شعرانتظارامام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف – غلامرضاسازگار

شعرانتظارامام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف – غلامرضاسازگار

تا کسی را به سر کوی تو راهش ندهند

گریه و سوز دل و ناله و آهش ندهند

روشنی نیست به چشم و دلِ بی چشم و دل

از شب زلف تو تا روز سیاهش ندهند

کوه طاعت اگر آرد به قیامت زاهد

بی تولّای تو حتی پر کاهش ندهند

به غباری که ز کویت به رُخم مانده قسم

هر که خاک تو نشد عزّت و جاهش ندهند

دیده صد بار اگر کور شود بهتر از آن

که به دیدار تو یک فیض نگاهش ندهند

کافر و مومن و غیر و خودی و دشمن و دوست

هیچ کس نیست که در کوی تو راهش ندهند

تو نوازش کنی آن را که نگاهش نکنند

تو دهی راه کسی را که پناهش ندهند

تلخی عشق حلاوت ندهد “میثم” را

تا که سوز سحر و اشک پگاهش ندهند

شعر زمیه خوانی و واحد سنتی(یک دست،دو دست) – امام جواد علیه السلام

 السلام ای کعبه ی جود و سخا          السلام ای مظهر لُطف و وفا

السلام ای نور بزم معرفت              ای وُجودت بهر عالم موهبت

ای فضیلت های ذاتت بی عدد           یا جواد بن ُ الرّضا مولا مدد

در گلستان لاله ی خشبو تویی           نور چشم ضامن ِ آهو تویی

ای نهم شمس سماوات ِ ولا              ای دو عالَم بر ولایت مبتلا

چشم ما و جود بی پایان تو              سیدی درد من ودرمان تو

جود تو جود خدا را مظهر است       چشم زهرا در عزای تو تر است

غربت بابای تو آمد به یاد               کنج حجره جان سپردی یا جواد

سوخت چون اسپند در آتش دلت        عاقبت شد همسر تو قاتلت

کنج حجره ای رضا را نور عین       تشنه لب جان داده ای مثل حسین

روی بام خانه ِای مولای من           پیکر تو  مانده بی غُسل و کفن

بر تن ِ تو اِی امام ِ انس و جان        سایه افکندند با پر طائران

من بمیرم جدّ تو در کربلا              پیکش مانده به صحرای بلا

روی خاک از ظلم ِ آن قوم ِ عَنود     سایبانی بهر آن پیکر نبود

کوفیان و جنگ با دین وای من       نعل اسب و جسم خونین وای من

واحد – حضرت رقیه سلام الله علیها

بابا حسین جان،بنگر که چشمم گشته از داغ تو گریان

کنج خرابه،هستم به یاد غربتت زار و پریشان،بابا حسین جان

بابا حسین جان...

بابای خوبم،اندوه جانم از غم تو بی کران است

بابای خوبم،روی لبِ تو جای چوب خیزران است،آه و واویلا

بابا حسین جان...

ای سر بریده،اشک بُوَد از داغ تو هر دم روانه

ببین ای بابا،جسمم شده نیلی ز ضرب تازیانه،آه و واویلا

بابا حسین جان...

شب عاشورا

کربلا عزا گرفته     شب آخر حسینه

دیگه فردا دم مغرب    روی نی سر حسینه

 اگه امشب بشه فردا    خیمه ها میره به غارت

 میون یه مشت نامحرم     خواهرش میره اسارت

 میگه زهرا بین گودال    یا حسین غریب مادر

 با دوازده ضربه از پشت    سرشو میبرن آخر

یا حسین غریب مادر

بالا تله زینبیه    میره زینبش میبینه

توی گودال روی سینه    یکی با چکمه میشینه

 میون خنده ی دشمن     میبینه با گریه زینب

 تن بی سر حسین و    له میشه به زیر مرکب

 عصر عاشورا آقامون    وقتی جون میده تو گودال

 دم خیمه دعوا میشه    سر گوشواره و خلخال

یا حسین غریب مادر

باورت می شد ببینی    خواهرت را یک زمان

دست بسته، مو پریشان    مو کنان، مویه کنان

باورت می شد ببینی    دختر خورشید را

کوچه کوچه در کنار    سایهی نامحرمان

نه لبی مانده برای تو    نه جای سالمی

من که گفتم این همه    بالای نی قرآن نخوان

چه عجب طشتی برای    این سرت آورده اند

ای سر منزل به منزل    ای سر یحیی نشان

تا همین که چشم تو    افتاده بر چشمان ما

چشم ما افتاده بر    لبهای زیر خیزران

این قدر قرآن مخوان    این چوب ها نامحرمند

شب بیا ویرانه هر چه    خواستی قرآن بخوان

نوحه و مرثیه مسلم علیه السلام

باز در شور و نوای مسلمم

خونجگر بهر عزای مسلمم

مسلم آن اهل غم و آه حسین

اولین قربانی راه حسین

مسلم آن نور دل آل عقیل

مدح او نور لبان جبرئیل

بین وادی بلا آواره بود

نیمه شب در کوچه ها آواره بود

از بصر جز خون دل جاری نکرد

غیر طوعه کس ورا یاری نکرد

شرمگین بود از امامش بالیقین

با زبانحال می گفت اینچنین

نیست اینجا رنگ و بویی از وفا

ای عزیز فاطمه کوفه میا

شور ماتم در دلم افتاده است

سنگ ها در دست ها آماده است

می خورم غصه در این شهر جفا

بهر معجرهای آل مصطفی

بر سرت ای یوسف خیر الانام

می خورد سنگ ستم از روی بام

نوحه امام حسین علیه السلام

ای نور چشم عالمین ، جانم فدایت یا حسین

ای رُكن ایمانم ،‌ مولا حسین جانم

 ******

فدای راه دین شدی ،‌ تشنه نقش زمین شدی

زین غصه گریانم ، مولا حسین جانم

****** 

كنار جسم بی سرت ، با گریه گفته خواهرت

ای یار عطشانم ، مظلوم حسین جانم

****** 

با اشك و شور و زمزمه ، ببین عزیز فاطمه

با نا مَحرمانم ، مظلوم حسین جانم

****** 

دلها بود آواره ات ، داغِ تن صد پاره ات

شد قاتل جانم ، مظلوم حسین جانم

مرثیه حضرت عباس علیه السلام

ديد در خون تا شه دين پيكر عباس را

زد به سر ، بنهاد بر زانو سر عباس را

خون بجاي اشك جاري گشت از چشم حسين

غرق در خون ديد چون روي مه عباس را

شد فرات از ديده اش تا بر لب شط فرات

ديد آن خشكيده لب چشم تر عباس را

تشنه كاميهاي اطفال حرم رفتش ز ياد

ديد چون خشكيده آن شه حنجر عباس را

بيرقش را واژگون چون ديدبازويش جدا

گفت قسمت شد اسيري خواهر عباس را

قامتش آمد كمان از بار غم چون نوك تير

موج خون بنمود چشم انور عباس را

آفتاب برچ دين اندر ميان غم فتاد

تا فلك بنمود پنهان اختر عباس را

آه و واويلا كه هر عضوي ز عضوش شد جدا

خواست در بر گيرد آن شه پيكر عباس را

ني عجب جودي اگر از عيش دوران ديده بست

ميل عياشي نباشد چاكر عباس را

جوديا گر فخر بر عالم نمايي ميسزد

فخر چون نبود بعالم چاكر عباس را

مدح و مرثیه حضرت عباس علیه السلام

خورشید بَرَد سجده به خاک در عباس
مه جلوه ای از حسن خدامنظر عباس
هر سینه ی افروخته یک علقمه فریاد
هر دیده ی پر اشک بود کوثر عباس
هر زخم بدن، آیه ای از مصحف ایثار
هر خون جگر، قطره ای از ساغر عباس
فرزندیّ ِ دو فاطمه، سقایی عترت
سرداری لشگر، شرف دیگر عباس
زیبد که شهیدان همه خیزند به تعظیم
فردای قیامت همه در محضر عباس
با راس حسین ابن علی بود برابر
تاشام بلا بر سر نیزه سر عباس
ایثار و فداکاری و ایمان سه چراغند
در بزم دل از مکتب روشنگر عباس
عباس به تعداد همان باب حسین است
یعنی که بیا سوی حسین از در عباس
در علقمه چون عطر گل آید به مشامم
بوی نفس فاطمه از پیکر عباس
مارا نبُوَد زهره که گوییم ثنایش
تا یوسف زهراست ثنا گستر عباس
در دامن صحرای بلا خون خدا ریخت
از بازو و ازدیده و از حنجر عباس
افسوس که شد همسفر قاتل عباس
از علقمه تا شام بلا خواهر عباس
باسوز دل و اشک روان و شررِ شعر
میثم شده پیوسته پیام آور عباس

مرثیه حضرت عباس علیه السلام

به عرصه کربلا کفر چو طغیان گرفت
    ظلم جهانگیر شد نقطه ایمان گرفت

    گلبن گلزار دین خزان شد از باد کین
    خار ستم سر به سر دامن بستان گرفت

    بلبل دستانسرا رو به هزیمت نهاد
    زاغ سیه روزگاه طرف گلستان گرفت

    فغان لب تشنگان گذشت از کهکشان
    حضرت عباس را سکینه دامان گرفت

    گفت تو سقاى آب ما همه در پیچ و تاب !
    نتوان یک جرعه آب ز بهر طفلان گرفت ؟!

    عباس با حال زار کشیدش اندر کنار
    غبار غم از رخ آن گل پژمان گرفت

    وعده آب روان داد به آن خسته جان
    اذن که تا آرد آب از شه عطشان گرفت

    گفت که اى نور عین نو گل باغ حسین
    به نرخ جان گیرم آب اگر که بتوان گرفت

    به دیده اشکبار گشت به مرکب سوار
    مشک تهى آب را به دوش با جان گرفت

    تیغ مشعشع کشید زهره عدوان درید
    پهلوى گردان شکافت عرصه میدان گرفت

    راه فرار از نبرد بست به بهمن ز فن
    تیغ گران از کف رستم دستان گرفت

    از تف تیغش فتاد لرزه بر اندام خصم
    خال خدنگش هدف چهره کیوان گرفت

    از دم تیغش یکى روى به دوزخ نمود
    ز آتش قهرش یکى جای به نیران گرفت

    ز الحذر و الحذر، گوش فلک گشت کر
    زالفرار الفرار سینه گرگان گرفت

    در ظلمات سیه سد سکندر شکست
    بار دگر همچو خضر چشمه حیوان گرفت

    دید که آب فرات موج زنان مى رود
    چشمه چشمش ز اشک صورت عمان گرفت

    گفت الا اى فرات چشمه آب حیات
    کناره کى تا کنون کسى ز مهمان گرفت ؟!

    ما زعطش در تعب ، تو مى روى خشک لب
    مشک پر از آب کرد به کف سر و جان گرفت

    تیر به چشمش زدند سینه سپر ساخت او
    دست ز جسمش فتاد مشک به دندان گرفت

    تیر زدندش به مشک دست ز هستى کشید
    ریخت چو آبش به خاک سر به گریبان گرفت

    گفت که اى بینوا مى روى اندر کجا؟
    چون ز تو در خیمه ها سکینه پیمان گرفت

    ز ضرب تیغ و سنان گشت تنش غرقه خون
    به خاک از زین مکان، آن مه تابان گرفت

    ناله «ادرک اخا» رسید در خیمه ها
    غبار غم دامن شاه شهیدان گرفت

    رخت به میدان کشید جامه طاقت درید
    بر سر نعشش رسید سرش به دامن گرفت

    دید تنش غرق خون ماه رخش لاله گون
    خون ز دو چشم ترش به چشم گریان گرفت

    گفت علمدار من ، مونس و غمخوار من
    کشتى عمر ترا ورطه طوفان گرفت ؟!

    خیز که در خیمه ها سکینه با اشک و آه
    کنون به کف دامن زینب نالان گرفت

حضرت رقیه(س)-شهادت

عمه جان، کو منزل و کاشانه ام

من چرا ساکن در این ویرانه ام

آشنایانم همه رفتند و من

میهمان، بر سفره بیگانه ام

عمه جان، بگذار گریم زار زار

 چونکه دیگر پر شده پیمانه ام

شمع می ریزد گهر در پای من

 چون که داند کودکی دُردانه ام

عقل می گوید به من آرام گیر

 او نداند عاشقی دیوانه ام

دست از جانم بدار ای غمگسار

 من چراغ عشق را پروانه ام

بگذر از من ای صبا، حالم مپرس

فارغ از جان، در غم جانانه ام

بس که بی تاب از پریشانی شدم

 زلف، سنگینی کند بر شانه ام

من گرفتارم به زلف و خال او

 من اسیر آن کمند و دانه ام

خانمانم رفته بر باد ای عدو

 کم کن آزار دل طفلانه ام

کی توانم رفت از کویش "حسان"؟

 من نمک پرورده این خانه ام

نوحه واحد حضرت رقیه (س)

گل نیلوفرِ تنها، رقیه

شهید غربت بابا، رقیه

گرفتاران عالم دم بگیرید:

«رقیه یا رقیه یا رقیه»

***

اگر غم را ز چشمانم نخوانی

چه باید کرد با بی ‌همزبانی

تو که رفتی شبی تا دیر راهب

بیا یک شب خرابه میهمانی

***

پدر جان! کوثرت را می‌شناسی؟

گل نیلوفرت را می‌شناسی؟

نگاهی کن به حال و روزم امشب

ببینم دخترت را می‌شناسی!

شعر مناسب نوحه ، واحد و مرثیه حضرت رقیه(س)

بابا حسین جان - بابای خوبم

--------

بر نیزه ها از دور می دیدم سرت را

بابا! تو هم دیدی دو چشم دخترت را؟

چشمانم از داغ تو شد باغ شقایق

در خون رها وقتی که دیدم پیکرت را

ای کاش جای آن همه شمشیر و نیزه

یک بار می شد من ببوسم حنجرت را

بابا تو که گفتی به ما از گوشواره

همراه خود بردی چرا انگشترت را

با ضرب سیلی تا که افتادم ز ناقه

دیدم کبودی های چشم مادرت را

یک روز بودم یاس باغ آرزویت

حالا بیا با خود ببر نیلوفرت را

نوحه شب عاشورا

امشب شب راز و نیاز عاشقان است
فــردا سـر فرزند زهرا، بر سنان است
می‌شود از جفا                 دست و سرها جدا
بقیة الله آجرک الله
بقیة الله آجرک الله
امشب حسین است و شهادت آرزویش
فــردا بـــریـزد بــر زمیـن خـــون گلـــویش
در میان گودال                        می‌زند پر و بال
بقیة الله آجرک الله
بقیة الله آجرک الله
امشب سکینه رنگ از رویش پریده
فــردا زند بوسه بــه رگ‌های بریده
دور از آشیـــانه                          زیــر تازیـــانه
بقیة الله آجرک الله
بقیة الله آجرک الله
امشـب حـریم فـاطمه، عبّـاس دارد
فردا سکینه سر به صحرا می‌گذارد
شعله‌اش بر جگر                     در عــزای پــدر
بقیة الله آجرک الله
بقیة الله آجرک الله
امشب شود تقدیم دین هست ابوالفضل
فـردا جـدا گــردد ز تــن دســت ابوالفضل
شود در علقمه                        زائرش فاطمه
بقیة الله آجرک الله
بقیة الله آجرک الله
امشب علی‌اکبر به سجده سر گذارد
فـردا بـه دشـت کـربلا جان می‌سپارد
شــود اِربــاً اِربا                      پیش چشم بابا
بقیة الله آجرک الله
بقیة الله آجرک الله
امشب بـه اکبــر می‌کند، بابا نظاره
فردا شود جسم شریفش پاره پاره
فرق آن مقتدا                       گردد از هم جدا

بقیة الله آجرک الله

امشب حرم یک تشنۀ ششماهه دارد
فــردا سـر دسـت پـدر جان می‌سپارد
بهر یک جرعه آب              گردد از خون خضاب
بقیة الله آجرک الله
بقیة الله آجرک الله
امشب کند در خیمه‌ها، قاسم عبادت
فــردا رود تنهـا بــه میـــدان شهـــادت
دل بــه قتلگاهش                 بــر عمـو نگاهش
بقیة الله آجرک الله
بقیة الله آجرک الله
امشب دعا خواند لب عطشان زینب
فــردا شـود نقـش زمیـن قـرآن زینب
کنـــار قتلــگاه                       کنـد زهــرا نـگاه
بقیة الله آجرک الله
امشب کند در خیمه زینب بی‌قراری
فــردا کنـد در مقتـل خـون سوگواری
یــا امــام زمــان                     الامـــان الامــان
بقیة الله آجرک الله
بقیة الله آجرک الله
امشب پیمبر اشک ریزد از دو عینش
فـردا بشوید صورت از خون حسینش
حضرت فاطمه                     دارد ایــن زمــزمه
بقیة الله آجرک الله
بقیة الله آجرک الله
مـا را بـوَد در سینه، فـریاد خمینی
این است خطّ سرخ یاران حسینی
بوده‌ایم با حسین              یا حسین یا حسین
بقیة الله آجرک الله
بقیة الله آجرک الله
امشب، به خیمه، کودکی ماتم بگیرد
فــردا، بـــه زیـــر بــوتـۀ خــــاری بمیرد
تشنه جان سپارد                   پنــاهی نـــدارد
بقیة الله آجرک الله
بقیة الله آجرک الله
یک ماه خون گرفته 4 - غلامرضا سازگار
تاریخ ارسال : پنجشنبه 13 آبان 1389

نوحه ورودی محرم

باز از ره می رسد ،ماه غم ماه عزا

                                   بر مشامم می رسد،بوی خاک کربلا

   آید از هر جا نوای یا حسین             یـــابن زهرا یا حســـــین

                                    *********

  کاروان خسته دل،آید از کوی خدا

                               با دلی لبریز عشق،می رود سوی خدا

  قافله سالارشان مولا حسین              یــــابن زهرا یا حســین

                             ***********

   چشمه ی چشم همه ،همچو دریا می شود

                             غرق در امواج غم ،قلب زهرا می شود

  ذره تا خورشید گوید یا حسین           یـــابن الزهرا یا حسین

                             ************

  باغبانی همرهش،لاله های ارغوان

                              شیره خواره کودکی،بلبل این کاروان

قبله عشق همه گل ها حسین            یابن الزهرا یا حسین

                              ************

 آن طرف با بانوان،کودکان دل نواز

                       در کنار عمه اش،یک سه ساله غرق ناز

  دائما دارد به لب بابا حسین              یابن الزهرا یاحسین

نوحه و مرثیه حضرت حرّ (علیه السلام)

(یاحسن مولا حسین

ای گل زهرا حسین)

بسته در زنجیر خجلت دست و پایم یا حسین

نیست غیر از تو کسی مشکل گشایم یا حسین

ای خدا را چشم، من حُرّ خطاکار توام

چشم پوشی کن خدا را، از خطایم یا حسین

با همه جرم و خطایم ای یم لطف و کرم

هست در کوی تو امیّد عطایم یا حسین

گر چه از غفلت شدم بیگانه ات، راهم بده

آشنایم آشنایم آشنایم یا حسین

از سپهسالاری لشکر گذشتم، آمدم

چهره بر پای علمدار تو سایم یا حسین

کاش می مردم نمی بستم سر راه تو را

یا زاوّل قطع می شد هر دو پایم یا حسین

جان زهرا مادرت اوّل گناهم را ببخش

بعد از آن در کوی عشقت کن فدایم یا حسین

گر جدا سازد عدو با تیغ، بند از بند من

از تو. نتواند کند آنی جدایم یا حسین

ای که فرمودی مرا مادر بگرید در عزات

آمدم مادر بگرید در عزایم یا حسین

عضو عضوم عاشق زخم از دم تیغ بلاست

تا تنم صد پاره گردد، کن دعایم یا حسین

با چنین اشعار جان سوز و نوای آتشین

شافع (میثم) به فردای جزایم یا حسین

مرثیه عبداله ابن الحسن (علیه السلام)

یادگاری از امام مجتبی                                          بود همراه عمو در کربلا

نام آن دردانه عبدالله بود                                        همچو جان از بهر ثارالله بود

کودک اما عاشقی جانانه بود                                  پیر صدها عارف فرزانه بود

چون که شه یاد برادر می نمود                               دیده بر آن ماه منظر می نمود

روز عاشورا که شه گشتی غریب                            از جوانان و عزیزان بی نصیب

بانگ هل من ناصرش آمد بگو ش                             شد ملائک از غم او در خروش

تا که عبدالله شنید این صدا                                    از عمویش ناله واغربتا

آمد از خیمه برون با صد شتاب                                تا کند یاری بر آن عالی جناب

شاه دین گفتا به زینب خواهرم                               سدّ ره شو تا نیاید در برم

آستین از دست زینب بر کشید                                تا کنار عم مظلومش رسید

دید قاتل برده بالاز تیغ کین                                     تا زند بر فرق آن سالار دین

دست خود را آن جوان ماه رو                                   چون سپر بنمود از بهر عمو

شد جدا دستش رسیدی تا به پوست                      داد هدیه دست خود در راه دوست

تیغ دشمن تا که دست او برید                                ناله و آه و فغان از دل کشید

شاه دین چون جان گرفتی در برش                          بوسه می زد بر جمال انورش

  جعفری را دیده باشد سوی او

جان فدای آن رخ نیکوی او

                              شاعر:مصطفی جعفری     

مرثیه عبداله ابن الحسن (علیه السلام)

هیچ كس چون من به كار عشق مشتش وا نشد‏
هیچ جانبازی چو من در قتلگه شیدا نشد
دست هایم ضربه گیر تیغ ها شد هر طرف
‏هیچ دستی مثل دست من سپر این جا نشد

 

شیوه اعجاز دستم دشمنان را کور کرد
‏دست موسی هم نصیبش این ید و بیضا نشد
می کند دست و سرم از رهبرم دفع بلا
‏حیف چون سقا دو دستم هدیه بر زهرا نشد
تو به مقتل هم یتیمان را نوازش  می کنی
‏هیچکس چون تو برای این دلم بابا نشد
ناله های غربتت شد قاتل جانم عمو
‏به که با زن ها اسیری رفتنم امضا نشد
تا قیامت ای عمو از عمه ام شرمنده ام
‏او حریف این سماجت های بی پروا نشد
چون که آهنگ اسیری را شنیدم در حرم
‏خواستم با عمه باشم ای عمو اما نشد
شاعر:محمود ژولیده

مرثیه عبداله ابن الحسن (علیه السلام)

ای عمو تا ناله هَل مِن مُعینَت را شنیدم

از حرم تا قتلگاه با شور جانبازی دویدم

آن چنان دل برد از من بانگ هَل مِن ناصِر تو

کآستینم را ز دست عمه ام زینب کشیدم

فرصتی نیکو ز هَل مِن ناصِرَت آمد به دستم

تو کرم کردی که من در قُلزم خون آرمیدم

جای تکبیر اذان ظهر در آغوش گرمت

بانگ مادر مادرِ زهرا در این صحرا شنیدم

کس نداند جز خدا کز غصه مظلومی تو

با چه حالی از کنار خیمه در مقتل رسیدم

دست من افتاد از تن گو سرم بر پایت اُفتد

سر چه باشد تیر عشقت را به جان خود خریدم

تا برون از خیمه گه رفتی دل من با تو آمد

تو به رفتن رو نهادی من ز ماندن دل بریدم

جای بابایم امام مجتبی خالی است این جا

تا ببیند من به قربان گاه تو آخر شهیدم

ناله ای از سوز دل کردم به زیر تیغ قاتل

شعله ها در نظم عالم سوز «میثم» آفریدم

شاعر:حاج غلامرضا سازگار

تقویت حنجره مداحان

** حکمت حنجره از منظر امام صادق علیه السلام :

امام صادق (علیه السلام ): - خطاب به مفضل بن عمر -: اى مفضل ! در صدا و کلام و فراهم بودن ابزارهاى آن در انسان ، فراوان اندیشه کن . حنجره ، همانند لوله اى براى بیرون آمدن صداست و زبان ، لب ها و دندان ها، براى شکل گرفتن حروف و آواها. مگر نمى بینى هر کس دندان هایش بیفتد، نمى تواند ((سین )) را درست ادا کند و هر کس داراى لب نباشد، نمى تواند ((فاء)) را درست بگوید و هر کس زبانش سنگین باشد نمى تواند ((راء)) را به فصاحت ادا کند؟

 همانند ترین چیز به این پدیده ، یک سر سرناى بزرگ است . حنجره به نى آن مى ماند. ریه ، همانند آن انبانى است که دمیدن را انجام مى دهد تا هوا به نى درآید، اندام هایى هم که بر ریه فشار وارد مى آورند تا صدا (از حنجره ) بیرون آید، همانند آن انگشت هایى است که انبان را مى فشرد تا هوا در نى درآید و لب ها و دندان هایى هم که صدا را به حروف و آواها بدل کنند، به انگشت هایى مى مانند که در دهانه نى حرکت مى کنند تا از ناى نى ، آهنگ بسازند. البته هر چند در دلالت و تعریف ، مخرج صدا را به این سرنا تشبیه کنند، اما در حقیقت ، این سرناست که باید به مخرج صدا تشبیه شود.

 اکنون تو از آوایى که براى ساخت کلام و ایجاد حروف در اندام ها هست ، آگاه ساختم ؛ اما در این اندام ها، افزون بر آنچه یاد آور شدم ، منافعى دیگر نیز هست :  حنجره ، جایى است که این نسیم ، از آن به سوى ریه راه مى گشاید تا با تنفس ‍ دائمى - که اگر اندکى متوقف شود، انسان مى میرد - قلب را باد بزند و خنکش گرداند.

اى مفضل ! چه کسى در حلق ، دو روزنه قرار داده است : یکى براى خروج صدا - و این همان حلقوم (ناى ) است که به ریه مى پیوندد - و دیگرى براى گذر غذا - و این ، مرى است که به معده مى پیوندد و غذا را بدان مى رساند -؛ و (چه کسى ) بر حلقوم سرپوشى قرار داده

است (زبان کوچک )، تا نگذارد غذا به ریه برسد و (شخص را) بکشد؟

 چه کسى ریه را خنک کننده سستى ناپذیر و بى توقف قلب ، قرار داده است تا نگذارد حرارت در قلب ، جاى گیرد و به نابودى بینجامد؟ ( منبع کتاب دانشنامه احادیث پزشکی ص 182 )

** تذکرمهم برای نحوه درمانگری گلو و حنجره :

مشاوره زیر بر اساس مزاج معتدل است و شما بایستی متناسب با مزاج گرم و یا سردت ، از

تغذیه و فرمول های گیاهی استفاده کنی که به حنجره تو آسیبی وارد نسازد ، مثلا" اگر بدن شما گرم است بایستی از فرمول های سرد استفاده کنی  و اگر بدن شما خشک است بایستی از فرمول های تر استفاده کنی . به عبارت دیگر وقتی خشونت حنجره با گرفتگى صدا توأم مى‏شود معمولا مزاج بیمار گرم است و باید از منضج و مسهل‏هاى سرد مزاج استفاده شود ( به وبلاگ خودم درباره مسهل ها مراجعه شود.)

** علائم شرح بالینی بیمار در گلو و حنجره :

1= علائم ورم حلق و لوزه ها در بلغمى مزاج: نرمى و سفیدى محل ورم ، وجود درد و سوزش و دراز و شل شدن لوزه ها  .

2= علائم ورم حلق و لوزه ها در سوداوى مزاج: سفتى و تیرگى رنگ کام و زبان و لوزه ها، ترشى دهان.

3= علائم ورم حلق و لوزه ها در صفراوی مزاج : یبوست، تلخی دهان، سوزش زبان، زردی زبان ، شدت التهاب و عطش زیاد بر قراری درد لوزه ها در بلع.

** علل گرفتگی صدا ، حنجره ، خروسک و گلو :

* امام رضا علیه السلام فرمود :پر کردن شکم از تخم مرغ آب پز ( کبابی ) سبب تنگی نفس و سینه میشود .

** این روزها هوای همه خانه ها و محیط کاری به علل حضور ریزگردها ، آلودگی هواها ، استنشاق سموم مواد شیمیائی و مواد شوینده ها ، بالارفتن حرارت کره زمین ، استفاده از تغذیه های به روش غربی ، طبعا" نوعی از خشکی در بدن انسانها بعنوان مزاج ثانویه تولید کرده است ، اما افرادی که گلو درد دارند بهتر است از دستگاه های مرطوب کننده هوا استفاده کنند. این دستگاه می توانند تا حد زیادی از دردها بکاهد.

** علل یانی انحرافی : یکی از بیماری هایی که  همیشه گریبان گیر بشر بوده است ، انواع سرماخوردگی ها و عفونتها و گلودرد است . متاسفانه در عصر جدید برای رهایی از این بیماری ها از انواع قرص های سرماخوردگی ، آنتی هیستامین (آبریزش بینی ) ، آموکسی سیلین (چرک خشک کن ) و آمپول پنی سیلین استفاده میشود . اما واقعیت امر چیز دیگری است . با استفاده کردن از این قرص ها و آمپول ها فقط بدن مقاومت خود را از دست میدهد و سلولهای بدن فلج میشوند .

** از نظر روایات اسلامی زمان خواب بین ساعت 9 شب تا نیمه های شب است و بیداری

صبحگاهی ( بین الطلوعین ) از ساعت چهار تا شش صبح بوده که موجب زیادی رزق و

سلامتی است .و ترک خواب در این ساعت ، باعث میشود که رفع نزله یا خلط گلو ( که عاملی برای 150 نوع بیماری از جمله : پیدایش لوزه سوم ، گشادشدن دریچه های ورودی معده و میترال قلب ، کولیت روده ، کیست تخمدان ، فیبروم ، افتادگی رحم ، افتادگی مثانه ، سیاهی و گودی زیر چشم ، بیماری پوستی) برطرف شوند .

** احساس گیر کردن لقمه و تغذیه ها در گلو نتیجه فعال شدن خلط سودا و خلط صفرا در این ناحیه است .

** تهوع صبحگاهان ( به هنگام از خواب بیدار شدن ) ، علامت رفلکس معده ،مری و شل بودن دریچه فم المعده است که بیشتر به علت قورت دادن اخلاط نزله ای ( گرم یا سرد یعنی همان فضولات چرکین بدن ) گلو و یا در اثر وجود کم خونی ارثی بوجود می آید .

**ممکن است در بعضی از زنان با گذاشتن دستگاه IUD ، اختلالات عصبی و خلقی ، ، آلرژی ها ، سرفه و گلو درد بروز نماید

راهکار خشن نشدن صدا و آسیب ندیدن تارهای صوتی :

اگر مداح هستید باید مرتب ورزشهای حنجره یعنی تمرینها و برنامه منظم آواز خواندن داشته باشید، همانند یک ورزشکار که برای مسابقات از عضلاتش باید خوب کار بکشد و تمرین کند و ورزش منظم داشته باشد، آب برگه زرد آلو با انجیر خشک برای لینت حنجره خوب است که می توانید آنرا یا به صورت خام یا در خورشها استفاده کنید.

** در اولین قدم برای اینکه شدت گلودرد بیشتر نشود بهتر است اجازه ندهید هوای سرد و یا مایعات خنک به آن برسند. این باعث می شود تا زمان درمان کاهش پیدا کند و گلوی شما در شرایط بهتری باشد.دوری از تغذیه چرب ، سرخکردنی و ترشیجات بالاخص به هنگام سرماخوردگی .

**  جوش شیرین نیز می تواند گزینه خوبی برای از بین برد گلو درد باشد. مقدار بسیار کمی از آن را در داخل آب گرم حل کنید و این محلول را قرقره کنید. توجه داشته باشید که اصلا نباید جوش شیرین وارد بدن شما شود.

* دوری از آب یخ ، بستنی ، آب خیلی خنک ، آبمیوه های کارخانه ای .

* موقع خستگی جسم به حنجره فشار وارد نشود .

* دوری از ادویه جات تند بالاخص ادویه برای مزاج خشک ها ، خشکبار و تخمه جات با نمک .

* گلو قبل و حین اجرای برنامه با نوشیدنی ولرم مدیریت شود و لیکن چای خشک کننده گلو

است .

* موقع خواندن کم کم به صدا اوج بدهید .

* دوری از مصرف دوغ و پنیر کهنه .

* پرخوری و هله هوله خوری ممنوع .

* تک غذا خوردن راز سلامتی کل بدن و تنوع خوری چند غذائی بشدت مضر .

* از صحبت طولانی و سربه زیر پرهیز شود .

* با صدای بلند و زیاد صحبت نشود.

* استعمال عطرهای خارجی و ادوکلن های وارداتی پرهیز شود .

* از خوردن غذاهای ترش، تند، تیز، شور، چرب پرهیز کنید .

* در موقع بالارفتن حرارت بدن از دمنوش و یا شربت گیاهان ( خشخاش ، عدس ، گل بنفشه، گل ختمى، گل یا دانه پنیرک، تخم کاهو، تخم سبز خیار، عناب، سپستان، اسفرزه، خرفه و داروهاى سرد مزاج و لعابدار دیگر) و از غذاها سوپ جو، ماء الشعیربدون گاز ، مالت

* قلیان و دخانیات و استعمال هر گونه دود، مواد شیمیایی دود آتش و خاک اره مبرا شود .

* دوری از سرخکردنی های با روغن نباتی و مایع

* دوری از تنوع استرس ها و ناراحتی های روحی و عصبی که باعث بیشترین نوع گرفتگی صدا ، سینه و تارهای صوتی می شوند

*  رژیم غذایی سه روزه برای رفع سرماخوردگی ، آنفولانزا ، سینوزیت ، گلودرد ، که میتواند سختترین نوع این بیماری ها را درمان کند . در این چند روز ( شیر و پنیر -گوشت –تخم مرغ – شکلات – چای – قندو شکر -  کاکائو – بیسکوییت ) به هیچ وجه مصرف نکنید .

* استفاده از غذاهای لعابدار و ملین مثل حریره بادام ، آش کدو، میوه های پخته شده، سوپ گشنیز و جعفری و اسفناج و آش سبزی، همچنین مصرف آبلیموی شیرین، آب انارشیرین، زردآلو و برگ هلو و انجیرخشک و غرغره کردن آب نمک. پاچه بز و گوسفند جوان برای رفع گرفتگی صدا مفید است و لیکن دیرهضم و لزج است . گوشت ماهیچه گوسفندی مفید است .

رفع گرفتگی صداها با داروهای گیاهی :

* امام رضا ع فرمود : هر که بخواهد در زمستان از سرماخوردگی در امان باشد هر روز سه قاشق عسل بخورد . عسل بصورت عسلاب با آب ولرم در دفع عفونتهای گوش،حلق و بینی جایگزین آنتی بیوتیک ها است . غرغره عسلاب در بیماریهای سر و گردن، ناحیه دهان و حلق برای تورم ها و عفونت حلق بسیار مفیدند. عسل داروئی است که طب معصومین ع ، طب سنتی ، طب امروز همگی در شفادهی آن تردیدی ندارند .

* امام علی علیه السلام فرمود : برای نرمی سینه ، حلق ، حنجره ، صوت و خلط سینه بایستی از عناب استفاده شود .

عناب ( مزاج معتدل و کمی سرد ) را 100 گرم نیمکوب کرده و به مدت 15 دقیقه جوشانده و دربش را بسته و بیرون از اتاق گذاشته و صبح هنگام صاف کرده و ناشتا میل شود و این دارو اخلاط کثیف سینه را دفع و خشونت حلق را از گرمی به خنکی نزدیک کرده و درد و گرفتگی سینه را بهبود می بخشد . خوردن عناب و یا دم کرده آن ،داروی سینه ، حلق و گلو است .( خوردن زیادی عناب ترشح اسپرم را کم کرده و نیروی جنسی را می کاهد . خوردن عناب همراه با داروهای دیگر طعم داروهای محرک را کاهش می دهد .)

*امام علی علیه السلام فرمود : برای گلو درد غذائی بهتر از شیر نیست . شیرجوشیده ولرم و نشاسته با اندکی عسل برای حنجره مفید است . ولیکن برای گروهی شیر ، خشک کننده گلو است .

* امام صادق علیه السلام فرمود : کسی که تخمه در گلو میشود با پیاز خوردن آنرا از بین ببرد .

*امام صادق علیه السلام فرمود :انار برای سرفه زدن حاد ، سودمند است و صدا را صاف می کند .

* اگر گرفتگی ناشی از سرماخوردگی است، با بستن شال گردن، ناحیه حنجره و گلو را گرم نگاه دارید تا بهبود زودتر حاصل شود. از حضور در اماکن بسیار سرد، خشک، بدون رطوبت کافی و دودی در زمان سرماخوردگی خودداری کنید.

* اسفناج ( مزاج سرد و تر ) : اسفناج پخته ، سرفه های خشک را التیام بخشیده ، گرفتگی صدا را مرتفع و آسم را درمان می کند و سرما خوردگی را معالجه می نماید.

*بادام شیرین ( گرم و تر ) : خوردن بادام شیرین با روغن آن رافع خشونت حنجره است . و از داروهای بسیار مجرب دفع خشکی حنجره ، روده و یبوست است . و اگر مغز بادام شیرین را با کتیرا و شکر بخورید برای صاف کردن صدا  مفید است .

*شکر تیغال ( مزاج معتدل و کمی تر ) لعاب تهیه شده از آن برای درمان مشکلات تنفسی و سرفه‌های خشک بسیار پرفایده است. تنها نکته این است که در صورتی که پیله شکر تیغال را تهیه می‌کنید باید حتما آن را بشکنید و حشره سیاه‌رنگ درون آن را پاک کنید. مصرف شکر تیغال موجب تقویت صدا و حنجره می‌شود و مصرف آن به افرادی که شغل‌شان خوانندگی یا مداحی است توصیه می‌شود. مادرانی که صاحب کودکان جیغ‌جیغو هستند که کودکشان اغلب در حال جیغ‌کشیدن و گریه کردن است با دادن دارویی که از شکرتیغال، شکر و ترنجبین ( مزاج گرم و تر ) تهیه شده، می‌توانند التهاب‌ها و گرفتگی صدای کودک را درمان کنند. مصرف شکرتیغال برای افرادی که در فصل‌های سرد یا هوای آلوده با سوزش یا خشکی گلو یا سوزش ناحیه مری مبتلا می‌شوند، بسیار مفید است.

* پنیرک ( مزاج سرد و تر ) و ختمى ( مزاج سرد و تر ) مانند چای دمنوش شده و صدا را باز و گرفتگى حنجره را بر طرف مى‏نمایند. ختمی کوچک ( مزاج سرد و تر ) : خوردن تخم ختمی برای باز کردن صدا، مداحی مفید است  .

*کلم ( مزاج گرم و خشک ) : روزانه سی گرم تخم کلم دمنوش شود .

*گیاه کبابه چینی ( مزاج خیلی گرم و خشک ) : خواص آن لطیف‏کننده و بازکننده گرفتگى‏هاى عروق سر و سینه است. صاف‏کننده صدا و آواز است و خفقان را رفع مى‏کند. ( گرم مزاج ها بایستی با مصطکی مصرف کنند ) .

*میوه سپستان ( مزاج معتدل یا کمی سرد و تر )  را در دهان مکیده و آب آن را فرو برند و یا با آب داغ خیس کرده و میوه سپستان را بخورید، براى نرم کردن سینه و حلق و تحلیل ورم آنها و رفع خشونت صدا و تسکین سرفه گرم و خشک، رفع گرفتگى آواز بسیار موثر است ، این دارو در طب قدیم بین خانواده ها بسیار رواج داشته است . مکیدن میوه سپستان، در دهان باعث نرم شدن حلق است .

* بامیه به علت داشتن لعاب سینه های خسته و کوفته را نرم و گرفتگی صدا و آواز را باز می نماید و با لعاب خود ، معده و روده را جارو کرده ، نرم می نماید.

*قدومه شیرازی ( مزاج گرم و خشک ) مقدار 20 گرم با کتیرا ( مزاج سرد و خشک ) مقدار 5 گرم با صمغ عربی ( مزاج معتدل و کمی خشک ) مقدار 10 گرم با نشاسته ( مزاج سرد و خشک ) مقدار 15 گرم ، همه را نرم کوبیده و سپس یک قاشق غذا خوری از آنها را در یک لیوان آب جوش حل کرده و در سه وعده میل شود .

*به‏دانه ( مزاج سرد و تر ) با آب جوش خیسانده شود که در درمان التهاب مخاط دهان و گلو و تسکین‏ خشونت‏ و گرفتگى‏ صدا، سرفه موثر است .

*ثعلب ( مزاج گرم و تر ) دمکرده آن را براى رفع‏ گرفتگى‏ صدا و نرم‏کننده موثر است . تذکر مهم ثعلب در بستنی باعث گرفتگی تدریجی کلیه میشود .

*شیر جوشانده با زرده ی تخم مرغ محلی و اندکی عسل  قبل از اجرای برنامه خیلی صدا را نرم می کند .

*باقلا( مزاج سرد و تر کمی خشک ) ، مقداری آرد شده با روغن بادام شیرین و اندکی عسل مخلوط شود برای رفع گرفتگی صدا موثر است .

*دارچین ( مزاج گرم و خشک ) دمنوش رقیق آن برای دفع بلغم غلیظ چسبیده به دیوار حنجره بسیار مفید است و در دفع سرفه های رطوبی ، تنگی نفس ، رفع خشونت صدا موثر است .

*انغوزه ( مزاج گرم و خشک ) : خوردن کمی انغوزه رافع خشونت حلق است .

* کلپوره ( مزاج مریم نخودی – گرم  و خشک ) : آب جوشانده آن ضد عفونی کننده دهان ، حلق و رافع زخم های دهان است . زیاده روی در مصرف باعث افت قند خون میشود .

* گردو ( مزاج گرم و خشک ) : خوردن گردو مفید حنجره و ریه است . ( برای رفع مضرات گرمی گردو باید همراه با گردو ، انار ترش ، رب انار و یا سکنجبین خورد ) .

* لیموترش ( مزاج سرد و تر ) : غرغره آب لیموترش باعث کاهش  ورم و التهاب چرکین حلق و گلو می شود .( آب لیموترش مضر سرد مزاجها و مضر اعصاب است و باید آنرا با شکر و یا عسل خورد .) * لیموشیرین (مزاج سرد و خشک ) : خوردن لیمو شیرین خشونت شش ها را رفع می کند.

* مریم گلی ( مزاج گرم و کمی خشک ) : از دم کرده مریم گلی برای شتشو و غرغره کردن در حلق و رفع ناراحتی حلق استفاده می شود .

* هل رسمی ( یا هل سبز – مزاج گرم وخیلی خشک ) : خوردن هل سبز رطوبتهای حلق را میخشکاند .

* یولاف ( مزاج معتدل و مایل به خشکی ) : نوشیدن دم کرده یولاف ، ورم حلق و حنجره را تسکین می دهد.

* گلابی ( مزاج گرم و تر – مایل به اعتدال ) : خوردن تخم گلابی ، حنجره را نرم می کند. ( خوردن گلابی زیاد در سرد مزاجها و کسانی که معده ضعیف دارند نفاخ و مضر است و باید آنرا با زنجبیل و رازیانه خورد . زیاد خوردن تخم گلابی مضر معده است .)

* زنجبیل ( مزاج گرم و خشک ) : خوردن دمنوش رقیق زنجبیل  ، رطوبتهای بلغمی غلیظ چسبیده به دیوار دستگاه گوارش را از بین می بزد. ( زیاد خوردن زنجبیل مضر حلق است و باید آنرا با عسل خورد .)

* سقز ( مزاج گرم و خشک ) : بلعیدن یک گرم سقز ، اخلاط لزج حلق و حنجره را از بین میبرد.

* شیرین بیان ( مزاج معتدل ) : نوشیدن  20 گرم ریشه بی پوست شیرین بیان رافع خشونت های حلق ، تنگی نفس ، مقوی اعصاب ، رافع سوء هاضمه ، داروی سوزش ادراری ، رافع امراض عصبی ، رافع امراض مغزی و جلاء دهنده رنگ صورت است .

*بید خشت ( سرد ) : خوردن بید خشت رافع خشونت حلق و سینه است .

*خربزه ( معتدل و تر – گرم و تر ) : خوردن تخم خربزه خشونت حلق را رافع است . بیماران گوارشی و دیابتی و کودکان اسهالی از خوردن خربزه بپرهیزند .

*بابا آدم (گرم و خشک) :دم کرده با با آدم برای معالجه ناراحتی های حلق درد مفید است .

*اسفرزه (سرد و تر) : خوردن اسفرزه و یا غرغره رقیق آب اسفرزه در گلو  ، برای خشونت حلق مفید است .

* گروهی از حکما طب سنتی : پیاز خوری ( مزاج گرم و خشک ) برای درمان حلق و مجاری تنفسی و بینی مفید است . پیازی که لای خاکستر گرم ( قرار داده شده در یک زرورق گاز )پخته شود با کره و روغن زیتون مصرف شود گرفتگی صدا را معالجه میکند.

* گروهی از حکما طب سنتی : انجیر ( مزاج گرم و تر ) برای نرم کردن سینه موثر است و تورم حنجره و زکام را مرتفع می کند .

* گروهی از حکما طب سنتی : جوشانده تره ( مزاج گرم و خشک ) و خوردن شربت آن در رفع گرفتگی صدا ، زکام و سرفه موثر است .

* غرغره کردن با آب نمک ( مزاج گرم و خشک ) : برای تهیه این محلول،‌ یک قاشق چایخوری نمک کوچک را با 250 میلی لیتر آب جوش مخلوط کنید. بگذارید سرد شود و هر 2 تا 3 ساعت استفاده نمایید. نمک خاصیت ضدباکتریایی دارد که تکثیر باکتری های عامل دردهای گلو را محدود می کند. البته استفاده بیش از حد از این کار می تواند به صورت معکوس خارش و سوزش گلو را تشدید کند. *در ابتدا و آخر غذا خوردن به اندازه یک گندم ، نمک ( مزاج گرم و خشک )  تناول شود زیرا با خوردن نمک ، نزله ها و اخلاط موجود در گلو را ضد عفونی و بی ضرر می کند و یا ترشحات هورمونی دستگاه گوارش را تحریک نموده و غذای مصرف شده بهتر گوارش میشود .

*آب نمک و درمان گلو درد ، پیامبر (ص): خداوند به موسى وحى کرد که غذا را با نمک ، شروع کن و با نمک به پایان برسان . نمک ، درمان هفتاد درد است که کمترین آن دردها، دیوانگى ، جذام ، پیسى ، گلودرد، دندان درد و دل درد مى باشد. محلول آب نمک را حتما می شناسید یکی از بهترین مواد برای درمان سریع گلودرد است. این محلول می تواند به عنوان یک ضد عفونی کننده و یا ترمیم کننده گلو به کار رود. روزانه دولیوان آب نمک حتما قرقره کنید. 

* اوکالیپتوس ( مزاج گرم و خشک ) : برای تهیه دمنوش 2 تا 3 گرم برگ های خشک گیاه را در 150 میلی لیتر آب جوش به مدت10 دقیقه دم کرده دو فنجان از آنرا در روز میل کنید.

*  کاسنی ( مزاج سرد و تر ) : کاسنی را با مغز فلوس بدون هسته دمنوش کرده و برای دردهای گلو ، به روش غرغره انجام شود .

*جهت مرض حناق ( خفگی گلو ) با مشک و زعفران آیه زیر را نوشته و با خود همراه داشته باشد .( سوره یاسین آیه 15 : ... و قالوا ربنا یعلم انا الیکم لمرسلون ) . (ک ختوم ج 1 ص 154 ) .

* زوفا ( مزاج گرم و خشک) با انجیر پخته برای دهانشویه ، ورم لوزه ها (غرغره) موثر است .

* قرص آلتادین مرکب از گل ختمی، ریشه شیرین بیان و اسانس نعنا بوده که برای ضد التهاب مخاط گلو و دهان مفید است .

* برگ زرشک  ( مزاج سرد و خشک)  را دمنوش کرده و پس از صاف کردن ، غرغره کرده تا گلو درد آرام شود .

*روش بخور دادن برای آنژین گلو با گیاهان ( اسطوخدوس با مزاج گروم و خشک ، برگ اوکالیپتوس با مزاج گرم و خشک و مزرنجوش با مزاج گرم و خشک  ) به مقدار یک قاشق از هر کدام در دولیوان آب جوش ریخته و به مدت 5 دقیقه از راه نزدیک و یا دور ( فضای محیط ) بخور داده شود . روش بخور از راه دور ( معطر کردن فضای محیطی ) هم موثر است .

*از روش غرغره با دمنوش آویشن ( مزاج خیلی گرم و خشک ) با مریم گلی ( مزاج گرم و خشک ) روزی چهار بار برای درمان اوریون استفاده میشود .

*موز خوری ( مزاج گرم و تر ) برای دفع گلو درد : موزها از جمله میوه‌هایی هستند که

نرم بوده و بلعیدن آن‌ها بخصوص هنگام گلودرد بسیار راحت است. این میوه همچنین از شاخص گلایسمی پایینی برخوردار بوده و سرشار از ویتامین‌B6 ، پتاسیم و ویتامین C است.

* سوپ مرغ محلی برای گلو درد : بسیاری از حکما طب سنتی معتقدند که سوپ مرغ کمک خوبی برای رفع گلودرد است. خوردن یک کاسه سوپ مرغ گرم از آن جا که دارای خواص ضد التهابی است می‌تواند به عنوان یک آنتی‌بیوتیک عمل کند. در تهیه سوپ مرغ از مواد غذایی سرشار از مواد مغذی مانند هویج، کرفس، پیاز، شلغم،‌ سیر و سیب‌زمینی استفاده کنید.

*مخلوط آب‌ لیمو و عسل برای گلو درد : مخلوط آب‌ لیمو و عسل یکی از روش‌های درمانی توصیه شده‌ای است که می‌تواند در تسکین گلودرد و نیز کاهش التهاب موثر باشد.

 *هویج پخته برای درمان گلو درد : هویج‌ها ماده غذایی مفیدی هستند که هنگام بیماری به عنوان یک دارو عمل می‌کنند. البته به خاطر داشته باشید برای تسکین گلودرد هویج پخته استفاده کنید چرا که خام آن موجب بدتر شدن درد خواهد شد. هویج، سرشار از مواد مغذی مانند ویتامین A، ویتامین C، ویتامین K ، فیبر و پتاسیم است.

*انغوزه ( گرم و خشک ) : خوردن کمی انغوزه صاف کننده صدا است .

*کشمش سبز ( گرم و تر ) : آب کشمش پخته با شکر یا عسل صاف کننده صدا است .

* قدومه ( خیلی گرم و خشک ) : خوردن قدومه صدای خواندن را صاف می کند . ( قدومه بسیار گرم است و اسراف در خوردن آن مضر کبد و کلیه است بالاخص برای گرم مزاجها ) .

* کنجد ( گرم و تر ) : خوردن روغن کنجد صدا را صاف می کند . ( کنجد دیر هضم است ودر معده   می ماند و برای رفع این مشکل بایستی با عسل و شکر خورده شود .).و لیکن خوردن آب کنجد باعث سقط جنین میشود .

*گلرنگ ( معتدل ) : نوشیدن دم کرده گلرنگ ، صدا را باز و آواز را خوش می نماید .

* مورد ( معتدل – سرد و خشک ) : نوشیدن آب دم کرده مورد دانه برای خون ریزی سینه و سرفه موثر بوده و برای جهاز تنفسی مفید است و مکیدن مورد و دانه آن سینه را صاف و صدا را نیکو می کند . ( برگ و دانه مورد دارای ویتامین A است )

* کندر ( گرم و خشک ) : خوردن کندر به اندازه یک گندم در هر وعده غذایی با مصطکی (

کندر رومی با مزاج گرم و خشک  ) برای افراد صوت خوانان مفید بوده و صدای آنان را لطیف و صاف می کند .

* گز انگبین ( گرم و خشک – یا معتدل ) : خوردن گز انگبین رافع خشکی سینه ، گرفتگی صدا و تنگی نفس است .

*گل ارغوان ( گرم و متمایل به اعتدال ) گل های درخت ارغوان را بجوید و بخورید که نشاط آور و صاف کننده و نیکو کننده صدای آدمی میباشد .

* انار شیرین ( مزاج سرد و تر ) را با پوست روی آتش بگذارید و سر آنرا باز کنید و در حین حرارت دادن روغن بنفشه یا بادام شیرین لابه لای آنرا تزریق کنید و آب انار را بخورید. خوردن انار شیرین و انار های سیاه پوست ، رافع گرفتگی صدا بوده و لیکن پس از غذا خوردن باعث فساد غذا شده و ضعف معده را در پی دارد و برای افراد تب دار مضر است .

*نخود ( مزاج گرم و خشک ) با شیر پخته شود برای رفع گرفتگی صدای ناشی از خشکی مزاج موثر است . نخود سبز با سیر تازه رافع خشونت صدا و یا گرفتگی ناشی از خشکی است و لیکن دارندگان زخم مثانه بایستی با زیره میل کنند .

*برای صاف شدن صدا بایستی شلغم ( مزاج گرم و خشک ) میل شود . برای خوردن شلغم در فرهنگ عامیانه مردم از شلغم بعنوان ماده گیاهی سرد کننده یاد میشود که کاملا" این باور غلط است. وبایستی از شلغم به عنوان ماده ای بسیار گرم و خشک کننده یاد کنیم .

*درمان خروسک :  گل ختمی( مزاج سرد و تر )  5 گرم ، فلوس ( مزاج گرم و تر ) 5 گرم ، بابونه ( گرم و خشک )  5 گرم ، گل بنفشه ( سرد و تر ) 5 گرم ، گیاهان فوق را مخلوط کرده و در یک لیتر آب جوشانده و سپس صاف کنید و در طول روز تا 60 استکان برای 5 روز میل شود .

*دمنوش ترکیبی با بارهنگ (مزاج سرد و خشک ) به همراه قدومه ( مزاج گرم و خشک ) و به دانه با اندکی عسل ، به عنوان نرم کننده سینه زخم و برطرف کننده سرفه و خارش‌های گلو مصرف سنتی دارد.

تنوع تغذیه های آسان برای رفع گرفتگی حنجره و گلو درد

* سیب بخار پز یا ( به ) بخار پز شده و همچنین سیب یا به ، که با آتش پخته شده باشد برای گلو و سینه مفید است ، چلو گشنیز با کمی گوشت ( کم روغن ) ، روغن زیتون برای گلوهای خشک ،  گاهی ضعف بدن باعث ارتعاشات صوتی و گرفتگی صدا می شود که گوشت و نخود و کمی پیاز را پخته و سپس آب آن را میل کنید . کباب برگ یا از عصاره گوشت که داخل بطری شیشه ای تهیه شده میل کنید  ، شربت خاکشیر با اندکی عسل ، آش کدو ساده ، کدو آب پز ساده  (کم روغن و بدون ترشی و فلفل) ، آش شلغم و برگ چغندر یا کمی اسفناج ، مصرف ترب ( مزاج گرم و خشک ) بیش از حد باعث تنگی صدا میشود .

مدح حضرت معصومه (سلام اله علیها)

مائیم گدای حضرت معصومه

محتاج عطای حضرت معصومه

همراه رضا ز دیده خون می ریزیم

در روز عزای حضرت معصومه

------------------------

 

ایران که بهشت در دل قم دارد

 

در مشهد خود امام هشتم دارد

 

در این دهۀ کرامت و رحمت و نور

 

خورشید به خورشید تبسّم دارد

------------

 

ای دل همۀ آل عبا را صلوات

 

با فاطمه حجت خدا را صلوات

 

هرکس که محمدی است همراه علی

 

با حضرت معصومه رضا را صلوات

-----------------

 

خـدّام تــو اند عالمـــــــــــان دینــــــــی

 

آیـــــــات عظــام "حجت" و "نــائینی"

 

عالم شده اند از تــــــــــــــواضع کردن

 

"مشکینی" و "بهجت" و "بهـاء الدینی

----------------

 

 

 

 

 

سؤال و جواب نوکر

سؤال و جواب نوکر
 

نقل می کنند: محضر آقا سیدحمزه موسوی بودیم تعریف کردند: که یکی از بزرگان از  شب اول قبر خیلی می ترسیدند یه شب در عالم خواب رسید به محضر ابی عبدالله و گفت: آقای یه عمره برات روضه می خوانم، برات روضه گرفتم، ولی از شب اول  قبر می ترسم، امام حسین (علیه السّلام) فرمود: از کجای آن می ترسی؟ گفت از  آن موقعی که دو تا ملک می آیند و سؤال و جواب می کنند و زبانم بند می آید،  فرمودند: کدام ملک جرأت دارد که از نوکر من سؤال کند، سؤال و جواب آنها با  ماست ....

منبع:کتاب گلواژه های روضه

اشعار انتظار

بخوان دعای فرج را که یار برگردد

بخوان دعای فرج را که شب سحر گردد

بخوان دعای فرج را اگر که می خواهی

حدیث غیبت یار تو مختصر گردد

بخوان دعای فرج را و از خدا بطلب

وجود نازکش ایمن ز هر خطر گردد

بخوان دعای فرج را کنار پردۀ اشک

که دانه دانۀ اشکت دُر و گوهر گردد

بخوان دعای فرج را که یار می آید

اگر دلت ز رَهِ اشتباه برگردد

بخوان دعای فرج را و پیشه تقوا کن

که دست لطف خدا با تو همسفر گردد

بخوان دعای فرج را که رد نخواهد شد

اگر که ناله و اشک تو بیشتر گردد

بخوان دعای فرج را که حل مشکل هاست

اگر که چشم و دل تو خدا نگر گردد

بخوان دعای فرج را، ولی بدون عمل

گمان مکن که دعای تو کارگر گردد

بخوان دعای فرج را خدا کند آید

که روضه خوان غریبی و میخ در گردد

دوباره جمعه و ندبه دوباره باید گفت

بخوان دعای فرج را که یار برگردد

سیدمجتبی شجاع

-------------------

                        

دلم به وسعت دنیا گرفته آقاجان!

از این زمانه از این جا گرفته آقاجان!

بیا دوای غم و غصه ها تویی مولا

برای توست که دل ها گرفته آقاجان!

میان خشکی این شهر مانده ام عمری

دلم بهانۀ دریا گرفته آقاجان!

کجا جزیرۀ خضراست من نمی دانم

دلم برای همان جا گرفته آقاجان!

هزار سال نگاه شکستۀ زهرا

برای توست که احیا گرفته آقاجان!

از آن زمان که نبودی دلم به نامت بود

عجیب نیست که حالا گرفته آقاجان!

هزار سال گذشته هنوز پنهانی

غریب مانده ام آقا خودت که می دانی ...

محمد ناصری

اشعار فاطمیه

اشعار حضرت صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه

***

برگرد ای توسل شب زنده دارها
پایان بده به گریه ی چشم انتظارها

از یک خروش ناله ی عشاق کوی تو
حاجت روا شوند هزاران هزارها

یکبار نیز پشت سرت را نگاه کن
دل بسته این پیاده به لطف سوارها

از درد بی حساب فقط داد میزنم
آیا نمیرسند به تو این هوارها

ما را به جبر هم که شده سر به زیر کن
خیری ندیده ایم از این اختیارها

باید برای دیدن تو "مهزیار" شد
یعنی گذشتن از همگان "محض یار" ها

دیگر برای تو صدقه رد نمیکنم
بیهوده نیست اینکه گره خورده کارها

یکبار هم مسیر دلم سوی تو نبود
اما مسیر تو به من افتاد بارها

شب ها بدون آمدنت صبح می شوند
برگرد ای توسل شب زنده دارها

این دست ها به لطف تو ظرف گدایی اند
یا ایها العزیز تمام ندارها

من گریه میکنم که تماشا کنی مرا

مانند طفل گمشده پیدا کنی مرا

 

حَجت قبول دلبر احرام بسته ام

ای کاش در دعایِ خودت جا کنی مرا

 

با گریه کردن این دلِ من زنده می شود

دلمرده آمدم که تو احیا کنی مرا

 

اسباب زحمتِ تو شده این گدا ، ولی

هرگز مباد از سر خود وا کنی مرا

 

ای کاش امشبی که تو راهیِ مشعری

همراه خویش راهی صحرا کنی مرا

 

تو سفره دارِگریه ماه مُحَرمی

چشمی پُر اشک می شود اعطا کنی مرا ؟

 

آقا قسم به چادر خاکی مادرت

خواهم شریک گریه ی زهرا کنی مرا

 

آیا شود که مثلِ شهیدان دمِ وصال

با رویِ غرق خون شده زیبا کنی مرا

 

بیت الحرام سینه زنان خاک کربلاست

دارم امید مُحرِم آنجا کنی مرا

 

همراه خویش زائر شش گوشه ام کنی

مسند نشین عرشِ مُعلا کنی مرا

 

ای روضه خوان تنگ غروب مِنا بیا

پرچم به دوشِ ماتمِ کرب و بلا بیا

***

حاجی فاطمه شده صحرا نشین خدا

صاحب حرم دگر بشود از حرم جدا

 

ذاکر حسین (علیه السلام)

من ذاکر و مداح ثنا خوان حسینم
من خاک کف پای غلامان حسینم


یک دست کتاب الله و یک دست مقاتل
در محفل پر فیض محبان حسینم


این فخر مرا بس که در این جمع محبان
یک عمر سر سفرۀ احسان حسینم


با آب ولایش بسرشتند گلم را
زین روست که در خط عزیزان حسینم


در سفرۀ من هر شبه نان و نمک اوست
عمریست نمک خوار نمکدان حسینم

معیار های انتخاب شعر

یکی از معیار های انتخاب شعر انتخاب صحیح آن در کنار موسیقی و آهنگ که یکی از عواملی است که مداح را در راه پر فراز و نشیب ستايشگري اهلبيت (ع) یاری می رساند. اگر شخصی هر قدر هم به آهنگها و الحان مختلف تسلط داشته باشد و بتواند در زمینه های مختلف به اجرای آموخته های موسیقی خود بپردازد،اما این الحان دلنشین همراه با شعر مناسبی نباشد نمی تواند اثرگذاری آنچنانی داشته باشد. هر چند بحث تلفیق شعر و موسیقی از مراحل پیچیده ای است که در دوره های عالی موسیقی توسط اساتید بنام تدریس می شود و در مبحث جداگانه ای به شرح و تفضیل به آن پرداخته خواهد شد، اما هدف ارائه  موضوع در این مقال، ارائه اصول ابتدایی شعر و راههای انتخاب آن براساس موازین و معیارهای ادبی می باشد تا بتواند حرکت مادحین در مسیر ستایشگری اهلبیت را شتاب بیشتری بخشد. شعر و ادبیات که یکی از هنرهای هفتگانه است كه  دارای زوایا، ابعاد و جنبه های مختلف و متنوعی می باشد و پرداختن به همه آنها از حوصله مستمعین خارج است، اما انگیزه نگارش این مقاله ، آشنایی ابتدایی با تعاریف و اصطلاحات و تسهیل فرایند انتخاب شعر برای مادحین می باشد.

نظم و شعر:

اگر هجاهای جملات به صورت منظم در ساختار کلام چیده شده باشند و بتوان نظمی را در تعداد و جایگاه هجاهای کلام القا كنند در آن صورت کلام ما منظوم خواهد بود. هر کلام آهنگین می تواند نظم باشد اما هر نظمی شعر نیست که با مشاهده و تامل در برخی اشعار می توان چنین نتیجه گیری نمد که بیشترین تعداد اشعار، در ابیات فارسی به صورت منظوم ارائه شده است.

نظم: هنگامی که برخی از کلمات به صورت منظم و با قاعده ای خاص به طور موزون کنار هم قرار گیرند تشکیل نظم را می دهند.

مثال: ای نام تو بهترین سرآغاز                       بی نام تو نامه کی کنم باز

شعر: شعر کلامی است که احساس آدمی را همراه با تخیل و حس آمیزی بیان می کند و نمود تجربه عاطفی و علائق درونی شاعر است که دیگران را به همراهی وا می دارد.

شعر فارسی عرصه عالی ترین تبلور ذوق و احساس و توانایی آدمی در آزادی از محدودیت ها و نشان دهنده قدرت بیان و یادآوری نغمه ها و زیبایی های ازلی است.

شعر می بایست تخیل و احساس شنونده را تحریک نموده و افکار او را به جهت های خاصی هدایت نماید. شعر با خصوصیاتی که گفته خواهد شد می تواند اثرگذاری فراوانی بر مخاطب داشته باشد. چنانکه مقام معظم رهبری می فرمایند زبان شعر گيراترين  ،خالص ترين  ورساترین زبانهاست. حال در این مقال به ارايه اصول ابتدایی انتخاب یک شعر مناسب برای استفاده در زمینه های كلی، بخصوص در مداحی می پردازیم.

اصول انتخاب شعر

اصول مقدماتی:

1- قافیه: به اعتقاد نيما، قافيه زنگ كلام است . آن قدر قافیه در ساختار شعر و سخن ادبی منظوم مهم است که تصور شعر بی قافیه دشوار به نظر مي آيد. قافیه کلمه ای است که در آخر 2 مصرع بیت اول و مصرعهای دوم بیتهای بعدی در شعر می آید که این کلمات دارای حرف های مشترک می باشد. مانند پنهان- احسان- سلطان که آن حرف روی مشترک در این کلمات است.

مثال:

مژده وصل تو کو کز سرجان برخیزم                             طایر قدسم و از دام جهان برخیزم

که در بیت بالا جان و جهان بعنوان قافیه آمده اند.

2- ردیف : کلمه یا کلماتی که در شعر بعد از قافیه می آید و هر 2 مصرع در بیت اول و در مصرعهای دوم بیتهای بعدی عیناً تکرار می شود(باتوجه به قالب شعر)

مثال: خوشا دلی که مدام از پی نظر نرود           به هر درش که بخوانند بی خبر نرود

که  در بیت فوق نرود به عنوان ردیف و نظر و بی خبر بعنوان قافیه می باشند. شعری می تواند بدون ردیف باشد.مانند:

گر به تو افتدم نظر چهره به چهره رو به رو            شرح د هم غم تو را نکته به نکته مو به مو

اما شعری را نمی توان بدون قافیه متصور شد.

3- وزن: وزن نظم و تناسب خاصی است در اصوات شعر. علم عروض یکی از اقسام علوم ادبی است که موضوع آن بحث در وزن= (آهنگ) شعر است و در مورد چگونگی ایجاد و انواع وزن، صحت و سقم آن و برخی شگردهای مخصوص کلام منظوم است. انواع وزن شامل عددی، تکیه ای،کمی و نواختی می باشد که شرح این اوزان در این مجال نمی گنجد. بحث عروض پیچیدگی خاصی دارد که نیازی به شرح و تفسیر آن نیست اما شعر باید مطابق با یکی از اوزان شعر فارسی باشد اینک به ذكر نمونه هايي از اوزان شعر فارسي می پردازیم.

1-3 فعلاتُن فعلاتُن فعلاتُن فعلن

ای که مهجوری عشاق روا می داری                  عاشقان راز بر خویش جدا می داری

2-3 مفاعلین مفاعلین فعولن

به صحرا بنگرم صحراتوبینم                           به دریا بنگرم دریاتوبینم

3-3 فاعلاتن فاعلاتن فاعلن

دل به یار بی وفای خویشتن              دادم و دیدم سزای خویشتن

4- قالب اشعار

قالب شعر را می توان چهارچوب بیان شاعر دانست که به فراخور موضوع، مخاطب،درون مايه ،محتوا ،روايت، زمان و کاربرد ،از همديگر قابل تمايز مي باشد.. پس عوامل موضوع، مخاطب، زمان و مجال کاربرد و تناسب در ایجاد نوع و قالب اشعار نقشی اساسی دارد.

از قالبهای مشهور و متداول در اشعار فارسی می توان به مثنوی- قصیده- غزل- رباعی- دوبیتی- ترکیب بند- ترجیع بند و غیره اشاره کرد که هنرجویان عزیز می توانند جهت مطالعه بیشتر به کتابهای ادبی مرتبط با موضوع مراجعه نمایند.

اصول محتوایی

پس از انتخاب و تاييد شعر از طریق اصول مقدماتی که شامل شکل و ظاهر اشعار می شود به بیان برخی معیارهای محتوایی انتخاب اشعار در مداحی می پردازیم.

1- برخورداری از آرایه های ادبی و صنایع بدیع

منظور از آرایه های ادبی، هنرها و تکنیکهایی است که با عث تبدیل سخن یا شعر به سخن ادبی و هنری می گردند. همانطور که بیان شد فرق اساسی نظم و شعر در ایجاد تخیل و حسامیزی است که ذهن مخاطب را درگیر مطالب مفهومی و معنایی نماید که آرایه های ادبی و صناعات شعری شاعر را در این مسیر یاری می نماید.

آرایه های ادبی شامل تشبیه- جناس- تشخیص- مجاز- تلمیح- ایهام- مراعات نظیر و غیره می باشد که برخورداری اشعار از این صنایع و لطایف احساس و تخیل شنونده را بر می انگیزاند و موجب اثرگذاری فراوان اشعار خواهد شد. استفاده مناسب و بجای این آرایه ها علاوه بر نزدیکی به مرز تخیل موجب غنای محتوایی اشعار نیز خواهد شد.

2-انتقال پيام و مفهوم سازي

اين معيار به خصوص در انتخاب اشعار مداحي جايگاه ويژه اي دارد . مداح اهلبيت (ع) با توجه به رسالت سنگين خود و نقشي كه در آشنايي مخاطب با معارف اهلبيت (ع) و آگاه سازي جامعه با جنبه هاي زندگي ائمه اطهار دارد بايد اين معيار را به طور جدي در انتخاب اشعار لحاظ نمايد . صرف داشتن اصول ابتدايي و مقدماتي و برخورداري از آرايه هاي بديع نميتواند معيار مناسبي براي انتخاب اشعار مورد استفاده در مداحي باشد . اشعار كاربردي در مداحي بايد مفاهيم و پيام هايي را در مورد زواياي پنهان و پيداي شخصيت ائمه معصومين و بزرگان دين به مخاطب خويش انتقال دهد . از جمله پيامهايي كه مداحان در انتخاب و شاعران در نوشتن اشعار می توانند به جامعه منعکس نمایند عبارتند از حفظ حجاب- ظلم ستیزی- امر به معروف و نهی از منکر- جهاد در راه خدا- برپایی نماز- انجام واجبات و ترک محرمات اخلاق اسلامی و ... بدیهیست انتخاب اشعار داستانی با پایه محتوایی و مبنایی ضعیف با هدف برانگیزی احساسات و هیجانهای آنی و ذکر مطالب غیر ضرور، ستایشگر اهلبیت را در انتقال پیام و مفهوم سازی کمک شایانی نخواهد کرد.

3- مطابقت با احادیث ،روایات و مقاتل معتبر: مسلماً شعری که از معیارهای پیش گفته برخوردار باشد و در اوج زیبایی و در عین سلاست و بلاغت، با احادیث و روایات متداول اسلامی به نقل از چهارده معصوم(ع) و مقاتل معتبر شیعه مطابقت نداشته باشد شایستگی ارائه به مخاطب را نخواهد داشت. در این خصوص به مادحین عزیز توصیه می گردد کتابهایی که حاوی احادیث ائمه می باشند و مقاتل معتبر شیعه من جمله لهوف، مقتل مقرم- نفس المهموم- منتهی الامال و ... را مطالعه نموده و با شناخت بیشتری پای به عرصه انتخاب شعر بگذارند.

 در پایان به استحضار خوانندگان گرامی می رساند که اصول فوق به صورت مختصر و مجمل در حالت کلی با هدف ترسیم چهارچوبي براي شناخت  ارائه شد و در مقاله های بعدی به طور جداگانه مورد بحث و شرح وبسط ... قرار خواهند گرفت.

منابع وماخذ:

زینلی، محمدجواد .زبان و ادبیات فارسی. تهران: نشر نگاه دانش، 1388.

شمسیا، سیروس. آشنایی با عروض و قافیه . تهران: انتشارات بدیهه، 1374.

مرادی، عالیه .متون ادب فارسی و آئین نگارش .زنجان :انتشارات نارمک 1382.

پیام تسلیت آماده

مشیت الهی براین تعلق گرفته که بهار فرحناک زندگی را خزانی ماتم زده به انتظار بنشینیم و این بارزترین تفسیر فلسفه آفرینش در فرحنای هستی و یگانه راز جاودانگی اوست .

 

احتراماً ، با کمال تأسف و تأثّر مصیبت در گذشت پدر گرامیتان را به محضر شریف جنابعالی وخانواده محترم تسلیت و تعزیت عرض نموده و برای روح آن مرحوم مغفور علو درجات و رحمت واسعه الهی و برای جمیع باز ماندگان صبرو سلامتی مسئلت مینمایم.