــــــــــــــــــئلت از یزدان کن  

رحمت واســــــــــــــــــــــعه را واسطه جانان کن

مخلص ار طالب فیضـــــــــــــــــــــی به خرابات خرام 

که به رنــــدی بود این راه و روش ، کیش و مرام

 

حدیث حرارت شهادت امام حسین سلام الله علیه

بسم رب الحسین علیه السلام

پیامبر صلى الله علیه و آله: إنَّ لِقَتلِ الحُسَینِ حَرارَهً فی قُلوبِ المُؤمِنینَ لاتَبرُدُ أبَدا شهادت حسین سلام الله علیه آتشى در دل مؤمنان درانداخته است که هرگز سرد نخواهد شد . (مستدرک الوسائل : ج ۱۰ ، ص ۳۱۸ )

بخشی از قصیده ای تمام آفرینش خشتی از ایوان تو - سازگار

یا رسول اله مدد

ای تمام آفرینش خشتی از ایوان تو

علم شرق و غرب عالم سطری از قرآن تو

آسمانی ها زمینی ها همه مهمان تو

گل کند جان مسیح از غنچه ی خندان تو

یا رسول اله مدد

آسمانی ها همه مرهون ارشاد تواند

دستگیران جهان محتاج امداد تواند

انبیا یکسر بشیر صبح میلاد تواند

نورها بر قلبشان تابیده از فرقان تو

یا رسول اله مدد

انبیا یک کاروان، تو کاروان سالارشان

خوب رویان مشتری، تو یوسف بازارشان

 

مسلمین در خواب غفلت خفته تو بیدارشان

بی خبر از دشمنان عترت و قرآن تو

یا رسول اله مدد

کیست تا مثل تو سلمان و ابوذر پرورد؟

کیست تا مرد دو عالم همچو حیدر پرورد؟

کیست تا در بوستان وحی، کوثر پرورد؟

کیست تا چون لؤلؤ و مرجان دو گوهر پرورد؟

یا چو زینب دختری در حدّ مادر پرورد

ای امیرالمؤمنین پرورده ی دامان تو

یا رسول اله مدد

دوبند از ترکیب بند زیبای مدح پیامبر (ص) - سازگار

دوبند از ترکیب بند مدح پیامبر (ص)

از بام و در کعبه به گردون رسد آواز 

کامشب در رحمت به سماوات شده باز


جا دارد اگر در شرف و مجد و جلالت 

امشب به سماوات کند خاک زمین ناز 

از ریگ روان گشته روان چشمه ی توحید

یا کوه و چمن باز چو من نغمه کند ساز 

دشت و در و بحر و برو، جن و بشر و حور 

در مدح محمد همه گشتند هم آواز 

خوبان دو عالم همه حیران محمد 
یک حرف ز مدحش شده ما کان محمد 

این است که برتر بود از وهم کمالش 

جز ذات الهی همه مبهوت جلالش 

رضوان شده دلداده ی مقداد و ابوذر

فردوس بود سائل درگاه بلالش


بی رهبریش خواهد اگر اوج بگیرد 

حتی ملک العرش بسوزد پر و بالش

 
یوسف ببرد حسن خود از یادگر او را 

یک منظره در خاطره افتد ز خیالش


ایجاد بود قبضه ای از خاک محمد 
افلاک بود بسته به لولاک محمد

میلاد پیامبر (ص) شعر هزار و سیصد و نود و پنجمین سال است

مذهب جعفری و ایده ی احمد دارم
لِلْحمد که این دولت سرمد دارم
من زخود هیچ ندارم که برآن فخر کنم
هرچه دارم همه از آل محمّد دارم

-----------------------------------

تو آفریده شدی و سرآمدت گفتند
هزار مرتبه اَحسن به ایزدت گفتند
تورا به سمت زمین با نسیم آوردند
توآمدی و ملائک خوش آمدت گفتند
نشان دهنده ی معصومی ِ قبیله توست
اگر که قّبه ی خضرا به گنبدت گفتند
تمام آل عبا«کُلنا محمّد» بود
توعین نوری و در رفت و آمدت گفتند
اگر چه یک نفری، جمع چهارده نفری
تورا محمّد و آل محمّدت گفتند
برای خُلق تو باید کنند تحسینت
نشد مشاهده شصت و سه سال نفرینت
از آن طرف تو اگر نور آخرین هستی
نوشته اند از این سو تو را نخستینت
هزار و سیصد و نود و پنجمین سال است
شدیم کوچه نشینت، شدیم مسکینت
شدیم ریزه خور سفره های سیّدی ات
گدای سفره ی هر سال چهارده سینت
توآمدی که علی را فقط ببینی و بس
نداده اند به جز دیده ی خدا بینت
یتیم مکه ای اما بزرگ دنیایی
اگر چه خاک نشینی، همیشه بالایی
مرا اُویس شدن در هوای تو کافی است
اگر چه باز ندیدم، دعای تو کافی است
همینکه بوی تو را در مدینه حس کردم
لبم رسید به خاک سرای تو کافی است
چه حاجتی به پسر داری ای بزرگ قریش
همینکه فاطمه داری برای تو کافی است
همینکه اوّل هر صبح پیش زهرایی
برای روشنی لحظه های تو کافی است
تو آن پیمبر دنباله داری و بعدت
اگر علی تو باشد به جای تو کافی است
قسم به اشهد ان لااله الا الله
تو آمدی که بگویی علی ولی الله
 تو آمدی و ترحّم شدند دخترها
چقدر صاحب دختر شدند مادرها
تو آمدی و رعیّت شکوه عبد گرفت
بدین طریق چه آقا شدند نوکرها
خدای خوب به جای خدای چوب نشست
و با اذان تو بالا گرفت باورها
بگو: مدینه ی علمی، علی درآن است
بگو: که واجب عینی است حرمت درها
بریز شیره پیغمبری به کام حسین
که از حسین بیاید علی اکبرها
قسم به اشهد ان لااله الا الله
تو آمدی که بگویی علی ولی الله
زمان گذشت زمان ظهور دیگر شد
حسین منی انا من حسین اکبر شد
هزار حضرت مریم کنیز مادر توست
تورا بس است همینکه بتول، دختر توست
به دختران فلان و فلان نیازی نیست
اگر خدیجه والامقام همسر توست
علی و فاطمه دو رحمت خداوندی
برای عالم دنیا و صبح محشر توست
به یک عروج تو جبرئیل از نفس افتاد
خبر نداشت که این تازه اوج یک پَر توست
به عرش رفتی و ماندی در آن تقّرب محض
خدا برابر تو یا علی برابر توست
تو با علی جریان ساز شیعه اید ، اما
شناسنامه ی شیعه به نام جعفر توست
 همیشه شکر چنین نعمتی روی لب ماست
که جعفر بن محمد رئیس مذهب ماست
(شاعر:علی اکبر لطیفیان)

سرود زیبای میلاد پیامبر (صلی اله علیه و آله)

گرچه ندیده دیده ام چهره ی دل گشای تو
دل به درون سینه ام پر زند از هوای تو

یا رسول اله مدد

دیده به حق چو مینهم ،در نظرم عیان شود

قامت دلربای تو ، خنده ی آشنای تو

یا رسول اله مدد

جام جهان نمای تو ، لعل سخن سرا بود

لعل سخن سرا بود ،جام جهان نمای تو

یا رسول اله مدد

طفل یتیم و این همه ،نام و مقام و مرتبت
یک تن و یک جهان سخن در صفت و ثنای تو

یا رسول اله مدد

باز دوباره همسفر ،سوی مدینه آرزوست
تا که زندگی کام دل زنم بوسه به خاک تو

یا رسول اله مدد

گرچه ندیده دیده ام چهره ی دل گشای تو
دل به درون سینه ام پر زند از هوای تو

یا اباالزهرا مدد.....  یا اباالزهرا مدد

شور – زیبای میلاد پیامبر اکرم (صلی اله علیه وآله)

بلغ العلی بکماله ، کشف الدجی بجماله
حَسُنت جمیع خصاله ، صلو علیه و آله (3)

همه هستیَم به ره ِ خدا ، وَ به عشق خاتمُ الانبیا
وَ به لطف آن شه لافتی ، وَ دعای عصمت کبریا

به فدای جلوه ی احمدی ، به فدای نور محمدی

صلو علیه و آله

تو تمام ِ مظهر ِ یا ربی،تو شُکوه ِ باور ِ مذهبی
تو فروغ ِ انجم ِ مکتبی،همه زیر ِ دِین ِ تو یا نبی

ز جهانیان تو سرآمدی،به فدای نور محمدی

صلو علیه و آله

مَلَک ِ سما سائل ِ درت،سائل ِ در و خاک محضرت

به فدای عترت اطهرت،اهل بیت و سوره ی کوثرت

تو رسول و مصطفیَ الاَمجدی،به فدای نور محمدی

صلو علیه و آله

سینه ی تو مَهبط ِ وحی ِ حق،وَ به اذن تو فلق و شفق

نور ِ حمد و واقعه و عَلَق،وَ نثار ِ روی تو صد طبق

گل باغ خالق ِ سرمدی،به فدای نور محمدی

صلو علیه و آله

نوحه واحد – امام عسگری علیه السلام به سبک کنار قدمهای جابر

واحد – امام عسگری علیه السلام به سبک کنار قدمهای جابر

خوشم که در ِ خانه ی دوست / بُود منصب من گدایی

خوشم که از الطاف دلبر / شده این دلم سامرایی

منی که اسیر گناهم / وَ سربار آل عبایم

گدا نه که در قدر وقیمت / تراب رَه ِ سامرایم

شده و روح و جانم / در آنجا کبوتر

مدد یبن حیدر / مدد یبن حیدر

یا حسن یبن الحیدر...

ابالمنتظر ای حسن جان / ولای تو دار و ندارم

تو که دست من را گرفتی / به عالم دگر غم ندارم

گره های کورم زیاد است / ز کارم گره وا کن آقا

شدم روسیاه از گناهان / مرا اهل تقوی کن آقا

برای غلامی / مرا هم جدا کن

مرا جان مهدی / به راهت فدا کن

یا حسن یبن الحیدر...

وهابیت پست ملعون / به تو دشمنی کرده بی حد

تو گویی که تیر غمت را / به جان و دل مؤمنین زد

قسم بر ضریحت که داغت / سرشته به آب و گل ماست

مزار تو ویران نمودند / ولی قبر تو در دل ماست

وهابی بداند / که ما اهل دردیم

فدایی اسلام / وَ اهل نبردیم

لبیک َ یبن الحیدر...

نوحه ساده و مسجدی امام عسکری (علیه السلام)

ای گل پیغمبری یا امام ِ عسگری

نور چشم حیدری یا امام ِ عسگری

یا امام عسگری...

با غم و عشق و ولا، با ولای مرتضی ، روی دل بر سامرا ، با دو چشمان ِ تری

یا امام عسگری

جلوه ی حیّ اَحد ، نور ِ الله ُ الصّمد ، دلخوشی ام این بُوَد ، که گدا را میخری

یا امام عسگری

تو ولیُ اللهی و ، با دلم همراهی و ، در مَثل چون ماهی و ، جرعه ای از کوثری

یا امام عسگری

دلخوشم ای نور عین ، ای امام ِ عالمین ، با نوای یا حسین ، کربلایم می بری

یا امام عسگری

بر غم ِ خون ِ خدا ، این دلم شد مبتلا ، ناله ی اهل ولا ، کربلا یا کربلا

کربلا یا کربلا...

نوحه مناسب واحد ، شور و تک امام حسن عسکری (علیه السلام)

بـه شهـر سامــره جـان داده مظلوم

امـــام عسکـری گردیــده مسمــوم

بهـار عمـر او گشته خزانی        فدا گردیده در سن جوانی
خـدا دانـد کـــه او در زندگانـی
ز حق خویشتن گردیده محروم
امـــام عسکری گردیــده مسمــوم

مـــزار او گــواه غـــــربت او         غریب افتاده حتی تربت او
بـه عــالم شرح مظلـومیت او
ز عمر کوتهش گردیده معلوم
امـــام عسکـری گردیــده مسمــوم

چواجدادش ستم بسیار دیده     شهادت راهزاران بار دیده
همـــــــاره از عــــدو آزار دیــــــده
به جرم اینکه آن مولاست معصوم
امـــام عسکـری گردیــده مسمــوم

دگرخاموش شد صوت دعایش     نمی‌آیــد صـدای دلــربایش
ببـــار ای اشــک امشب در عـزایش
که رفت از این جهان با قلب مغموم
امـــام عسکـری گردیــده مسمــوم

بسوزم مثل شمعی تابگریم         بـه یاد یوسف زهرا بگریم
بـــــرای عتـــرت طاهــــا بگـــریم
که مظلومند و محرومند و مهموم
امـــام عسکـری گردیــده مسمــوم

 

ای به غربت گشته مسموم از ره بی یاوری

یا امام عسکری یا امام عسکری

 

کشته راه خدا و زاده ی پیغمبری

ای که از عباسیان ظلم و جنایات دیده ای

صدمه ها در نشر قرآن و ولایت دیده ای

در جوانی درد و رنج بی نهایت دیده ای

کنج زندان کرده ای بر خلق عالم رهبری

یا امام عسکری یا امام عسکری

ای که در سن جوانی مثل گل پرپر شدی

کشته ی راه خدا و دین پیغمبر شدی

با وجود شیعیان بی یاور و بی یاور شدی

بر سرت آمد بلاها با تمام سروری

یا امام عسگری یا امام عسگری

 

ای سراپا روح قرآن ای وجودت جان پاک

آخر از زهر جفا گردیده قلبت چاک چاک

پیکر نورانیت شد در جوانی زیر خاک

ای جمالت مصطفایی ای جلالت حیدری

یا امام عسگری یا امام عسگری

مثل اجدات شدی مسموم از زهر جفا

شد عزادار تو زهرا و علی و مصطفی

شهر سر من را در ماتمت شد کربلا

مهدیت پوشیده بر تن جامه ی نیلوفری

یا امام عسگری یا امام عسگری

گرچه دیدی روز و شب بیداد از خصم شریر

دیده ای در عمر خود تبعید و زندان ناگزیر

خواهرت دیگر نشد در بین دشمن ها اسیر

مثل زینب در مصیبت کس ندیده خواهری

یا امام عسگری یا امام عسگری

 

اشعار از : حاج غلامرضا سازگار

 

معجره شق القمر پیامبر اعظم (صلی اله علیه و آله)

معجزه پیامبر (صلی الله علیه واله وسلم)

وقتی کفار مکه در شب چهاردهم ذی الحجه سال چهارم بعثت به پیامبر (صلی الله علیه واله وسلم) مراجعه کردند و گفتند اگه راست میگی که پیامبر خدایی این ماه شب 14 را به دونیمه تقسیم کن پیامبر فرمود اگر این کار را انجام بدم شما ایمان می آورید گفتند آری ، آن شب آسمان صاف و ماه به صورت کامل(بدر) بود، پیامبر(صلی الله علیه واله وسلم) از خداوند خواست تا آنچه را که کفار مکه از او خواسته اند به آنها نشان بدهد تا ایمان بیاورند …خداوند دعای پیامبرش را اجابت کرد… و سپس ماه به دو نیم شکافته شد نیمی در کوه صفا و نیم دیگر در کوه قیقعان در مقابل آنان قرار گرفت. و پیامبر شق القمر کرد کفار مکه که در حال مشاهده این واقعه بودند گفتند که محمد(صلی الله علیه واله وسلم) ما را سحر کرده است، سپس گفتند، اگر او ما را سحر کرده باشد نمی تواند همه مردم را سحر کند، ابوجهل گفت صبر کنید تا یکی از اهل بادیه بیاید و از او سئوال کنیم که آیا انشقاق ماه را دیده است یا نه، اگر تایید کرد ایمان می آوریم و اگر نه معلوم می شود که محمد(صلی الله علیه واله وسلم) چشمان ما را سحر کرده است.

بالاخره یکی از اهالی بادیه به مکه آمد و این خبر را تصدیق کرد و آنگاه ابوجهل و مشرکان گفتند "این سحر مستمر است" و آنگاه این آیات مبارک نازل شد… "اقتربت الساعة وانشق القمر” هرچند این موضوع پایان یافت ولی مشرکان ایمان نیاوردند.

البته مجموع روایاتى که درباره این معجزه وارد شده حدود 20 روایت می شود که در کتاب هاى حدیثى شیعه و اهل سنت‏ مانند بحار الانوار و سیرة النبویة ابن کثیر و در المنثور سیوطى و دیگران نقل شده است. و این معجزه‏ که یکى از معجزات پیامبر(صلی الله علیه واله وسلم)است، صورت گرفته است و در سوره قمرآیه اول آورده: إقتربت الساعة وانشق القمر – استاد داوود موسی از محققین بریتانیایی میگه وقتی بررسی کردم و دیدم ناسا براین واقعه بزرگ تاریخی صحه گذاشته به عظمت پیامبر مسلمانها ایمان آوردم.

غزل - امام زمان عج

دولت این است که یک لحظه گدای تو شوم

کی دهد دست که خاک کف پای تو شوم

شرف بنده گی توست زیاد از سر من

بار ده بلکه سگ درب سرای تو شوم

کم از آنم که کنم از سر کوی تو عبور

باز دادی رهم ای من به فدای تو شوم

با همه زشتی و آلوده گی و رو سیهی

باورم بود که مشمول عطای تو شوم

سینه چاک دم تیغ تو سمن رویان اند

من کی ام تا سپر تیغ بلای تو شوم

ای مسیح دل و جان همه عالم چه شود

زنده با یک نفس روح فزای تو شوم

ای خوش آن دولت بیدار که در نیمه شبی

دیده بر هم نهم و خواب نمای تو شوم

ای کرامت به تو زنده کرمی کن بگذار

تو برای من و من نیز برای تو شوم

دوست دارم که غبار سر کویت گردم

به امیدی که هوایی به هوای تو شوم

به عزا خانه ات از لطف و کرم خاکم کن

بلکه مشت گلی از اشگ عزای تو شوم

«میثم» بی سر و پا را زکرم دست بگیر

که نهم جان به کف و بی سر و پای تو شوم

روضه کوتاه و جانسوز امام عسگری (علیه السلام)

ای قبله حرم ،حرم سامرای تو 

            بیت ولای دل حرم با صفای تو

قرآن یگانه دفتر مدح و ثنای تو  

         روح ملك كبوتر صحن و سرای تو

 

یا اباالحجة   یا امام حسن یه نگاهی هم ما بینداز، از اون نگاههایی که جد غریبت حسین به زهیر انداخت زندگیش آباد شد.

انوار ده امام درخشد ز روی تو 

          یادآور رسول خدا خُلق و خوی تو

یه جمله ذکر مصیبت از همه التماس دعا ، اگه هاله اشکی تو چشمت پیچید به برا فرج فرزندش دعا کن ، شیخ مفید از زبان صالح ابن وصیف روایت کرده ، میگه امام عسگری زندان بود به ما دستور دادن به آقا سخت بگیریم اون هم چه آقا همیشه در حال عبادت بود ما هر وقت نگاهش میکردیم از هیبتش میلرزیدیم. الهی بمیرم امام عسگری رو مسموم کردن آی داد بی داد –

گشت بابای تو مسموم از جفا یابن الحسن   سوخت از زهر ستم سرتا به پا یابن الحسن

من نمی دانم چه زهری بود آن زهر جفا        کرد او را از عزیزانش جدا یابن الحسن

عسکری شد کشته از زهر جفای معتمد       عالمی ماتم سرا شد زین جفا یابن الحسن

شد نه تنها قلب پاکت در عزایش داغدار        سوختی چون شمع در این ماجرا یابن الحسن

مرحوم مجلسی در بحارالانوار آورده نمیدونم این زهر جفا چه کرد با بدن عزیز زهرا آخرین لحظات عمرش بود صدا زد برام آب بیارید کاسه ی بدستش دادن اینقدر بدن ضعیف شده دستان مبارکش داره میلرزه ظرف آب با لب و دندان امام برخورد میکنه ، خوشا بحال تو گریه کن امام حسن ، امام زمان بهت خوشامد میگه ، آقا خطاب به فرزندش فرمود ( يَا سَيِّدَ أَهْلِ بَيْتِهِ اسْقِنِي الْمَاءَ فَإِنِّي ذَاهِبٌ إِلَى رَبِّي) یعنی من دیگه رفتنی ام تو امام شیعیانی ، اینجا پسر سر بابا رو به دامن گفت اما آی دلای کربلایی ، کربلا وقتی ابی عبداله سر علی رو به دامن گرفت آروم نشد ، سرو به سینه چسباند قرار نگرفت ، صورت به صورت علی گذاشت صدا زد علی جان (علی بعدک العفا) بعد تو دیگه خاک بر سردنیا – صدا بزن حسین جان

 

در ماتم عسکری سما می گرید

ارواح تمام انبیاء می گرید

زهرا به بقیع حسین در کرببلا

در طوس غریب الغربا می گرید

 

یا اَبا مُحَمَّدٍ یا حَسَنَ بنَ عَلِیٍ اَیُّهَا الزَّکِیُّ العَسکَرِیُّیَابنَ رَسوُلِ اللّهِ یا حُجَّةَ اللّهِ عَلی خَلقِهِ یا سَیِدَنا وَ مَولانا اِنا تَوَجَّهنا وَستَشفَعنا وَ تَوَسَّلنا بِکَ اِلیَ اللّهِ وَ قَدَّمناکَ بَینَ یَدَی حاجاتِنا یا وَجیهاً عِندَاللّهِ اِشفَع لَنا عِندَاللّه

 

روضه رسیدن کاروان از کربلا به مدینه  

ای مدینه سوز دیگر ساز کن                                              در بروی داغ داران باز کن

اهل یثرب خون فشانید از دو عین                                     من خبر آوردم از قتل حسین

مادر عباس با قلب کباب                                        داد یک یک آل عصمت را جواب

گفت ای یاران سئوالم از شماست                           دختر مظلومه ام زینب کجاست

دید نا گه بانویی با قد خم                                            گفت مادر دخرت زینب منم

من سیه پوش گل یاس توام                                               داغ دار از بهر عباس توام

جان مادر داغ پیرم کرده است                                              درد و غم از عمر سیرم کرده است

عمر زینب بارها بر سر رسید                                               تا کنار قبر پیغمبر رسید

ناله کرد و گفت با صوتی حزین                                السّلام ای رحمه للعالمین

روضه محاوره ای : وقتی خبر رسیدن کاروان به مدینه رسید همه منتظر بودن ببینن خانم ام البنین مادر چهار شهید با خانم زینب مادر دو شهید با چه حالی بهم میرسن ، وقتی همدیگه رو دیدن دست به گردن هم انداختن شروع کردن به گریه کردن زانوانشون سست شد رو زمین نشستن ، خانم ام البنین سوال کرد زینب جان از مولام حسین بگو ، فرمود منو معافم کن ، اسرار کرد ، فرمود همینقدر بدان حسینو بین دونهر آب لب تشنه شهید کرد ، گفت مگه عباسم نبود با بودن عباس کی جرأت کرد به حسین نزدیک بشه ، یه وقت دید خانم زینب صدا زد نمک به زخمم نزن آخه عباس رفت برا بچه های حسین آب بیاره سه هزار نفر نگهبان شریعه بهش حمله کردن ، اول دستاشو قطع کردن ، با عمود آهنین به فرقش زدن یه وقت دید ام البنین داره خاکها رو بر میداره به سر میریزه و صدا میزنه حسین جان

بشیر بن جذلم می گوید:


چون (با کاروان اسرا از شام) به نزدیک مدینه رسیدیم، امام علی بن الحسین علیه السلام پیاده شد، خیمه‌ای بر پا کرد و زنان خاندان را پیاده فرمود آن‌گاه فرمود:« ای بشیر، خدا پدرت را بیامرزد که شاعر بود. تو نیز شعر می‌گویی؟» گفتم:«آری، ای پسر پیغمبر! من هم شاعر هستم فرمود:« به مدینه برو و خبر شهادت اباعبدالله را به اطلاع مردم برسان.

بشیر میگه من بر اسبم سوار شدم و با شتاب وارد مدینه شدم. چون به مسجد رسول خدا رسیدم، گریه‌کنان این اشعار را خواندم:« ای مردم مدینه! دیگر در مدینه نمانید، چون حسین کشته شد. از شهادت اوست که اشک چشم من چون باران فرو می ریزد.


بدن حسین در زمین کربلا به خون آغشته شد و سر مقدس او را بالای نیزه ها در شهرها گرداندند.»
سپس گفتم:« ای اهل مدینه، اینک علی بن الحسین علیه السلام با عمه ها و خواهرانش نزدیک شما و پشت دیوار شهر شماست. من فرستاده او هستم.

زنان مدینه بیرون ریختند و فریاد واویلا سر دادند. پس از رحلت پیامبر خدا، هرگز آن همه گریه کننده و عزادار ندیده بودم. مردم مدینه مرا رها کردند و با شتاب از مدینه بیرون رفتند. من با اسب خویش تاختم و خود را به آنجا رساندم. دیدم مردم در همه‌‌ی راه ها ایستاده اند. از اسب پیاده شدم، از میان ازدحام جمعیت گذشتم و خود را به خیمه امام رساندم.


امام درون خیمه بود. پس از چند لحظه از خیمه بیرون آمد و با دستمالی که در دست داشت اشک چشمانش را پاک کرد. از پی او خادمی آمد، چهار پایه ای آورد و بر زمین گذاشت و امام زین العابدین بر آن نشست. ولی نمی توانست از ریختن اشک خودداری کند. صدای گریه از هر جانب برخاسته بود. ناله زنان و کنیزان بلند شده بود. مردم از هر طرف به امام تسلیت می گفتند و تمام فضا، یکپارچه گریه و ناله بود.
در این هنگام امام سجاد علیه السلام با دست خود اشاره کرد که ساکت شوند، آن گاه خطبه‌ای خواند.

وقتی وارد شهر شدن زینب کبرى(علیها السلام) خود را به مسجد پیامبر(صلى اللهعلیه وآله) رساند و در حالى که دو طرفِ درِ مسجد را گرفته بود، خطاب به رسول خدا(صلى اللهعلیه وآله) مى گوید: «یا جَدّاه اِنّی ناعِیهٌ اِلَیْکَ اخِی الْحُسَیْنَ»؛ (اى جدّا! من خبرمرگ برادرم حسین را براى تو آورده ام). زینب پیوسته گریه مى کرد و اشک و آهش تمامى نداشت. و هر بار که به برادرزاده اش على بن الحسین(علیه السلام) مى نگریست، اندوهش تازه و غمش افزوده مى شد.


سکینه نیز فریاد زد: (اى جدّا! از مصایبى که بر ما گذشت به تو شکایت مى کنم. به خدا سوگند، من سنگ دل تر، جفا کارتر و خشن تر از یزیدندیدم و هیچ کافر و مشرکى را بدتر از او سراغ ندارم! او با چوبدستى اش به دندان پدرم مى زد و مى گفت: ضربه ها چگونه است اى حسین!)؛ «...فَلَقَدْ کانَ یَقْرَعُ ثَغْرَ اَبی بِمِخْصَرَتِهِ وَ هُوَ یَقُولُ: کَیْفَ رَاَیْتَ الْضَّرْبَ یا حُسَیْنُ».

منابع:

لهوف سید بن طاووس، ص 233.

روضه کوتاه امام رضا (علیه السلام) با گریز حضرت زینب (سلام اله علیها)

اباصلت میگه امام رضا فرمود اباصلت من به کاخ اون ملعون میرم اگه دیدی وقت برگشت عبا به سرانداختم بدان کار خودشو کرده ، اباصلت میگه منتظر شدم یه وقت دیدم امام رضا بیرون آمد عبا به سر انداخته هی مینشینه و بلند میشه ، به خودش میپیچه ، فاصله کاخ تا حجره رو بارها روزمین نشست ، به حجره که رسیدیم دیدم چشمش به دره انگار منتظره یه نفره ، یه وقت دیدم جوانی خوش سیما وارد حجره شد ، سر امام رو به دامن گرفت ، آقا اسرار امامت رو به فرزندش انتقال داد ، خیلی طول نکشید دیدم امام جان به جان آفرین تسلیم کرد در حالیکه خواهرش کنارش نبود خیلی دلش برا خواهرش پرمیکشید آخه هرکسی موقع جان دادن دوست داره عزیزانش دورش باشن ، آی دلای کربلایی منم یه خواهری رو میشناسم وقتی برادرش روانه میدان شد فرمود یا سکینه ، یا ام کلثوم ، یا فاطمه ، یا زینب علیکن منّی السلام با خواهرش وداع کرد ، یه وقت توگودال قتلگاه تکیه به نیزه شکسته ای داد دید خواهر به طرفش داره میدوه فرمود خواهرم برگرد.

مدح امام زمان (عج) ماه ربیع الاول

امام زمان(عج)-مدح

 

من کیم قلب وجودم من کیم جان جهانم

من کیم نور عیانم من کیم سرّ نهانم

من کیم کهف حصینم من کیم مهد امانم

من کیم مولای خلقت در زمین و آسمانم

من کیم فرمانروای ملک حیّ لا مکانم

من کیم فرزند زهرا مهدی صاحب زمانم

من کیم من آسمانی مصلح خلق زمینم

من کیم من دست تقدیر خدا در آستینم

من کیم من وارث پیغمبر و قرآن و دینم

من کیم سر تا قدم مولا امیرالمؤمنینم

من کیم من آخرین تیر الهی در کمانم

من کیم فرزند زهرا مهدی صاحب زمانم

من کیم من آفتاب یازده خورشید نورم

من کیم من مصحفم، توراتم، انجیلم، زبورم

من کیم من مظهر عفو خداوند غفورم

من کیم من آن کلیم استم که عالم گشته طورم

من یگانه مصلح عالم امام انس و جانم

من کیم فرزند زهرا مهدی صاحب زمانم

ماه شعبان خنده زن بر آفتاب منظر من

بوسه گاه جدّه ام زهرا جبین مادر من

سیزده معصوم را روح و روان در پیکر من

جان به قرآن می دهد لعل لب جان پرور من

نقش جاء الحقّ به بازویم شهادت بر زبانم

من کیم فرزند زهرا مهدی صاحب زمانم

پیشتر از آنکه کامم تر شود از شیر مادر

داشتم بر آسمان معراج چون جدّم پیمبر

بر لبم گردید جاری آیه ی قرآن چو حیدر

بر همه مستضعفین دادم نوید فتح را سر

با گل لبخند، بابا بوسه می زد بر دهانم

من کیم فرزند زهرا مهدی صاحب زمانم

من به چشم شیعیانم جلوه ی الله و نورم

من میان دوستانم، گر چه پندارند دورم

ملک هستی بحر موّاجی بود از شوق و شورم

دوستان آماده نزدیک است ایّام ظهورم

می رسد دیگر به پایان انتظار شیعیانم

من کیم فرزند زهرا مهدی صاحب زمانم

سرود حلول ماه ربیع الاول

ایام ربیع است مکرر صلوات   بر فاطمه و احمد و حیدر صلوات

نابودی وهابیت و آل سعود          بر مهدی و بر آل پیمبر صلوات

---------------

یا حجة بن العسکری جانم فدایت 2بار

 

 

ماه ربیع شد عید ولایت / تابد به عالم نور هدایت

شاهنشهی و عالم هستی گدایت

یا حجة بن العسکری جانم فدایت

 

سید العالم/ جان جهانی/ نورُ الکواکب / صاحب زمانی

کبوتر دل می زند پر در هوایت

یا حجة بن العسکری جانم فدایت

 

غرق گناهم / ای تکیه گاهم

 بده پناهم/ در سوز و آهم

جانی و جانان همه جانم فدایت

یا حجة بن العسکری جانم فدایت

 

 

مرثیه شهادت امام حسن مجتبی (علیه السلام)

عزیز فاطمه فرزند مصطفی حسنم

امام عالمم اما غریب در وطنم

پس از علی که کسی مثل اوستم نکشید

ستم کشیده ترین رهبر زمانه منم

هزار بحر غم و غصه داشتم در دل

که گشت خون و برون ریخت آخر از دهنم

میان خلق به طاووس جنتم مشهور

که جغد شوم غم ، افکنده سایه در چمنم

کجا روم به که گویم که یار در خانه

فکنده شعله زهرجفا به جان و تنم

به جای گل که گذارند بر جنازه من

رسیده چوبه هفتاد تیر بر بدنم

نصیب من همه این بود در تمامی عمر

که بین جمع بسوزم چو شمع و دم نزنم

اگرچه نیست چراغی به تربتم روشن

به بزم اهل محبت چراغ انجمنم

رواست بر جگر پاره پاره در محشر

شراره سر کشد از رشته رشته کفنم

بیاد غربت و مظلومیت پیمبر گفت

که ماهیان همه گریند  در غم  حسنم

ز سوز (میثم) و فریاد شیعه شد تالیف

کتاب غربت و اندوه و غصه وئ محنم

مرثیه شهادت امام رضا (علیه السلام)

کار تو، همه مهر و وفا بود، رضا جان 
پاداش تو، کی زهر جفا بود، رضا جان 


آن لحظه که پرپر زدی و آه کشیدی 
معصومۀ مظلومه، کجا بود رضا جان 


بر دیدنت آمد چو جوادت ز مدینه 
سوز جگرش، یا ابتا بود رضا جان 


تنها نه جگر، شمع‌صفت شد بدنت آب 
کی قتل تو اینگونه روا بود، رضا جان 


تو ناله زدی، در وسط حجره و زهرا
بالای سرت نوحه‌سرا بود رضا جان 


یک چشم تو در راه، به دیدار جوادت 
چشم دگرت کرب و بلا بود، رضا جان 


جان دادی و راحت شدی از زخم زبان‌ها 
این زهر، برای تو شفا بود رضا جان 


از آتش این زهر، تن و جان تو می‌سوخت 
اما به لبت، ذکر خدا بود رضا جان 


روزی که نبودیم در این عالم خاکی 
در سینۀ ما، سوز شما بود رضا جان 


از خویش مران «میثم» افتاده ز پا را 
عمری درِ این خانه گدا بود رضا جان

شعر رحلت پیامبر (صلی اله علیه و آله )

مُلک وجود غرق در اندوه و در عزاست
آغاز صبح غربت زهرا و مرتضاست


قرآن عزا گرفته و عترت شده غریب
شهر مدینه را به جگر داغ مصطفاست


خون گریه کن مدینه! کز این ماتم عظیم
گر آسمان خراب شود بر سرت رواست


گشتند انبیا همه چون فاطمه یتیم
زیرا عزای قافله سالار انبیاست


خلقت چه لایق است که صاحب عزا شود
عالم عزا گرفته و صاحب عزا خداست


اهل ولا به هوش که با رحلت نبی
شهر مدینه یکسره آبستن بلاست 


قومی برای غصب خلافت شدند جمع 
یا لَلعَجَب! وصی پیمبر، علی، کجاست

 
دار الولا محاصره، زهراست پشت در
دود وشراره بر فلک از بیت کبریاست


آتش زدن به خانه ی ریحانه ی رسول
پاداش رنج های شب و روز مصطفاست


آزردن بتول پس از رحلت رسول
باللَّه قسم شروع جنایات کربلاست


از لحظه ای که غصب خلافت شد از علی
تا حشر حقّ آل محمد به زیر پاست


هرروز راس شاه شهیدان به نوک نی
هرشب صدای ناله ی زهرا به گوش ماست


میثم! قسم به میثمِ آزاده ی علی
آزادگی ولایت سلطان اولیاست

روضه اربعین - استاد میرزا محمدی

اَلسَّلامُ عَلَیْكَ ی اَباعَبْدِاللَّهِ وَ عَلَى الاَرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِناَّئِكَ عَلَیْكَ مِنّى سَلامُ اللَّهِ اَبَداً ما بَقیتُ وَ بَقِىَ اللَّیْلُ وَ النَّهارُ وَ لاجَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّى لِزِیارَتِكُمْ

چقدر نام تو زیباست ،اباعبدالله

حرمت عرش معلی ست اباعبدالله

دستگیری زگدا ،گردن هر ارباب است

کار ما دست تو آقاست اباعبدالله

ما که باشیم که سنگ تو به سینه بزنیم

سینه زن زینب کبری ست ،اباعبدالله

راوی میگه :

فواللَّه، لا انسی زینب بنت علی ابن ابیطالب فابکت واللَّه، کل عدوا و صدیق ، یه جوری با این بدن اربا اربا حرف زد ، که حتی مرکب ها به گریه افتادن

السّلام عَلیَ الحُسَین (ع)

وعَلی عَلِِیِ ابن الحُسَین(ع)

وعَلی اوْلادِ الحُسَین (ع)

و عَلی اَصحابِ الحُسَین (ع)

*اینم برا امام و شهدامون مدافعان حرم زینبی فیض ببرن مرحوم شیخ نمر فیض ببره، گفت :*

ای مصحف ورق ورق روح پیکرم

آیا تویی برادر من نیست باورم

بر سینه ی شکافته ات چون نظر کنم

یاد آورم ز سینه ی مجروح مادرم

حسین ......

این غم کجا برم که ز هجده عزیز خود

یک پیرهن نشانه برم نزد مادرم ....

حسین ....جان.... یاد همه شهدا بخیر

بابی المستضعف الغریب یا ابا عبدالله

لطفی که کرده ای تو به من مادرم نکرد

ای مهربان تر از پدر و مادرم حسین

 

ما را خدا به عشق تو می بخشد عاقبت

ما عاقبت به خیر تو در روضه ها شدیم

*قربون همتون، هیچ وقت سیریه از گریه ی بر حسین ندارید به خدا اینا همه سرچشمه ش گریه های مادرش فاطمه ست فرمود ابوبصیر مادرم فاطمه رو می خوای یاری کنی یا نه انَّ فَاطِمَهَ لَتَبْکِیهِ وَ تَشْهَقُ شهقة ....*

مادرت گفت بُنیَّ دل ما ریخت بهم

بردن نام تو غوغاست اباعبدالله

*اصلا از روضه ی گودال نمیشه ابتر خارج شد بزار بگم همه فیض ببرن*

خواهرت گوشه ی گودال تماشا می کرد

بر سر نعش تو دعواست اباعبدالله

*یکی می گفت عمامه ش مال منه ،یکی می گفت انگشت و انگشترش مال منه، یکی گفت پیراهنش مال منه ،اما خدا لعنت کنه خوبی رو چنان سر بریده رو از تو گودال ....ای حسین .....*

سری به نیزه بلند است در برابر زینب

خدا کند که نباشد سر برادر زینب

مَا تَوَهَّمتُ یا شَقیقَ فُوادِی کانَ هَذَا مُقَدَّرًا مَکتُوبَاً

یارب از دل های ما نور محبت را مگیر

این تجمع این توسل این ارادت را مگیر

هستی ما بستگی دارد به عشق اهل بیت

هرچه می خواهی بگیر اما ولایت را مگیر