صلواتی عید
حق داده به ما وعده ی خیر و حسنات
هم وعده ی جنات سراسر نعمات
خواهی که شود نصیب تو این برکات
بر خاتم انبیا محمد صلوات
--------------
حق داده به ما وعده ی خیر و حسنات
هم وعده ی جنات سراسر نعمات
خواهی که شود نصیب تو این برکات
بر خاتم انبیا محمد صلوات
--------------
بگذشت مه روزه ، عيد آمد و عيد آمد
بگذشت شب هجران، معشوق پديد آمد
آن صبح چو صادق شد، عذراي تو وامق شد
معشوق توعاشق شد، شيخ تو مريد آمد
شد جنگ و نظر آمد، شد زهر و شکر آمد
شد سنگ و گهر آمد، شد قفل و کليد آمد
جان از تن آلوده، هم پاک به پاکي رفت
هرچند چو خورشيدي بر پاک و پليد آمد
از لذت جام تو دل مانده به دام تو
جان نيز چو واقف شد، او نيز دويد آمد
بس توبه شايسته برسنگ تو بشکسته
بس زاهد و بس عابد کو خرقه دريد آمد
باغ از دي نامحرم سه ماه نمي زد دم
بر بوي بهار تو، ازغيب رسيد آمد
مولوي
عيد فطر آمد که ساقي عاشقان را جام داد
عاشقان تشنه را از جام وحدت کام داد
بعد چندي لب فروبستن ز اکل و شرب، دوست
سفره اي گسترد از احسان و بار عام داد
تا هلال ماه شوال از افق شد آشکار
ساقي از راه وفا، کام دل ناکام داد
خلعتي از تار و پود نور بر اندام جان
حضرت جانان ز لطف بيکران انعام داد
جانب ميخانه بشتابيد اي ميخوارگان
کاين زمان پير مغان، اصحاب را پيغام داد
حيف، رفت آن ماه و صد شکر آمد اين عيد سعيد
دست ساقي باز مي بوسم که ما را جام داد
لب فرو بستيد از نوشيدني گر چند گاه
از خم وحدت شما را باده ي گلفام داد
دست افشان، پايکوبان جانب ساقي رويد
چون که عيدي باده ي جانبخش آن خوشنام داد
روزه داران را ز راه مرحمت در صبح عيد
ايزد جان آفرين پاداش آن ايام داد
«خوش عمل» چون عيد فطر آمد ز لطف خويشتن
حضرت حق طبع ما را قدرت الهام داد
برنامه کامل شهادت حضرت علی (ع)
آقا سلام سوز و نوایی به ما بده
هرصبح و شام حال بکایی به ما بده
ماه خدا زنیمه گذشت و نیامدی
لطفی کن و بیا و صفایی به مابده
------------
مرثیه
خون جبین به گلشن حسنش گلاب شد
چون شمع سوخته نور پراکند و آب شد
از خون او به دامن محراب، نقش بست
بر این شهید، ظلم و ستم بیحساب شد
شمشیر، گریه کرد به زخم سر علی
حتی به غربتش جگر خون کباب شد
محراب! ناله از دل خونین کشید و گفت:
یا فاطمه! دعای علی مستجاب شد
مویی که شد سفید زهجران فاطمه
جرمش مگر چه بود که از خون خضاب شد؟
هرکس گرفت سهم خود از دست روزگار
سهم تراب، خون سر بوتراب شد
فرق علی دوتا شد و جبریل صیحه زد
ای وای! چار رکن هدایت خراب شد
هر پادشه ستم به رعیت کند ولی
پیوسته بر علی ز رعیت عذاب شد
هم شیر حق برای شهادت شتاب داشت
هم خصم بهر کشتن او در شتاب شد
«میثم!» سرشک دیده و خونجگر کم است
بــر رهبــری کـه پیـر به فصل شباب شد
زمزمه ی
وصل تو درمانم علی مدح تو میخوانم علی
با چشم گریانم علی جانم علی جانم علی...
من زائر کوی تو ام دلداده ی روی تو ام
عشق تو ایمانم علی جانم علی جانم علی
روضه
اصبغ ابن نباته میگه زانوی غم بقل کرده پشت درخانه ی علی نشسته بودم امام مجتبی اومد فرمود اصبغ چرا نمیری گفتم میخوام برم اما پاهام یاری نمیکنه من رفیق سی ساله باباتم بزار دم آخری یه با دیگه علی روببینم – میگه وارد حجره شدم دیدم قهرمان بدر و خیبر تو بستر افتاده رنگ به صورت نداره -امشب شبِ امیرالمومنینه – چقدرآرزو داشتیم همچین شبی روبروی ایوان نجف عزاداری میکردیم – تصور فرزندان حضرت دور بسترش جمع شدن – خدانکنه هیچ کس عزیزشو به این حال ببینه – مخصوصا اگه بچه ها داغ مادر دیده باشن حالا با چه حالی دارن به بابا نگاه میکنن – امشب شبِ یتیمی اربابمونه – حسینی گریه کن – ابالفضلی ناله بزن – اصلا امشب شب یتیمی همه ی ماست – مگه پیامبر نفرمود ( انا و علیُ اّبّواه هذه الامه ) – در معالی السبطین مینویسه - یه وقت حضرت فرمود همه برن بیرون فقط بچه های فاطمه بمونن – حتما یه وصیت مهمی داره - با اشاره چشم سراغ عباسشو گرفت – بگید عباسم بیاد – تا عباس وارد خانه شد - دست زینب رو گرفت تو دست عباس گذاشت – فرمود عباسم (هذه ودیعهُ منی علیه ) زینب امانت من پیش شماست – بیست و یک سال گذشت – یه وقت بی بی زینب عصر روز یازدهم محرم همه رو که سوار ناقه ها کرد – یه نگاهی به طرف نهر علقمه – نگاهی به طرف گودال قتلگاه – کجایید برادران خوبم – مگه بابام نفرمود زینب امانت من پیش شماست – ببینید دارن زینبو به اسارت میبرن .
باورت بود که در حال اسیری ببرند
دختر فاطمه را در ملاء عام حسین ... حسین جان
واحد
بر غم عشقت آقا اسیرم که تو سلطانی و من فقیرم
آرزویم بُوَد وقت ِ مُردن یا علی گویم آندم بمیرم
من بنده تو مولایی من قطره تو دریایی
ای معنی آقایی (یا سیدی یا حیدر...)
نوحه های ملائک دم تو ای فدای غم اعظم تو
خورده آقا گره تا قیامت لیلة القدر من با غم تو
ای بهترین رویایم ای گرمی ِ آوایم
ای سیّد و مولایم (یا سیدی یا حیدر...)
عُمر تو یکسره درد و غم بود همدمت ناله و سوز سینه
لیکن آغاز ِ این غصه هایت بوده از کوچه های مدینه
دل خسته مغمومی از حقّ خو محرومی
تو اوّلین مظلومی (یا سیدی یا حیدر...)
واحد
( مولا مولا یا ابالحسن...)
هستی ارباب یا علی مدد مارو دریاب یا علی مدد
ابوتراب یا علی مدد ای عرش حق،خاک محضرت
ضربت خورده بر فرق سرت دل عالم زار و مضطرت
از جهل خلق خونجگر شدی از کینه ها پر شرر شدی
در بین خون غوطه ور شدی
یا مولا ای ، سَروَر همه غرق خون با شور و زمزمه
تو می رَوی نزد فاطمه کوفه شهر ماتم و غمه
هر چی بگم از غمش کمه بی وفاییش ، قدّ ِ عالمه
امروز تو رو کشتن از جفا یه روزی هم میرسه آقا
حدیث غمبار کربلا تو کربلا میشه محشری
صاحب عزا میشه مادری ارباً ارباً میشه پیکری
شور
حیدر مدد حیدر مدد علی علی یا حیدر...
ذکر نفس های دلم نام تو اِ همیشه
بی لطف تو هیچ وقت آقا کارا درست نمیشه
مارو به وادی خودت ولایتی کن آقا
سینه زن عشق تو ایم ، عنایتی کن آقا
آوای اهل محشره ، علی مدد یا حیدر
ذکر خود ِ پیغمبره ، علی مدد یا حیدر
رفتن به سوی تو آقا ، اوج سلوک و سیره
هر کی مُحبّ تو باشه ، عاقبتش به خیره
مارو برای نوکری ، خودت بیا سَوا کن
آقا به حقّ زینبت ، شیعه هارو دعا کن
ما که همیشه شعری از ، محبتت میخونیم
آقا دعا کن تا ابد ، سینه زنت بمونیم
آقا دعا کن تا بشیم ، تو راه تو فدایی
مثل شهیدا لاله ی ، پرپر ِ کربلایی
مارو غم کرببلا ، بیچاره کرده آقا
تو وادی عشق و جنون ، آواره کرده آقا
اون کربلایی که در اون ، چه محشری به پا شد
رأس حسینت تشنه لب ، غریبونه جدا شد
اون کربلایی که شده ، به بچه هات جسارت
رزق خَواتین حرم ، شد از جفا اسارت
شبهای جمعه قتلگاه ، دار البکای زهراس
بانگ غریب ِ مادرش ، مرثیه ی دل ماس..
دوبیتی پایانی
چون نامة اعمال مرا پيچيدند
بردند به ميزان عمل سنجيدند
بيش از همه كس گناه ما بود ولي
ما را به محبّت علي بخشيدند
اي دوست اگر حُسن صفاتي داري
گنجينه نور و برکاتي داري
مجذوب ولايت علي خواهي شد
هرگاه که ذکر صلواتي داري
امشب شبِ امیرالمومنینه – چقدرآرزو داشتیم همچین شبی روبروی ایوان نجف عزاداری میکردیم – تصور فرزندان حضرت دور بسترش جمع شدن – خدانکنه هیچ کس عزیزشو به این حال ببینه – مخصوصا اگه بچه ها داغ مادر دیده باشن حالا با چه حالی دارن به بابا نگاه میکنن – امشب شبِ یتیمی اربابمونه – حسینی گریه کن – ابالفضلی ناله بزن – اصلا امشب شب یتیمی همه ی ماست – مگه پیامبر نفرمود ( انا و علیُ اّبّواه هذه الامه ) – یه وقت حضرت فرمود همه برن بیرون فقط بچه های فاطمه بمونن – حتما یه وصیت مهمی داره - با اشاره چشم سراغ عباسشو گرفت – بگید عباسم بیاد – تا عباس وارد خانه شد - دست زینب رو گرفت تو دست عباس گذاشت – فرمود عباسم (هذه ودیعهُ منی علیه ) زینب امانت من پیش شماست – بیست و یک سال گذشت – یه وقت بی بی زینب عصر روز یازدهم محرم همه رو که سوار ناقه ها کرد – یه نگاهی به طرف نهر علقمه – نگاهی به طرف گودال قتلگاه – کجایید برادران خوبم – مگه بابام نفرمود زینب امانت من پیش شماست – ببینید دارن زینبو به اسارت میبرن .
باورت بود که در حال اسیری ببرند دختر فاطمه را در ملاء عام حسین ... حسین جان
حیدر مدد حیدر مدد علی علی یا حیدر...
ذکر نفس های دلم نام تو اِ همیشه
بی لطف تو هیچ وقت آقا کارا درست نمیشه
مارو به وادی خودت ولایتی کن آقا
سینه زن عشق تو ایم ، عنایتی کن آقا
آوای اهل محشره ، علی مدد یا حیدر
ذکر خود ِ پیغمبره ، علی مدد یا حیدر
رفتن به سوی تو آقا ، اوج سلوک و سیره
هر کی مُحبّ تو باشه ، عاقبتش به خیره
مارو برای نوکری ، خودت بیا سَوا کن
آقا به حقّ زینبت ، شیعه هارو دعا کن
ما که همیشه شعری از ، محبتت میخونیم
آقا دعا کن تا ابد ، سینه زنت بمونیم
آقا دعا کن تا بشیم ، تو راه تو فدایی
مثل شهیدا لاله ی ، پرپر ِ کربلایی
مارو غم کرببلا ، بیچاره کرده آقا
تو وادی عشق و جنون ، آواره کرده آقا
اون کربلایی که در اون ، چه محشری به پا شد
رأس حسینت تشنه لب ، غریبونه جدا شد
اون کربلایی که شده ، به بچه هات جسارت
رزق خَواتین حرم ، شد از جفا اسارت
شبهای جمعه قتلگاه ، دار البکای زهراس
بانگ غریب ِ مادرش ، مرثیه ی دل ماس..
مولا مولا یا ابالحسن...
هستی ارباب یا علی مدد
مارو دریاب یا علی مدد
ابوتراب یا علی مدد
ای عرش حق،خاک محضرت
ضربت خورده بر فرق سرت
دل عالم زار و مضطرت
از جهل خلق خونجگر شدی
از کینه ها پر شرر شدی
در بین خون غوطه ور شدی
یا مولا ای،سَروَر همه
غرق خون با شور و زمزمه
تو می رَوی نزد فاطمه
کوفه شهر ماتم و غمه
هر چی بگم از غمش کمه
بی وفاییش ، قدّ ِ عالمه
امروز تو رو کشتن از جفا
یه روزی هم میرسه آقا
حدیث غمبار کربلا
تو کربلا میشه محشری
صاحب عزا میشه مادری
ارباً ارباً میشه پیکری
السلام علیک یا روح الله الموسوی الخمینی(ره)
زهجر پیر جماران به غم گرفتاریم
ز درد دوری او ناله ها به دل داریم ....
به یمن دلبری آن نگار شهر آشوب
مرید ساقی عشقیم مست دلداریم
تمام عزت ایران تصدق سر اوست
ز اقتدار خمینی ست آبرو داریم
هنوز هم به خدا سر در حسینیه ها
میان قاب وفا عکس یار بگذاریم
میان ما همه عهدیست تا ابد باقی
که پای عهد خود از جان خویش بیزاریم
به جان فاطمه سوگند تا قیامت هم
ز حب آل علی دست بر نمی داریم
برای حفظ ولایت شهید باید شد
که همچنان شهدا بی قرار دیداریم
کلام سید علی بر زمین نخواهد ماند
که در رکاب علی از تبار عماریم
الا سقیفه تباران شعار ما این است
برای یاری رهبر همیشه بیداریم
به خاک چادر زهرا قسم که ماشیعه
شهید آن در و دیوار و خون مسماریم
خبر زصلح حسن نیست حرف کرب و بلاست
که مابلای زمان را به جان خریداریم
شاعر : حاج قاسم نعمتی
وی منتظرانِ مَقدم بابِ نجات
از مِهر و صفای دل و جان بفرستید
بر روح مطهر خمینی صلوات