اعمال قبل از خواب حضرت زهرا(سلام الله علیها)

اعمال قبل از خواب حضرت زهرا(سلام الله علیها)

 وقتى که بستر خواب را گسترده بودم، رسول خدا (ص) بر من وارد شد ، فرمود: اى فاطمه ! نخواب مگر آن که هرشب چهار کار را انجام دهى:
1-قرآن را ختم کنى.
2- وتمامی پیامبران را شفیع خود گردانى.
3- وهمه مؤمنین را از خود راضى کنى.
4- حجّ و عمره اى را به جا آورى.

بسیار شگفت زده شدم !این را فرمود و شروع به خواندن نماز کرد، صبر کردم تا نمازش تمام شد، گفتم : یا رسول اللّه! به چهار چیز مرا امر فرمودى در حالى که بر آنها قادر نیستم!
آن حضرت تبسّمى کرد و فرمود :
1-چون قل هو اللّه را سه بار بخوانى مثل این است که قرآن را ختم کرده اى،
2-و چون بر من و پیامبران پیش از من صلوات فرستى ،
( اللهم صل علی محمد و آل محمد و صل علی جمیع الانبیاء و لمرسلین )شفاعت کنندگان تو در روز قیامت خواهیم بود.
3-و چون براى مؤمنین استغفار کنى ،
 ( اللهم اغفر للمومنین و المومنات الاحیاء منهم والاموات ) آنان همه از تو راضى خواهند شد.
4-و چون بگویى : سُبحانَ اللّه وَ الحَمدُ للّه وَ لا اِلهَ اِلاَّ اللّهُ وَ اللّهُ اکبر ُ، حجّ و عمره اى را انجام داده اى.

صلوات 14 معصوم

بر احمد و بر جمال حیدر صلوات     

 بر فاطمه پاک و مطهر صلوات

بر مهرِ و جودِ یازده نور جلی        

بر جمله شافعین محشرصلوات

صلواتی اجابت دعا

دل با صلوات محرم راز شود

سیمرغ شود بلند پرواز شود

فرمود پیامبر که با هر صلوات

درها ی اجابت دعا باز شود

صلواتی پیامبر صلی اله علیه و له

ای نام تو جان بخش تراز آب حیات

محتاج تو خلقی به حیات و به ممات

از بعثت انبیا وارسال رسل

مقصود تو بودی به جمالت صلوات

صلواتی - آخر جلسه

گذشتگان همه چشم انتظار این جلسات

برایشان تو بخوان فاتحه مع الصلوات

صلواتی امام حسین علیه السلام

گفتم به خدا که برکاتی بفرست

گفتا که تو اول حسناتی بفرست

گفتم حسنات من بود حب حسین

گفتا به جمالش صلواتی بفرست

خاطره روسقیدی حسان شاعر اهل بیت (علیه السلام) - حبیب اله چایچیان

استاد فاطمی نیا در جلسه هفتگی گفت : دقیقه ای یادی کنم از مرحوم حسان ،  این  شاعر بزرگ که گردن همه ما حق دارد. بنده با ایشان خیلی مانوس بودم . اولا شاعر توانمندی بود، با من که صحبت می کرد می گفت : من عهد کرده ام در مسیر شاعری از راه اهل بیت(ع) خارج نشوم ،  و اینگونه‌ هم بود. خیلی هم اهل شوخی و مزاح هم بود، یادم هست  خاطره ای نقل می‌کرد، می‌گفت  : سوم شعبان رفتم کربلا، به خدا و سیدالشهدا گفتم، یا سیدالشهدا(ع) اگر من در میان اهل بیت(ع) رو سفیدم ، با نشانه ای برایم معلوم کن. می‌گفت: آن ایام عده ای در حال بنایی داخل حرم بودند ، همین طور که در حرم راه می رفتم  یک استانبولی گچ چپ شد و برگشت روی سر و لباسم ، و اینگونه رو سفید شدم.

سرود حضرت عبدالعظیم حسنی علیه السلام

تو آسمون شهرری ،نور هل عطایی 2
مسافر شهر نبی پور مجتبایی
راوی قرآن تویی،مظهر ایمان تویی 2
کوکب شهرری و قبله تهران تویی
حضرت عبدالعظیم 6


حریم پاکت به خدا دل ز همه برده
مهر محبت تو بر (سینه ی ما خورده)3
حضرت عبدالعظیم 3

توبه جای جدت حسن، صاحب حریمی
ولی نعمت ملک ری ، سیدالکریمی
(تویی تو تاج سرم ،خدای جود و کرم
همسایگی با تو شد ،شفاعت محشرم)2
حضرت عبدالعظیم 5

فرش حریم با صفات ، بال جبرییل
به ضریح مشکل گشات قلب ما دخیل
اقا،(بخون ز اشک چشام،زلرزش هر صدا
صله زدستت می خوام ،برات کرببلا)2

(خدارو شکر کشور ما نور دوعین داره 2
حریم عشق توبرام(بوی حسین داره )3)2
حضرت عبدالعظیم 4

کرامات سید الکریم حضرت عبدالعظیم حسنی علیه السلام

نقل میکنن سالها آشیخ محمد تقی بافقی در مسجد پشت حرم نماز میخواند  ایام محرم روضه بر پا میکرد- طلبه ای وارد حرم عبدالعظیم شد - عبای مندرس و پاره ای به تن داشت - متوسل به حضرت شد - عرضه داشت آقا جان یه توجهی هم به ما عطا کن - از حرم اومد وارد مسجد شد دید آشیخ محمد تقی مشغول روضه خواندنه از همون بالای منبر اشاره کرد ببا اینجا - اومد پای منبر نشست - بعد مجلس فرمود شما عبا خواستی عرضه داشت بله فرمود این عبا برای شما حواله شده - سیدالکریمه

حضرت عبدالعظیم حسنی(ع)-مدح

ای به شهر ری مزارت رشک جنات النعیم
آیت عظمای حق نجل الحسن عبدالعظیم

آفتاب فاطمه چشم و چراغ اهل بیت
منشأ فضل و کرامت صاحب لطف عمیم

زائر قبر تو یعنی زائر قبر حسین
خادم کوی تو یعنی خادم حجر و حطیم

((امام هادی فرمود هرکس عبدالعظیم حسنی رو زیارت کنه مثل اینه که امام حسین رو زیارت کرده))

طلعت نورانیت مرآت الله الصمد
طاق ابروی تو بسم الله رحمان الرحیم

مظهر توحیدی و در بیت دل داری مقام
آفتاب عرشی و در شهر ری گشتی مقیم

شاهراه زائرت "انا هدیناه السبیل"
چل چراغ تربتت شمع صراط المستقیم

(((ببینم با یه بیتش دلتو روانه ی کربلا میکنی یا نه )))

بر مشام جان دهد در هر نفس عطر حسین
هر کجا آرد نسیم از تربت پاکت شمیم

دست من گر کوته است از مرقد پاک حسین
یافتم از تربتت اینجا همان فوز عظیم

(((خوشا بحال اونایی که الآن زائر قبر سیدالکریم هستن)))

هر که در این سرزمین بر خاک تو صورت نهاد
در ثواب زائران کربلا گردد سهیم

خورده از اول دل «میثم» گره بر مرقدت
وصل اجداد تو خواهد از خداوند کریم

در رثای پدر

به عالم محرم و یار م پدر بود
صفا بخش دل زارم پدر بود

کشید از بهر من رنـج فراوان
به هر سختی مددکارم پدر بود

به سن کــودکـی و نــاتوانی
همیشه یار وغمخوارم پدربود

اگر از شیر مادر جان گرفتم
طـبیبانه پـر ستارم پـدر بـود

به من آموخت درس زندگی را
زجان و دل خریدارم پدر بود

به راهم هستی خود را فنا کرد
زپای جـان گرفتارم پدر بـود

اگـر قـدش خمید و گشت رنجـور
شریک رنـج در کـارم پدر بـود

زجان گوید خداداد این سخن را
رفـیـقم یـارو دلـدارم پـدر بـود

 

حدیث منتصب به عبدالعظیم حسنی علیه السلام

حضرت عبد العظيم‏ عليه السلام از امام جوادعليه السلام چنين روايت مي‏كند:

أفضَلُ أعمالِ شيعَتِنَا انتِظارُ الفَرَجِ

برترين اعمال شيعيان ما انتظار فرج [ظهور امام زمان‏ عليه السلام] است .كمال الدين ، ص ۳۷۷ .
 
كامل الزيارات ، ص ۳۲۴ .  مستدرك الوسائل ، ج ۱۷ ، ص ۳۲۱ امام هادی (علیه السلام) فرمودند: لَوْ زُرْتَ قَبْرَ عَبْدِ العَظيمِ عِنْدَكُمْ لَكُنْتَ كَمَنْ زارَ الحُسَيْنَ بْنَ عَلِيٍّ (علیه السلام ) کسی که در ری حضرت عبدالعظیم را زیارت کند مثل این است که امام حسین(ع) را زیارت کرده اید.

شعر صلواتی و فاتحه

سر سلسله جنبان تجلی صفات
شد ختم رسل جمع جمیع ملکات

از عرش ملایک زشعف بانگ زدند
بر خاتم انبیا محمد صلوات
-----------
بانام نبی بکن مزین سخنت
تا خالق تو بیمه کند جان و تنت

ای آنکه زعاشقان قرآن هستی
خوشبوی کن از نام محمد(ص)دهنت
-------.
در آن سرا چو باشند در انتظار اموات
بگو ز جان و دل الفاتحه مع الصلوات
-----

مطالب حضرت عبدالعظیم حسنی علیه السلام

امام هادی علیه السلام فرمودن هر کسی عبدالعظیم الحسنی رو زیارت کنه کَمَن زارَ الحُسَین(ع) بِکَربَلا ... آقاجان ... آبرویِ شهرُ دیارِ ما شمایید ...قبلۀ پایتختِ ما شمایید آقا ... یاسیدالکریم .

آقا سید الکریم حضرت عبدالعظیم حسنی این محدث کبیری که سه امام رو درک کرده" محضر سه امام رسیده" بعضی ها میفرماییند : امام رضا علیه السلام جواد الائمه علیه السلام و امام هادی علیه السلام " بعضی هام میگن نه جوادالائمه،امام هادی،امام عسکری علیهم السلام؛ ولی قطعا محضر امام هادی رو درک کرده"

به محض اینکه میگه آمدم خدمت امام هادی علیه السلام،دینم رو به امام هادی عرضه کنم " آقا نگاهش به من افتاد فرمود: مَرْحَباً بِكَ یَا أَبَا ابا الحسِن أَنْتَ وَلِیُّنَا حَقّاً" خوش آمدی تو واقعا دوست مایی

مدح حضرت عبدالعظیم علیه السلام

افق فضل و شرف را قمری پیدا شد
یا که در طور ولایت، شجری پیدا شد
باز از بحر ولایت گُهری پیدا شد
نخل سرسبز ولا را ثمری پیدا شد

در سماوات و زمین، جشن عظیم است امشب
عید میلاد کریم ابن کریم است امشب

در ریاض علوی سرو روان این پسر است
نجل مولای کریمان جهان این پسر است
بهترین زاده ابناء جهان این پسر است
فخر دین، قبله دل، کعبه جان، این پسر است

اوست سروی که بُوَد دامن هستی چمنش
صلوات همه بر حُسنِ حَسن در حَسنش

اهل فضل و شرف و علم، زعیمش خوانند
خیل عبّاد همه عبد عظیمش خوانند 
صاحبان کرم و جود کریمش خوانند
آیت رحمت رحمان و رحیمش خوانند

اوست ماهی که بر ابناء زمان می تابد
نورش از ری به همه خلق جهان می تابد

قامتش، سرو و لبش، کوثر و رویش، ماه است
زائر مرقد او زائر ثارالله است

خاص و عامند ز هر سوی رهین کَرَمَش
دل صد قافله سرگرم طواف حرمش

نعمت سایه این دسته گل عترت را
بر شما داده خدا این شرف و رفعت را
اهل ری قدر بدانید چنین نعمت را
فیض همسایگی تربت آن حضرت را

بال جبرئیل زده سایه به بام و درتان
این شما، این حرم زاده پیغمبرتان

یا حجاز است و بُوَد کعبه جاویدانش 
جان من، جان همه خلق جهان قربانش
ری سپهر و حرم اوست مه تابانش
برتر از عرش بُوَد بارگه و ایوانش

دوست دارم که شب و روز ز لطف و کرمش
پر زند مرغ دلم یکسره سوی حرمش

آیه وحی در این خانه کتابت دارد
زیر این قبّه دعا کن که اجابت دارد
زائر او به خدا فیض قرابت دارد
در و دیوار حرم نقش نجابت دارد

ماه صد انجمن اینجاست خدا می داند
آفتاب حسن اینجاست خدا می داند

خاک درگاه تو بر درد دل خسته شفاست
سر به خاک حرمت گر نگذاریم جفاست
ای گل باغ حسن عطر تو بر روح صفاست
کرم و جود تو بر ما به عیان و به خفاست

"ما به این در، نه پی حشمت و جاه آمده ایم
 از بد حادثه اینجا به پناه آمده ایم"

حُسن پیدای حَسن سرّ نهان حسنی
بلکه جانان همه خلق و تو جان حسنی
تو به باغ دل ما سرو روان حسنی
نخل طاها و گل عطرفشان حسنی

ما به خاک حرمت روی نیاز آوردیم
حاجت خویش به درگاه تو باز آوردیم

عصمت فاطمه و عزّت حیدر داری
تو مقام از سخن مدح، فراتر داری
تو عطا و کرم آل پیمبر داری
ز حسین و ز حسن جلوه دیگر داری

جان به قربان تو ای سیّد پاکیزه سرشت
شهرری از تو بهشت است؛ بهشت است؛ بهشت

به تو و عزّت آباء کِرام ات سوگند
به خدا و به رسول و به امامت سوگند
به جلال و به کمال و به مقامت سوگند 
به نماز و به قعودت، به قیامت سوگند

تو که سایه به سر خلق دو عالم فکنی
چه شود گر نگهی جانب "میثم" فکنی.

مدح و روضه حضرت معصومه (سلام اله علیها)

ای بهره ور ز خان عطای تو خاص و عام

 از ما تو را درود و ز یزدان تو را سلام

با این جلال و مرتبه و شوکت و مقام

 در پیش پای زائر خود می کنی قیام

تو اسوه ی کریمه ی اوصاف احمدی

آیینه ی تمام نمای محمدی

هرکس که با جلال تو عهدی جمیل بست

پیوسته دل به ذکر خوش یا جلیل بست

هرزائری که پای ضریحت دخیل بست

بال دعا به بال و پر جبرئیل بست

(عجب حرمیه ، حرم بی بی )

خاتون هر دو کون قم از تو زبان زد است

زیرا که آشیانه آل محمد است

بی بی جان

فرمود اینجا حرم اهل بیته  هرکس حرمی داره پیغمبر حرمش مدینست ، امیرالمومنین حرمش نجفه ، فرمود حرم ما اهل بیت هم قمه ، حالا ببین این بانو چه عظمتی داره

ای آنکه نیست از تو کسی سر فراز تر

خوش خو تر و کریم تر و چاره ساز تر

پیدا نمیکنیم ز تو مهمان نواز تر

نشنیده ایم از تو در خانه باز تر

اینجا فرشتگان خدا بال میزنند

مهر تو را به نامه ی اعمال میزنند

چه دلپذیر بود آستانه ات

( فرمود آن قبر که در مدینه شد گم

پیدا شده در مدینه ی قم )

چه دلپذیر بود آستا نه ات

امید ماست بر کرم بی کرانه ات

دلها روانه اند ز هر سو به خانه ات

امشب گرفته است دل ما بهانه ات

حسن بن محمد بن حسن قمی در کتاب تاریخ قم می‌نویسه بی بی فاطمه معصومه (س) خواهر امام رضا (ع) در سال ۲۰۱ق به قصد دیدار برادر راهی مرو شد.[ امینی، الغدیر، ج۱، ص۱۷۰.] گفته شده فاطمه معصومه پس از دریافت نامه برادرش، خود را آماده سفر کرد.[ داخل بن سید، من لایحضره الخطیب، ج۴، ص۴۶۱] حضرت معصومه با کاروانی از بستگان و خویشان راهی ایران شد. کاروان وقتی به ساوه رسید، دچار جنگ سختی با دشمنان اهل بیت شد و همه برادران و برادرزادگان حضرت معصومه (س) به شهادت رسیدند. فاطمه معصومه پس از دیدن جنازه‌های غرقه به خونِ عزیزانش به سختی بیمار شد.[ تشید، قیام سادات علوی، ص۱۶۰.] وی پس از این جریان، به خادم خود گفت او را به قم ببرد.[ ناصر الشریعه، تاریخ قم، ۱۳۸۳ش، ص۱۶۳.] همین که مردم قم خبر دار شدن دختر موسی ابن جعفر (ع) داره می آد همه آمدن استقبال ، گل و گلاب به محمل بی بی میریختن ، وضو میگرفت آب وضو شو محله به محله برا تبرک میبردن ، یه وقت دیدن بی بی داره گریه می کنه چی شده بی بی جان چرا منقلبی ، فرمود یاد عمه جانم زینب (س) افتادم آخه وقتی وارد شهر شام شد از بالای پشت بامها بجای گل و گلاب به سرشون خاک و خاکستر میریختن.

نوحه – حضرت معصومه سلام الله علیها

سلام ما بر تو ای آینه ی هل اتی

سلام ما بر تو ای بضعه ی خیر النسا

عصمت حق نور مطلق کوثر موسی بن جعفر

هستی ما جان بابا دختر موسی بن جعفر

فاطمه یا معصومه...

آمده ای از برای دیدن دلبرت،رضا رضا شده ذکر دیدگان ترت

عاقبت از هجر دلبر جان پاک تو فدا شد

شهر قم از رحلت تو صحنه ای از کربلا شد

فاطمه یا معصومه...

خدارو شکر که ندیده ای گل پرپری

به روی خاک غرقِ در خون بدن بی سری

عمه ات در کربلا دید تن بی سرِ برادر

ماله میزد بین گودال یا حسین غریب مادر

یا حسین غریب مادر...

نوحه مسجدی شهادت حضرت معصومه سلام الله علیها

 ای گل یاسِ باغ ولایت
 جان سینه زنانت فدایت
 
بنتِ زهرا و دخت پیمبر
 نور چشمان موسی بن جعفر

 وامصیبت وامصیبت وامصیبت...

شام غفلت زِ یاران سحر کن
 ای کریمه به ما یک نظر کن

 حُبّ تو داده شوری به سینه
 قبر تو دارد عطر مدینه

 وامصیبت وامصیبت وامصیبت...


ای وجودت بهاری مطهّر
 آیه ی کوثرِ نورِ مادر

 لاله گلشن مرتضایی
 تو تمامیِ هستِ رضایی

 ای رهت راهِ خیر و سعادت
 ای عروجِ تو فیض شهادت

 وامصیبت وامصیبت وامصیبت...

مانده بر قلبت ای دخت حیدر
 داغ دیدار روی برادر

 تو ندیدی رضا را ولیکَن
 طعنه نشنیدی از خیل دشمن

دل بسوزد زِ جور زمانه
 زینب و طعنه و تازیانه

وامصیبت وامصیبت وامصیبت...

طعنه از کینه بشنیده زینب
 رأسِ بالای نِی دیده زینب

دیده اشک غم و سوز و ناله
 داده جان کنج ویران سه ساله

سینه زنی زمینه اشفعی لنا یا بنت الزهرا (حضرت معصومه سلام اله علیها)

اشفعی لنا یا بنت الزهرا
سلام ما بر دخت پیمبر۲
یاس بهشته زهرا و حیدر
خواهر سلطان،سوره ی کوثر۲
نور دوچشم موسی بن جعفر
اشفعی لنا یا بنت الزهرا ...

ملیکه ی عشق جانم فدایت۲
جنت دلها صحن و سرایت
حاتم طایی کم از گدایت۲
بر لب بابا مدح و ثنایت۲
اشفعی لنا یا بنت الزهرا ...

(قم از قدومت عرش برین شد
حریم تو بی مثل و قرین شد)۲
فیضیه گشت و فخر زمین شد۲
حریم قدست حریم علم شد
اشفعی لنا یا بنت الزهرا

وفات حضرت معصومه سلام اله علیها

بسم الله الرحمن الرحیم

*السلام علیک یا بنت رسول الله

السلام علیک یا بنت فاطمه و خدیجه

یا امام کاظم یا موسی بن جعفر این مردم آمدن به شما تسلیت بگن،یا امام رضا آجرک الله،آقا تسلیت ما رو قبول کن*

السلام علیک یا بنت امیرالمومنین

السلام علیک یا بنت الحسن والحسین

السلام علیک یا بنت ولی الله

السلام علیک یا بنت ولی الله

السلام علیک یا اخت ولی الله

السلام علیک یا عمه ولی الله

ای عمه جان جوادالائمه

السلام علیک یا بنت موسی بن جعفر

 

از ناقه سر برون کن و بین ازدحام را

این شور و شوق گفتن بانو سلام را

مأمون کجا و جاه ولیعهد فاطمه

داده خدا به مسندتان این مقام را

باران گل گرفته و فریاد میزند:

این شهر زیر هر قدمت احترام را

*بی بی جانم وقتی میخواست وارد شهر قم بشه حسن بن محمد بن حسن قمی در کتاب تاریخ قم می‌نویسد بی بی مریض احوالِ بود ، اطرافیان شو کشتن تا به گوش اهالی قم رسید ، قوم اشعریون و اهالی قدیمی قم شنیدن همه آمدن ، گفتن خواهر امام میخواد بیاد تو شهرمون بریم استقبالش ... زن و مرد همه اومدن  دورِ کَجاوَشُ گرفتن تاریخ میگه هر کی یه گل دستش گرفت آمد انقدر گل روی محملِ بی بی معصومه ریختن*

هم دختر امامی و هم عمه ی امام

هم خواهری " چو زینب کبری " امام را

با روضه هات بغض دل شهر پاره شد

داری بنا که زنده کنی یاد شام را

یاد حضور زینب و جشن یهودیان

یاد سر بریده و بزم حرام را

آباد بود اگرچه همه خانه های شهر

کارش کشید گوشه ی ویرانه های شهر

"شاعر:سید مصطفی فهری

 

سرود میلاد امام عسکری علیه السلام

سُرور ِ دل عیان بُوَد به شور و شوق دلبری

مبارک است ولادت مولا امام ِ عسکری

تویی امام ِ انس و جان

نور زمین و آسمان

بابای صاحب الزّمان

یا ابالمهدی

 

تو آمدی دهی به ما درس شرافت و وفا

تا که شویم پیرو ِ تو برای ما کنی دعا

آمدنت مژده به پیروان است

که موسم رحمت بی کران است

ولادت امام ِ عاشقان است

یا ابالمهدی

 

جلوه ی مرتضاییَت تجلّی سینجلی

معتکف حریم تو شویم به ذکر یا علی

 

یا علی حیدر مدد

ذکر نفس های دلم نام تو اِ همیشه

بی لطف تو هیچ وقت آقا کارا درست نمیشه

یا علی حیدر مدد

مارو برای نوکری ، خودت بیا سَوا کن

آقا به حقّ زینبت ، شیعه هارو دعا کن

یا علی حیدر مدد

سرود میلاد حضرت امام حسن عسگری علیه السلام

اومده دنیا جان ِ پیمبر ، پسر ِ زهرا عزیز حیدر

حسن ِ دوّم ِ عترت ِ طاها ،  آیه ای از اون سوره ی کوثر

کعبه ی دلبری  خوش آمدی ، از دو عالَم سری خوش آمدی

امام ِ عسگری خوش آمدی

یا اباالمهدی  

دلا همه اسیر و بی قراره ، واسه ما عشق ِ او دار و نداره

به یُمن ِ مقدم ِ امام ِ شیعه ، از آسمون بارون ِ گل می باره

به لبا زمزمه ، مقتدای همه  

پسر ِ فاطمه

یا اباالمهدی

آرزمونه که با خُدا باشیم ، سائلای درگاه ِ شما باشیم

ایشالا دسته جمعی بیایم حرم ، شب ِ میلاد تو سامرا باشیم

غرق ِ جود و کرمِت کن مارو ، خاک ِ زیر قدمِت کن مارو

مدافع ِ حرمِت کن مارو

یا اباالمهدی

سرود ورود حضرت معصومه سلام اله علیها به قم

زمزمه ی ورود حضرت معصومه سلام الله علیها به شهر قم

 

هر گل غزلخوانی کند با دیده ی تر

شد وارد قم دختر موسی بن جعفر

جان ِ پیمبر آمد خوش آمد،خورشید محشر آمد خوش آمد

طور محبت شد قم سراسر،ا... و اکبر ا... و اکبر

ا... و اکبر ا... و اکبر ا... و اکبر ا... و اکبر

 

نور دل خیر الانام آمد خوش آمد

در اوج فخر و احترام آمد خوش آمد

از مقدم او قم چون بهشت است،دست خدا بر هر دل نوشته است

تابد ز رویش اَنوار ِ کوثر،ا... و اکبر ا... و اکبر

ا... و اکبر ا... و اکبر ا... و اکبر ا... و اکبر

 

یا حضرت ِ معصومه بر راهت نشستیم

ما خاک درگاه شما بودیم و هستیم

خوانیم شما را با چشم ِ گریان،ای نور چشم شاه خراسان

هستیم فقیرت با قلب ِ مضطر،ا... و اکبر ا... و اکبر

ا... و اکبر ا... و اکبر ا... و اکبر ا... و اکبر

 

یا رب به حقّ این گل ِ خیر النسایی

ما را نما همچون شهیدان کربلایی

روزی ِ ما کن لطف و عطا را،هم مشهد و هم کرببلا را

همراه ِ خوبان،همراه ِ رهبر،ا... و اکبر ا... و اکبر

ا... و اکبر ا... و اکبر ا... و اکبر ا... و اکبر

سالروز ورود حضرت معصومه سلام اله علیها به قم

ای به قم آفتاب قلب جهان
دخت موسی سلاله ی قرآن
عمه و دخت خواهر سه امام
مادر کل عالم امکان
تو به چشم ائمه زهرایی
بعد زهرا به قدر و عزت و شان
زینب دوم بنی الزهرا
عمه ی چار حجت یزدان
هم وجودت کریمه ی عترت
هم ولایت حقیقت ایمان
فیض فیضیه از کرامت تو است
شهر قم از تو گشته مهد امان
حریم یازده ولی خدا
حرم تو است ای سپهر مکان
مدح تو ای ملیکه ی هستی
وصف تو ای یگانه ای دوران
نه توان با هزار دست نوشت
نه توان گفت با هزار زبان
صحن تو مسجد الرسول همه
حرم امن توانست کعبه ی جان
پدر و مادرم به قربانت
نه، همه جان عالمت قربان
کوثر کوثر رسول خدا
عصمت عصمت الله منان
قم جلال مدینه پیدا کرد
گشت روز ورود تو در قم
روز عید کرامت و احسان
روز عید نزول رحمت ها
روز عفو و عنایت و غفران
اهل قم از برای استقبال
 همه با دسته گل شدند روان
مرد و زن دور محملت گشتند
اشک شوق همه ز دیده روان
قم دل از گلشن بهشت گرفت
محملت بسکه گشت گل باران
همه گفتند فاطمه در حشر
پای بنهاده ای گنه کاران
 حرمت شیعیان قم ز تو کرد
ستم اهل شام را جبران
کاش زینب به قم سفر می کرد
تا نمی دید آن همه طغیان
اهل قم کی برند مهمان را
گه به بزم شراب و گه زندان
جای تو بیت موسی خزرج
جای زینب به گوشه ی ویران
دور تو عالمان فقه و اصول
دور او ابن سعد و شمر و سنان
دور تو دسته های گل در دست
دور او سنگ بود و زخم زبان

آدرس کانالهای مادحین

https://www.instagram.com/_u/mehdiakbari.ir

نوحه - ارباب غریب و مهربانم

ارباب غریب و مهربانم                  امید دلم ، بهار جانم

 یک لحظه ی بی تو زنده بودن              آقا به خدا نمی توانم

نوکری کویت        فخر عالمین است     بر لب دو عالم      ذکر یا حسین است           

   در اوج شرف همای عشقی       زیبایی کربلای عشقی

دیگر چه بگویم از مقامت        

   من بنده و تو خدای عشقی

مولا یا حسین عزیز زهرا(سلام الله علیها)

 ما را ز کرم صدا کن آقا  

     آواره کربلا کن آقا

ما را چو تمامی شهیدان   

   در وادی خود فدا کن آقا     

    گر چه من ز غفلت                 مشغول به غیرم

بنما به شهادت              عاقبت به خیرم

 جان دادن در رهت حسین جان            شد حاجت قلب ما محبان

ای در ره حفظ دین و قرآن                  گردیده فدا به کام عطشان

مولا یا حسین عزیز زهرا(سلام الله علیها)

من بنده ی زار و روسیاهم       غافل ز تو در پی گناهم

 اما تو ز بس که با وفایی        دادی به حریم خود پناهم                                      

    شرمنده ام آقا         از روی چو ماهت     

                                             هستیم فدای        یک نیمه نگاهت

 ای دلبر کربلایی ما                   درمانده ام و غریب و تنها

آقا نظری کن از عنایت                                 تا که بروم به راه تقوی

 مولا یا حسین عزیز زهرا(سلام الله علیها)

شاعر : حاج  امیر عباسی

 

آتش در اطاعت امام صادق علیه السلام

یکی از اصحاب امام صادق علیه السلام بنام مامون رقی نقل کرده است که: در محضر سرور و مولایم امام صادق علیه السلام بودم،  سهل بن حسن از شیعیان خراسان وارد شد و سلام کرد و نشست، عرض کرد: ای فرزند رسول خدا کرامت و بزرگی از آن شماست،  شما خاندان امامت، چرا بر این حق خود سکوت کرده و قیام نمی کنید و حال آن که هزاران نفر از شیعیان شما آماده شمشیر زدن  در رکاب شما هستند.

امام علیه السلام فرمود: ای خراسانی! لحظه ای درنگ کن. پس امر فرمود که تنور را روشن کنند، هنگامی که آتش شعله ور شد، به  سهل فرمود: داخل تنور شو، سهل گفت: ای پسر رسول خدا مرا از این کار معاف بدار، در این هنگام هارون مکی یکی از اصحاب با  وفای امام علیه السلام وارد شد در حالی که کفش های خود را در دست گرفته بود، سلام کرد و جواب شنید، امام به او فرمود:  کفش های خود را بر زمین بگذار و داخل تنور شو، او بدون هیچ درنگی وارد تنور شد و در میان شعله های آتش نشست. امام صادق  علیه السلام رو به خراسانی کرد و از حوادث خراسان برای او گفت، انگار امام علیه السلام در آن جا حاضر بوده است، سپس فرمود:  داخل تنور را نگاه کن. مامون رقی می گوید: من هم جلو رفتم و داخل تنور را مشاهده کردم، هارون مکی در میان آتش نشسته بود  و برخاست و از تنور خارج شد. امام به سهل فرمود: در خراسان چند نفر مانند او می شناسی؟ عرض کرد: به خدا قسم احدی را  نمی شناسم، امام علیه السلام حرف او را تایید نمود و فرمود: در زمانی که ما حتی پنج نفر از این گونه یاران نداریم چگونه قیام  کنیم؟

 

مناقب ابن شهرآشوب، همان، ص 237; بحارالانوار، همان، ص 123; مدینة المعاجز، همان، ج 6، ص 114.

آگاهی از غیب امام صادق علیه السلام

ابراهیم بن مهزم می گوید: از محضر امام صادق علیه السلام جدا شدم و به منزل رفتم، شب هنگام بین من و مادرم مشاجره ای  رخ داد، بر سر او فریاد زدم و با تندی با او سخن گفتم، صبح شد، نماز را خواندم و بلافاصله نزد امام آمدم، همین که داخل شدم  فرمود: ای پس مهزم! چرا بر سر مادر خود فریاد زدی؟ آیا نمی دانی که او تو را در شکم خود نگهداری کرد و در دامان خود پروراند و  با شیر خود تو را تغذیه نمود؟ عرض کردم: آری. ایشان فرمودند: پس هیچ وقت با تندی با او سخن مگو.

 

بصائر الدرجات، صفار قمی، منشورات مکتبة آیت الله النجفی، ص 243; مدینة المعاجز، همان، ج 5، ص 314; اثبات الهداة،  همان، ج 3، ص 102; الخرائج و الجرائح، همان، ج 2، ص 729.

زمینه - قبل از شهادت حضرت زهرا (سلام اله علیها)

یازهرا (4)

پاشومادربریمخونه

خیلی حالت پریشونه

تا نفهمیده زینب تو

بزا دستات رو گونه

اونی که زد تو رو نامردِ مادر

می ترسم باز هم برگرده مادر

یازهرا (4)

چرا حال تو جا نمیاد

نفست بالا نمیاد

تو هنوز هیجده سالِت

به تو اصلاً عصا نمیاد

می مونه صوت این سیلی توگوشم

تاکه فقط چادر خاکی بپوشم

یازهرا (4)

 

مدح میلاد پیامبر (ص) و امام صادق (ع)

درولادت پیغمبر اکرم وامام صادق(ع)

 

زیک مشرق نمایان شد دو خورشید جهان آرا

  که رخت نور پوشاندند بر تن آسمان ها را 


دو مرآت جمال حق دو دریای کمال حق 
دو نور لایزال حق دو شمع جمع محفل ها 


دو وجه الله ربانی دو سر الله سبحانی 
دو رخسار سماواتی دو انسان خدا سیما

  دو عیسی دم دو موسی ید دو حسن خالق سرمد 
یکی صادق یکی احمد یکی عالی یکی اعلا 


یکی بنیانگر مکتب یکی آرنده ی مذهبی 
یکی انوار را مشعل یکی اسرار را گویا 


یکی از مکه انوار رخش تابید در عالم 
یکی شد در مدینه آفتاب طلعتش پیدا 


یکی نور نبوت را به دل ها تافت تا محشر 
یکی نور ولایت را ز نو کرد از دمش احیا 


رسد آوای قال الصادق و قال رسول الله 
به گوش اهل عالم تا که این عالم بود بر پا 


یکی جان گرامی در دو جسم پاک و پاکیزه 
دو تن اما چو ذات یک تا هر دو بی همتا 


محمد کیست جان جان جان عالم خلقت 
که گر نازی کند در هم فرو ریزد همه دنیا 


محمد کیست روح پاک کل انبیا در تن 
که حتی در عدم بودند بی او انبیا یک جا 


محمد کیست مولایی که مولانا علی گوید 
منم عبد و رسول الله بر من رهبر و مولا 


محمد از زمان ها پیشتر می زیست با خالق 
محمد از مکان پیموده ره تا اوج او دانی 


محمد محور عالم محمد رهبر آدم 
محمد منجی هستی محمد سید بطحا 


محمدکیست آنکو بوده قرآن دفتر مدحش 
که وصفش را نداند کس به غیر از قادر دانا 


محمد را کسی نشناخت جز حق و علی هرگز 
چنان که جز خدا و او کسی نشناخت حیدر را 


وضو گیرم ز آب کوثر و شویم لب از زمزم 
کنم آنگه به مدح حضرت صادق سخن انشا 


ششم مولا ششم هادی ششم رهبر ششم سرور 
که هم دریای شش گوهر بود هم در شش دریا 


صداقت از لبش خیزد فصاحت از دمش خیزد 
فلک قدر و ملک عبد و قضا مهر و قدر امضا 


بسی زهاد و عبادند بی مهرش همه کافر 
بسی عالم بسی عارف همه بی نور او اعمی 


دو خورشید منیر او هشام و بو بصیر او 
دو کوه حکمت و ایمان دو بحر دانش و تقوی 


مرا دین نبی مهر علی و مذهب جعفر 

سه مشعل بوده و باشد چه در دنیا چه در عقبی 


در دیگر زنم غیر از در آل علی هرگز 
ره دیگر روم غیر از ره این خاندان حاشا 


بهشت من بود مهر علی و مهر اولادش 
نه از محشر بود بیمم نه از نارم بود پروا 


سراپا عضو عضوم را جدا سازند از پیکر 
اگر گردم جدا یک لحظه از ذریه ی زهرا 


از آن بر خویش کردم انتخاب نام میثم را 
که باشم همچو او در عشق ثارالله پا بر جا