نوحه سنتی - حضرت امّ البنین سلام الله علیها   

 

خادمه هستم به بیتِ اهل‌بیت مصطفی

مــادر عبّــاسم و دلــدادۀ خــونِ خدا

حسین من...

****

من حسینی هستم و یار امیرالمؤمنین

فاطمه(س) نام من است و کنیه‌ام امّ البنین

حسین من...

****

ای حسین جان ای گل گلزار زهرای(س) بتول

از برای نوکری عبّاس من را کن قبول

حسین من...

****

کن قبولش تا شود در راه عشق تو شهید

تا که من فردا شوم در پیش زهرا(س) روسپید

حسین من...

****

ای عزیــز فاطمــه(س) ای سر جدای کربلا

آرزو دارم شــود عبّـاس در راهـت فدا

حسین من...

نوحه سنتی - حضرت عبّاس علیه السلام  

 

ای امیــدم ای بــه گلــزار ولایـت یاس من

رفتی و پشتم شکسته از غمت عبّاس من

ابوفاضل...

****

در کنـار علقمـه دستـت جـدا شــد از تنت

رنـگ آلالـه گـرفت عمّامـه و پیــراهنت

ابوفاضل...

****

تشته لب جـان داده‌ای ای ساقـیِ آب آورم

از حـرم بشنـو صـدای ناله‌هـای اصغـرم

ابوفاضل...

****

تیـر ظلـم کوفیـان چشـم تو بسته یا أخا

خیـز و بنگـر مادرم اینجا نشسته یا أخا

ابوفاضل...

****

خیز و بنگر ای که رفتی بین خاک و خون به خواب

از لـب عطشـان اصغـر ناله‌ها دارد رباب

ابوفاضل...
****************************

حضرت امّ البنین سلام الله علیها   

خادمه هستم به بیتِ اهل‌بیت مصطفی

مــادر عبّــاسم و دلــدادۀ خــونِ خدا

حسین من...

****

من حسینی هستم و یار امیرالمؤمنین

فاطمه(س) نام من است و کنیه‌ام امّ البنین

حسین من...

****

ای حسین جان ای گل گلزار زهرای(س) بتول

از برای نوکری عبّاس من را کن قبول

حسین من...

****

کن قبولش تا شود در راه عشق تو شهید

تا که من فردا شوم در پیش زهرا(س) روسپید

حسین من...

****

ای عزیــز فاطمــه(س) ای سر جدای کربلا

آرزو دارم شــود عبّـاس در راهـت فدا

حسین من...

سرود میلاد حضرت زینب کبری سلام الله علیها _ سید مجید بنی فاطمه

وعده ی این بهشت و خدا به ما داده
بنده ی عشق زینب همه جوره آزاده
اون قلبی كه بهنونه اش و می گیره ارباب ِ
ما كی باشیم اونی كه براش می میره ارباب ِ
اون كه عالم زیر ِ بال و پرش ِ
اون كه هستی یه نخ ِ چادرش ِ
زینب جمع ِ پدر و مادرش ِ
یازینب یا زینب

***
قدر خودش رو هیچ جا كسی نمی دونه
خدا كنه بمیرم دم ِ در ِ این خونه
زهرا امشب به عاشقا چه نعمتی داده
عشق ِ زینب به دلای ما چه قیمتی داده
جانم زینب ذكر ِ روی ِ لبم ِ
عالم مست ِ ذكر ِ یا زینبم ِ
عبدالزینب بخدا منصبم ِ
یازینب یا زینب
اون كه عالم زیر ِ بال و پرش ِ
اون كه هستی یه نخ ِ چادرش ِ
زینب جمع ِ پدر و مادرش ِ
یازینب یا زینب

***
خدای ِ حلم و صبر و خدای ِ احساس ِ
از مدحش همین بس یه مریدش عباس ِ
غیر ِ ارباب كسی مقامش و نمی دونه
كاری كرده دل ِ همه مون براش پریشونه
با رؤیای ِ سفر ِ كرب و بلا
زینب مار و می بره كرب و بلا
از مجلس یه سره كرب و بلا
یازینب یا زینب
اون كه عالم زیر ِ بال و پرش ِ
اون كه هستی یه نخ ِ چادرش ِ
زینب جمع ِ پدر و مادرش ِ
یازینب یا زینب
زینب زینب مددی یاز زینب....

روضه حضرت ابوالفضل علیه السلام_شب تاسوعا 93_استاد حجت الاسلام میرزامحمدی

دعا کنید که سقا ... پاش برسه به دریا ۲

مشکو پرازآب کنه،بیاره تو خیمه ها

عمو عمو ابالفضل ...

میخوای بشنوی؟نمیتونی بشنوی،تازه عموعمو گفتنشونم نمیشنوی چه برسه به واعطشا...اگه واعطشاشون رو بشنوی بیچاره میشی ...

دعا کنید که سقا...پاش برسه به دریا ۲

مشکو پرازآب کنه،بیاره تو خیمه ها

عمو عمو ابالفضل ...

ابی عبدالله هرجوری بود اجازه داد قمربنی هاشم بره میدان؛ اما تعبیر حسین اینه"اُطلُب لهذه الاطفال الماء"

حالا که میخوای بری،برو فقط برای این بچه ها آب بیار،یه جمله هم بهش فرمود،!فرمود:عباس من! تو پرچمدار منی! "لَقَد مَضَیتَ تَفَرَّقَ عسکری"یعنی اگه تو زمین بخوری لشگرم از هم میپاشه،فهمیدی چی گفتم؟من نمیدونم این جمله رو لشگر دشمن شنید یا نه! جایی ننوشتن اما همه حسین رو رها کردند،دنبال عباس رفتند،یه جا گیرش بندازند...رفت تو شریعه،مشکو پر از آب کرد،با چه هیبت و غروری آبی که تو دستش پر کرده بود مرکبش بنوشه،مرکبش نوشید؛"فذکر عطش الحسین فرمی الماء علی الماء"آب رو روی آب ریخت که همه بدونند من این آقام رو که "ماء العَذب علی الظَمئا"ست برا آب فرات و آب دنیا نمیفروشم،کی گفته که من میخواستم آب بنوشم؟!

"فرمی الماء"آب رو پرتاب کرد،که اگه آب هم به خیالش این توهم رو کرد،از این دستا یه سیلی بخوره،تو هنوز عباس رو نشناختی! نانجیب تو مهریه ی مادر حسینی! تو معرفت نداشتی اما من که مثل تو نیستم! تا قیامت این آب از خجالت و شرمندگی حول قبر ابالفضل میگرده،تو سرداب اونایی که رفتن میدونن؛تا قیامت طواف میکنه،آقا مرا ببخش من نشناختم تورو؛یه توجهی به من کن!سوار مرکب شد،یا صاحب الزمان! نوشته اند چهار هزارتیرانداز کمین کردند؛اگر یک صدم این تیرها بهش خورده باشه تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل..." دستاشو که قطع کردند،مرحوم علامه مجلسی مینویسد:مشکو به دندان گرفت؛هنوز داره به سمت خیمه ها میاد...

یارب مکن امید کسی را تو ناامید...

تا تیر به مشک آب خورد نوشته اند: "فَوَقَف متحیرا" سرگردان،متحیر... دست نداره که بجنگه،آب نداره که به خیمه ها برگرده...یا صاحب الزمان! بذار من روضه رو از زبان خودش بخوانم:مرحوم آشیخ محمدعلی خراسانی واعظ تو حرم خود عباس منبر رفت فقط یه گوشه از روضه رو اشاره کرد،اون گوشه ای که فرمود:تیر به چشمش زدند،اومد پایین مرحوم آسید ابراهیم قزوینی امام جماعت حرم عباسه گفت:آشیخ محمدعلی اشکم رو درآوردی؛دلم رو آتش زدی،اما این روضه ای که سندش ضعیفه رو نخون؛اومد منزل؛شب تو عالم رویا خود حضرت رو زیارت کرد، حضرت فرمود:آسید ابراهیم مگه تو کربلا بودی که بفهمی ضعیفه یا نه! حالا روضه رو خود عباس خوند؛فرمود:آسید ابراهیم!دستامو که بریدن،به مشکم که تیر زدن؛یه تیر به چشمم زدن؛هرکاری کردم دست نداشتم تیرو دربیارم ،سرمو تکون دادم این تیر از چشمم بیرون نیامد عمامه از سرم افتاد؛این زانوم رو آوردم بالا،تیرو بین زانوهام بذارم بلکه بتونم بیرون بیارم،چنان با عمود آهن به فرقم زدن...آی حسین...

اومد کنار بدن برادر(فاطمه جان شاهد باش اینا همونایین که پیغمبر فرمود: مثل مادر بچه مرده زار میزنند)سی هزار نفر دارن نگاه میکنند؛دیدند حسین"فَوَقَفَ مُنحَنیا..."زبون حال بگم:

تو مثل جون عزیزی،اگر که برنخیزی

رقیه مو میبرد عدو برا کنیزی...

آی حسین

سینه زنی واحد زیبا _ حضرت زهرا سلام الله علیها _ سید مهدی میرداماد

فاطمه بعد از حیات خویش هم یار علیست
(بامزار مخفیش2 تنها طرفدار علیست)2
بر در بیت الولا با خون من باید نوشت2
فاطمه3 اول شهید پای دیوار علیست 2
سینه ی مجروح من آرامگاه غصه هاس
جان من پروانه ی شمع شب تارعلیست 2
شب که چشم خلق درخواب است تا هنگام صبح
چشم من پیوسته گریانستو بیدار علی 2
زخم مسمار و شرار آتش و ضرب لگد
هرچه پیش آیدخوش آیدفاطمه یار علیست2
تو قیامت را قیامت می کنی
بر امامان هم امامت می کنی
این عجب نبود به یک یا فاطمه
حق دهد بر کار محشر خاتمه
روز محشر کار ما با فاطمه ست 2
نقش پیشانی ما یا فاطمه ست
از شب میلاد تا آخر نفس
مصطفی یک دست را بوسید و بس
آن هم ای دست خدا دست تو بود
پس بر آن دست و بر آن لب ها درود 2
ای مهار ناقه ات زلف عفاف
پیرهن بخشیده در شام زفاف
اولین نور آخرین روشنگری
هم ازل را هم ابد را مادری 2
مدح تو کی با سخن کامل شود
وحی باید بر قلم نازل شود
فوق هر تعریف و هر تفسیر تو
پاک تر از آیه ی تطهیر تو 2
بر مشامم میرسد هر لحظه بوی کربلا
بر دلم ترسم بماند آرزوی کربلا
تشنه ی آب فرات،ای اجل مهلت بده
تا بگیرم در بغل قبر شهید کربلا
وااماه ...... وااماه .......

برنامه کامل میلاد حضرت زینب سلام اله علیها

(دوبیتی صلواتی شروع)

بر نور دل و دیده زهرا صلوات

بر دخت گرانمایه مولی صلوات

بر مظهر صبر و حلم و ایمان و شرف

بر یاورِ دین زینبِ کبری صلوات

-------------

(مدح)

امشب شب مـلـیـکـه ی دادار زیـنب است

خـاتــون خـانـه دار دو دلــدار زیـنب است

 

از هر لبی که می شنوی این تـرانه است

عالم محیط و نقطه ی پرگـار زینب است

 

زهراست این که در دل گـهـواره قاب شد

امشب تـمــام گــرمی بــازار زیـنـب است

 

آئـیـنــه ای مـقـــابـل رویش خــدا گــرفت

تصویر جـلــوه های خدا وار زینب است

 

فــــرمــــوده از بـــرکـــاتــش بــــرادرش

آئـیـنــه دار حـیــــدر کــرار زیـنـب اسـت

 

تفسیر آیــه های غــم و انتـظار از اوست

از کــربــلا بـپرس عـلـمــدار زینب است

بر بـالـهــای زخمی اش افـسـوس جا نبود

غــم را بگو بیا که خــریــدار زینب است

 

بر گیـسوان شـعـلـه ور کــودکــان گریست

شــرح حدیث کوچــه و بــازار زینب است

----------------

(کرامت - معجزه)

مرحوم محمد رحیم اسماعیل بیك ، كه در توسل به اهل بیت (ع ) و علاقه به حضرت سیدالشهداء (ع ) كم نظیر بود و از این باب رحمت و بركات صورى و معنوى نصیبش شده و در ماه رمضان 1378 به رحمت حق واصل شد، نقل نمود كه در شش سالگى به درد چشم مبتلا شدم و تا سه سال گرفتار بوده و عاقبت از هر دو چشم نابینا گردیدم.

در ماه محرم ایام عاشورا در منزل دایى بزرگوارم مرحوم حاج محمد تقى اسماعیل بیك روضه خوانى بود، هوا گرم و شربت سرد به مستمعین مى دادند. من از دایى ام خواهش كردم كه اجازه دهد من به مردم شربت بدهم ؟! دایى ام فرمود: تو چشم ندارى و نمى توانى ! گفتم : یك نفر بینا همراهم بیاید! قبول كرد، و من با كمك خودش قدرى شربت به شنوندگان دادم .

مرحوم معین الشریعه اصطهباناتى سخنرانى مى كرد. در ذكر مصیبت خود روضه حضرت زینب (س ) خواند و من تحت تاءثیر قرار گرفتم . آن قدر گریه كردم تا از حال رفتم در آن حال بانوى مجلله اى دست مباركشان را بر چشمان من كشیده و فرمودند: خوب شدى و دیگر به چشم درد مبتلا نخواهى شد). ناگاه چشم باز كردم . اهل مجلس را دیدم ، شاد و فرح ناك . به طرف دایى ام دویدم ، تمام اهل مجلس منقلب شده و اطراف مرا گرفتند، به دستور دایى ام مرا به اتاقى بردند و جمعیت را متفرق نمودند. این از بركت و توسلات به حضرت ابا عبدالله الحسین (ع ) بود كه در یك آن چشمم را شفا داده و مرا از نابینایى نجات دادند .

---------------------

(سرود)

دیده بگشوده به دنیا زینب کبری

                تهنیت گو بر علی و مادرش زهرا(س)

ای نور عین کوثر زهرا(س)

                جان حسین زینب کبری

خوش آمدی ای گل زهرا(س)...

 

*نرگس شور و شعف زد غنچه در عالم

             هر چه گویش در مقامش اندک است و کم

بر پیکر عالمین جان است

              این دختر شیر یزدان است

خوش آمدی ای گل زهرا(س)...

 

*بر جمال دلبر خود دیده بگشوده

                او که از روز ازل  مست حسین بوده

یار ولی  نور وجه ا...

               دخت علی  یار ثارا...

خوش آمدی ای گل زهرا(س)...

 

*خانه ی زهرای(س) اطهر گشته گلباران

                از قدوم دخترش ، آن عصمت یزدان

آن بانوی فرد و بی همتا

                نور دل عترت طاها

خوش آمدی ای گل زهرا(س)...

(دوبیتی پایانی)

خواهی که ز عمر خویش گیری برکات

تاراه بری بسوی خیر و حسنات

از بهر ظهور مهدی آل اله

بفرست مدام بر محمد صلوات

رباعی صلواتی حضرت زینب سلام اله علیها

بر زینب و رافت کمالش صلوات
بر کوه شکوه این جلالش صلوات
بر نایبه حضرت رهرای بتول
بر قلب حسینی و وصالش صلوات

سرود حضرت زینب سلام اله علیها

ای شیر زن بی دل و بی واهمه زینب

ای چشم و چراغ علی و فاطمه زینب

من خسته ی هجرم،دیدار تو عشق است

با این همه پستی، دل تنگ دمشق است

یا زینب كبری،یا زینب كبری

ای شیر زن بی دل و بی واهمه زینب

ای چشم و چراغ علی و فاطمه زینب

میگفت و شبی عاشق مستی به هیاهو

حق گشته به دستان شه علقمه زینب

من خسته ی هجرم،دیدار تو عشق است

با این همه پستی، دل تنگ دمشق است

یا زینب كبری،یا زینب كبری

ای آل عبا را نگه ات شائر احساس

بی بی زدلت سر بكشد عطر گل یاس

هر كس به كسی فخر كند در همه عالم

فخر تو همین بس كه تویی خواهر عباس

ماه علوییون،تو نور دو عینی

محبوب اباالفضل،معشوق حسینی

ای شیر زن بی دل و بی واهمه زینب

ای چشم و چراغ علی و فاطمه زینب

یا زینب كبری،یا زینب كبری

هر لحظه كه به كعبه ی حق روی نیاز است

با یاد شما بال و پر خاطره باز است

گر بسته شود بر رخ ما هر در دیگر

بی بی دل صد چاك شما بنده نواز است

بیچاره دل من لب تشنه ی جام است

خورشید مدینه زینب مه شام است

یا زینب كبری،یا زینب كبری

در تاب و تب جلوه ی حُسنت دل حق مست

كس مثل تو دل بر ره دلدار نمی بست

ای چادر تو آبروی ساقی بی دست

بی بی صله ی عاشقیم اذن دمشق است

یا زینب كبری،یا زینب كبری

کرامت از حضرت زینب (سلام اله علیها)

در برخى روايات است كه زينب(س) مجلس علمى داشت و زنان به قصد آموختن احكام دين نزد او مى رفتند. اين صفات برجسته كه براى هيچ يك از زنان معاصر او فراهم نشده است ، زينب را از ديگران ممتاز ساخت ؛ چنان كه او را ((عقيله بنى هاشم )) مى گفتند و از وى حديث فرا مى گرفتند.

ابن عباس از او حديث كند و گويد: ((عقيله ما، زينب دختر على (ع ) حديث كرد... و اين لقب بر او ماند؛ چنان كه به عقيله معروف گشت و فرزندان وى را بنى عقيله گفتند.

 

كرامات حضرت زينب (ع)

مردي مصري نقل مي كرد : روزي در حجره بودم ، زني باوقار و با حجاب و متانت نزد من آمد و متاعي طلب كرد . سوال كردم : مادر ! چرا پريشاني ؟

عرض كرد : اي جوان مصری ! يك فرزند بيشتر ندارم ، آن هم به مرض سل مبتلا شده و تمام پزشكان از درمان او عاجز مانده اند حالا آمده ام و آذوقه اي مهيا كنم و به وطن باز گردم .

مردي مصري گفت : مي شود امشب را در منزل ما مهمان شوي ، تا من هم طبيبي سراغ دارم و فرزند تو را نزد او مي برم ، زن رفت و پسر را آورد و گفت : من هر چه طبيب بوده بردم . مرد مصري رفت در مقام حضرت زينب (س ) در مصر ، و طولي نكشيد برگشت و به زن گفت : آماده باش برويم .

وقتي كه زن با فرزند خود به همراه مرد مصري وارد حرم حضرت زينب كبري (س ) شدند ، زن تعجب كرد و گفت : اين جا كه كسي نيست .

چون اين زن مسلمان نبود و به اين چيزها عقيده نداشت ، ولي مصري گفت : شما برو و استراحت كن .
زن در گوشه حرم خوابش برد . اما مرد مصري وضو گرفت و جوان را به همراه يك روسري به حرم بسته و شروع به عبادت نماز و دعا و التماس كرد . ناگهان ديد مادر جوان كه خوابيده بود ، بيدار شد و نزد جوان آمد و بي اختيار گريه كنان دنبال در ضريح مي گردد و جوانش بلند شد و با مادر مشغول زيارت ضريح و حرم مطهر بي بي شدند . مرد مصري مرتب سوال مي كرد كه چه شده ؟

زن جواب داد : خواب بودم ، ديدم زن جواني وارد ضريح شد كه دستش را به پهلو گرفته بود . وقتي وارد شد ، خانم مجلله اي كه در حرم بود ، دست و پاهاي او را بوسيد و به بي بي فرمود : اي نور چشم من !

 اين جوان مسيحي را در خانه ات آورده اند ، دست خالي بر مگردان .

گفت : مادر ! خدا را به جان شما قسم دادم تا حاجت اين را روا كند .

يك وقت ديدم كه مادر وارد جايي شد كه همه در پيش پاي او برخاسته و حضرت فاطمه (س ) فرمود :

يا جدا ، يا رسول الله ! در خانه زينب آمده ، و رسول خدا (ص ) از خدا خواست تا جوان را شفا عنايت فرمايد .

منبع.کتاب 200داستان از فضايل ، مصايب و كرامات حضرت زينب (ع)

 

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ

مرحوم محمد رحیم اسماعیل بیك ، كه در توسل به اهل بیت (ع ) و علاقه به حضرت سیدالشهداء (ع ) كم نظیر بود و از این باب رحمت و بركات صورى و معنوى نصیبش شده و در ماه رمضان 1378 به رحمت حق واصل شد، نقل نمود كه در شش سالگى به درد چشم مبتلا شدم و تا سه سال گرفتار بوده و عاقبت از هر دو چشم نابینا گردیدم.


در ماه محرم ایام عاشورا در منزل دایى بزرگوارم مرحوم حاج محمد تقى اسماعیل بیك روضه خوانى بود، هوا گرم و شربت سرد به مستمعین مى دادند. من از دایى ام خواهش كردم كه اجازه دهد من به مردم شربت بدهم ؟! دایى ام فرمود: تو چشم ندارى و نمى توانى ! گفتم : یك نفر بینا همراهم بیاید! قبول كرد، و من با كمك خودش قدرى شربت به شنوندگان دادم .

مرحوم معین الشریعه اصطهباناتى سخنرانى مى كرد. در ذكر مصیبت خود روضه حضرت زینب (س ) خواند و من تحت تاءثیر قرار گرفتم . آن قدر گریه كردم تا از حال رفتم در آن حال بانوى مجلله اى دست مباركشان را بر چشمان من كشیده و فرمودند: خوب شدى و دیگر به چشم درد مبتلا نخواهى شد).
ناگاه چشم باز كردم . اهل مجلس را دیدم ، شاد و فرح ناك . به طرف دایى ام دویدم ، تمام اهل مجلس منقلب شده و اطراف مرا گرفتند، به دستور دایى ام مرا به اتاقى بردند و جمعیت را متفرق نمودند. این از بركت و توسلات به حضرت ابا عبدالله الحسین (ع ) بود كه در یك آن چشمم را شفا داده و مرا از نابینایى نجات دادند .

زمینه - حضرت معصومه سلام الله علیها


یا حضرت معصومه ، ای نور حیّ داور

ای کوثر زهرا  و آیینه ی پیغمبر

تو شفیعه ی محشری به حریم خدا دری

عزیز دل عترت و روح و جان برادری


یاس بهشت موسی جعفر
خواهر سلطان  سوره ی کوثر


ای بانوی حلیمه معصومه و علیمه
ای علم تو الهی ای منصبت کریمه


نشانی رَهِ نجات به کلام تو خفته است
فِداها ابوها پدر به مدیح تو گفته است


یاس بهشت موسی جعفر
خواهر سلطان  سوره ی کوثر

 

خاک مزارت در قم به روی چشمان من
دار و ندارم هستی ای بهتر از جان من

ای عزیز فاطمه  ببین حال دل مبتلای ما
بده بی بی جان از کرم تذکره ی کربلای ما

یاس بهشت موسی جعفر
خواهر سلطان  سوره ی کوثر

دیده بگشوده به دنیا زینب کبری

دیده بگشوده به دنیا زینب کبری

                تهنیت گو بر علی و مادرش زهرا(س)

ای نور عین کوثر زهرا(س)

                جان حسین زینب کبری

خوش آمدی ای گل زهرا(س)...

 

*نرگس شور و شعف زد غنچه در عالم

             هر چه گویش در مقامش اندک است و کم

بر پیکر عالمین جان است

              این دختر شیر یزدان است

خوش آمدی ای گل زهرا(س)...

 

*بر جمال دلبر خود دیده بگشوده

                او که از روز ازل  مست حسین بوده

یار ولی  نور وجه ا...

               دخت علی  یار ثارا...

خوش آمدی ای گل زهرا(س)...

 

*خانه ی زهرای(س) اطهر گشته گلباران

                از قدوم دخترش ، آن عصمت یزدان

آن بانوی فرد و بی همتا

                نور دل عترت طاها

خوش آمدی ای گل زهرا(س)...

 

*ما ازین بانو به درد خود دوا خواهیم

               دسته جمعی یک سفر کرببلا خواهیم

عشق حسین ، آبروی ما

                کرببلا ، آرزوی ما

جانم حسین ای حسین جانم...

سرود ِ مسجدی – ولادت حضرت زینب سلام الله علیها

آمد به دنیا دختر ِ زهرا و حیدر

جلوه کند چون مصحفی بر دست ِ مادر

حق را نشانی آمد خوش آمد،زهرای ثانی آمد خوش آمد

جان ِ پیمبر،نوری ز کوثر،ا... و اکبر ا... و اکبر

ا... و اکبر ا... و اکبر ا... و اکبر ا... و اکبر

*جان ِ جهان و افتخار ِ عالمین است

از روز ِ اوّل مَحو ِ رُخسار ِ حسین است

عشق حسین در آب و گِل ِ او

نَصرُ من الله،ذکر ِ دل ِ او

عُمرش شود طی،همراه ِ دلبر،ا... و اکبر ا... و اکبر

ا... و اکبر ا... و اکبر ا... و اکبر ا... و اکبر

*تاریخ ِ اسلام و خُروش و انقلابش

جانها فدای عصمت و صبر و حجابش

شد کاخ ِ فتنه ویرانه از او

دشمن در آمد آخر به زانو

گردیده چیره بر قوم ِ کافر،ا... و اکبر ا... و اکبر

ا... و اکبر ا... و اکبر ا... و اکبر ا... و اکبر

*هر لاله با شور ِ مُحرّم زینبی بود

زینب حسینی و حسین هم زینبی بود

از کربلا با قلب ِ شرر بار

بعد از ابالفضل،گردید علمدار

با یا حسین و با دیده ی تر،ا... و اکبر ا... و اکبر

ا... و اکبر ا... و اکبر ا... و اکبر ا... و اکبر

*یا رب مدد کن دائم از زینب بخوانم

تا به شهادت پای این مکتب بمانم

بر او قسم که باکی نداریم

از جنگ و تهدید،از ظلم و تحریم

هستیم همیشه سرباز رهبر،ا... و اکبر ا... و اکبر

ا... و اکبر ا... و اکبر ا... و اکبر ا... و اکبر

دوبیتی انتظار

ای جان جهان, جهان جان ادرکنی

قیوم زمین و آسمان ادرکنی

ای زنده کننده ی مسیحا الغوث

یا مهدی صاحب الزمان ادرکنی

روضه کوتا و مستند با گریز کربلا - حضرت فاطمه معصومه سلام اله علیها

جهان را ماتم عظماست امشب
عزای دختر موساست امشب
      
نه تنها شهر قم ماتم گرفته

زمین و آسمان را غم گرفته

رضا خون جگر از دیده بارد
عزای حضرت معصومه  دارد
 
به یاد حضرت معصومه امشب
بگرید دیدة زهرا   و زینب
      
بگرید بهر خواهر، بهر دختر
رضا و حضرت موسی ابن جعفر

چقدر موسی ابن جعفر دختر شو دوست داره – آیت اله مستبط در کشف الئالی آورده وقتی موسی ابن جعفر جوابهای حکیمانه ی دخترش به سولات مردم اطراف مدینه رو دید سه بار فرمود فداها ابوها – ولی سالها از دیدن دخترش محروم بود – آخه هارون رشید ملعون آقا رو زندانی کرده – دیدی چشم انتظاری چقدر سخته – خوشا بحال تو گریه کن عمه ی امام زمان آقا به شما خوش آمد میگه – هرکاروانی از دروازه ی عراق وارد مدینه میشد – بی بی  فاطمه معصومه میرفت خبر بگیره – آیا از بابای غریب خبردارید یا نه – آی دلای کربلایی - منم یه خانمی رو میشناسم وقتی باباش به میدان رفت – خیلی منتظر شد – یه وقت از عمه جانش سوال کرد – از بابام خبر داری یا نه – حالا همه جلو خیمه ها صف کشیدن – یه وقت دیدن ذوالجناح با یال و کاکل خونین داره می آد –یعنی دیگه منتظر نباشید – امام زمانشون رو کشتن .
 
شرار ناله سر زد تا به افلاک
نهان شد پیکر معصومه در خاک
      
دریغا ای دریغا شد خزانی
گل گلزار موسی در جوانی
      

اصلاح رابطه میان خود با خدا

امیر المومنین علی علیه السلام در کتاب شریف نهج‌البلاغه، نامه 53 یا همان عهدنامه مالک اشترفرمودند «مَنْ أَصْلَحَ مَا بَیْنَهُ وَ بَیْنَ اللَّهِ أَصْلَحَ اللَّهُ مَا بَیْنَهُ وَ بَیْنَ النَّاسِ وَ مَنْ أَصْلَحَ أَمْرَ آخِرَتِهِ أَصْلَحَ اللَّهُ لَهُ أَمْرَ دُنْیَاه»؛ هر کس [رابطه] میان خود را با خدا اصلاح کند، خدا [رابطه] میان او و مردم را اصلاح فرماید. و هر کس کار آن جهان خود را به صلاح آورد، خدا کار این جهان او اصلاح کند.

سرود مسجدی میلاد حضرت امام حسن عسگری علیه السلام

شد ربیعُ الثانی و فصل شور ِ دلبری

نغمه ی عالَم شده یا امام ِ عسگری

ای امام ِ عالمین از همه خوبان سری

بر فَلَک مولایی و از مَلَک دل می بری

ای گل پیغمبری،یا امام ِ عسگری

آیه ای از کوثری،یا امام ِ عسگری...

آمده ای عاشقان،نخل زهرا را ثمر

شد ز الطاف ِ خدا،حضرت ِ هادی پدر

آمده آنکه بُوَد دَه صدف را چون گوهر

من مدیحه خوان شدم بهر ِ تو با چشم ِ تر

ای گل پیغمبری،یا امام ِ عسگری

آیه ای از کوثری،یا امام ِ عسگری...

حُسن  سر تا پا تویی دلبر دلها تویی

حُجّتُ الّه هستی و یوسف زهرا تویی

لاله ی صحرا تویی،لطف را دریا تویی

راحت و آرامشی بر دل ِ شیدا تویی

ای گل پیغمبری،یا امام ِ عسگری

آیه ای از کوثری،یا امام ِ عسگری...

دارد این دل حاجت ِ وادی ِ عشق شما

عطر فردوس ِ برین عطر و بوی سامرا

کاش یبن فاطمه در ره ِ سُرخ ِ ولا

از حریم ِ تو رویم هم نجف هم کربلا

ای گل پیغمبری،یا امام ِ عسگری

آیه ای از کوثری،یا امام ِ عسگری

واحد زیبا حضرت زهرا (سلام اله علیها)

ای بیان مدح تو کار خداوند جلی  

 فاطمه(س) نور خدا ، روح نبی ، جان علی

ای که قدر تو بُوَد  برتر ز فهم خاکیان هم ز فهم خاکیان ، هم منطق افلاکیان

ای روشانی دلها  

ای نور چشم طاها

 

یا فاطمه(س) یا زهرا(س)


از طلوع نور عشقت گشته هر شامی سحر

 بوسه بر دستان تو زد حضرت خیر البشر

در حریم کبریایی فرد و بی همتا تویی

نور چشم و هستی و ریحانه بابا تویی

ای بانوی آیینه  ای لطف تو دیرینه

ای مهر تو در سینه


یا فاطمه(س) یا زهرا(س)

زمینه – نوحه حضرت زهرا سلام اله علیها

در و دیوار

 

بین دیوار و در کوثر طاها               یاور حیدر حضرت زهرا(س)

«آه و واویلا صد آه و واویلا

از غم زهرا(س)، وز دلِ مولا»

****

بیــن آتـش بـا آوای غمگینی           ذکر او شد یا فضه خذینی

«آه و واویلا صد آه و واویلا

از غم زهرا(س)، وز دلِ مولا»

****

غنچه و گل را با هم فدا کردند           حـقّ پیغمبـر را ادا کردند

«آه و واویلا صد آه و واویلا

از غم زهرا(س)، وز دلِ مولا»

****

جــان نثــار وادی ولا بــوده             جرم او عشق مرتضی بوده

«آه و واویلا صد آه و واویلا

از غم زهرا(س)، وز دلِ مولا»

****

لالۀ جانش از کینـه پرپـر شد           قتلگاه او پشت آن در بود

«آه و واویلا صد آه و واویلا

از غم زهرا(س)، وز دلِ مولا»


*******************************

کوچه

مجتبی گویی زین واقعه جان داد        مـادرش زهـرا(س) بر زمین افتاد

«آه و واویلا صـد آه و واویلا

از غـم زهرا(س) وز دلِ مولا»

****

پیش چشمش خورده مادرش سیلی

یـــاس رخســـار او شــده نیلــی

«آه و واویلا صـد آه و واویلا

از غـم زهرا(س) وز دلِ مولا»

****

عصمت حق در کوچه زمین خورده

کوهـی از غــم بـر دوش خـود بـرد

«آه و واویلا صـد آه و واویلا

از غـم زهرا(س) وز دلِ مولا»

 

بیـن کوچـه بـر زهـرا(س) جسارت شد

دشمنــی بــا اصــل ولایـت شــد

«آه و واویلا صـد آه و واویلا

از غـم زهرا(س) وز دلِ مولا»

****

غـربت مــولا آنجـا هویــدا شد

تا ابد خصمش، خوار و رسوا شد

«آه و واویلا صـد آه و واویلا

از غـم زهرا(س) وز دلِ مولا»


*************************


بستر

لرزه بر دستان مادر افتاده                 مادرم بین بستر افتاده

«آه و واویلا صد آه و واویلا

از غم زهرا(س)، وز دلِ مولا»

****

شدت درد و غمش فراوان است          از غم بابا زار و گریان است

«آه و واویلا صد آه و واویلا

از غم زهرا(س)، وز دلِ مولا»

****

با من ای یاس رخسار تو نیلی           تو نگفتی از کوچه و سیلی

«آه و واویلا صد آه و واویلا

از غم زهرا(س)، وز دلِ مولا»

****

قامت جان را داغ تـو خم کرده          از چـه بازوی تو وَرَم کرده

«آه و واویلا صد آه و واویلا

از غم زهرا(س)، وز دلِ مولا»

****

ای که بر لب ذکر عاشقی راندی      از چـه بنشستـه نافلـه خواندی

«آه و واویلا صد آه و واویلا

از غم زهرا(س)، وز دلِ مولا»


*****************************

بیت الاحزان و احد

ای به گلزار حق یاس و ریحانه           بیت الاحزانت گشته ویرانه

«آه و واویلا صد آه و واویلا

از غم زهرا(س)، وز دلِ مولا»

****

روز و شب ای پارۀ تن طاها              نالــه کــردی در ماتم بابا

«آه و واویلا صد آه و واویلا

از غم زهرا(س)، وز دلِ مولا»

****

هم به بابا هم به غربت حیدر            ناله کردی ای دخت پیغمبر

«آه و واویلا صد آه و واویلا

از غم زهرا(س)، وز دلِ مولا»

****

بهر احیای اسلام و هم قرآن             تا احـد رفتی همره طفلان

«آه و واویلا صد آه و واویلا

از غم زهرا(س)، وز دلِ مولا»

****

ای عموجان بی‌کسی ما بنگر خورده شد حقّ فاتـح خیبر

«آه و واویلا صد آه و واویلا

از غم زهرا(س)، وز دلِ مولا»


**************************


بلال حبشی

 

ای مؤذن ای یار رسول الله          کن به تکبیرت غافلان آگاه

«آه و واویلا صد آه و واویلا

از غم زهرا(س)، وز دلِ مولا»

****

مَحـرَمِ قــلب غمدیدۀ حیدر            با أذانـت کـن نهیِ از منکر

«آه و واویلا صد آه و واویلا

از غم زهرا(س)، وز دلِ مولا»

****

در أذانت ای بانگ تو ظالم سوز           گو که حزب‌الله می‌شود پیروز

«آه و واویلا صد آه و واویلا

از غم زهرا(س)، وز دلِ مولا»

****

ای اذان تــو ســلاح پیکارم بی‌رمق گشته جسم بیمارم

«آه و واویلا صد آه و واویلا

از غم زهرا(س)، وز دلِ مولا»

****

من که روز وشب ازغصّه می‌نالم         پشت در فضّـه شـد کمک حالم

«آه و واویلا صد آه و واویلا

از غم زهرا(س)، وز دلِ مولا»


*********************************


شب شهادت




چشم بابای مظلوم ما تر شد      آخرین شب از عمر مادر شد

«آه و واویلا صد آه و واویلا

از غم زهرا(س)، وز دلِ مولا»

****

مادرم دستـش گرفتـه بـر پهلو          شمع عمرِ او می‌زنــد سوسو

«آه و واویلا صد آه و واویلا

از غم زهرا(س)، وز دلِ مولا»

****

بـا مـنِ زینـب نگفتـه از دردش         ای امان از این چـهرۀ زردش

«آه و واویلا صد آه و واویلا

از غم زهرا(س)، وز دلِ مولا»

****

چون برایم گفت شرح کفن‌ها را         مُــردَم از غصّــه آه و واویلا

«آه و واویلا صد آه و واویلا

از غم زهرا(س)، وز دلِ مولا»

****

تازه فهمیدم دل پر مِحَن باشد          که حسین من بی‌کفن باشد

«آه و واویلا صد آه و واویلا

از غم زهرا(س)، وز دلِ مولا»


******************************

شهادت

روز عاشورای حضرت زهراست(س)     خونجگر از غم زینب کبراست

«آه و واویلا صد آه و واویلا

از غم زهرا(س)، وز دلِ مولا»

****

امّ ابیهــا مهمــان بابــا شـد            عقده از قلب خسته‌اش واشد

«آه و واویلا صد آه و واویلا

از غم زهرا(س)، وز دلِ مولا»

****

دخت پیغمبر شهیده شد یارب          وامصیبت از نـالۀ زینب

«آه و واویلا صد آه و واویلا

از غم زهرا(س)، وز دلِ مولا»

****

آمد از مسجد مولا سوی خانه            ناله‌هــا مــی‌زد او غریبــانه

«آه و واویلا صد آه و واویلا

از غم زهرا(س)، وز دلِ مولا»

****

بنگر ای بر من آرام جان زهرا(س)    شد زچشمانم خون روان زهرا(س)

«آه و واویلا صد آه و واویلا

از غم زهرا(س)، وز دلِ مولا»



*********************************


شام غریبان



شام غریبان حضرت زهراست(س)        ذکر آل‌الله آه و واویلاست

«آه و واویلا صد آه و واویلا

از غم زهرا(س)، وز دلِ مولا»

****

مرتضی غرقِ دریای غمها شد   چونکه مشغول غسلِ زهرا(س) شد

«آه و واویلا صد آه و واویلا

از غم زهرا(س)، وز دلِ مولا»

****

بنگر ای أسما بر جلوۀ رویش        روی و پهلویش، دست و بازویش

«آه و واویلا صد آه و واویلا

از غم زهرا(س)، وز دلِ مولا»

****

از غـم زهـرا(س) سـوز و نوا دارم    شَرم و خجلت از مصطفی دارم

«آه و واویلا صد آه و واویلا

از غم زهرا(س)، وز دلِ مولا»

****

بنگر ای أسما رویش شده نیلی          ایـن بُوَد جـای ضـربۀ سیلی

«آه و واویلا صد آه و واویلا

از غم زهرا(س)، وز دلِ مولا»


*************************


بعد از شهادت


رفتی و گشتم من بی‌کس و تنها        ای امان از این بی‌کسی زهرا(س)

«آه و واویلا صد آه و واویلا

از غم زهرا(س)، وز دلِ مولا»

****

رِزقِ قلب مـن سـوز و نوا باشد          خانــۀ بــی‌تو بـی‌صفا بـاشد

«آه و واویلا صد آه و واویلا

از غم زهرا(س)، وز دلِ مولا»

****

ای پرستویم زینجا سفر کردی           بچّه‌هایت را خونجگر کـردی

«آه و واویلا صد آه و واویلا

از غم زهرا(س)، وز دلِ مولا»

****

خیـز و بنگر ای احیاگر مکتب            چادر خاکی بر سرِ زینب

«آه و واویلا صد آه و واویلا

از غم زهرا(س)، وز دلِ مولا»

****

خیز و بنگر ای زیباتر از لاله              از حسین گریه از حَسَن ناله

«آه و واویلا صد آه و واویلا

از غم زهرا(س)، وز دلِ مولا»


**************************


حضرت عباس علیه السلام


ای اُمیدِ طفلان یــا ابوفاضل        ساقـی عطشـان یــا ابوفاضل

آه و واویلا صد آه و واویلا

با لبِ تشنه کشته شد سقّا

****

داغ تـو برده از اهل خیمه تاب       تشنــه بـرگشتی از میان آب

آه و واویلا صد آه و واویلا

با لبِ تشنه کشته شد سقّا

****

تـا فـلک رفتـه آن سـوزِ آهِ تـو      علقمــه گشتــه قتلگــاه تـو

آه و واویلا صد آه و واویلا

با لبِ تشنه کشته شد سقّا

****

در حرم زینب گردیده دلخسته       تیر کین چشم مست تو بسته

آه و واویلا صد آه و واویلا

با لبِ تشنه کشته شد سقّا

****

بهــر دیــدارت بــا ناله و آوا            آمد از جنّت مادرم زهرا(س)

آه و واویلا صد آه و واویلا

با لبِ تشنه کشته شد سقّا


************************


حضرت ام البنین سلام الله علیها

آسمـانِ مـاه سرخ عاشورا          امّ عبّـاس و یـاور مــولا

آه و واویلا صد آه و واویلا

یـاور مـولا، مـادر سقّـا

****

ای ادب از تو گرفته رنگ و بو همـدم زینـب بـودی ای بانو

آه و واویلا صد آه و واویلا

یـاور مـولا، مـادر سقّـا

****

گفته‌ای که مـن کنیز زهرایم(س)    خادمه در بیتْ همچو أسمایم

آه و واویلا صد آه و واویلا

یـاور مـولا، مـادر سقّـا

****

گفتی عبّــاسم فـدای ثـارالله         در غمش هر دم می‌کِشم من آه

آه و واویلا صد آه و واویلا

یاور مولا، مادر سقّا

****

کی جدا کرده دستِ تو از پیکر؟         گو که ببریـده از تـنِ تو سر

آه و واویلا صد آه و واویلا

یـاور مـولا، مـادر سقّـا

زمینه - شهادت حضرت زهرا (سلام اله علیها) فاطمیه

در و دیوار

بنگـر ای بابـا کـه پرپـر لالـه و ریحانه شد

قتلگاهـم بیــن دیـوار و در این خانه شد

أنا الزهرا (س)...

بنگر ای بابا که دست جانشینت بستـه شد

بین این دیوار و در پهلوی من بشکسته شد

أنا الزهرا (س)...

بنگر ای بابا چه خوش حقّ رسالت شد ادا

بـر زمیـن افتـاده‌ام در پیـش چشم بچّه‌ها

أنا الزهرا (س)...

بنگــر ای بابــا دل ذرّیــۀ خود را حزین

اوّلیـن مظلـوم ایـن عالـم شده خانه‌نشین

أنا الزهرا (س)...

بنگر ای بابا که اهل‌بیت تو غمدیده‌انـد

آتش افروزان به اشک دخترت خندیده‌اند

أنا الزهرا (س)...

کوچه – امام حسن (ع)


غصّه‌هـای کـلّ عالـم در دل مـن جا گرفت

نانجیبـی بیـن کوچـه راه مادر را گرفت

انالمظلوم...

چون جسارت کرد بین کوچه خصم بوتراب

عالم امکان ز غم شد بر سرم آنجا خراب

انالمظلوم...

چونکه بین کوچه بالا رفت دست آن لعین

ناگهان دیدم که گشته مادرم نقش زمین

انالمظلوم...

من خودم دیدم که غم بر لوح جان حاکی شده

مادرم روی زمین و چادرش خاکی شده

انالمظلوم...

من خـودم دیـدم به آه و ناله و چشم ترم

زد عـدوی بی‌حیا سیلی به روی مادرم

انالمظلوم...

بستر

بیـن بستـر مـادر مظلومـه‌ام افتـاده است

گوئیا بهر سفر از این جهان آماده است

مرو مادر...

دست خود را گَه به بازو گَه به پهلو می‌زند

شمع عُمر مادرم از درد، سوسو می‌زند

مرو مادر...

پهلویش بشکسته شد در پشت آن در مادرم

نافلـه خوانـد نشستـه بین بستر مادرم

مرو مادر...

شـدّت دردش فـراوان است یـار مرتضی

در قنوتِ خود به یک دستش بگوید رَبّنا

مرو مادر...

نالۀ مادر زنـد بـر قلب مـا هـر دم شَـرَر

ذکـر او عجّـل وفاتـی گشته از سوز جگر

مرو مادر...

**************************

بیت الاحزان

بیت الاحزان مرا کرد از جفا دشمن خراب

گریه می‌کردم در آن، از بی‌کسیِ بوتراب

أنا الزهرا (س)...

عالمــی از آب رویِ مـن بگیــرد آبــرو

اشکِ من بـاشد سلاحـم در نَبَردِ با عدو

أنا الزهرا (س)...

بــا دل غمدیــده بهــر نالـۀ غمپـروری

تا اُحُد می‌رفتـم از یثـرب پِیِ افشاگری

أنا الزهرا (س)...

کز سرِ غربت ببین ما کعبۀ غمها شـدیم

ای عموجان بعدِ بابا ما دگر تنها شدیم

أنا الزهرا (س)...

پهلویم را پشت در بشکسته خصمِ بی‌حیا

دست وَجهُ‌الله بستـه شد میان کوچه‌ها

أنا الزهرا (س)...

بلال حبشی

ای أذان‌گـوی پیمبـر رو بـه سـوی مـأذنه

ای اذانــت تــا قیـامت آبــروی مــأذنه

أنا الزهرا (س)...

تـو ز کفّـارِ لعیـن بـس طعنه‌هـا بشنیده‌ای

در رَهِ اسلام و قرآن بس مصیبت دیده‌ای

أنا الزهرا (س)...

در غبــار فتنـه کـه بر دین اهانت می‌شود

ایـن أذانت بانگ تبلیـغ ولایت مـی‌شود

أنا الزهرا (س)...

در اذانت گو که دست شاه مردان بسته شد

پشت در پهلوی دختِ مصطفی بشکسته شد

أنا الزهرا (س)...

در اذانت کن تو اعلام ای مؤذّن بر همه

کـه بُـوَد خیرالعمل، بِرُّ الْعلیّ و فاطمه(س)

أنا الزهرا (س)...


--------------

شب شهادت

ای مـرا مـولا، رهبـر ای مـرا نــور بصــر

آخرین شب باشد از عمر منِ خونین‌جگر

خداحافظ...

درد غــربت بـاشد از روی کبـودم منجلـی

می‌شوم مهمان بابا کن حلالم یا علی!

خداحافظ...

مـی‌روم از پـیش تـو با قامتِ خم یا علی!

إِبْکِنی یـا سیّـدی، مظلومِ عالم یا علی!

خداحافظ...

شب مرا غسل و کفن کن ای غریب عالمین

بَعدِ من یا بوالحَسَن جان تو و جان حسین!

خداحافظ...

می‌روم زینجـا ولـی دارم به قلبم سوز و آه

وعــدۀ مــا عصــر عاشـورا کنار قتلگاه

خداحافظ...


**************************

شهادت 

روز آه و روز نالــه روز اشــک غــربت است

روز عاشـورای زهـرای(س) خمیده قامت است

انالمظلوم...

لالــۀ مـن از جفـا و کینـه پرپـر گشته است

با قد خم گشته مهمان پیمبر گشته است

انالمظلوم...

همچــو گـل افسـرده‌ام مـن در فـراق آفتاب

سقفِ بیت آرزوهـا بـر سـر ما شد خراب

انالمظلوم...

کس در این عالم چو من، مظلوم بی‌یاور ندید

اشک مظلومـی من بر صورت یارم چکید

انالمظلوم...

حامـی نیلـی جمالـم ای بـه عالـم نـورعین

بی‌تو من می‌مانم، آهِ حَسَن، اشک حسین

انالمظلوم...


**************************

شام غریبان 

بی‌نوا شـد بلبل و هم بی‌صفا گشته چمن

تسلیت یـا حجة بن العسگری یبن الحسن

ابا صالح ...

اهل‌بیت مصطفی در شیون و در زمزمه است

شام غمهـای علی یا شام دفن فاطمه(س) است

گل حیدر ...

در شب شام غریبان شهر یثرب غمسراست

مرتضی مشغول غسلِ حضرت خیرالنساست(س)

علی جانم...

خـود تـو مـی‌دانی گناه یار تنهایم چه بود

بنگـر ای أسمـا شـده بـازوی زهرایم(س) کبود

غریبم من ...

از منِ دلخسته می‌کرد او ز جان دفع خطر

بـر غـلاف و تازیانـه دستِ یـارم شـد سپر

انا المظلوم...

*************************

بعد از شهادت

هر شب از درد فـراقت مــی‌نمایم زمزمــه

رفتـی و مـن ماندم و یک خانۀ بی‌فاطمه(س)

غریبم من ...

رفتـی ای آرام جـانم رفتـی ای دلدار من

خیـز و بنگـر ای بهار من به حال زار من

غریبم من ...

خیـز و بنگر بر حَسَن آن زینت دامانِ تو

زانوی غم در بغـل بگرفتـه از هجـرانِ تو

غریبم من ...

دیده‌اش را از غمت گریان نماید این پسر

غصّـه‌اش را از پـدر پنهان نماید این پسر

غریبم من ...

خاطرات ضرب سیلی قاتل جانش شده

هر شب از داغ تو چون شام غریبانش شده

غریبم من ...

*****************************

حضرت عبّاس علیه السلام

ای امیــدم ای بــه گلــزار ولایـت یاس من

رفتی و پشتم شکسته از غمت عبّاس من

ابوفاضل...

در کنـار علقمـه دستـت جـدا شــد از تنت

رنـگ آلالـه گـرفت عمّامـه و پیــراهنت

ابوفاضل...

تشته لب جـان داده‌ای ای ساقـیِ آب آورم

از حـرم بشنـو صـدای ناله‌هـای اصغـرم

ابوفاضل...

تیـر ظلـم کوفیـان چشـم تو بسته یا أخا

خیـز و بنگـر مادرم اینجا نشسته یا أخا

ابوفاضل...

****

خیز و بنگر ای که رفتی بین خاک و خون به خواب

از لـب عطشـان اصغـر ناله‌ها دارد رباب

ابوفاضل...


****************************

حضرت امّ البنین سلام الله علیها 

خادمه هستم به بیتِ اهل‌بیت مصطفی

مــادر عبّــاسم و دلــدادۀ خــونِ خدا

حسین من...

من حسینی هستم و یار امیرالمؤمنین

فاطمه(س) نام من است و کنیه‌ام امّ البنین

حسین من...

ای حسین جان ای گل گلزار زهرای(س) بتول

از برای نوکری عبّاس من را کن قبول

حسین من...

کن قبولش تا شود در راه عشق تو شهید

تا که من فردا شوم در پیش زهرا(س) روسپید

حسین من...

ای عزیــز فاطمــه(س) ای سر جدای کربلا

آرزو دارم شــود عبّـاس در راهـت فدا

حسین من...

زمزمه نجوا با امام زمان عج الله تعالی فرجه الشریف (فاطمیه)

 

*الا ای یوسف گمگشته ی کنعان زهرا(س)

             ز پشت پرده ی غیبت برون شو ، جان زهرا(س)

ببین رخسار زردم         پر از اندوه و دردم

ولی اللهِ اعظم               بیا دورِت بگردم

بیا و ببین ، تو ای مهجبین ، که بر غفلت اسیرم

بده با وفا ، به راه خدا ، فقیرم من فقیرم

گل فاطمه(س) گل فاطمه(س) اباصالح یا مهدی...

 

*دمی یاد غریبی ات نبودم ، وای بر من

                  دگر بر دوری ات عادت نمودم ، وای بر من

الا ای قبله ی جان          شدم بیمار عصیان

بده چشمی که باشد         ز هجران تو گریان

منم سر به زیر ، به دنیا اسیر ، الا ای هل اتایی

شدم روسیاه ، ز فرط گناه ، بگو پس کی میایی

گل فاطمه(س) گل فاطمه(س) اباصالح یا مهدی...

 

*فدای ناله هایت هر سحر گاه و شبانگاه

                           به کوچه و کرببلا داری به لب آه

گهی یاد شهیده              که قدّش شد خمیده

و گاهی هم به یاد          امام سر بریده

غم کوچه و ، غم کربلا  ، دلت را کرده محزون

بود در بکا ،  به سوز ونوا ، روان از دیده ات خون

گل فاطمه(س) گل فاطمه(س) اباصالح یا مهدی...

روضه حضرت زینب (سلام اله علیها)

السلام علیک یا بقیه الله

آقا نوشته اند،که جدت کفن نداشت

گیرم کفن نداشت،چرا پیرهن نداشت

کفنی داشت زخون و سم مرکب، خاک صحرا

*کی گفته کفن نداشته؟مگه کفن اونی نیست که بدن رو می پوشونه؟*

کفنی داشت زخون و سم مرکب، خاک صحرا

تا نگویند حسین ابن علی بی کفن است

پیچیده بود در خودش از آتش عطش

داغی که داشت در جگرخود حسن نداشت

*میدونه الان به خیمه ها می خوان حمله کنن،میدونه این زن و بچه دیگه پاسبانی ندارن،میدونه آگه اینا حمله کنن،اولین کاری که کنن،خیمه ها رو میسوزونن ،میدونه اگه اینا حمله کنن سرهای شهدا رو از بدن جدا میکنن،میدونه اگه اینا حمله کنن،هر چی تو خیمه ها هست به غارت می برن،خیلی نگران بود،لذا وقتی اون نانجیب رو سینه نشت*

چشمی به چشم قاتل و چشمی به خیمه ها

همراه کاروان خود ای کاش زن نداشت

*این تازه اول جسارت بود،خوب شد نبودی ببینی با خواهرت چه کردن؛البته از رو نیزه داشت نگاه میکرد ..." بعضی ها گفتن سر بریده چشم هاشو بست،یعنی من خجالت زده ی زینبم .... من باشم و ببینم نامحرما دور خواهرم حلقه بزنن ... من باشم ببینم بر قطره های اشک زینب خنده کردن ... من باشم ببینم یه مشت مست لایعقل ،یه مشت رقاصه خوان ها و آوازه خوان ها، دور خواهرم دارن شادی می کنن*

زینب و کوچه و بازار کجا

زینب و مجلس اغیار کجا

*کیه این خانم؟یحیی مازنی میگه من بیست سال همسایه ی علی بودم، یه بارم نشد قد و قامت زینبشو ببینم ..." همین قد بدون تا کربلا هیچ کی قد و قامتشو ندیده بود، اما بعد کربلا ورق برگشت ، یا صاحب الزمان ببخش آقا ... دیگه چشمی نمانده بود که زینب رو ندیده باشه "علیها ارذل ثیابها" اینقده تازیانه بر این بدن زده بودن ... که لباسش مثل لباس ابی عبدالله کهنه شده بود"

وقتی به دنیا اومد قنداقشو که پیغمبرگرفت ،یه لحظه فاطمه دید پیغمبر لب هاشو گذاشت رو گونه های زینب ... "فوضع فمه الشریف علی خده المنیف" هی شروع کرد صورت زینب و بوسیدن" وبکت بُکاءاً شدیداً "فاطمه هم گریه کرد.

"بابا ثواب کسی که بر زینب گریه کنه چیه؟فرمود ثوابش برابری می کنه با گریه ی بر حسن و حسین" یه بیت بگم و دعات کنم،صدا زد: داداش!*

آب ،آب با قیمت جان میدادن

پاسخ ما به سنان می دادن

دختر قرآن و کعب نی‌ کجا؟

عمّۀ سادات و بزم می کجا؟

کوچه های شام فردا شاهدن

سنگ ها گویند زینب را زدن

 *حسین .....*

"بابی المستضعف الغریب یا اباعبدالله"

*یه جای سالم توی بدنش نبود، اربعین که اومد کربلا.داداش! یادته اون روز من تو رو نشناختم،اگه الان تو بلند شی تو هم من رو نمیشناسی.

 به عظمت و مصیبت عمه جان امام زمان(عج)، تو را میخوانیم:"یا الله..."

 

روضه امام رضا علیه السلام

السَّلَامُ عَلَى مَنْ أَمَرَ أَهله وَ عِیَالَهُ بِالبکاء عَلَیْهِ قَبْلَ وُصُولِ الْقَتْلِ" زن و بچش رو جمع کرد،تو همون مدینه پشت سر من گریه کنید" آقا گریه پشت سر مسافر شگون نداره،فرمود دیگه از این سفر برنمیگردم مدینه"

وقت رفتن زشهر پیغمبر

گفت باید به غربتم گریید

دیگر این شهر را نمی بینم

بر غم بی نهایتم گریید

*خواهرا،امشب جای حضرت معصومه گریه کنید*

گریه بر من رواست معصومه

این مسافر که بر نمی گردد

دیدن قبر مادرم زهرا

روزی من دگر نمی گردد

رفت و قسمت نشد که این خواهر

*ما میگیم خوب شد قسمت نشد،یه خواهر بابرادر همسفر شد،دیگه بسه*

رفت و قسمت نشد که این خواهر

همسفر با برادرش باشد

رفت و قسمت نشد که برگردد

زائر قبر مادرش باشد

*کجا بردنش؟!*

رفت و دور از مزار پیغمبر

در غریبی ز زهر کین جان داد

کنج حجره به خود می پیچید

همچو مادر به روی خاک افتاد

*میگم و رد میشم*

اثر زهر کینه کاری بود

صورتش شد کبود واویلا

ذکر پایانیش در این عالم

لب خشکیده بود یا زهرا .....

مادر ..... مادر .....

*فیض آمادست،بگم شام غریبانیه محدث قمی هم فیض ببره،دل شب زنای نوقان تازه عروساشونو داشتن میبردن خونه ی شوهر،دیدن یه بدنی رو غریبانه دارن تشیع میکنن،پرسیدن،گفتن این بدن امام رضاست(غربت و ببین)این تازه عروسا به شوهراشون گفتن مهریه هامون حلالتون،اجازه بدید بریم بدن جگرگوشه ی فاطمه رو دفن کنیم ...."

چی جوری دفن کنن؟!! برگشتن،هر چی هر کی براشون گل آورده بود،پس گرفتن،گفتن باید این بدن رو گل بارون کنیم،آوردن گلها رو ریختن،بدن زیر این گلها دفن شد،قربونت برم که زنها واسطه ی دفنت شدن"(فهمیدی چی میخوام بگم؟!!)یه همچین اتفاقی تو تاریخ یه بار دیگه هم افتاده،اونم مال کربلاست .... زنای بنی اسد اومدن به نامرداشون گفتن،مهریه هامون حلال،اجازه بدید این بدن ها رو بریم دفن کنیم .... لذا تو زیارت ناحیه به ابی عبدالله می گی:*أَلسَّلامُ عَلى مَنْ دَفَنَهُ أَهْـلُ الْقُرى*

قربونت برم که روستایی ها دفنت کردن" اما من میخوام بگم یا امام رضا(خود حضرت رضا فرمودا):إِنْ كُنْتَ بَاكِیاً لِشَیْ ءٍ فَابْكِ لِلْحُسَیْنِ " اگه میخوای برا کسی گریه کنی،بر حسین ما گریه کن "

یا امام رضا بدنتو وقتی میخواستن دفن کنن،تلی از گل و کنار زدن ...."

اما لایوم کیومک یا اباعبدالله ....."

به به ، رحمت خدا بر این ناله ها،60 شبه داری میگی حسین،دیگه بستونه،بازم دلت کربلا میخواد؟!!

نشست کنار گودال،چه کنه زینب؟!!

نیزه شکسته ها رو کنار بزن ....

نه نه .... دونه دونه اینا رو بیرون آورد، شمشیرا رو از بدن بیرون آورد،تازه بدنی که زیر سم اسب رفته ....."

ای حسین ..........

اما ادب اقتضا میکنه روضه ی خود امام رضا رو بگم،برا ابی عبدالله اینجوری روضه خواند"

به خدا ما که هنوز یه دل سیر براش گریه نکردیم" چقد زود داره این سفره جمع میشه،چه شبای خوبی بود چه روزای خوبی بود،صبح و شاممون با تو شروع میشد ...." ان شاالله عمرمونم با تو تموم بشه آقا؛ ان شاالله تو بیای بالا سرمون" امام رضا فرمود: یابن شبیب إِنْ كُنْتَ بَاكِیاً لِشَیْ ءٍ فَابْكِ لِلْحُسَیْنِ" چرا؟ علتشم فرمود،اگه نمی گفت جرات نمیکردیم اینجوری بگیم:

*فَإِنَّهُ ذُبِحَ کَمَا یُذْبَحُ الْکَبْشُ* اخه مثل یه مذبوح سر از بدنش جدا کردن" یدونه شباهتشو بگم،میخوام بگم شباهتش اینه،تو ماها اگه بخوان یه گوسفندی رو سر ببرن،یه مذبوحی رو ذبح کنن،همه دورش جمع میشن،همه خوشحالن، هر کی میگه من از این مذبوح سهمی دارم  ...... ( فهمیدی چی گفتم؟!!) همه دورش حلقه زدن ... اخنس گفت عمامه ش رو من میبرم .... بجدل گفت انگشترشو من میبرم ..... خولی گفت سرشو من میبرم ..... همه دارن شادی می کنن ......حسین

روضه حضرت سکینه سلام اله علیها

اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ وَ عَلَی الاَرْواحِ الَّتی حَلَّتْ بِفِناَّئِکَ عَلَیْکَ مِنّی سَلامُ اللَّهِ اَبَداً ما بَقیتُ وَ بَقِیَ اللَّیْلُ وَ النَّهارُ وَ لاجَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّی لِزِیارَتِکُم

 

* تا دم مرگ اینو دائما هر وقت مشرف میشی به زیارت میگی "آقاجان نکنه این زیارت آخرین زیارت ما باشه ..." به خدا اربعین که اومدن آخرین زیارتشون شد" دیگه نتونستن کربلا برگردن ..." انقده کنار این قبور مطهر ناله زدن،سه روز اونقده ضجه زدن که امام سجاد فرمود: دیدم عمه ها و خواهرام دارن جون میدن" دستور دادم سوار شن به سمت مدینه حرکت کنیم " همه سوار شدن" اما دیدن سکینه هنوز از کنار قبر بابا جدا نشده ...."

الله اکبر ، روز یازدهمم آخرین نفری که از گودال جدا کردن همین دختر بود ..."چی جوری جداش کردن؟؟ من از شما می پرسم ، مگه یه بچه ی 13 ساله چقدر نیرو لازم داره که او رو از کنار بدن بابا جدا کنن؟؟؟ اما نوشتن :*فَجتَمَعَ عِدَّةٌ مِنَ الأعراب،فجروها عن جسد ابیها ....*

به خدا نمی شه بعضی عبارات رو ترجمه کرد،اما خیلی ساده بگم،یعنی این نازدانه رو کشون کشون از کنار گودال بردن ....." اربعینم که وقتی آخرین نفر،خواست با تربت بابا خداحافظی کنه،دید دیگه کسی نمونده باهاش حرف بزنه رو کرد به خاک گرم کربلا،فرمود: اَلا یا کربلا نُودِعکِ جِسماً بَلا کَفَنٍ وَ غُسلٍ دَفِینا ....."

قافله رسید به مدینه،روز جمعه بود وارد مدینه نشدن" بشیر آمد وارد مدینه شدهی صدا زد "یا اَهْلَ یَثْربَ لامُقامَ لَکْمْ بِها" تو خونه هاتون دیگه نمونید ...." چرا ؟؟؟ آخه:*قُتِلَ الْحُسَیْن فَاَدْمُعی مِدْرارٌ .....*فقط یه جلوش رو اشاره کرد" چه جوری کشتنش؟؟ اَلجِسْمُ مِنْهُ بِکَرْبَلاءمُضَرَّجٌ ، وَالرَّأسُ عَلَی الْقَناهِ یُدارُ...."

قافله به استقبال آمدن به دنبال بشیر آمدن بیرون مدینه به استقبال قافله ی ابی عبدالله ...." چی جوری وارد مدینه شدن بماند، هر کی رفت سراغ یه بانویی" زن ها اومدن نزد سکینه . همه کنار قبر پیغمبر جمع شدن دیدن دختر علی زینب سلام الله علیها ؛یه پیراهن پاره پاره،یه پیراهن غرق به خون،سوراخ سوراخ رو، رو قبر پیغمبر پهن کرد" سفره ی روضه رو پهن کرد ... دیدن دیگه نمی شه با زینب حرف زد ... اومدن سراغ سکینه ... گفتن آی بانو از کربلا تا مدینه کجا به شما بیشتر سخت گذشت؟ فرمود هیچ جا برا ما مجلس یزدید نمی شد .... سر بریده ی بابای غریبم میان تشت ... همه مشغول لهو و لعب،خوشگذرانی و می گساری بودن،ما رو به طنابی بسته بودن......ای حسین

روضه حضرت زهرا سلام اله علیها

دختر طلحه یه پیراهنی برای مادر ما زهرا سلام الله علیها به سوغات آورده،این پیراهن هم برای فاطمه بلند بود و هم گشاد . اسماء میگه:چند بار به بی بی عرض کردم:بی بی جان! این پیرهن رو بدید به من،چون به درد شما نمیخوره؟حضرت فرمود:نه اسماء این مال منه . اگه پیراهن میخوای به علی بگم برات بخره؟"

گذشت،تا اون روزی که خونه رو آب و جارو کرد،بچه ها رو فرستاد رفتن بیرون. گفت:اسماء بچه ها رفتن، من بدنم رو شست و شو میدم،بدن رو شست و شو داد،اسماء! اون پیرهنی که دختر طلحه برام به سوغات آورده برام بیار،میگه: عرض کردم بی بی جان این پیرهن هم برا شما بلنده و هم گشاد؟

فرمود:اسماء بیار،میخوام امشب علی بدنم رو غسل میده از زیرلباس،راحت غسلم بده،اسماء میگه:اومدم پیرهن رو از سر بی بی عبور دادم،اما هر کاری کردم این دست تو آستین گیر کرد ...." میگه با کمال تعجب دیدم پیراهن اندازه قامت زهرا شده" حالا بیا کربلا" قاسم داشت می رفت میدان،پاش به رکاب اسب نمی رسیده، ولی وقتی حسین داشت قاسم رو بر می گردوند،سینه ی قاسم به سینه حسین ِ،پاهای قاسم به زمین کشیده میشه،قاسم رو زیر پا پر پر نکردن .......

رفقا بزارید بگم،به این کار میگن، "رضض" ، رضض یعنی شکسته شده ...." اما به این کار میگن:هَضَمَ( له شده)، دو تا هضمَ میبینی ...." یکی تو مدینه .... یکی تو مدینه .... یکی تو کربلا .... بدن قاسم ..... زنده ..... زیر سم اسب ها

روضه حضرت زینب (سلام اله علیها)

دلبرم یوسف زهراست خدا میداند2

یادش آرامش دلهاست خدا میداند

علت غیبت او هست گناه من وتو

خون جگر،از گنه ماست خدا میداند

بر عطا و کرمش جن و ملک محتاجند

از دمش زنده مسیحاست خدا میداند

همه دنبال زر و سیم و گرفتار دلند

پسر فاطمه تنهاست خدا میداند

*الان کجای عالم داره مناجات می کنه،کجا داره برامن و تو دعا می کنه،چرا هر کی آقا رو زیارت کرده،خیمه نشین زیارتش کرده؟چرا هر کی یوسف زهرا رو دیده تو بیابونا دیده؟مگه این آقا تو بین ما،تو شهر ما،توخونه های ماجا نداره؟از امیرالمومنین طلب کردن مهدی فاطمه رو برا ما معرفی کنید،حضرت با سه چهار جمله معرفی کرد،فرمود:"صَاحِبُ هَذَا الْأَمْرِ ان الشَّرِیدُ الطَّرِیدُ الْفَرِیدُ الْوَحِیدُ" یعنی مهدی من غریبه،مهدی من تک و تنهاست،مهدی من از شهرها رانده شده*

***

آری اعمال من و توست حجاب من و تو

ورنه آن چهره هویداست خدا میداند

از همه بیشتر آنکس که بود منتظرش

مادرش حضرت زهراست خدا میداند

*حالا آماده ای گریه هات با گریه های امام زمانت عجین بشه،مگه نفرمود،یا جدا ،آگه نبودم کربلا یاریت کنم" اما صبح و شام برات گریه می کنم،نه تنها گریه می کنم،بلکه فرمود:"لاََبْکِیَنَّ لَک َ بَدَلَ الدُّمُوعِ دَماً" یعنی برات خون گریه میکنم،برا کدوم مصیبت امام زمان خون گریه می کنه؟*

آن مصیبت كه كند گریه برایش شب و روز

روضه زینب كبری است،خدا میداند

*انقده به روضه ی عمه جانش امام زمان،ارادت داره که به شیخ حسین سامرایی هم دستور داد،به شیعیان ما بگو،خدا رو به حق عمه جانم زینب قسم بدن،موانع فرج من برطرف بشه؛امشب دلاتونو کجا ببرم،کدوم گوشه ی روضه رو بخوانم؟ان شاالله چشمی نباشه که گریان نباشه،پیغمبر فرمود فاطمه جان،همه چشمها قیامت گریانه،غیر از اون چشمی که بر حسین تو گریه کنه،حالا آماده ای یا نه؟دلاتونو ببرم اون روضه ای که راوی میگه،زینب کاری کرد که دوست و دشمن به گریه افتادن،بی مقدمه میرم وارد روضه میشم*

وقتی رسید قافله در مجلس یزید

بالا گرفت قائله در مجلس یزید

زینب رسید و دور و برش جمع خسته ای

با پای پر ز آبله در مجلس یزید

***

*یاصاحب الزمان،چه گذشت به عمه جان شما در این مجلس،الان این مسجد و جلسه به این وسعت خدام محترم جایگاه بانوان مجلله رو جدا کردن،اگه یه بانو اشتباهی وارد قسمت مردانه بشه،همه ی مردهای غیرتی بهش تذکر میدن،راه رو براش باز می کنن،مبادا اثباب مزاحمتی براش فراهم بشه،اما عمه ی امام زمان وارد مجلس نامحرم" اونم مجلسی که همه مشغول لهو و لعبن،همه مشغول می گساری اند،همه مشغول شادی اند،سرهای بریده رو بالا نیزه زدن،این زن و بچه ابی عبدالله رو در لباس اسیری*

 زینب رسید و دور و برش جمع خسته ای

با پای پر ز آبله در مجلس یزید

*ابی عبدالله یه لحظه چشمانشو باز کرد،اشک سر بریده درآمد"دیدن سر بریده داره اشک میریزه*

اشک سر بریده درآمد که پا گذاشت

زینب میان سلسله در مجلس یزید

*ای حسین*

اماامشب میخوام اسم یه بانویی رو ببرم،که خیلی تو کربلا مضطر شد،تا به مقام اضطرار نرسی،نمی تونی با آقات درد دل کنی*

داغ رباب تازه شد آن لحظه ای که دید

بالا نشسته حرمله در مجلس یزید

*این زن و بچه رو به سلسله و غل و زنجیر بسته بود،چجوری وارد شدن،بماند" همه دارن نظاره میکنن،این بانوی مجلله ای که تا کربلا چشم نامحرمی سایه شم ندیده بود،این دختر علی که یحیی مازنی میگه،بیست سال با علی همسایه بودم،یه بارم نشد قد و قامت دختر علی رو ببینم،حالا بین نامحرما گیر افتاده" یا صاحب الزمان"وقتی با خطبه خوانیش یزید رو رسوا کرد،دیدن یزید دستور داد،سر بریده ابی عبدالله رو از رو نیزه بیرون بیارن،بزارن تو تشت طلا،آخ بمیرم این تشت طلا رو زیر پای نحسش گذاشت،میز قمارشو رو تشت طلا قرار داد،اینجا زینب کاری کرده که دوست و دشمن به گریه افتادن،حریف خطبه ی زینب نشد،دیدن چوب دستیشو بالا میبره، انقده با چوب خیزران بر لب و دندان حسین،بچه ها دیدن چوب یزید که بالا میاد دو دست عمه هم بالا میاد،چوب که به تشت پایین میاد عمه چنان با سیلی به سر و صورت میزنه،ناله بزن یا حسین*

هرچه سفارش کرد مزن ظالم که او از ره رسیده

لبان غنچه اش زهرا مکیده

مردم از شما میپرسم،قاری قرآن محترم هست یا نه؟پیغمبر لب های قاری قرآن رو میبوسید،امیرالمومنین به قاری و معلم قرآن جایزه میداد،امامن یه قاری قرآن میشناسم،تا شروع کرد به قرآن خوندن،نه تنها احترامش نکردن،بلکه جلو زن و بچه انقده با چوب خیزران بر لب و دندانش زدن

مناجات با امام زمان (عج)

یک‌شب رسد که شام فراقت سحر شود
خورشید عارضت، ز حرم جلوه‌گر شود


با طول غیبتت، نشود کم امید ما
این روزگارتلخ، زمانی به سر شود


گردد ز کعبه، بانگ «انا المهدی»‌ات بلند
یک‌دم جهان ز آمدنت با خبر شود


آیا شود که بگذرد این روزگار تلخ؟
«آری شود، ولیک، به خون جگر شود»


از گریۀ زیاد، شود اشکِ دیده کم
زین گریه، اشک دیدۀ ما بیشتر شود


روزی به بحر رحمت حق، غرق می‌شوم
کاین سینه پیش تیر بلایت سپر شود


آمینی از تو، کار هزاران دعا کند
دستی گشا، وگرنه دعا بی اثر شود


تا بشکنیم، فرق بتان را، خلیل‌وار
هر مشت ما به روز ظهورت، تبر شود


پروانه‌وار دور سرت گردد آسمان
خورشید بر تو پرچم فتح و ظفر شود


یک عمر با دعای فرج زنده مانده‌ایم
«میثم» دعاکن این شب هجران سحر شود


غلامرضا سازگار

روضه کوتاه و جانسوز امام حسین علیه السلام

یک‌شب رسد که شام فراقت سحر شود
خورشید عارضت، ز حرم جلوه‌گر شود
با طول غیبتت، نشود کم امید ما
این روزگارتلخ، زمانی به سر شود
گردد ز کعبه، بانگ «انا المهدی»‌ات بلند
یک‌دم جهان ز آمدنت با خبر شود
آیا شود که بگذرد این روزگار تلخ؟
«آری شود، ولیک، به خون جگر شود»
از گریۀ زیاد، شود اشکِ دیده کم
زین گریه، اشک دیدۀ ما بیشتر شود
روزی به بحر رحمت حق، غرق می‌شوم
کاین سینه پیش تیر بلایت سپر شود
آمینی از تو، کار هزاران دعا کند
دستی گشا، وگرنه دعا بی اثر شود
تا بشکنیم، فرق بتان را، خلیل‌وار
هر مشت ما به روز ظهورت، تبر شود
پروانه‌وار دور سرت گردد آسمان
خورشید بر تو پرچم فتح و ظفر شود
یک عمر با دعای فرج زنده مانده‌ایم
«میثم» دعاکن این شب هجران سحر شود
غلامرضا سازگار

الا یا اهل العالم ان جدی الحسین .....

میتونه خودش و با پیغمبر وامیرالمؤمنین معرفی کنه بگه:"ان بن امیرالمومنین" اما بالافاصله اتصال خودش رو به ابی عبدالله بیان یکنه،مردم من پسر حسینم کدوم حسین؟!!*ان جدی الحسین قتلوه عطشانا*اصلا برای ما سواله ، از خود خدا که برای انبیا روضه میخوانه ، این روضه عطش اشاره میشه ؛ تا خود قیامت که فاطمه میخواد روضه بخوانه به این گوشه اشاره میکنه،این چه سریه که از بین این همه مصائب ابی عبدالله، عطش ابی عبدالله از همه بیشتر گفت و بروز داره؟!! فرمود آدم ، اگه باشی و ببینیش چطوری تو گودال دست و پا میزنه *ولوتراه یا آدم و هو یقول واعطشاه واقلّة ناصرا*آیا جوابش میدن نه ولله * فلم یجدهوا احدا الی بسیوف*   شمشیرها تشنگی شو برطرف میکنن ....

این جمله اول *الا یا اهل العالم انَّ جدّی الحسین طرحوه عریاناً *دیگه ترجمه نکنم ، سالها پا روضه بزرگ شدیا*الا یا اهل العالم انَّ جدّی الحسین سحقوه عدواناً*انقده اسب بر بدنش تازاندن ... آماده ای بگم یا نه ؟!!! این برای معرفیه خود امام زمان ، اما در رجعت اولین کسیکه در رکاب امام تشریف میارن،خود ابی عبدالله به چه کیفیتی ابی عبدالله رجعت میکنند؛فرمودند به اون کیفیتی که سر در بدن ندارند ...." هنوز از اون رگ ها خون جاریه ..."

دومین نفر مادرشون فاطمه هست تا نگاه زهرا به این رگ های بریده میرسه چنان صیحه و ناله ای میزننحسین

مرثیه شهادت امام صادق علیه السلام

دلهامونو روانه کنیم بریم ببینیم مدینه چه خبره ..." ساعت های آخر عمر امام صادق هست" دوباره یکی از گلهای زهرا رو پرپر می کنن،اما الان اگه مدینه باشی،کنار بقیع خبری نیست...." هیچ کسی تو مدینه لباس عزا به تن نکرده ..." آخه این بچه های فاطمه غربت و از مادر به ارث بردن*

غروب سرخ نگاهش، به رنگ ماتم بود

غریب شهر خودش نه،غریب عالم بود

چقدر روضه ی کرببلا به پا میداشت

*شعرا و روضه خوان ها رو که دعوت می کرد،انقده برا ابی عبدالله گریه میکرد،این بکاء بر سیدالشهدا رو ما از مدرسه ی امام صادق به عنوان جلسات و هیئات به ارث داریم*

چقدر روضه ی کرببلا به پا میداشت

به روی سر در خانه همیشه پرچم بود

اگر چه زخم جگر تازه میشد اما باز

برای داغ دلش روضه مثل مرهم بود

*فرمود گریه ی بر جد غریب ما ابی عبدالله،یه فرح و نشاطی تو دل گریه کن به ارث میزاره،که تا قیامت این شادمانی از دلش بیرون نمیره*

همیشه در وسط کوچه ی بنی هاشم

پر از تلاطم اشک و مصیبت و غم بود

شبی که در تب آتش بهشت او می سوخت

*خونشو مثل مادرش فاطمه آتش زدن،آتش به درون خانه سرایت کرد،از این حجره به آن حجره،چقدر اهل و عیال حضرت ترسیدن،اومد مثل مادر وسط آتش ایستاد*

چقدر شبی که در تب آتش بهشت او می سوخت

شکسته قامت و آشفته حال و در هم بود

وسط آتش ایستاد فرمود:*ان ابن ابراهیم خلیل الله* (این یه مصیبت ...)

شتاب مرکب و پای برهنه ی آقا

میان کوچه زمین خوردنش مسلم بود

*اگه یه وقت جوان رشیدالقامتی باشه،دنبال مرکب بدواننش،پابه پای مرکب حرکت میکنه،اما خدا نکنه اینی که پشت مرکب دارن میدوننش یه پیرمرد باشه،مثل امام صادق یا یه بچه ی سه چهار ساله باشه،مثل بچه های ابی عبدالله ..."

شتاب مرکب و پای برهنه ی آقا

میان کوچه زمین خوردنش مسلم بود

کبود زخم طناب و اسارت و غربت

چقدر در نظرش کربلا مجسم بود

*عجب مصیبت هایی،دونه دونشو یا یاد مدینه می کرد یا یاد کربلا می افتاد*

خلاصه لحظه ی آخر زمان تدفینش

بساط غسل و بساط کفن فراهم بود

در آن زمان به خدا هر دلی پریشان

شهید بی کفن وادی محرم بود

به زخم پیکر گل بوریا نمی پیچید

اگر که پیرهن پاره پاره ای هم بود ....

*چندین هزار نفر امروز برا دفنش تو مدینه اومدن" با چه عزت و احترامی دفنش کردن، (درستشم همینه) فرزند پیغمبر احترام داره؛بچه ی فاطمه محترمه؛اینجا چهارهزار نفر برا تشییع جنازه ی عزیز زهرا اومدن،کربلا هم سی هزار نفر اومده بودن،آخ بمیرم ...." عوض گل باران این بدن،چه کردن؟!! فقط یه جمله و زیارتو شروع کنم،کاری کردن که حتی خواهرش بدن برادر رو نشناخت،گفت داداش:*

ته گودال فقط پیکر تو مانده و من

همه رفتن،فقط مادر تو مانده و من

حسین

مناجات و انتظار امام زمان عج

چه می شود ، که شبی هم کنار ما باشی
به درد عاشق بیچاره ات ، دوا باشی

رضایت دل زهراست از رضایت تو
خدا کند که همیشه زما رضا باشی

خدا نیاورد آن روز را که بینم من
غضب کنی و از این بینوا جدا باشی
در آن قنوت سحرگه برای یک لحظه

چه میشود که دعا گوی این گدا باشی
امید غایب من ، ای مسافر زهرا

بلا نبینی الهی به هر کجا باشی
یابن الحسن ..... یابن الحسن .....

مرد سلمانی و امام رضا علیه السلام

*رسید نیشابور یه پیرمرد سلمانی به محضر آقا معرفی شد مشغول اصلاح  موی سر و صورت امام، هنوز کارش تموم نشده بود امام رضا یه نظری کردند سنگ سلمانی مبدل به طلا شد. عرضه داشت یابن رسول الله من از شما طلا نمیخوام افتخار نوکریه شما رو پیدا کردم حضرت فرمود این و از ما قبول کن هر خواسته ای هم که داشته باشی ما اجابت میکنیم عرضه داشت یا ابالحسن من از مرگم میترسم تنها خواستم اینه دم جون دادن شمارو زیارت کنم لحظه مردن شما قدم رنجه کنید بالای سرم حاضر بشید، یا امام رضا ماهم حاجتمون همینه، یک سال از اقامت امام رضا تو خراسان گذشت یه روز تو مجلس مامون نشسته بود خیره خیره به سمت نیشابور نگاه کرد از مجلس غایب شد به قدرت امامت رفت و برگشت پرسیدند کجا رفتی آقا فرمود ما به اون پیرمرد سلمانی قول داده بودیم الان لحظه احتضارش بود رفتیم بالاسرش سرش رو به دامن گرفتیم*