حضرت مسلم بن عقیل – ( تو ای پری کجایی )
ای که بر عالمی مقتدایی
کوفه باشد شهر بی وفایی
یا حسین ای سبط طاها
مُسلِمت گردیده تنها
زین سفر صرفِ نظر کن
ره عوض کن جان زهرا
کوفه میا کوفه میا – یابن زهرا یابن زهرا
ورود کاروان به کربلا
دل زهرا به غم مبتلا شد قافله وارد کربلا شد
خیمه های آل طاها شد به پا با دست سقا
لیکن از درد غریبی ناله دارد دختِ زهرا
حضرت رقیه(س)
ای عطر یاس و ریحانه ما خوش آمدی به وبرانه ما
ای به زهرا نوردیده حرمتت را کی دریده؟
ده جوابم را پدر جان کی گلویت را بریده؟
یا ابتا یا ابتا
طفلان حضرت زینب(س)
دلِ عالم پریشان زینب جانم فدای طفلان زینب
دو گل باغ خدایی آیه های هل اتایی
دو فداییِ ولایت لاله های کربلایی
حضرت عبدالله ابن الحسن (ع)
بر عمو عاشقی دیرینه ام یتیمِ غریب مدینه ام
من کیم مدهوش دلبر باده ی غم نوش دلبر
گشته در معراج گودال مقتلم آغوش دلبر
حضرت قاسم ابن الحسن (ع)
افتادم از فرس ای عمو جان به فریادم بِرَس ای عمو جان
خنده بر لب، قاتل من دوری از تو مشکلِ من
زیر سم اسب دشمن گشته معراجِ دلِ من
حضرت علی اصغر(ع)
وَلَدی ای جانباز کربلا کوچکترین سرباز کربلا
غرق خون شد پیکر تو لاله گون شد حنجر تو
مُردَم و زنده شدم از آن نگاهِ آخرِ تو
لای لای علی ، لای لای علی
حضرت علی اکبر(ع)
دیدگان بگشا ای نور عینم من بابای غریبت حسینم
بر رُخَت ای همدمِ من می چکد اشک غمِ من
می نماید اهل کوفه هلهله در ماتمِ من
حضرت عباس (ع)
ساقی میخانه وفایی حیدر احمد کربلایی
قلبِ تو گردیده خسته تیر کین چشم تو بسته
از غم تو ناله دارد مادری پهلو شکسته
شب عاشورا
گریه کنِ شبِ عاشورائیم همناله با حضرت زهرائیم
قدسیان با دیده تر بی قرار داغِ دلبر
می شود فردا به مقتل دخت زهرا بی برادر
روز عاشورا – وداع
ای غریب مادر یبن حیدر قدری آهسته تر جان خواهر
شمس عاشورا حسین جان یوسف زهرا حسین جان
گرگ این صحرا زیاد و تو تک و تنها حسین جان
روز عاشورا – قتلگاه
ای پسر مادری شهیده أَ اَنتَ اَخی ، اِی سر بریده؟
اصغرت کو اکبرت کو ساقی آب آورت کو
پیکر تو غرقه در خون پس حسین من سرت کو
شام غریبان
آتش از خیمه ها زد زبانه در دست کوفیان تازیانه
وای از این شام غریبان آلِ عصمت دیده گریان
مادری پهلو شکسته ناله دارد ای حسین جان
واحسینا واحسینا
******
زینب و پرستاری ز بیمار سکینه و گریه بر علمدار
مادری دل بی قراره بین خیمه ناله داره
پیش گهواره می خونه نوحه یادِ شیر خواره
واحسینا واحسینا
******
به گوشِ جان ِ دختر حیدر می رسد بانگ غریب مادر
زینب آن دلخونِ خسته نافله خونِ نشسته
بِشنود از بین مقتل آهِ یک پهلو شکسته