مرثیه امام حسن عسکری (علیه السلام)

اي گل گلشن هستي پسرم مهدي جان
زهر کين سوخت ز پا تا به سرم مهدي جان


تشنگي برده ز کف صبر و توان از تن من
برسان آب که سوزد جگرم مهدي جان


به کنارم بنشين تا که تماشات کنم
که من آماده براي سفرم مهدي جان


همچو شمع از اثر زهر جفا آب شدم
به گناهي که علي را پسرم مهدي جان


قصه ي کوچه و سيلي جگرم سوخت که سوخت
خورده آتش همه ي برگ و برم مهدي جان


آخرين لحظه ي عمر است ولي مي آيد
قاتل فاطمه پيش نظرم مهدي جان


از دل قبر تن آن دو نفر بيرون کن
که به ياد لگد و ميخ درم مهدي جان


قاتل من بخدا قاتل زهراست نه زهر
کز شرر سوخته او بال و پرم مهدي جان

مرثیه امام حسن عسکری (علیه السلام)

من جوان بودم و در سن شبابم کشتند 
بر دل سوخته و چشم ترم گریه کنید 
حسنم، پاره جگر مثل عمویم حسنم 
بر من و بر هموی خون جگرم گریه کنید 
من و جد و پدرم را به جوانی کشتند 
در عزای من و جد و پدرم گریه کنید 
من شهیدم ولی از خصم نخوردم سیلی 
همه بر مادر نیکو سیرم گریه کنید 
سال ها بود که در تحت نظر بودم حبس 
همه بر قصه ی تحت نظرم گریه کنید 
قبر ویران شده ام گشت بقیع دگری 
داغداران به بقیع دگرم گریه کنید 
بعد من مهدی من بی کس و تنها ماند 
به غریبی یگانه پسرم گریه کنید 
گریه ی منتظران مرحم زخم دل اوست 
بر ظهور خلف منتظرم گریه کنید 
به محبان من اعلام کن اینک میثم 
همه بر حجت ثانی عشرم گریه کنید

نوحه - زمزمه شهادت امام حسن عسکری (علیه السلام)

اي به غربت گشته مسموم از ره بي ياوري
کشته ي راه خدا و زاده ي پيغمبري
يا امام عسگري يا امام عسگري
*****
اي که از عباسيان ظلم و جنايت ديده اي
صدمه ها در نشر قرآن و ولايت ديده اي
در جواني درد و رنج بي نهايت ديده اي
کنج زندان کرده اي بر خلق عالم رهبري
يا امام عسگري يا امام عسگري
*****
اي که در سن جواني مثل گل پرپر شدي
کشته ي راه خدا و دين پيغمبر شدي
با وجود شيعيان بي يار و بي ياور شدي
بر سرت آمد بلاها با تمام سروري
يا امام عسگري يا امام عسگري
*****
اي سراپا روح قرآن اي وجودت جان پاک
آخر از زهر جفا گرديده قلبت چاک چاک
پيکر نورانيت شد در جواني زير خاک
اي جمالت مصطفايي اي جلالت حيدري
يا امام عسگري يا امام عسگري
*****
مثل اجدادت شدي مسموم از زهر جفا
شد عزادار تو زهرا و علي و مصطفي
شهر «سُرَّ مَن رَءا» در ماتمت شد کربلا
مهديت پوشيده بر تن جامه ي نيلوفري
يا امام عسگري يا امام عسگري
*****
گرچه ديدي روز و شب بيداد از خصم شرير
ديده اي در عمر خود تبعيد و زندان ناگزير
خواهرت ديگر نشد در بين دشمنها اسير
مثل زينب درمصيبت کس نديده خواهري
يا امام عسگري يا امام عسگري

مدح و مرثیه بی بی سکینه (سلام اله علیها)

تو کیستی؟ چراغ بهشت مدینه ای

آیینه دار حُسن حسینی، سکینه ای

باید به رتبه زینب ثانی بخوانمت

چون عمه ات به صبر نداری قرینه ای

در آسمان صبر فروزنده کوکبی

بین تمامی اُسرا رکن زینبی 

دشمن ذلیل عزّ و وقار سکینه است

فریاد کربلای حسینی به سینه است

در مکتب مجاهدت و صبر و ابتلا

ایثار و استقامت و ایمان گزینه است

هر چند درد و رنج اسارت کشیده ای

تو خصم را به بند حقارت کشیده ای  

 

مدح و مرثیه بی بی سکینه (سلام اله علیها)

تو کیستی؟ چراغ بهشت مدینه ای

آیینه دار حُسن حسینی، سکینه ای

باید به رتبه زینب ثانی بخوانمت

چون عمه ات به صبر نداری قرینه ای

در آسمان صبر فروزنده کوکبی

بین تمامی اُسرا رکن زینبی 

دشمن ذلیل عزّ و وقار سکینه است

فریاد کربلای حسینی به سینه است

در مکتب مجاهدت و صبر و ابتلا

ایثار و استقامت و ایمان گزینه است

هر چند درد و رنج اسارت کشیده ای

تو خصم را به بند حقارت کشیده ای  

 

مرثیه حضرت سکینه (سلام اله علیها)

عمه جان دیشب به لب آوای دیگر داشتیم

سایه مهر پدر پیوسته بر سر داشتیم

تا که بابا بود از دشمن به دل بیمی نبود

گرچه از سوز عطش ما دیده تر داشتیم

خیمه ها راهی برای یورش دشمن نداشت

تا عموئی همچو عباس دلاور داشتیم

گیسوی ما را خبر از این پریشانی نبود

تا که دل ما را در کمند زلف اکبر داشتیم

تا که قاسم بود ما را خاطری آسوده بود

هم عنانی همچو عبدالله و جعفر داشتیم

در کنار گاهواره ذبا وجود تشنگی

ذکر با قنداقه شش ماهه اصغر داشتیم

تا که بابا بود ما را صورت نیلی نبود

گرچه داغ سیلی و رخسر مادر داشتیم

قصه میخ در و گنجینه اسرار را

نقش لوح سینه گدلهای پرپر داشتیم

تازیانه خوردن ما را کسی باور نداشت

گرچه بر بازوی مادر نقش یاور داشتیم

    ژولیده

روضه و داستان امام رضا (علیه السلام)

ای آنکه هست بر همه عالم عطای تو
     محروم کی شود ز عطایت گدای تو

هشتم امام عالمی و بضعة الرسول 
        ای آنکه مصطفی شده مدحت سرای تو

 یک شرط ز شرایط توحیدی و بود      
              حصن امان اهل ولایت ولای تو

آلوده دامنم ز گنه لیک گشته ام 
       غرقه بحر رحمت نا منتهای تو

من بی پناه مانده و کهف الورا تویی
    آورده ام پناه به دولتسرای تو

   شرمنده ام ز کرده خود یا ابوالحسن
  خواهم در آستان تو عفو از خدای تو

مرد صیاد می گه : با چه زحمتی آهویی رو صید کردم ، یک مرتبه دیدم یک آقای نورانی مقابلم ایستاده ، یک نگاه به آهو کرد ، یک نگاه به من کرد ، فرمود : مرد صیاد می دانی این آهو چه میگه ؟ گفتم نه آقاجان ، فرمود : مرد صیاد این آهومیگه من دو تا بچه دارم ، منتظر من هستند اجازه بده بروم بچه هایم را ببینم و برگردم  ، گفت : آقا من با چه زحمتی این آهو را گرفتم شما می گی رهاش کنم بروه ، اگر بره دیگه برنمی گرده قربانت بروم امام رضا فرمود : من اینجا می مانم ضامن این آهومی شوم . مرد صیاد می گه قلاده را برداشتم با خودم گفتم الان آهو فرار می کنه اما دیدم آمد یک دور ، دور آقا زد و رفت . خیلی متحیر شدم . ساعتی گذشت گفتم آقا این آهو دیگه بر نمیگرده فرمود : مرد صیاد خوب تو این بیابان نگاه کن ، یک نگاه کردم دیدم آهو داره از دور می آد ، دو تا بچه هایش دارند دنبالش می آن ، تا رسیدن به ما خودشون رو انداخت روی پاهای آقا این بچه هاش  هم دور آقا می گردند .

یک نگاه کردم گفتم آقا شما که هستید ؟ فرمود : من ضامن غریبان علی بن موسی الرضایم . حالا همه با هم صدا بزنیم رضا جان ، رضا جان ..

 

 

زمزمه ای امام رضا علیه السلام

یا رضا شمس ولایی ، نور چشم مصطفایی

ای کریم هر دو عالم ، بر همه مشکل گشایی

یا علی موسی الرضا

******

تو نشان هل اتایی ، معدن جود و سخایی

تو ولی کبریایی ، ضامن آهو رضایی

یا علی موسی الرضا

******

تو گل اهل کسایی ، یادگار مرتضایی

تو رحیمی تو رئوفی ، زاده ی خیر النسایی

یا علی موسی الرضا

******

تو امیر مقتدایی ، قبله ی حاجات مایی

ای معین بی پناهان ، شافع روز جزایی

یا علی موسی الرضا

زمزمه ای امام رضا (علیه السلام)

ای که مرآت خدایی مددی حضرت سلطان
معدن جود و سخائی مددی حضرت سلطان

هر گدائی که به سویش بنمایی تو نگاهی
رسد آخر به نوایی مددی حضرت سلطان

تو نگفته بدهی حاجت و این رسم رئوف است
مهد احسان و عطایی مددی حضرت سلطان

چه شهیدان که گرفتند برات از حرم تو
که حبیب شهدایی مددی حضرت سلطان

روضه‌های سحر کوی تو دارد چه صفایی
صاحب هر چه بکائی مددی حضرت سلطان

قبله ی کعبه تویی جملۀ شاهان سگ کویت
کی تو حج فقرایی مددی حضرت سلطان

پرچم سبز سر گنبد تو هادی عشق است
چون کند قبله نمایی مددی حضرت سلطان

تحت آن قبه ی زردت که بود عرش الهی
گریه دارد چه صفائی مددی حضرت سلطان

بی خود از خود شده دل هر دمی آید به حریمت
بشود کرببلائی مددی حضرت سلطان

زیر ایوان طلایت چو نجف غرق غرورم
شهریار دو سرائی مددی حضرت سلطان

 

قاسم_نعمتی

 

مرثیه امام رضا (علیه السلام)

آمد از راه و کشید آرام عبا رویِ سرش
یعنی امروز ست روزِ ناله‌هایِ آخرش

هر قدم رفت و نشست و دست بر پهلو گرفت
میکشد خود را به سویِ خانه مثلِ مادرش

رویِ خاکِ کوچه دنبالش اگر دقت کنی
بنگری آثاری از خاکی ترین بال و پرش

او زمین می‌خورد و میخندید بر حالش عدو
این هم ارثی بود که برده ز جدِّ اطهرش

صحنۀ جان دادن او روضۀ مستوره شد
حجره در بسته میداند چه آمد بر سرش

بار دیگر صورت خاکی و دست و پا زدن
خادمش دید و ولی هرگز نمیشد باورش

یک بُنَیّ گفت و از کام پسر بوسه گرفت
از مدینه بهر یاری زود آمد دلبرش

کربلا بابا رسید امّا پسر افتاده بود
قلبِ شاعر آب شد در این سه بیت آخرش

هر چه قدر آغوش خود واکرد اکبر جا نشد
تا که آخر در عبا پیچید جسم اکبرش

تا قیامت هم نمیفهمند اهل معرفت
از چه آمد دست بر سر بین لشگر خواهرش

آنکه حتّی تارِ مویش را ندیده جبرئیل
دست بُرده بر سرِ نعش علی بر معجرش

قاسم_نعمتی

نوحه - زمزمه شهادت امام رضا (علیه السلام)

مدح و مناجات با امام رضا (ع)

زمزمه

(به سبك السلام ای خاتم پیغمبران)

 

یا رضا شمس ولایی ، نور چشم مصطفایی

ای کریم هر دو عالم ، بر همه مشکل گشایی

نما حاجات ما ، به لطف خود روا

عزیز فاطمه ، علی موسی الرضا

علی موسی الرضا

******

تو نشان هل اتایی ، معدن جود و سخایی

تو ولی کبریایی ، ثامن و ضامن رضایی

همه لطف و عطا ، بده عیدی به ما

به جان مادرت ، علی موسی الرضا

علی موسی الرضا

******

تو گل اهل کسایی ، یادگار مرتضایی

تو رحیمی تو رئوفی ، زاده ی خیر النسایی

همه حسن و صفا ، نظر کن سوی ما

تو را جان جواد ، علی موسی الرضا

علی موسی الرضا

******

تو امیر مقتدایی ، قبله ی حاجات مایی

ای معین بی پناهان ، شافع روز جزایی

بود نامت شفا ، به هر دردی دوا

نما ما را دعا ، علی موسی الرضا

علی موسی الرضا

غزل برگشت زینب (سلام اله علیها) به کربلا

ای غایب از نظر، نظری کن به خواهرت

زینب نشسته بر سر قبر مطهرت

 

یک اربعین گذشته ولی زنده ام هنوز

قامت خمیده آمده سرو صنوبرت

 

 داداش! به همه سخت گذشته، اگه نمیشناسی من معرفی شون کنم؟*

 

لیلاست این که خیمه زده زیر پای تو

بار دگر بگو که اذان گوید اکبرت

 

این زن که لطمه می زند این گونه بر خودش

او کیست؟ نجمه است عروس برادرت

 

آقا! سکینه جمله ی اشکش سؤالی است

یعنی کجاست قبر علمدار لشگرت

 

در کربلا هنوز زنی گریه می کند

زینب کُش است ناله ی محزون مادرت

 

ای پیکری که زخم تنت بی شماره بود

آورده ام برای تو ته مانده ی سرت

 

بگرفتم از امام زمان حُکم نبش قبر

تا متصل کنم سر پاکت به پیکرت

 

دلشوره داشتم که مبادا کنار تو

چشم ربابه باز بیفتد به اصغرت

 

 باید دوباره وارد گودال خون شوم

خواهم اگر دوباره بوسه بگیرم ز حنجرت

 

من نیز با تو کشته شدم روز واقعه

اذنی بده که دفن شود با تو خواهرت

 

 دیگر پس از تو سایه نشینی نمی کند

از بس که بر تو هست وفادار همسرت

شاعر:سعید توفیقی   

نوحه امام رضا (علیه السلام)

چه سنگین است داغ ماتم تو

خراسان شد عزادار غم تو

زبان حال دلهای پیرشان

رضا جانم رضا جانم رضا جان

 

خراسان شد زداغ او مدینه

زند از ماتمش زهرا به سینه

گرفته غم سراغ اهل ایمان

رضا جانم رضا جانم رضا جان

 

صدا میزد جواد من کجایی

دم آخر به بالینم نیایی

چه جانفرسا بود حال غریبان

رضا جانم رضا جانم رضا جان

 

رضا بود و تب و دل بیقراری

رضا بود و غم و چشم انتظاری

دل او شعله خیز از درد هجران

رضا جانم رضا جانم رضا جان

روضه کوتاه امام حسن مجتبی (ع) و گریز به کربلا

وقتی امام حسنو مسموم کردن بچه های صغیرش عبدالله و قاسم دور بستر باباروگرفتن گریه میکردن اشک میریختن - نازنین بدن امام مجتبی رو بطرف قبر رسول خدا تشییع کردن - اما اجازه ندادن کنار قبر رسول خدا دفن بشه - دوباره تابوت رو به سمت قرستان بقیع حرکت دادن - نیمه راه بود اون نانجیب مروان ابن حکم دستور داد تابوت رو جلوی چشم برادراش عباس و حسین تیر باران کنن ، مرحوم اشتهاردی مینویسه یك وقت ، ابی عبداله روزمین نشست چوبه های تیر رو که بدن برادرش رو به تابوت دوخته یکی یکی بیرون میکشه و میگه برادرم ! غارت زده اون نیست كه مالشو بردن ، غارت زده منم كه نازنین برادرمو از دست دادم.
هرچند امام حسن فرموده بود لایومک یومک یا اباعبداله هیچ روزی سخت تر از روز تو نیست می خوام بگم آقا جانم اگه شما سر برادرو به دامن گرفتی ولی روز عاشورا کربلا کسی نبود تا سر شمارو بدامن بگیره – بگو حسین جان

ابیات پایانی :

 

دلم برای غریبان همیشه سوزان است      

               علی الخصوص غریبی که در خراسان است

غریب تر ز حسین و رضا اگر خواهی                  

             برو بقیع و ببین قبرها ویران است

-------------------------

عـوض گـل کـه گذارنـد بـه آیات تنت
لاله‌هـا تیر شـد و رفـت فـرو در بـدنت

چه جگرها که چو آتش همه افروخته شد
 چه بگویم؟ تن و تابوت به هم دوخته شد

اربعین و گریز حضرت زهرا (س)

روز اربعین وقتی کاروان به کربلا رسید در عیون العبری ابراهیم میانجی آورده لماوَصل الی قبراخیهاالحسین رمت علی ظهر الناقه همینکه به قبر ها رسیدن مثل برگ خزان خودشون رو از روی ناقه ها به زمین انداختن هرکی یه قبری رو بغل گرفته یه وقت بی بی زینب صدا زد اینجا بود برادرم رو کشتن ، اینجا بود علی اکبر رو اربا اربا کردن ، اینجا بود دستهای برادرم رو قطع کردن رحمت خدا بر این اشکها وناله ها ، یا صاحب الزمان منو ببخشید دلا بره مدینه آخه بی بی زینب یک عمر  نگاه میکرد به در نیم سوخته ، اشک تو چشمش حلقه میزد صدا میزد اینجا بود پهلوی مادرم رو شکستن.
صدا بزن زهرا جان

جمعه

این جمعه هم از دیدن رویت خبری نیست
دیگر نفسم هم، نفسِ معتبری نیست

رد می شود این جمعه و تا لحظه آخر
از آمدن سبز تو اما اثری نیست

#اللهم_عجل_لولیك_الفرج

متن گریز روضه امام حسن مجتبی(ع)

زنهای سناباد جمع شدند ودر تشییع جنازه ی امام رضا (ع) شرکت کردند و تابوت امام رضا (ع) را غرق گل کردند . در تشییع جنازه ی امام حسن (ع) همه جمع شدند ؛ تشییع پیکر جگر گوشه ی پیامبر (ص) است . باید مراسم تشییع با شکوهی برگزار شود ؛ اما غربت را ببین : میگویند فرزند نباید کنار پدر دفن شود ! کار به جایی رسید که دست به کمان بردند و تابوت جگر گوشه ی پیامبر را آماج تیر های کینه قرار دادند . به جای گلباران تابوت را تیرباران کردند . اما دلها بسوزد برای آن عزیزی که دیگر کارش به تابوت و تشییع جنازه نرسید . نیزه دار نیزه میزد . شمشیر دار شمشیر می زد ....بدن زیر سم اسبان ...

آن که چون خانه ی زنبور زشمشیر ستم

جسم عریان تو را غرقه به خون دید منم

آنکه جا از پی یک بوسه در اعضات ندید

خم شد و حنجر پرخون تو بوسید منم 

ویژگی های بارز یک نوحه فاخر

ویژگی های بارز یک نوحه فاخر

1- نوحه با خودِ سراینده و درون شاعر باید رابطه برقرار کند یعنی نوحه باید از دل برآید .
2- رابطۀ نوحه با مخاطب و خواننده باید برقرار باشد و یک مخاطب احساس رضایت نسبی داشته باشد .


3- یک نوحه خوب برگرفته از شعری ست که آغاز کننده اش احساس و الهام شاعر باشد و در هنگام سرودن آن از تفکر در الفظ و معانی هم غافل نشود .

3 - مستعمل بودن الفاظ یک نوحه: به عبارت دیگر استفاده از الفاظ ساده ، روان و امروزی که برقراری ارتباط با ذهن مخاطب را در پی دارد .
4 - بکر بودن الفاظ در نوحه و استفاده ی کلماتی که روزانه مورد استفاده ی همۀ ما قرار می گیرند ولی در شعرها از آنها استفاده نشده یا کمتر مورد توجه قرار گرفته اند و در صورتی که از سوی شاعر خوب به بار بنشیند در مخاطب ایجاد هیجانی مینماید که او را به خواندن و همراهی کردن با نوحه خوان وا می دارد .

5- جلوگیری از گنجاندن الفاظ کلیشه ای در نوحه است که به کار

بردن این گونه الفاظ باعث میشود یک نوحه در ذهن مخاطب تکراری جلوه داده شود و اساسا مخاطب از همراهی کردن به وجد نیاید و خیلی راحت از آن بگذرد .

6 - مساوات در معانی یک نوحه از ابتدا تا پایان : به عبارتی دیگر نوحه باید در مسیر شکل گیری اش دچار صعود و سقوط نشود ، به عنوان مثال مطلع و ابتدای دلنشین و برازنده باشد ولی در ادامه شاعر به دلائل مختلف نتواند زیبائی شعرش را حفظ کند و آن را به دست بی حوصلگی داده و به مفاهیم ضعیف در شعرش قانع شود ، لذا اگر شاعر در اثرش چنین احساس کرد که شعرش دچار اُفت معنا شده باید به خود فرصتی دهد و در زمانی دیگر به ویرایش دوباره ی شعرش بپردازد .

7- نوحه خوب دارای شعر قوی است که ذوق انسان آن را انتخاب کند.

8- نوحه خوب برگرفته از شعریست که در آن جهان، پدیده ها و عناصرش به خودی خود حضور دارند.

نوحه فارسی عربی

نمی خوام به نوکریت فقط عادت بکنم
دوست دارم هرجا میرم از تو صحبت بکنم
.
شیعتی مهما شربتم ماء عذب فاذکرونی
خیالت راحت آقا تو قلبمونی
.
او سمعتم بغریب او شهید فاندبونی
الهی فدای اون پیکر خونی
.
غم یه دنیا تو چشمای ترت بود
آبی که بستن روت ، مهر مادرت بود
.
خاک کربلا حسین خونه ی آخرته
روضه ی باز واسه ما گریه ی مادرته
.
فانا السبط الذی من غیر جرم قتلونی
آره این شده جواب مهربونی
.
و بجرد الخیل بعد القتل عمدا سحقونی
چه خوبه وقتی خودت روضه می خونی
.
درست همونجا که صحبت سرت بود
آقا فقط فکرت پیش خواهرت بود
.
غم یه دنیا تو چشمای ترت بود
آبی که بستن روت ، مهر مادرت بود

 

متن شعر پیاده روی اربعین - زمینه - تک

دل به عشق یوسف زهرا نهاده می رویم
از نجف تا کربلا پای پیاده می رویم
یابن زهرا السلام یابن زهرا السلام


مرغ روحم پر زند در قتلگاه و علقمه
تا گذارم چهره بر خاک عزیز فاطمه
یابن زهرا السلام یابن زهرا السلام


یابن زهرا سربه کف در سرزمینت آمدم
تا شوم زوار روز اربعینت آمدم
یابن زهرا السلام یابن زهرا السلام


زائر قبر شریف یوسف زهرا شدم
همسفر با کاروان زینب کبری شدم
یابن زهرا السلام یابن زهرا السلام


کربلا یا کربلا یاکربلا یاکربلا
زینب خونین جگر برگشته از شام بلا
یابن زهرا السلام یابن زهرا السلام


ای خدا پروانه ی قبر علی اکبر شدم
زائر هفتاد و دو آلاله ی پرپر شدم
یابن زهرا السلام یابن زهرا السلام

شاعر : استاد حاج غلامرضا سازگار

سینه زنی زمینه - پیاده روی اربعین

ببین شور عشقت هنوز اینچنین

 قیامت به پا می کند اربعین

 

به تاب و تبِ عشق و اين جاده ها
دل ما شده زائر کربلا
به پای غمت هستی ما فدا
دوباره شده موکب غم به پا
به یاد غم کاروانی اسیر
امیری حسین و نعم الامیر...

تویی روح قرآن و سلطان دین
که با خون ما گشته عشقت عجین
ببین شور عشقت هنوز اینچنین
قیامت به پا می کند اربعین
می افتد جهان با تو در یک مسیر
امیری حسین و نعم الامیر

غمت آتش سینه ی ما شده
که اینگونه این اشک زیبا شده
تو را جان اطفال تنها شده
به آن پیکر ارباً اربا شده
بیا دست ما را تو مولا بگیر
امیری حسین و نعم الامیر

نوحه واحد امان از دل زینب (سلام اله علیها)

دل سوخته دلها بود محفل زينب
امان از دل زينب، امان از دل زينب


همان داغ برادر، بود قاتل زينب
امان از دل زينب، امان از دل زينب


دو چشمش به برادر، دو دستش به سلاسل
نگاهي به حسينش، نگاهي سوي قاتل


کند گريه به زخمِ، سرش، چوبه ي محمل
که از خون جبين، سرخ شده محمل زينب


امان از دل زينب، امان از دل زينب
سر از سنگ شکسته، قد از غصّه خميده


به دل داغ برادر، ز رخ رنگ پريده
شرارش به دل زار، اشکش به دو ديده


بوَد از همه عالم، فزون مشکل زينب
امان از دل زينب، امان از دل زينب


فلک محو کمالش، ملک مات جمالش
شکسته کمر کوه، ز اندوه و ملالش
کند تا به سر ني، تماشاي هلالش
امان از دل زینب ..

نوکری در خانه ی اباعبداله (علیه السلام)

دلم خوش است که عمری به پای گلزارم

مباد آنکه برون افکنی زگلزارم

چگونه یار بخوانم تو را که می بینم

تو خوب تر زگل استیّ و من کم از خارم

دو قطره اشگ خجالت هزار کوه گناه

کرامتی که همین است جنس بازارم

محبّت تو نیاید زسینه ام بیرون

اگر کُشند به تیغ و کَشند بر دارم

به چشم پادشهان ناز می کند پایم

که خاک راه غلامان حضرت یارم

به حشر هم که برانی مرا زخویش هنوز

از این که نام تو بردم به تو بدهکارم

پر از توام به تهی دستی ام نگاه مکن

مگو که هیچ ندارم ببین تو را دارم

من و محبّت تو حیف حیف حیف از تو

تو و رفاقت من، خواب یا که بیدارم؟

شراره ای بزن از سوز خویش بر جگرم

کز این شراره بسوزد تمام آثارم

به نار عشق تو یک عمر سوختم مگذار

دوباره روز قیامت برند در نارم

منم غلام غلام سیاه تو «میثم»

که با سرشک، بُود سبز نخل پُر بارم

دوبیتی ناب امام حسین علیه السلام

شفای خانه دلها حسین است
حدیث عشق را معنا حسین است

خطاکار و گنهکاریم اما
حساب محشر ما با حسین است

نوکر اهل بیت علیهم السلام

آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند

آیا شود که روزی ما کربلا کنند)

ما را که بین روضه به آتش کشیده اند

فردای حشر وارد دوزخ چرا کنند ؟

اول مرا به نیمه نگاهی کشانده و

بعدش به آه و گریه مرا مبتلا کنند

غیر از قبیله ی علی و فاطمه کجا

شاهان به حال و روز گدا اعتنا کنند ؟

دور از مرام و مسلک این خانواده است

یوم الحساب  نوکر خود را رها کنند

با اذن مادرش به محرم رسیده ایم

او گفته است تک تک ما را صدا کنند

آنان که حر گم شده را هم خریده اند

(آیا شود که گوشه ی چشمی به ما کنند)

درد نهفته ای که مداوا نمی شود

باید زتربت حرم او دوا کنند

سالی گذشت تیره شدم منتظر شدم

تا که مس وجود مرا هم طلا کنند

اصلا در این حسینیه ها ، در محرمش

ما را به دین و شرع و خدا آشنا کننند

در محضر خدا و ائمه میان عرش

جمع ملائکه همه روضه به پا کنند

که کوفیان چگونه جلو چشم فاطمه

سر از تن عزیز پیمبر جدا کنند

ای کاش خواهرش به روی تل نبود و یا

لشگر کمی ز شرم نگاهش حیا کنند

از بوسه گاه زینب اوچون  نمی شود

پس ناگزیر خنجرشان از قفا کنند

در قتلگاه بر سر راس بریده اش

دعوا شده است تا به روی نیزه جا کنند

یاسر مسافر