شهادت حضرت ( زهرا سلام اله علیها)
ای بهشـت خـدا گـل رویـت
وی رســول خــدا ثنـاگویت
ســورۀ نــور، خط پیشــانی
لیلــۀ قـدر، تــار گیســویت یافاطمه جان
وسعـت ملـک کبریا حـرمت - درسته حرم نداره اما وسعـت حرمش به اندازه دنیاست
کعبــۀ روح انبـــا کـــویت
شـرح تفسیر نحـن وجـهالله
نقش بسته به مصحف رویت - یا فاطمه
دید ختم رسل شب معـراج
بـاغ جنت پر است از بـویت – اما خانم جان
روحِ بیـن دو پهـلوی احمد!
به چه جرمی شکست پهلویت ؟ خانم خانم
به چه جرمی شکست پهلویت ؟
ای داد بیداد این شبا امام زمانمون میاد کنار بقیع به غربت مادرش به بی حرمی مادرش گریه میکنه
روحِ بیـن دو پهـلوی احمد!
به چه جرمی شکست پهلویت ؟
از علـیدوستـی نشان مانده
- عاشق علی این نشان روداره
از علـیدوستـی نشان مانده
هم به رخسار هم به بازویت
خانم جان - گـر جسـارت نبود میگفتم
هرم آتش چه کرد با مـویت – ای داد بیداد
کوههای غمت به شانه ولـی
لحظهای خم نگشت زانویت
بـه اَبا و اُم و یازده پسـرت
به تو و اشک غـربت شویت
اشک ما را ز لطف و احسانت
برســان بــر مـزار پنهـانت
ای مادر دوست داری مثل حسین امشب مادر مادر کنی
گل پژمرده از بیداد، مادر
خزان آخر به بادت داد، مادر
خودم دیدم که بابا با گُل اشک
تو را در زیر گل بنهاد، مادر – مادر مادر
خودم دیدم که از زندان سینه
نمیشد نالهاش آزاد، مادر
خودم دیدم که دنبال جنازه
حسینت از نفس افتاد، مادر - مادر
خودم دیدم حسن میسوخت چون شمع
که شد آب و نزد فریاد ، مادر – مادر
(اما یه نفر خیلی تنها بود تو این جمع )
ز جا برخیز ای غمخوار بابا
یه خونه ای اگه مادر ازدست بده پدر داشته باشه پدر بچه هارو دلداری میده اما ابن عباس میگه خونه علی برعکسه همچی که وارد شدم دیدم علی زانوی غم بقل گرفته هی میگه زهرا جان زهرا جان زهرا جان – دیدم خونه علی برعکسه چرا زینب اومد چادرو مادرو روصورتش انداخت جلو چشمای علی داره قدم میزنه میچرخه میگه بابازینبت رو نگاه کن بابا چیه دخترم بگو ببینم شبیه مادرم زهرا هستم یا نه بله دخترم مگه میشه نباشی فرمود بابا جلو حسین اینقدر نام مادرشو نبر بابا آخه من طاقت دیدن اشک حسین روندارم بابا یه حرفی هم زد یتیم نوازا اومد نشست کنار بابا گفت زینبت رودوست داری یا نه بابا حسین و دوست داری یا نه بله دخترم بابا مگه میشه علی زینب و حسینشو دوست نداشته باشه مگه میشه علی حسنشو دوست نداشته باشه اگه ما رو دوست داری چند شب مادرمون رو ندیدیم مارو ببر سر قبر مادر
زجا برخیز ای غمخوار بابا
که بابا گشته دشمن شاد مادر - مادر
من دوبیت بیشتر ندارم هرجوری دوست داری دلتو ببر مدینه نمیدونم کنار دیوار بقیع دلتومیبری – نمیدونم میبری درخونه سلمان اون لحظه ای که حسین اومد در خونه سلمان گفت سلمان بابام تنهاست
زجا برخیز ای غمخوار بابا
که بابا گشته دشمن شاد مادر - مادر
شب تاریک و تشییع جنازه
من میبینم هرکی از دنیا روز تشییع جنازش میکنن اما چرا تشییع جنازت نیمه شبه مادر
شب تاریک و تشییع جنازه
مرا کی می رود از یاد مادر
توخفی دست بابارا گرفتند
گهی سلمان گهی مقداد مادر
یه نگاه کرد امیرالمومنین محرمی برافاطمه نمیبینه همچی که خواست بدنو داخل قبر بزاره یه نگاه کرد دید دستایی مثل دست پیامبر آهسته و آرام از مزار فاطمه داره بیرون آمد
یا علی یاس کبودم را بده
یا علی بود و نبودم را بده
باغبان تا یاس پرپر راگرفت
اشک خجلت روی حیدر راگرفت
یا علی اینجا دستان پیغمبر رو دیدی اشک خجلت چشمانتو گرفت اما کجا بودی کربلا خجلت عباسو ببینی کنار القمه به غربت حسین – هرجا هستی سه مرتبه یا حسین
نوحه
فاطمه یا زهرا
وا امّا - وا امّا - وا امّا
کوچه شلوغ و کوچه پر از دود
یاس نبی و آتیش نمرود
مولا رو دارن می برن از خونه - وا اُمّا
پیش چشاش کوچه پر از بارونه - وا اُمّا
رو در و دیوار خونه پر خونه پر خونه- وا اُمّا
از تو هیاهو یه نفر داد می زنه - وا اُمّا
انگار حسینش داره فریاد می زنه - وا اُمّا
وآی ای وآی - ای وآی - ای وآی
چه ظالمونه چه نابرابر - بین طنابه دستای حیدر
فاطمه از هم نفسش جا مونده - وا اُمّا
هم نفس فاطمه تنها مونده- وا اُمّا
داغ غمش رو دل زهرا مونده - وا اُمّا
داغ غمش رو دل زهرا مونده- وا اُمّا
یه گوشه زینب داره هق هق می کنه - وا اُمّا
مثل حسینش ، حسنش دق می کنه - وا اُمّا
وآی ای وآی - ای وآی - ای وآی
از تو هیاهو یه نفر داد می زنه - وا اُمّا
انگار حسینش داره فریاد می زنه - وا اُمّا
وآی ای وآی
چیزی نمونده از در خونه
محاله مادر زنده بمونه
آسمون آخر روی خاکا افتاد- وا اُمّا
آخرش هم مادرم از پا افتاد- وا اُمّا
روی زمین هستی بابا افتاد- وا اُمّا
وآی ای وآی - ای وآی - ای وآی
با استعانت از خداوند متعال و عنایات اهل بیت (علیهم السلام) بانک اشعار و مطالب مورد نیاز مداحی با رعایت شأنیت بزرگان دین در این مجموعه گردآوری شده و در مناسبتهای ملی و مذهبی تا حدی میتواند نیاز مادحین بزرگوار را برآورده نماید. انشااله دوستانی که از این مختصر مطالب بهره مند شدند نثار روح شهید رمضان عنایتی از شهدای کربلای شلمچه صلوات هدیه کنند.