دوبیتی - حضرت علی (علیه السلام)

هر دل كه شكست ره به جايي دارد                هر اهل دلي قبله نمايي دارد

با آنكه بُود قبلة ما كعبه ولي                          ايوان نجف عَجب صفايي دارد

 

چون نامة اعمال مرا پيچيدند                        بردند به ميزان عمل سنجيدند       

بيش از همه كس گناه ما بود ولي                  ما را به محبّت علي بخشيدند

کرامات حضرت علی (علیه السلام)

یکی از اصحاب خاصّ امام علیّ (صلوات اللّه و سلامه علیه) به نام أصبغ بن نباته حکایت نماید

روزی در محضر امام علیه السلام نشسته بودم که ناگهان غلام سیاهی را آوردند؛ که به سرقت متّهم بود.هنگامی که نزد حضرت قرار گرفت، از او سؤال شد: آیا اتّهام خود را قبول داری؟؛ و آیا سرقت کرده ای؟
غلام اظهار داشت: بلی ای سرورم! قبول دارم،
حضرت فرمود: مواظب صحبت کرن خود باش و دقّت کن که چه می گوئی، آیا واقعا سرقت کرده ای؟
غلام عرضه داشت: آری، من دزد هستم و سرقت کرده ام.
امام علیه السلام غلام را مخاطب قرار داد و فرمود: وای به حال تو، اگر یک بار دیگر اعتراف و اقرار کنی؛ دستت قطع خواهد شد، باز دقّت کن و مواظب گفتارت باش، آیا اتّهام را قبول داری؟ و آیا سرقت کرده ای؟
در این مرحله نیز بدون آن که تهدید و زوری باشد، گفت: آری من سرقت کرده ام؛ و عذاب دنیا را بر عذاب آخرت مقدّم می دارم.
در این لحظه حضرت دستور داد که حکم خداوند سبحان را جاری کنند؛ و دست او را قطع نمایند.

أصبغ گوید: چون طبق دستور حضرت، دست راست غلام را قطع کردند، دست قطع شده خود را در دست چپ گرفت و در حالی که از دستش خون می ریخت، بلند شد و رفت؛ در بین راه شخصی به نام ابن الکوّاء به او برخورد و گفت: چه کسی دستت را قطع کرده است؟

غلام در پاسخ چنین اظهار داشت: سیّد الوصیّین، امیرالمؤمنین، حجّت خداوند، شوهر فاطمه زهراء (سلام اللّه علیها) ، پسر عمو و خلیفه رسول اللّه (صلوات اللّه علیه) دست مرا قطع نمود.

ابن الکوّاء گفت: ای غلام! دست تو را قطع کرده است و این همه از او تعریف و تمجید می کنی و ثناگوی او گشته ای؟!

غلام در حالتی که خون از دستش می ریخت گفت: چگونه از بیان فضایل مولایم لب ببندم و ثناگوی او نباشم؛ و حال آن که گوشت و پوست و استخوان من با ولایت و محبّت او آمیخته است؛ و دست مرا به حکم خدا و قرآن قطع کرده است.

وقتی این جریان را برای امیرالمؤمنین علیّ علیه السلام مطرح کردند، به فرزند خود حضرت مجتبی سلام اللّه علیه فرمود: بلند شو و برو آن غلام را پیدا کن و همراه خود بیاور.
پس امام مجتبی علیه السلام طبق دستور پدر حرکت نمود و غلام را پیدا کرده و نزد آن حضرت آورد؛ و حضرت به او فرمود: دست تو را قطع کرده ام و از من تعریف و تمجید می کنی؟!

غلام عرضه داشت: بلی، چون گوشت، پوست و استخوانم به عشق ولایت و محبّت شما آمیخته است؛ می دانم که دست مرا طبق فرمان خداوند متعال قطع کرده ای تا از عذاب و عقاب الهی در آخرت در امان باشم.
أصبغ افزود: حضرت با شنیدن سخنان غلام، به او فرمود: دستت را بیاور؛ و چون دست قطع شده او را گرفت، آن را با پارچه ای پوشاند و دو رکعت نماز خواند؛ و سپس اظهار نمود: آمّین، بعد از آن، دست قطع شده را برگرفت و در محلّ اصلی آن قرار داد و فرمود: ای رگ ها! همانند قبل به یکدیگر متّصل شوید و به هم بپیوندید.
پس از آن، دست غلام خوب شد؛ و دیگر اثری از قطع و جراحت در آن نبود؛ و غلام شکر و سپاس خداوند متعال را بجای آورد و دست و پای امام علیه السلام را می بوسید و می گفت: پدر و مادرم فدای شما باد که وارث علوم پیامبران الهی هستید.

بحار الانوار، ج 40، ص 281 - 282،

-------------------

 قضیه ثعبان (( مار بزرگ )) : چنان است که روزی حضرت امیر المومنین علی (علیه السّلام) بر منبر کوفه خطبه می خواند که ثعبانی در پیش منبر ظاهر شد و به آهنگ امیرالمومنین علی (علیه السّلام) بر فراز شد . مردمان ترسیدند و مهیای دفع آن شدند ، حضرت اشاره کرد که به حال خود باشید ، سپس آن ثعبان به نزدیک آن حضرت آمد . حضرت سر مبارک را به جانب او برد و او دهان خود را بر گوش آن حضرت نهاد و صیحه ای زد و از مکان خود نازل شد و مردم ساکت و متحیّر بودند و امیر المومنین علی (علیه السّلام) لبهای مبارک خود را حرکت داد و ثعبان گوش می کرد سپس پایین آمد و از دیده ها غائب شد . آنگاه امیر المومنین علی (علیه السّلام) به خطبه خویش بازگشت نمود و بعد از فراغ از خطبه و نزول از منبر مردم نزد آن حضرت جمع شدند و از حال ثعبان پرسیدند . حضرت فرمود حاکمی از حکّام جنیان بود . قضیه ای بر او اشتباه شده بود ، نزد من آمد از من سوال کرد من حکم را یاد او دادم دعا کرد و رفت

آب، شیرین ترازعسل و سردترازبرفازابن عباس روایت شده که گفت: با حضرت علی(ع) ازجنگ صفین برمی گشتیم. لشگرتشنه بود و درآن زمین آبی نبود. به حضرت علی(ع) ازتشنگی شکایت کردند حضرت شروع به گشتن کرد، تا اینکه سنگی را دید، روی آن ایستاد و فرمود: ای سنگ! آب کجاست؟

 عرض کرد: سلام برتو ای وارث علم نبوت، آب درزیرمن است ای وصی محمد؛

اصحاب ازآن آب آشامیدند و اسبان و شترانشان را سیراب کردند و بسیارازآن آب برداشتند؛ آنگاه حضرت، رو به آن سنگ کرد و فرمود: به جای خود برگرد و سنگ چرخید تا به روی چشمه افتاد

پس صد نفرروی سنگ افتادند و نتوانستند حرکتش دهند و آن حضرت روی سنگ ایستاد و لبهایش را حرکت داد. با دستش آن را بلند کرد. سنگ به یک چشم برهم زدن ازجا کنده شد وچشمه ی آبی درزیرش وجود داشت که ازعسل شیرین تروازبرف سردتربود.

از حضرت باقر ( ع ) نقل است که چون جویریه عازم حرکت از کوفه شد علی ( ع ) باو فرمود آگاه باش در راه برخورد می کنی به شیری . عرض کرد : چه بایست کرد ؟ آن حضرت فرمود : به او بگو مرا امیرالمومنین امان داده است .

پس جویریه خارج شد از کوفه در بین راه ناگاه مشاهده کرد شیری به سمت او می آید جویریه گفت : ای شیر بدرستی که امیرالمو منین علی بن ابیطالب ( ع ) مرا امان داده است از تو . جویریه گفت : چون کلام امیر ( ع ) را رساندم آن حیوان برگشت در حالی که سرش را به زیر انداخته بود و همهمه می کرد تا آنکه در نی زار غایب شد .
و جویریه به دنبال حاجت خود رفت چون برگشت به محضر علی ( ع ) و قضیه را نقل کرد حضرت فرمود : چه گفتی با آن شیر و چه گفت به تو .
جویریه عرض کرد : هر چه دستور داده بودی به او گفتم و به برکت فرمایش شما از من منصرف شد و اما آن چیزی که آن حیوان گفت ، پس خدا و رسول و وصی او به آن داناترند . امیر ( ع ) فرمود : پشت کرد آن حیوان از تو در حالتی که همهمه می کرد . جویریه عرض کرد : درست فرمودی یا امیرالمو منین ( ع ) جریان همین است که فرمودی . پس علی ( ع ) فرمود : آن حیوان به تو گفت : وصی محمد ( ص ) را از من برسان .
منبع کتاب 320 داستان از معجزات و کرامات امام علی (ع )
--------------------

 تربت سیدالشهدا

 

 نقل شده است که : در بغداد مردی فاسق و فاجر و خمار بود که عمر خود را در اعمال نامشروع صرف کرده بود و مال بسیار داشت . چون اجلش در رسید وصیت کرد که : ( چون مرگ را دریابد ، بعد از تجهیز و تکفین ، در نجف اشرف دفنم کنید ، شاید از برکت حضرت علی علیه السلام خداوند عالم گناهان گذشته را ، بدان حضرت ببخشد ) . این را گفت و جان به حق تسلیم کرد . خویشان و اقوام او به وصیت او عمل نموده ، بعد از تجهیز نعش ، او را برداشته متوجه نجف اشرف شدند .
خدام روضه شاه ولایت در آن شب حضرت علی علیه السلام را در خواب دیدند که آن حضرت بر سر صندوق حاضر شد و جمیع خادمان آستان ملایک پاسبان را طلبیده و فرمود : ( فردا صبح مردی فاسق را به اینجا خواهند آورد . مانع شوید و نگذارید که او را در نجف دفن کنند که گناهان او از عدد ریگ صحراها و برگ درختان و قطرات باران بیشتر است ) . این بفرمود و غایب شد .
چون صبح شد جمیع ملازمان آستان بر سر قبر امیرالمو منین علیه السلام حاضر شدند و خواب خود را به یکدیگر بیان کردند . همه این خواب را دیده بودند . پس برخاستند و چوبها و سنگها به دست گرفته ، بیرون دروازه جمع شده ، همگی تا دیر وقت به انتظار نشستند ، ولی کسی پیدا نشد . از این جهت برگشتند و متفکر بودند که چرا این واقعه به عمل نیامد .
از قضا آن جماعتی که تابوت همراهشان بود ، در آن شب راه را گم کرده به بیابان کربلای معلی افتادند . چون روز شد از آنجا راه نجف اشرف را پیش گرفته ، روانه شدند . چون شب دیگر شد ، باز حضرت شاه ولایت را در خواب دیدند که خدام را طلبیده ، فرمودند ( چون صبح شود همه بیرون روید و آن تابوتی که شب پیش شما را به ممانعت او امر کرده بودم ، با اعزاز و اکرام هر چه تمامتر بیاورید و ساعتی در روضه من بگذرانید . بعد از آن او را در بهترین جا دفن کنید . )
خدام از شنیدن این دو سخن منافی بسیار متعجب بودند . از این جهت به شاه ولایت عرض کردند : ( ای پادشاه دین و دنیا ! دیشب ما را منع فرمودی و امشب به خلاف آن در کمال شفقت و مهربانی امر فرمودید ، در این چه سری است ؟ )
حضرت فرمود : ( شب گذشته آن جماعت راه را گم کرده ، به دشت کربلا افتادند؛ باد ، خاک کربلا را در تابوت آن مرد افشاند؛ از برکت خاک کربلا و از برای خاطر فرزندم حسین علیه السلام خداوند از جمیع تقصیرات او درگذشت و بر او رحمت کرد ) .
پس خادمان همگی بیدار شدند و از شهر بیرون رفتند . بعد از ساعتی تابوت آن مرد را آوردند و پس از تعظیم تمام ، آن را به روضه مقدس امیرالمو منین علیه السلام حاضر کردند و صورت واقعه را آن طور که اتفاق افتاده بود بر آن جماعت نقل نمودند .
منبع.کتاب داستانهای شگفت انگیز از زیارت عاشورا و تربت سید الشهدا (ع )

 

میلاد حضرت علی (علیه السلام )

بسم الله الرحمن الرحیم یارب العالمین

لعل لب تو شاخ نبات است علی

حب تو فقط راه نجات است علی

پیوسته خدا کند مدیحت به نبی

چون مدح تو ذکر صلوات است علی

***

روز جمعه بوده و متعلق به آقا و مولایمان حضرت صاحب(روحی و ارواح العالمین له الفدا) از طرفی شب میلاد مولی الموحدین اسدالله الغالب علی ابن ابی طالب(صلوات الله و سلامه علیه) خدا را میخوانیم بحق این ساعات عزیز و این ایام با عظمت، دنیا و آخرت بین ما و قرآن و اهلبیت جدایی نیندازد و از خدا میخواهیم بحق عصمت فاطمه ی زهرا سلام الله علیها عواقب امورمان را ختم بخیر فرماید. کسانی که این آرزو را دارند عنایت کنن هدیه به روح مطهر امام و شهدای عزیز ، برای سلامتی و فرج امام زمان و سلامتی نایب برحقش مقام عظمای ولایت و همه ی خدمتگذاران دلسوز نظام مقدس جمهوری اسلامی صلوات ختم بفرمایید.

با علی گفتا یکی در رهگذار

از چه باشد جامه ی تو وصله دار؟

اعتقادم این است که مجالس اهلبیت علیهم السلام در کنار جشن، در کنار عزا، در کنار روضه و شادی باید معرفت زایی داشته باشد. همه ی آنچه که به من و شما میدهند به اندازه ی معرفت ماست؛ اکرمنی بمعرفتکم...

چند بیت شعر تقدیم می کنم که یه گوشه از زندگانی مملو از درس امیرالمومنان علیست، قطره ای و کمتر از قطره ای از این دریای ژرف است:

با علی گفتا یکی در رهگذار

از چه باشد جامه ی تو وصله دار؟

تو امیری و شهی و سروری

از همه در راد مردی برتری

شخصی رسید به امیرالمومنین دید آقا در نخلستان مشغول کارد کردن با لباس وصله زده دستهای پینه بسته سوال کرد آقاجان شما امیر این مملکتید؛ شاهید؛ سرور مایید؛ این چه وضعیتیست؟! اعتراض کرد به آقا...

کس ندیده است ای جهانی را پناه

جامه ی صد وصله بر اندام شاه

ای امیر تیز رای و تیزهوش

جامه‏ ای چون جامه شاهان بپوش

گفت: صاحب جامه را بین، جامه چیست؟

دید باید در درون جامه کیست!؟

ظاهر زیبا نمی‏ آید به کار

حرفی از معنی اگر داری بیار

مرد سیرت را به صورت کار نیست

جامه گر صد وصله باشد عار نیست

کار ما در راه حق کوشیدن است

جامه ی زهد و ورع پوشیدن است

زهد باشد زینت پرهیزکار

زینت دنیا، بدنیا واگذار

ببالید به خودتان که شیعه علی هستید. شیعه ی یک همچین انسان کامل و با عظمتی هستید.

بنده خیلی عادت ندارم مداحی طولانی داشته باشم چون نه توان دارم و نه حقیقتا سوادش را. دو بند سرود تقدیم می کنم و التماس دعا:

امشب جمال یارم دل از حرم ربوده

کعبه ز شوق رویَش آغوش خود گشوده

(مولا علی علی جان...)

 

خوشید عالم آرا سر زد ز بام کعبه

از یمن این ولادت شد زنده نام کعبه

بنت اسد گرفته امشب اسد به دستش

بیت و صفا و مروه گردیده مست مستش

(مولا علی علی جان...)

امشب به کل هستی بخشیده او طراوت

بر روی دست احمد قرآن کند تلاوت

جز راه عشق مولا راه دگر نپویم

 تا لحظه های آخر ، هو یا علی بگویم

(مولا علی علی جان...)

 علی امام من است و منم غلام علی

هزار جان گرامی فدای نام علی

***

ناز قدوم مبارک آقا امیرالمومنین صلوات ختم کنید.

تكلم با شير

تكلم با شير

 

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ

 

منقذين اصبغ اسدى گويد:  (( در شب نيمه شعبان در خدمت اميرالمؤ منين (ع ) بودم ، امام سوار شترى شدند و  براى كار مهمى به دهى رفتند، در اثناى راه در جايى فرود آمدند و خواستند كه تجديد وضو نمايند، من  افسار شتر را داشتم ، يك مرتبه گوش هاى شتر تيز و مضطرب شد كه نتوانستم آن را نگه دارم ؛ امام پرسيد:

 

چه شده است ؟

 

عرض كردم : شتر چيزى ديده كه اين طور بى تابى مى كند.

 

امام نگاه كرد و فرمود: درنده اى است ؛ ذوالفقار را برداشت و نعره اى زد و چند قدم برداشت ؛ آن درنده  شير بود چون صداى امام را شنيد نزديك آمد و مانند گناهكاران ، سر در پيش انداخت ؛ امام دست دراز كرد  موى گردن شير را گرفته و فرمود: مگر نمى دانى من اسدالله و ابوالاشبال (پدر بچه شيرها) و حيدرم ، قصد  شترم را نمودى ؟

 

شير به زبان فصيح عرض كرد: يا اميرالمؤ منين (ع )! هفت روز بود كه شكارى به دستم نيفتاد و گرسنگى بى  طاقتم كرده است ، از دور شبح شما را ديدم خجل كه خداى تعالى بر من گوشت دوستان و عترت شما را حرام

کرامت امام جواد علیه السلام

اباصلت مي گويد: پس از دفن حضرت رضا(علیه السلام)، به دستور ماُمون يك سال زنداني شدم. پس از يك سال از تنگي زندان و شب نخوابي به ستوه آمدم، دعا كردم و براي رهايي از زندان محمد(صلی الله علیه و آله و سلم) و آل محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) متوسل شوم. از خداوند خواستم به بركت آل محمد (صلی الله علیه و آله و سلم)در كار من گشايشي انجام دهد.
هنوز دعايم به آخر نرسيده بود كه حضرت ابي جعفر(علیه السلام) نجات بخش گرفتاران عالم، وارد زندان شد و فرمود: اي اباصلت از تنگناي زندان بي تاب شده اي .عرض كردم به خدا سوگند سخت بي تابم.
فرمود: برخيز، دستي به زنجيرها زد و غل و زنجيرها از دست و پاي من بر زمين افتاد. سپس دست مرا گرفت  و از كنار نگهبانان زندان عبور داد .نگهبانان در حالي كه مرا نظاره مي كردند، توان سخن گفتن با مرا نداشتند و از زندان خارج شدم. سپس حضرت فرمود: برو در امان خدا كه هرگز نه دست مامون به تو مي رسد و نه دست تو به مامون.
اباصلت مي گويد: همانگونه كه حضرت فرمود تا حال مامون را نديده ام.(5)

یکصد و بیست و هشت نکته در رابطه با روش مرثیه‌خوانی

بسم‌الله الرحمن الرحیم

یکصد و بیست و هشت نکته در رابطه با روش مرثیه‌خوانی «با استفاده از کتاب سرشک خون»

1- در مرثیه‌خوانی به خدا توکل کنیم.

2- در مرثیه‌خوانی توسل به معصومان و کمک از آنها به ویژه حضرت فاطمه زهرا «علیهاالسلام»  و امام حسین «علیه‌السلام» و حضرت‌ مهدی «علیه‌السلام» را فراموش نکنیم.

3- در مرثیه‌خوانی از خاندان عصمت با احترام یاد کنیم مثلاً در مرد «علیه‌السلام» و در زن «علیهاالسلام» را به کار بریم.

4- از خدا بخواهیم تا خاندان عصمت و طهارت به ویژه حضرت مهدی«علیه‌السلام»  به جلسات مرثیه‌خوانی ما عنایت کنند و در این‌گونه مجالس تشریف بیاورند و چشمان گنهکار ما را به جمال خویش منور بفرمایند.

5- اگر به مرثیه‌خوانی علاقه داریم از خاندان عصمت به ویژه حضرت زهرا«علیهاالسلام»  ، امام حسین و«علیه‌السلام»  امام زمان «علیه‌السلام» بخواهیم که ما را در زمره‌ی مرثیه‌خوان‌های واقعی خود قرار بدهند.

6- مرثیه‌خوانی از نعمت‌هایی است که خداوند و اهل‌بیت به «علیهما‌السلام» دوستان خود عطا می‌کنند پس آن را دست کم نگیریم.

7- می‌توانیم ثواب مرثیه‌خوانی خود را به اهل بیت«علیهم السلام»   یا مراجع تقلید رضوان‌ا... علیهم و یا پدر و مادر و فامیل و مانند آن اعطا کنیم.

8- خواندن مرثیه را به عنوان عبادت و وظیفه شرعی بدانیم.

9- در هنگام مرثیه‌خوانی با طهارت و با وضو و با عبا  باشیم چراکه شاعرمیفرماید:

ای که داری به لب پیام حسین                                    ذاکـر و پـیـرو مرام حسـیـن

در مجـالس عبـا بدوش افکن                                     وقت خواندن به احترام حسین

10- می‌توانیم پیش از مرثیه‌خوانی 2 رکعت نماز بخوانیم و از خدا بخواهیم ما در این امر موفق بگرداند.

11- شایسته است پیش از خواندن با جمله‌ی «یا ابا عبدا... ادرکنا» یا جمله‌ی «یا صاحب الزمان ادرکنا» و یا جمله‌ی «یا فاطمه الزهرا ادرکینا» را از قلب خود بگذرانیم و یا بر زبان خود جاری کنیم.

12- پیش از مرثیه‌خوانی درباره آن فکر کنیم که چگونه آغاز کنیم، چگونه آن را ادامه دهیم و چگونه آن را به پایان برسانیم و به طور کلی چگونه آن را بیان نماییم.

13- مرثیه را با نام و حمد خدا و درود و صلوات بر پیامبر و ائمه معصومین علیهم‌السلام و بیزاری از دشمنان آنان آغاز کنیم مثلاً بگوییم «بسم الله الرحمن الرحیم الحمدالله رب العالمین ثم الصلوه والسلام علی سیدنا و نبینا ابی القاسم محمد و علی اهل بیته الطیبین الطاهرین و لعنته الله اعداعهم اجمعین من الان الی قیام یوم الدین.»

14- می‌توانیم مرثیه را با نام و یاد خدا آغاز کنیم مثلاً «بسم الله الرحمن الرحیم یا رحمان ویا رحیم».

15- بعد از ذکر نام و صفات و حمد خدا و درود بر معصومان می‌توانیم چند بیت شعر بخوانیم یا داستان و یا خاطره‌ای را ذکر کرده و سپس اصل مرثیه را بازگو کنیم.

16- اگر شعر، داستان یا خاطره‌ای پیش از خواندن اصل مرثیه مورد استفاده قرار می‌گیرد سعی شود آنقدر طولانی نگردد که از اصل مرثیه بیشتر شود و اصل مرثیه و هدف و محتوای آن را تحت‌الشعاع خود قرار دهد.

17- چنانچه شعر و یا داستان فوق در مرثیه‌خوانی مورد استفاده قرار گرفت باید از نظر محتوا درست و از نظر مدرک صحیح باشند.

18- شایسته است از اشعار عرفانی مربوط به مرثیه در همه‌جا استفاده نشود زیرا عرفان زمینه و یا زمینه‌سازی می‌خواهد.

19- قبل از خواندن مرثیه آن را در خانه یا مانند آن تمرین، حفظ کنیم تا در هنگام خواندن مرثیه دچار اشتباه و فراموشی نشویم.

20- اگر شنوندگان برای شنیدن مرثیه به طور پراکنده نشسته‌اند از آنها بخواهیم به صورت جمع‌تر بنشینند.

21- سعی کنیم مرثیه‌خوانی را بدون مقدمه‌چینی و زمینه‌سازی شروع ننماییم و به قول معروف فوری به «گودال قتلگاه» نرویم.

22- برای مقدمه‌چینی برای مرثیه‌خوانی می‌توان مرثیه را با عرض سلام بر معصوم یا شهید موردنظر و همان‌طور که گفته شد با خواندن شعر و ذکر داستان و خاطره‌ای مربوط به مرثیه‌ی موردنظر آغاز کنیم.

23- گاهی برای آغاز و یا پایان مرثیه سرور شهیدان می‌توانیم این سلام‌ها را بخوانیم «السلام علیک یا اباعبدا... و علی‌الارواح التی حلت بفنائک علیکم منی جمیعا سلام الله ابدا مابقیت وبقی اللیل والنهارولا جعله الله آخرالعهدمنی لزیارتکم السلام علی الحسین وعلی علی بن الحسین وعلی اولادالحسین وعلی اصحاب الحسین ورحمه الله وبرکاته»

24- گاهی برای آغاز و یا پایان مرثیه‌ی هر معصومین می‌توان قسمتی از دعای توسل را که مربوط به آن معصوم است بخوانیم.

25- معمولاً مرثیه دارای 3 مرحله است: 1- مقدمه 2- اوج 3- فرود بعد از رسیدن مرثیه به مرحله‌ی اوج و سوزناک خود آن را زیاد طول ندهیم یعنی مرحله‌ی فرود را کوتاه کنیم که گاهی مرثیه حتی بدون فرود نیز خوانده می‌شود.

26- مرحله‌ی اوج مرحله‌ای است که گره مرثیه گشوده می‌شود و سوزناک‌ترین قسمت مرثیه است بدین جهت مرحله‌ی اوج مرثیه را زود بیان نمی‌کنیم.

27- وقتی مرثیه به اوج خود رسید سوز و گدازی را در شنوندگان برانگیزانیم و «تحولی درونی» در آنها به وجود آوریم به گونه‌ای که حالت توجه به معارف بلند عاشورایی با آن سوز و گداز همراه گردد.

28- در اوج مرثیه با کلماتی مانند «یاحسین» و «یازهرا» توسل را بیشتر و داغ‌تر کنیم.

29- اگر مرثیه را با سخنرانی انجام می‌دهیم شایسته است که ارتباط موضوع سخنرانی با موضوع مرثیه را فراموش نکنیم و ارتباط بین آن دو را در نظر داشته باشیم و به اصطلاح سخنوران مرثیه‌خوان «گریز» بزنیم.

30- شایسته است مرثیه را با خواندن دعا و فاتحه و صلوات و قیام برای حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه) به پایان ببریم.

31- پس از پایان مرثیه می‌توان آیه «وسیعلم الذین ظلموا ای منقلب ینقلبون» و یا «الالعنه الله علی القوم الظالمین» را خواند.

32- بعد از خواندن آیات فوق می‌توانیم برای استجابت دعا آیه‌ی «امن یجیب المضطر اذا دعا و یکشف السوء» را بخوانیم.

33- بعد از خواندن دعای فوق این دعا را بخوانیم «اللهم انا نسئلک و ندعوک باسمک العظیم... و سپس 10 مرتبه یا الله» و بعد از آن دعاهای دیگر را بخوانیم.

34- اگر در هنگام مرثیه‌خوانی شعر و یا مطلب بعدی را فراموش کردیم شعر و مطلب قبلی را تکرار کرده و شرح می‌دهیم و در ضمن این کار به جستجوی مطلب و شعر بعدی می‌پردازیم تا آن را به یاد آوریم.

35- برای مرثیه‌خوانی اگر می‌توانیم در جایی قرار بگیریم که شرف بر شنوندگان باشیم.

36- شایسته است موانع تمرکز حواس را از محل مرثیه‌خوانی حذف کنیم، گاهی این کار با تذکری از سوی مرثیه‌خوان می‌تواند انجام گیرد.

37- در آغاز مرثیه می‌توانیم از شنوندگان بخواهیم تا سرها را زیر انداخته و دلها را روانه کربلا کنند و زانوی غم بغل بگیرند.

38- تا می‌توانیم مدت و مقدار مرثیه را در مدت زمانی که از ما خواسته‌اند انجام دهیم یعنی به موقع شروع و به پایان برسانیم.

39- در ابتدای کار صدای خود را خیلی بالا نبریم و بلند نکنیم تا برای ادامه‌ی کار نفس داشته باشیم.

40- گاهی گلو و دهان مداحان مبتدی خشک می‌شود و نفس آن‌ها کم می‌آید که امری طبیعی است و به مرور زمان از بین می‌رود ولی نکات مرثیه‌خوانی مانند نکته‌ی قبلی را نیز باید رعایت کرد تا با چنین مشکلی روبرو نشد.

41- اگر صدای شما گرفته یا سرما خورده و یا ناصاف است چنانچه می‌توانیم در رفع آن بکوشیم و یا پیش از خواندن آن را به شنوندگان بگوییم.

42- سعی کنیم برای خواندن شروع خوب، گیرا و جذابی داشته باشیم.

43- بکوشیم خودمان نیز همراه خواندن مرثیه بسوزیم و اشک بریزیم و گریه کنیم که گفته‌اند «هر سخن کز دل براید لاجرم بر دل نشیند».

44- اگر هنگام روضه‌خوانی خودمان گریه نمی‌کنیم (بکاء) دست کم حالت گریه به خود بگیریم (تباکی).

45- سوز و حال و گریه در مرثیه‌خوانی را از خود خدا و معصومان «علیهما‌السلام» طلب کنیم.

46- خود را برتر از مرثیه‌خوانهای دیگر ندانیم و متواضع باشیم مثلاً نگوییم «من یک ساعت مرثیه‌خوانی کردم ولی فلانی کم آورد».

47- علاقه و تمرین و صدق و اخلاص و تقوا از عوامل مؤثر در مرثیه‌خوانی است پس به آنها توجه بیشتری کنیم.

48- تعداد کم و زیاد جمعیت در اخلاص مرثیه‌خوانی ما تأثیر نگذارد مثلاً نگوییم: دیشب در مجلسی خواندم که غلغله بود وجای سوزن انداختن نبود.

49- اگر در مرثیه‌خوانی ما انتقاد سودمندی کردند ناراحت نشویم و آن را بپذیریم.

50- از تحقیر مرثیه‌خوان‌های دیگر به گونه‌های مختلف خودداری کنیم مثلاً نگوییم «روی فلانی را کم کردم.»

51- اگر برای مرثیه‌خوانی به ما هدیه‌ای ندادند ناراحت نشویم زیرا پاداش اصلی و حقیقی این کار نزد خداست.

52- به خاطر حضرت فاطمه زهرا«علیهاالسلام»   و امام حسین«علیه‌السلام»  برای مرثیه‌خوان‌ها احترام ویژه‌ای قائل باشیم. پس حداقل می‌توانیم به احترامشان از جای خود برخیزیم و یا دست آنان را ببوسیم.

53- هنگام مرثیه‌خوانی با مدیریت خود کنترل مجلس را به عهده بگیریم زیرا ممکن است کنترل مجلس را یا خود از دست بدهیم یا دیگران بخواهند نظم مجلس را به هم بزنند.

54- تجربیات مرثیه‌خوانی خود را در اختیار دیگران قرار دهیم و در این مورد سخاوتمند باشیم که خیر و برکت نزد خداست.

55- حتماً بر موضوع و محتوای مرثیه تسلط کافی داشته باشیم مثلاً بدانیم در آغاز، مقدمه، اوج و فرود مرثیه چه چیزهایی را باید بخوانیم.

56- در آغاز راه و پیش از خواندن مرثیه یک بار دیگر مرثیه را مطالعه و مرور کنیم تا مرتکب اشتباهی نشویم.

57- می‌توانیم در ابتدای مرثیه‌خوانی موضوع مرثیه را برای شنوندگان بگوییم مثلاً «امشب روضه‌ی علی‌اکبر «علیه‌السلام» را برای شما می‌خوانم».

58- اگر چراغ‌های مجلس خاموش شوند شاید حزن و اندوه بیشتری بر آن مجلس حاکم گردد پس در مواردی به این نکته توجه کنیم.

59- در مرثیه‌خوانی از طرح سؤالات و شبهات بدون پاسخ پرهیز نماییم مثلاً در مرثیه‌ی حضرت زهرا«علیهاالسلام»   این سؤال را مطرح نکنیم که چگونه ممکن است حضرت فاطمه«علیهاالسلام»   بعد از مرگش دست‌های خود را بیرون از کفن آورده و حسینین «علیهم‌السلام»را در آغوش بگیرد و پاسخ آن را ندهیم.

60- مطالب احتمالی و مشکوک در روضه مانند حضور حضرت لیلا «علیهاالسلام»  در کربلا را به صورت قطعی و یقینی ذکر نکنیم و یا حتی از ذکر آن‌ها خودداری کنیم.

61- از دوباره‌خوانی مرثیه بپرهیزیم و بدون ضرورت مرثیه را تکرار نکنیم.

62- می‌توانیم از آیات، روایات، شعر، داستان، خاطره، مثال، تشبیه، ضرب‌المثل آمار و اخبار صحیح و دقیق، سخنان عالمان و بزرگان و دانشمندان نظیر امام خمینی(ره) و جملات و قطعه‌های ادبی و زیبایی که متناسب با موضوع مرثیه باشند استفاده نماییم.

63- اگر دارای سبک خاصی هستیم آنقدر تمرین داشته باشیم تا آن سبک را از دست ندهیم.

64- در آغاز راه می‌توانیم پیش از خواندن چند نفس عمیق بکشیم تا ترس و دلهره ما از بین رفته و آرامش جای آن را بگیرد.

65- به طور طبیعی بخوانیم و خود را به تکلف و زحمات نیندازیم.

66- در نزد عموم از به کارگیری لحجه‌های خاص و محلی در مرثیه‌خوانی خودداری کرده و از داشتن تکیه کلام خودداری نماییم.

67- تا می‌توانیم از ابتکار و خلاقیت و ذوق و سلیقه‌ی دیگران در انتخاب مراثی و کیفیت بیان و شیوه‌ی آغاز و پایان آنها استفاده نماییم.

68- اگر در خواندن مرثیه اشتباهی کردیم در همان جلسه و یا در جلسه بعد آن را تصحیح نماییم.

69- می‌توانیم هنگام مرثیه تحمل در برابر مشکلات و صبر در مقابل مصائب را برای شنوندگان زمینه‌سازی کنیم زیرا معصوم«علیه‌السلام»  فرمودند: «صبر نیمی از ایمان است».

70- به مرثیه‌ای که می‌خوانیم خودمان اعتقاد داشته باشیم تا این اعتقاد در شنوندگان تأثیر معنوی و عاطفی بگذارد.

71- کیفیت بعضی از گریه کردن‌ها زننده است از انجام چنین گریه‌هایی خودداری کنیم.

72- از دروغ‌ها و تحریفاتی که در مرثیه‌ها صورت گرفته است با اطلاع باشیم تا آن‌ها را نخوانیم.

73- مواظب باشیم برای گریاندن مردم روضه‌ها را کم و زیاد نکنیم تا مثلاً سوزناک شوند و مردم را به گریه بیاندازند.

74- اگر نگاه جمعیت یا افراد خاصی مانع مرثیه‌خوانی ما می‌شود می‌توانیم گاهی چشمان خود را روی هم بگذاریم.

75- توجه داشته باشیم مرثیه‌خوانی با زبان محاوره‌ای دلنشین‌تر از مرثیه‌خوانی با زبان مکاتبه‌ای است.

76- مرثیه‌خوان با تجربه‌ای می‌گفت: مراثی و اشعار مربوط را قبل از خواب حفظ کنید تا در ذهن شما کاملاً نقش ببندد.

77- برای مرثیه‌خوانی و جاری ساختن اشک‌ها سعی شود احساسات و عواطف شنوندگان را برانگیزیم.

78- از هر حالت یا حرکتی که متناسب با مرثیه‌خوانی و شخصیت مرثیه‌خوان نباشد خودداری نماییم.

79- برای برانگیختن شور و احساس شنوندگان باید خودمان در هنگام مرثیه‌خوانی شور و سوز و احساس نیز داشته باشیم.

80- بین محتوای مرثیه و شرایط و احساسات شنوندگان ارتباط برقرار کنیم تا غم و اندوه بیشتری را احساس نمایند و اشک بیشتری را جاری سازند.

81- هنگام مرثیه‌خوانی به همه نگاه کنیم تا توجه همگان را نیز جلب کنیم و برای جلب توجه و تأثیر بیشتر می‌توانیم در حد ضرورت و متناسب و هماهنگ با محتوای مرثیه از حرکات سر و صورت و دست استفاده نماییم.

82- برای مرثیه‌‌خوانی ترس به خود راه ندهیم و از جمعیت زیاد هراسان نشویم.

83- در آغاز مرثیه‌خوانی ترس، اضطراب، دلهره و ضربان شدید قلب امری طبیعی است از این رو یأس به خود راه ندهیم و مرثیه‌خوانی را در «جاهای مختلف» و در حضور «جمعیت‌های گوناگون» تمرین و دنبال کنیم تا ترس و دلهره‌ی ما از بین برود.

84- آثار و فواید مرثیه‌خوانی را به خاطر بیاوریم تا علاقه ما به مرثیه‌خوانی بیشتر شود که نعمتی بزرگ است و متأسفانه برخی از آن غافلند.

85- اگر مرثیه‌خوانی را همراه با سخنرانی می‌خواهیم انجام دهیم مواظب باشیم که مرثیه‌ی ما ناقص سخنرانی ما نباشد و بالعکس مثلاً «اگر در سخنرانی می‌گوییم توبه در آخر عمر پذیرفته نمی‌شود در این صورت نمی‌توانیم روضه‌ی حر را بخوانیم زیرا امام حسین«علیه‌السلام»  در آخر عمر توبه‌ی حر را پذیرفت».

86- هدف نهایی از مرثیه خواندن «گریاندن» نیست اگرچه مرثیه‌ی همراه با گریه بهتر می‌باشد.

87- مرثیه‌خوان باید آنچنان ورزیده و دقیق باشد که اگر به او گفتند در 3 دقیقه بخواند بتواند و اگر گفتند در 30 دقیقه هم بخواند بتواند بخواند.

88- اگر در آغاز راه هستیم به خود تلقین کنیم که می‌توانیم مرثیه‌خوانی کنیم زیرا تلقین یکی از راه‌های تعلیم و تعلم است.

89- در همه جا نباید مرثیه خواند بلکه باید شرایط مرثیه‌خوانی موجود باشد یا شرایط آن به وجود آید و سپس مرثیه خواند.

90- مرثیه‌ها را مطابق فهم و موقعیت فردی، سنی، زمانی و مکانی شنوندگان انتخاب کنیم و بخوانیم مثلاً برای نوجوانان روضه‌ی حضرت قاسم«علیه‌السلام»   و برای کودکان روضه‌ی حضرت رقیه«علیهاالسلام»   و برای زنان روضه‌ی حضرت زینب«علیهاالسلام»   را بخوانیم.

91- می‌توانیم از مرثیه‌ها نکات اخلاقی، تربیتی، سیاسی، تاریخی، نظامی را استفاده کنیم و برای شنوندگان بازگو نماییم یک فرمانده نظامی می‌گفت «گاهی از مراثی

 امام حسین«علیه‌السلام»   و پیکار با دشمنانش نکات نظامی برداشت می‌کنیم».

92- معمولاً از تعابیری که مخصوص همان زمان‌ها بوده است استفاده کنیم مثلاً به جای خیمه نگوییم چادر یا سنگر و یا به جای عمود کلمه‌ی گرز را به کار نبریم.

93- مجالس دعا و ختم و مانند آن زمینه خوبی برای یادگیری و شروع مرثیه‌خوانی است.

94- فقط برای دیگران مرثیه نخوانیم بلکه بعضی اوقات و در تنهایی برای خود و خانواده خود هم مرثیه بخوانیم.

95- جلسه مرثیه می‌تواند برای مخاطبان جلسه‌ی توبه و بازگشت به خدا نیز باشد به آن توجه کرده و از آن استفاده کنیم.

96- مرثیه‌خوان نباید بر شنیده‌ها که به نظر دروغ و غیرصحیح یا غیرقابل قبول است تکیه کند.

97- در مجالس مرثیه‌خوان‌های خبره شرکت نماییم تا از روش و کیفیت مرثیه‌خوانی آنان نیز بهره‌مند شویم. یکی از مرثیه‌خوان‌ها می‌گفت «برای یادگیری مرثیه‌خوانی باید در جلسات مرثیه‌خوان‌ها شرکت کنید تا با چشم خود ببینید که چگونه مرثیه می‌خوانند».

98- مرسوم است که هریک از شب‌های دهه محرم مرثیه‌ی یکی از وقایع یا شهدای کربلا را می‌خوانند از مرثیه‌خوان‌های باتجربه این سوال را بکنیم که مثلاً در فلان شب چه مرثیه‌ای باید خوانده شود.

99- اگر مثلاً در دو جا مرثیه‌خوانی می‌کنیم بهتر است برای هرکدام جداگانه و یا دو قسمت مختلف از یک مرثیه را بخوانیم زیرا ممکن است بعضی از شنوندگان هر دوجا یکی باشند.

100- مرثیه‌ها را طوری بازگو نکنیم که خواری و ذلت خاندان عصمت و طهارت«علیهما‌السلام»   از آن برداشت شود.

101- در مرثیه می‌توان به جای آمار و اعدادی که از نظر صحت مورد تردید و یا انکار است به کلماتی نظیر «جمعیتی بسیار»، «عده‌ای زیاد» یا تعدادی فراوان اکتفا نمود. مثلاً به جای اینکه بگوییم امام حسین«علیه‌السلام»   چندین هزار نفر را کشت بهتر است بگوییم امام حسین «علیه‌السلام»  تعداد فراوانی از دشمنان را کشت.

102- شایسته است از ذکر مراثی یا آماری که موجب انکار یا عکس‌العمل منفی شنوندگان می‌شود خودداری کنیم به ویژه در مقابل شنوندگانی که کمتر از اعتقاد و ایمان بالا برخوردار هستند مثلاً «شاید لازم نباشد که بگوییم: نوجوان کربلا حضرت قاسم«علیه‌السلام»   35 از نفر دشمنان را کشت».

103- می‌توانیم برخی از قسمت‌های مرثیه یا اشعار و رجزهای آنان را با همان زبان عربی بخوانیم و سپس آنان را ترجمه کنیم مگر در مواردی که ترجمه‌ی آنها لازم نباشد.

104- اگر از کلمات و جملات عربی استفاده می‌کنیم آنها را به طور صحیح تلفظ کنیم به ویژه در مجالسی که علما و طلاب حضور دارند.

105- اگر به زبان عربی آشنایی داریم مراثی حضرت زهرا «علیهاالسلام»  در جلد 43 بحارالانوار و مراثی امام حسین«علیه‌السلام»   و اصحابش را در جلدهای 44 و 45 بحارالانوار گردآوری شده استفاده کنیم.

106- اگر بعد از غذا و یا با حالت کسالت و بیماری، عصبانیت، خواب‌آلودگی مرثیه‌خوانی نکنیم بهتر است از این رو آرامش و سلامت و استراحت کافی پیش از مرثیه‌خوانی را فراموش نکنیم.

107- می‌توانیم برای یادگیری مرثیه‌ها و اشعار زیبا دفتری مانند کلاسور را تهیه کرد و آنها را در دفتر نوشت تا در مرثیه‌خوانی به تناسب موضوع از مرثیه‌ها و اشعار آن استفاده نمود.

108- کسب تجربه از خود و دیگران از رموز موفقیت در امر مرثیه‌خوانی است.

109- دقت کنیم محتوای مرثیه را اشتباه نگوییم مثلاً توجه داشته باشیم که حضرت عباس «علیه‌السلام»  مشک را اول به دست راستش گرفت و یا دست چپش و...

110- در مرثیه‌خوانی از این شاخه به آن شاخه نرویم بلکه همان موضوع و محتوای مرثیه را برای شنوندگان بازگو کنیم.

111- سعی کنیم مرثیه را برای شنوندگان «مجسم» نماییم.

112- در مرثیه‌خوانی مواظب باشیم به جای تقویت روحیه، تضعیف روحیه نکنیم.

113- اگر مرثیه‌خوان‌های دیگری برای خواندن در مجلس حضور دارند وقت آنان را نیز درنظر داشته باشیم.

114- خواندن مرثیه را بیش از حد طولانی نکنیم تا موجب ملال و خستگی شنوندگان نشود و بر آنان اثر منفی نگذارد به ویژه در مجالسی که علاقه و زمینه کمتری نسبت به مرثیه در آنها وجود دارد، از طولانی کردن مرثیه خودداری نماییم.

115- در غیر موارد ضروری مرثیه را متناسب با زمان خودش بخوانیم مثلاً مرثیه ورود امام حسین«علیه‌السلام»   و یارانش به کربلا را در اوایل محرم و مرثیه ورود جابربن عبدالله انصاری را در روز اربعین بخوانیم.

116- سعی شود حتماً در ایام محرم، صفر، فاطمیه، شب‌های قدر و وفات و شهادت و ایام خاص مرثیه بخوانیم و از خنده و مزاح پرهیز نماییم.

117- از کتاب‌های مقتل (مقاتل) مرثیه‌هایی که دارای مدرک و سند صحیح و معتبر هستند استفاده نماییم و از هر مرثیه‌خوانی مرثیه‌ها را نقل ننماییم و برای دیگران نخوانیم. کتاب‌های: منتهی‌الامال، نفس المهموم، بیت‌الاحزان محدث قمی، لهوف سیدابن طاووس، جلاءالعیون علامه مجلسی، ارشاد شیخ مفید در زمینه مرثیه‌خوانی کتاب‌های خوب و معتبری هستند.

118- اگر مأخذ و مدرک مرثیه را به شنوندگان بگوییم بهتر است به خصوص در مجالسی که علما و طلاب حضور دارند.

119- آرام و شمرده شمرده مرثیه را بخوانیم و با فریاد و شتاب و سرعت بیش از حد مرثیه‌خوانی نکنیم.

120- هنگام خواندن مرثیه فاصله‌ی دهان خود با میکروفن را رعایت کنیم تا صدا خوب منتقل شود و بلندگو سوت نکشد و صدا کم و زیاد نباشد.

121- اگر مرثیه را با صوت زیبا بخوانیم بهتر است و اگر صوت زیبا نداریم مرثیه را به صورت عادی و معمولی و بدون صوت بخوانیم ولی مرثیه‌خوانی را به خاطر نداشتن صورت زیبا ترک و رها نکنیم.

122- در جاهایی که مرثیه سوزناک و حزین می‌باشد بهتر است هماهنگ با آن صدایمان را سوزناک و حزین و چهره‌مان را اندوهناک نماییم.

123- شایسته است صوت ما هنگام خواندن یکنواخت نباشد بلکه صوت خود را به تناسب محتوای مرثیه و به گونه‌ای که زننده نباشد بالا و پایین ببریم و بلند و آهسته کنیم.

124- اگر در شیوه و سبک مرثیه‌خوانی از کسی تقلید می‌کنیم آن را به مرور زمان ترک نماییم تا خودمان صاحب سبک شویم البته در آغاز راه تقلید از مرثیه‌خوان‌های دیگر اشکالی ندارد.

125- اگر مرثیه‌خوان‌های دیگری در مجلس حضور دارند از روی احترام از آن‌ها کسب اجازه کنیم و به آن‌ها تعارف نماییم.

126- کتاب‌ها و اشعار مرثیه و نوحه‌خوانی را مطالعه کنیم و به نوارهای مرثیه و نوحه‌خوانی گوش فرا دهیم.

127- در موقع حفظ اشعار یک بار شعر را نوشته و 3 بار از رو با صوت و لحن بخوانیم که هم سبک خواندن برایمان تداعی و مرور شود و هم بهتر بتوانیم به ذهن بسپاریم و یاد بگیریم.

128- از بانی و مؤسس و دست‌اندرکاران مجلس روضه‌خوانی تشکر و قدردانی نماییم اما به صورت مبالغه‌آمیز و خارج از حد و فراتر از واقعیت نباشد.

                                                                                و من ا... التوفیق

ذاکرالائمه محسن مرادی مهیاری

 

راه های مواظب از حنجره:

حاج محمودكریمی-آموزش نوكری

در ادامه بحث جلسه دوم باید مطالبی را جهت تكمیل آن باید عارض بشویم،كه به صورت زیر برای شما عزیران تشریح میگردد:

1-برای خنك شدن طبع خود از دستورات زیر استفاده نمایید:

الف-از سبزیجات زیاد استفاده نمایید.

ب-از معجون شیرخنك كه تجویز حضرت زهرا(س) میباشد كه شامل(تخم خیار-تخم كاسنی-تخم خرفه-تخم گشنیز) است به مدت 15 روز به صورت( ناشدا) استفاده و بعد از 15 روز به مدت 50 روز هر روز بخورید.

2-راه های مواظب از حنجره:

الف-استفاده از مخدرات برای حنجره مضر میباشد و بعد از مدت چندسال به آن آسیب میرساند و سیستم عصبی را مختل میكند.اگرشخصی از مخدرات استفاده بكند به آن محتاط خواهدشد و موقعی كه حنجره اش در حین خواندن در حین آسیب دیدن میباشد،این شخص قادر به تشخیص  نیست كه حنجره اش در  حال آسیب پذیری هست و این فرد میخواند و بعد از مدتی حنجره اش آسیب می بیند.

ب-استفاده كردن از آب یخ برای حنجره خواننده همانند سم خطرناك هست.

به قول حاج محمودآقا كه:«تیغ موكت بر بخورید ولی آب یخ نخورید»

ج-در حین مداحی وقتی صدای شما گرفت،هیچگاه آب نخورید. سعی كنید با بالا و پایین كردن صدا و اوج و فرود آن از گرفتگی صدای خود پیشگیری نمایید و اگر شما با دستگاه موسیقی آشنا باشید هیچگاه این مشكل برای شما اتفاق نمی افتد.چون اگر دستگاه را بلد نباشید یا بالا میخوانید و یا پایین میخوانید و حنجره شما با گرفتگی مواجه میشود.

اگر درموقع گرفتگی آب بخورید=یك خلطی در هنگامیكه حنجره شما میگیرد ایجاد میشود كه اگر آب بخورید باعث میشود آن خلط تحت تاثیر دما تحریك شود.

د-در ابتدای خواندن نباید آب بخورید.

ص-وقتی قبل از مراسم حنجره شما گرفتگی مواجه شد از فلفل تند در غذاهای خود استفاده بكنید.

*نكته دوم: در هنگام گرفتگی صدا تا حد امكان از دارو استفاده نكنید.

*نكته سوم(مهم): از «دگزامتازون» و «بتامتازون» استفاده نكنید و در صورت امكان از «سرم رینگر»استفاده شود.

ض-از نوشابه و افزودنیها و اسانس ها اصلا استفاده نكنید.

بهداشت حنجره

بهداشت حنجره

افرادی که حرفه آنها مداحی است، باید بیش از افراد معمولی به حفظ و سلامتی صدای خود توجه کنند. چنانچه فردی در مواقع سرماخوردگی، استراحت صوتی را رعایت نکند و با شدت و بلند صحبت کند، باعث خونریزی های کوچک در تارهای صوتی می شود که این تغییرات به تدریج به علت رعایت نکردن بهداشت حنجره، به گره صوتی تبدیل می شود که نیاز به عمل جراحی دارد.


تعداد کمی از مداحان در ساعات استراحت و پس از مراسماتشان از سیگار استفاده می کنند که بسیار مضر است زیرا بیشترین آسیب تارهای صوتی در مواقع خستگی و خشکی مخاط پوششی تارهای صوتی رخ می دهد که توصیه می شود با مصرف آب، باعث افزایش رطوبت و لطافت تارهای صوتی شوند و از آسیب های متعدد در امان باشند. اما چندکلامی با آنهایی که می خواهند صدای حرفه ای داشته باشند: صدای حرفه ای دارای شرایط خاصی از نظر فیزیولوژی و آناتومی تارهای صوتی و همچنین توانایی های ویژه است که پس از بررسی های دقیق با تمرینات صحیح می توان این توانایی را افزایش داد. در غیر این صورت، صرفا به دلیل یک میل و تفکر احساسی و تمرینات ناصحیح و غیراستاندارد توانایی ذاتی و اصلی حنجره مختل شده و تغییرات غیرقابل جبرانی در تارهای صوتی ایجاد می کند. نکته دیگر این که بعضی افراد با تقلید صدای مداحان حرفه ای در زمان کوتاهی کیفیت صدای واقعی خود را از دست می دهند که این اتفاق در بعضی مداحان آماتور دیده شده است.
چند نکته


۱.دخانیات تارهای صوتی را تحریك می كند و فریاد كشیدن و صحبت كردن با صدای بلند در مناطق پر سر و صدا بسیار برای انسان مخصوصا مداحان زیان دارد.


۲.به میزان کافی آب بنوشید .


۳.در روز چند بار به تارهای صوتی‌تان استراحت بدهید و به قول معروف "چُرت صوتی" ‌بزنید به ویژه در اوقاتی که بیش از حد از صدایتان کار کشیده‌اید. به عنوان مثال مداحان باید درطول ساعات استراحت پس از مداحی یا تمرین سنگین باید از حرف زدن اجتناب کرده و سعی کنند به جای صحبت بی‌وقفه با همکاران و دوستان، اندکی به تارهای صوتی‌شان مجال استراحت بدهند.


۴.سیگار نکشید، سیگار به میزان فوق‌العاده‌ای خطر بروزسرطان حنجره را افزایش می‌دهد، حتی استنشاق دود سیگار اطرافیان می‌تواند منجر به آزردگی تارهای صوتی شود.


۵.
ازصدای خود به طور افراطی کار نکشید. از فریاد کشیدن و بلند بلند صحبت کردن مداوم بپرهیزید. اگر به طور مداوم در گلویتان احساس خشکی و خستگی می‌کنید و یا صدایتان دورگه، گرفته و یا زمخت شده، نشانه‌ای هشدارآمیز محسوب می‌شود مبنی بر آنکه باید در بکارگیری صدایتان بیش از پیش اصول ایمنی را رعایت کنید. در واقع گرفتگی دائم صدا نوعی علامت هشداردهنده است.

امروز خواندن دعای شرف الشمس را فراموش نکنید

امروز خواندن دعای شرف الشمس را فراموش نکنید/ رمزگشایی از حرز انگشتر شرف الشمس

برای دعای شرف الشمس خواص بسیاری ذکر شده که گره گشایی از مشکلات و برآورده شدن حاجت از مهم ترین آنهاست.
به گزارش خبرنگار حوزه قرآن و عترت گروه فرهنگی باشگاه خبرنگاران جوان؛ اگرچه بسیاری ما شرف الشمس را به نام انگشتر یا گردنبند می شناسیم اما شرف الشمس نه سنگ است و نه حتی دعایی که بر روی عقیق زرد می نویسند.
شرف یک اصطلاح نجومی است که برای قرار گرفتن ستاره ها در برخی از برج های فلکی و میزان سعادت و نحوست روزها از آن استفاده می شود. بسیاری از قدیم الایام تا کنون قرار گرفتن هر ستاره را در برج و درجه ای که شرف آن باشد، دارای نوعی از تأثیر دانسته و قرار گرفتن آن در درجه ای دیگر که هبوط آن باشد، را دارای تأثیر دیگری می دانند و گفته اند شرف الشمس هنگامى است که در درجه 19 حمل (فروردین) باشد.
 
گفته می شود که هر سال در روز 19 فروردین خورشید به نقطه خاصی در آسمان میرسد و حالتی معادل شب قدر را ایجاد میکند. در این روز خورشید نسبت به سایر کواکب روی زمین قدرت بیش‌تری دارد و آداب و اعمال خاصی برای آن ذکر شده است. پیش از بیان آداب و اعمال این روز لازم است با اشکال حرز شرف الشمس که بر روی سنگ عقیق (معمولاً عقیق زرد) حکاکی می شود، آشنا شوید.
 
اشکال حرز شرف الشمس چه معنایی دارند؟
 
حرز شرف شمس که روی نگین و یا عقیق حکاکی می‌شود، آداب خاصی دارد، شامل پنج اسم اعظم خداوند است که آن‌ها را کلمات مبارکه «الله؛ جمیل؛ رحمن؛ مومن؛ نور» گفته‌اند و به جای نقش از پنج حرف اول آن‌ها به صورت «ا.ج.ر.م.ن» می‌توان استفاده کرد. این نقش 13 حرف دارد 4 حرف از تورات 4 حرف از انجیل و 5 حرف از قرآن کریم است. تصویر جدول یا لوح شرف شمس هم در زیر آورده شده که خواص یکسانی را با نقش حرز دارد.
 
امروز خواندن دعای شرف الشمس را فراموش نکنید/ رمزگشایی از حرز انگشتر شرف الشمس
 
امروز خواندن دعای شرف الشمس را فراموش نکنید/ رمزگشایی از حرز انگشتر شرف الشمس
 
 
خواندن دعای شرف الشمس چه آدابی دارد؟
 
برای دعای شرف الشمس خواص بسیاری ذکر شده که گره گشایی از مشکلات و برآورده شدن حاجت از مهم ترین آنهاست. برای گرفتن حاجت در روز 19 فروردین 2 رکعت نماز حاجت بخوانید و 100 صلوات بفرستید. سپس دعا و حرز آن را بر روی کاغذ نوشته، حاجت خود را نیز در آن ذکر نمایید و کاغذ را در قرآن بگذارید.
به یاد داشته باشید که اگر از نگین استفاده میکنید سعی کنید هر سال در ساعت ذکر شده و با آداب کامل بوسیله یک سوزن روی نقش کنده شده را دوباره خراش دهید. اگر روی کاغذ نوشتید آنرا باز نکنید و به کسی نشان ندهید و در آخرین چهارشنبه سال به آب روان بسپارید.
 
بسم الله الرّحمن الرّحیم
اَللّهُم اِنّی اَسئَلُکَ بِالهاءِ مِنْ اِسمِکَ الْاَعظَم و بالثَلآثِ العِصّیِ و بالالَفِ المُقَّوِم و بِالمِیمِ الطَمیس الاَبتَر و بالسِّلمِ و بالاَربَعَه الَتِی ه‍ِی کالکَفِ بِلا مُعصَم و بِالهاءِ المَشقُوقَه و بالواوِ المُعظَّم صوره اِسمکَ الشَّریفِ الاَعظَم اَن تُصَلِیَ علی سَیِّدِنا مُحمَّدِ وَ آلِهِ بعدد حروف ماجری بِالقلم و اَن تَقضِی حاجَتِی.

عوامل مؤثر در صداسازی

عوامل مؤثر در صداسازی

 

حنجره و وساختارآن

ساختمان حنجره

تارهاي صوتي حقيقي و يا تارهاي صوتي مولد صدا، شامل دو نوار ظريف عضلاني است كه از يك سر به هم چسبيده و  از سر ديگر از هم جدا و متحرك مي باشند و در نهايت شكلي شبيه V انگليسي را در داخل لوله حنجره درست مي كنند. طول تارهاي صوتي حقيقي در افراد مذكر 27- 23 ميليمتر و طول تارهاي صوتي افراد مؤنث 16-14میلیمتر است.[1]

 

تنفس صحيح

در مداحي درست نفس كشيدن بسيار مهم است و در حقيقت پايه و اساس صداست.

سؤال: تنفس صحيح چيست؟ و چگونه مي­توان به آن دست يافت؟

  • تنفس از طريق حجاب حاجز يا پرده ديافراگم؛ يعني همان روشي كه در موقع خوابيدن نفس مي كشيم.
  • حجاب حاجز يا ديافراگم بدن را به دو قسمت مشخص تقسيم مي­كند؛ در قسمت فوقاني، قلب و ريه است و در قسمت پايين، معده ، كبد و روده و ساير اعضاي حياتي است.
  • هنگامي كه نفس عميق مي كشيم، ريه كه مانند اسفنج سوراخ سوراخ است، پر از هوا شده و منبسط مي شود در نتيجه براي اينكه هواي بيشتري در خود جاي دهد بايد بزرگتر شود و نياز به فضاي بيشتري دارد، در حالي كه قسمت فوقاني آن پوشيده شده است و در اطراف ، دنده ها كمي به ريه اجازه مي­دهند كه بزرگتر شود، اما آسان ترين راه براي ريه آن است كه به طرف پايين يعني به طرف حجاب حاجز يا ديافراگم توسعه يابد.
  • از اينجا به علت اين توصيه پي مي بريم؛ كه چرا هنگام خواندن معده نبايد پر باشد.
  • مهمترین موضوع در تنفس صحیح عادت به آن است: اين تمرين را هر شب براي مدت 5 دقيقه قبل از خوابيدن و صبح روز بعد هم براي مدت 5 دقيقه تكرارش كنيد تا به تنفس عميق و صحيح عادت كنيد. چراکه مهمترین موضوع در تنفس صحیح عادت به آن است تا در موقع خواندن در کمترین زمان ممکن تنفس عمیق صورت بگیرد. كسي كه تنفس عميق و صحيح برايش ملكه شده است هنگام خواندنِ قسمتهاي داراي كشش تحريري ، كشش ارتفاعي يا داراي حجم بالاي صدا ، نفس كم نمي آورد.

 

كنترل نفس

اهميت كنترل نفس به حدي است كه : «محال است بتوانيم بدون كنترل نفس، هنرمندانه مداحي كنيم» تمايل طبيعي آن است كه نفس عميق شما ناگهان از ريه خارج شود زيرا در اين وضع منبسط است و مي­خواهد منقبض گردد. در اين قسمت بايد حلق حكم نگهدارنده هوا در ريه را داشته باشد تا بتوانيد با اختيار و آرام آرام ، نفس حبس شده در ريه را استفاده نماييد.

  • گرفتگی صدا عامل به هدر رفتن نفس
  • در تلفظ حروف حلقی مثل ح، ه دقت شود
  • کنترل حجم صدا مؤثر در کنترل نفس
  • اضطراب عامل مخل کنترل نفس

 

به كارگيري نوك زبان در خواندن

بايد تمرين كنيد تا نوك زبان نيرومند و چابك شود هنگام خواندن پشت سر هم عبارات ادعيه ، يا خواندن سلسله وار و تند اشعار حماسي ، يا خواندن نوحه ها و سرودهايي كه ريتم تند دارند ، مخصوصا در شور كه سرعت ضرب تند مي شود ، زبان شما دچار لكنت مي شود و اصطلاحاً گير مي كند؛ اين با تمرين در به كارگيري نوك زبان در خواندن حل خواهد شد.

تمرين: اشعاري را كه حفظ هستيد ، با جوهره صدا ، تند تند بخوانيد و خود را وادار كنيد كه هر مصرع را بدون لكنت و توقف به پايان برسانيد.

 

حالت لب

  • بعضي از ذاكرين حالت طبيعي لبشان طوري است كه وقتي ــِـ تلفظ مي كنند ــُـ شنيده و يا بعضي ديگر با توجه به حالت لبشان، ــُـ تلفظ مي كنند، ــِـ شنيده مي شود ؛ اين عزيزان بايد با تمرين، حالت لبشان را به حالت طبیعی نزدیک كنند.
  • بعضي از ذاكرين لب و دهانشان هنگام خواندن به حالتي ناخوشايند است و براي مستمع جلب توجه منفي مي كند ولذا توصيه مي كنيم گاهي مقابل آيينه بخوانيد و حالت چهره و لب و دهانتان را هنگام خواندن بررسي كنيد كه اگر حالتي نامناسب دارد در اصلاح آن اقدام كنيد.

 

 

بهداشت صوتي[2]

بهداشت صوتي چيست و براي چه كساني كاربرد دارد؟

  • بهداشت صوتي یعنی مراقبت از صدا
  • بهداشت صوتي بعنوان يك روش پيشگيري و درمان در آسيبهاي حنجره مطرح مي باشد.
  • رعایت بهداشت صوتی برای عموم مردم لازم است، اما برای مداحان و کاربران حرفه ای صدا لازمتر است.
  • وقتی حنجره آسیب می بیند بهداشت صوتي باعث كاهش و يا حذف ضايعه مي شود.

 

 

اصول بهداشت صوتي براي عموم مردم

اصول بهداشت صوتي برای عموم مردم عبارت است از:

 

الف) حذف موارد استفاده نادرست از صدا

فرياد زدن، بلند صحبت كردن، زياد صحبت كردن، با سرعت حرف زدن، صحبت كردن به هنگام بلند كردن اجسام سنگين، گلو پاك كردن و سرفه هاي زیاد، تقليد صدا، صحبت كردن و يا خواندن به هنگام آسيبها و صدمات حنجره و تارهاي صوتي از موارد بد استفاده كردن از صدا مي باشند.

 

ب) بهداشت مواد غذايي

برخي از موارد مهم بهداشت غذايي بشرح ذيل مي باشد:

1- در مصرف مواد محركي مانند ادويه جات و بخصوص فلفل احتياط كنيد.

2 - از مصرف مواد اسيدي مانند سركه و آبغوره خودداري نمائيد.

3- مصرف غذاهاي سرخ كرده بايد محدود باشد .

4- افراد آلرژيك بايد از خوردن مواد غذايي آلرژي زا مانند گوجه فرنگي، بادمجان و... پرهیز نمایند.

5- در مصرف مواد غذايي با چربي بالا مانند كره، خامه وغذاهاي پر چرب محتاط باشيد.

6- از خوردن مواد بسيار شيرين بپرهيزيد.

7- در مصرف تنقلات بخصوص موادي مانند چيپس و پفك پرهيز نمائيد.

8- در مصرف موادي از قبيل قهوه، چاي غليظ، شكلات، آدامس، نوشابه هاي گازدار و ... كه رطوبت راههاي هوايي را كم كرده و خشكي مخاط حلق و دهان را بيشتر مي كند بايد احتياط كرد.

9- مايعات خيلي سرد يا خيلي گرم را مصرف ننمائيد.

 

ج) حفظ رطوبت كافي در حنجره

حفظ رطوبت بالا در ناحيه حنجره بسيار مهم است.

اين رطوبت باعث مي شود كه دستگاه صوتي انسان نرمتر كار كند و كمتر آسيب ببيند.

همچنين وجود رطوبت بالا در ناحيه حنجره يكي از راهكارهاي بسيار مهم در رفع آسيب ديدگي هاي صوت است

بنابراين هر فرد بخصوص كساني كه بطور حرفه اي از صداي خود استفاده مي كنند باید سعی کنند كه آب مورد نياز بدن خود را كه بطور متوسط حدود 2ليتر (يا 8 ليوان معمولي) در روز است تامين نمايند.

 

د) سلامت جسمي و روحي

وضعيت روحي و جسمي انسان تاًثير بسياري بر صداي وي دارد.

بطور كلي هر فرد بخصوص استفاده كنندگان حرفه اي صدا بايد زندگي آرامي داشته باشند.

برخي از مواردي كه فرد براي حفظ سلامت روحي و جسماني خود بايد رعايت كند عبارتند از :

1- مراقبت سلامتي خود باشيد و بطور منظم ورزش نمائيد.

2- از محلهاي پر گرد و خاك و دود آلود دوري كنيد و در صورت قرارگرفتن در چنين محيطهايي از ماسك استفاده نمائيد.

3- در محيطهاي سرد حتماً پوشش كافي داشته باشید.

4- به هنگام ابتلاء به بيماري هاي عفوني دستگاه تنفسي مانند لارنژيت حتما به پزشك مراجعه نمائيد.

در عفونتهاي حنجره موارد زير را رعايت كنيد:

- استراحت صوتي (يعني هيچگونه استفاده از صداي خود حتي به حالت زمرمه و پچ پچ نداشته باشيد)

- با سرم نمكي كمي غرغره و از بخور استفاده نمائيد.

- رژيم مايعات ولرم به صورت فروان استفاده كنيد.

5- مراقب سلامت روحي رواني خود باشيد و در صورت نياز حتماً با يك روانپزشك مشاوره نمائيد.

6- هر گونه گرفتگي صدا بيش از 2 هفته را جدي گرفته و به سرعت توسط پزشك معاينه شويد.

7- بطور متوسط 8-7 ساعت در روز استراحت داشته باشيد.

8- براي كنترل علائم گرفتگي و التهاب بيني استفاده از سرم شستشو مفيد است اين محلول را مي توان در منزل با استفاده از مخلوط يك قاشق چايخوري نمك با يك ليوان آب جوش سرد شده تهيه كرد.

9- به علت آنكه برگشت اسيد از معده به دهان (در حالت نفخ شكم) ممكن است باعث ايجاد التهاب حنجره و يا زخم تماس در تارهاي صوتي گردد، لذا براي كاهش نفخ شكم اجراي موارد ذيل لازم است.

راهکار مقابله با نفخ شکم

- در صورت امكان غذا را در حجم كم و وعده هاي بيشتر ميل كنيد.

- سه ساعت قبل از خواب چيزي نخوريد.

- سر را به هم هنگام خواب  15تا25 سانتيمتر بالاتر از بدن قرار دهيد.

- بلافاصله بعد از غذا خوردن از خوابيدن بپرهيزيد.

- از استعمال دخانيات پرهيز كنيد.

- چربي كمتري بخوريد و بيشتر از غذاهاي پروتئين دار استفاده كنيد.

- از مصرف موادي همچون قهوه، شكلات، آب ميوه هاي اسيدي كه موجب سوزش معده مي شوند پرهيز كنيد.

- فشارهاي رواني را كاهش دهيد.

- لباسهاي راحتي بپوشيد.

10- بهداشت دهان و دندان را رعايت كنيد.

11- سعي كنيد نفس كشيدن از راه بيني باشد (بخصوص در محيطهايي كه آلودگي هوا وجود داشته باشد)

12- رطوبت هواي داخل منزل و محل كار را حفظ كنيد.

 

بهداشت صوتي براي كاربران حرفه اي صدا

(سخنرانان، قاريان، مداحان، اساتيد و معلمان، خوانندگان و... )

قبل از پرداخت به موارد بهداشت صوتي براي مداحان عزیز ذكر برخي از مسايل در رابطه با شيوه و مشكلات زندگي آنها لازم است كه در ذيل به آن اشاره مي شود:

استفاده كنندگان حرفه اي از صدا با مشكلات منحصر به فردي مواجه هستند.

اين بدين دليل است كه موفقيت حرفه اي و پيشرفت و ترقي در كارشان به كيفيت صدايشان ارتباط مستقیم دارد. همچنين شرایط اين افراد به آنها مجال استفاده از رفتارهاي صوتي مناسب را نمي دهد، زيرا آنها اغلب داراي مراسمات پي در پي، مسافرتهاي پر تنش و متعدد هستند.

مهمترين بيماري بین مداحان ندول تارهاي صوتي است كه با آموزشهاي صوتي مناسب و رفع شيوه هاي غلط صوتي برطرف خواهد شد.

خوشبختانه جراحي برای مداحان به ندرت كاربرد دارد و اگر هم در مواردي به جراحي نياز باشد اين كار بايد توسط يك متخصص با تجربه صورت بگيرد.

 

اصول بهداشت صوتي برای مداحان اهل بیت علیهم السلام عبارت است از:

 

الف) سلامت جسمي و روحي:

1- بايك روانپزشك مشاوره داشته باشيد تا راههاي مقابله با هرگونه اضطراب و افسردگي را در خود تقويت كنيد.

2- به علت تاًثير منفي بالا بودن وزن بر صدا، توصيه مي شود كه نسبت به كاهش وزن خود به صورت تدريجي در دوره هاي طولاني و طبق برنامه هاي منظم علمي اقدام نمائيد. تمرينهای پرورش اندام و ورزشهايي مانند بسكتبال، تنيس و شنا مي توانند در كاهش وزن بسيار موثر باشند.

3- اغلب مردم به 8-7 ساعت خواب در شبانه روز نياز دارند؛ اما براي استفاده كنندگان حرفه اي از صدا كه بسيار پر مشغله مي باشند به زمان بيشتري براي استراحت و خواب نياز هست و چون به خواب عميق بیشترین تأثیر مثبت را دارد؛ بايد اتاق خواب، منحصراً مربوط به خوابيدن باشد و براي مطالعه يا تماشاي تلويزيون استفاده نشود. در ضمن بايد از مصرف كافئين(چای، قهوه، نسکافه، کاکائو)، خواب آورها و داروهاي ديگري كه در خواب اختلال ايجاد مي كنند، پرهيز كرد.

4- به صورت منظم ورزش كنيد؛ ولي در استفاده از ورزشهاي سخت و پرفشار خودداري كنید.

5- هميشه با يك متخصص گوش و حلق و بيني و يك گفتار درمانگر در تماس باشيد و تحت معاينه هاي دوره اي قرار گيريد.

6- هنگام نوشيدن آب، به آرامي آن را مصرف كنید.

7- پس از اجراي برنامه حتي المقدور بايد از رفتن به ميهماني هاي شلوغ و پر سر و صدا و مكانهاي دودآلود خودداري كرد.

8- در فواصل منظم بخصوص قبل و بعد از اجراي برنامه بايد به دستگاه صوتي خود استراحت كامل داد.

9- از صداي خود بطور منظم استفاده كنید و برنامه هاي اجرا و تمرينهاي قبل از آن بايد مرتب و بدون فشار زياد به حنجره و دستگاه صوتي باشد.

10- توصيه مي شود در هنگام خواندن، بدن بخصوص شانه ها، سر و گردن و تنه مستقيم و بدون خميدگي باشد.

11- بعنوان يك قانون كلي نبايد در هر هفته بيش از سه برنامه اجرايی داشت.

12- تمرينها به صورت ساده و معمولي به مدت كوتاه و سه بار در روز انجام شود.

13- پس از هر دوره خواندن و تمرينهای شديد بايد آرامش روحي و جسمي كاملي داشت كه راهكارهاي آن بشرح ذيل مي باشد:

 

راهكارهاي به دست آوردن آرامش جسمي

  1. 1.     رهايي و بي حركتي تمام اعضاء
  2. 2.      تكنيك انقباض و انبساط عضلات
  3. 3.      استحمام

 

  1. 1.     رهايي و بي حركتي تمام اعضاء:

اگر بتوان تمام عضلات را در وضعيت ساكن و بي حركت نگهداشت و به هيچ وجه حتي يك حركت جزئي مانند حركت پلك چشم را نداشت و سپس تمام عضلات را به شكل رها شده در آورد، پس از دقايقي عضلات و در نتيجه جسم و روح انسان به يك استراحت و آرامش عميقي دست خواهد يافت.

براي انجام اين عمل ابتدا به پشت خوابيده و دست را طوري روي زمين قرار مي دهيم كه كف دست به سمت بالا باشد و مقداري پاها را از هم باز مي كنيم و چشمها را مي بنديم و دهان را به شكل نيمه باز در وضعيت رها شده قرار مي دهيم.

براي قرار گرفتن در وضعيت رها شده بايد تصور كرد در خواب آرام هستيم و مواظب باشيم حركات جزئي حتي در نوك انگشتان نداشته باشيم در چنين حالتي هر لحظه و در هر كجاي بدن گرفتگي و انقباض مشاهده شد به آرامي از حالت انقباض و فشار خارج مي كنيم. پس از چند جلسه تمرين اين كار را مي توان در هر وضعيتي مانند حالت نشسته و ايستاده نيز انجام داد.

 

  1. 2.      تكنيك انقباض و انبساط عضلات:

در اين تكنيك شخص بايد ابتدا عضلاتش را سفت و منقبض كرده و سپس بعد از مدت كوتاهي آنها را شل و منبسط نمايد. اين انقباض و انبساط عضلات، در نهايت فرد را به آرامش جسمي و روحي مي رساند.

مراحل اجراي اين تكنيك عبارتند از:

1- در شروع كار انقباض و انبساط عضلات بايد بطور مجزا و يك به يك باشد. مثلاً در پاها ابتدا عضلات انگشتان پا، بعد پاشنه پا و... منقبض و سپس شل مي شوند.

2- تمرينها از پاها شروع شده و به سر ختم مي گردد.

3- پس از انقباض و انبساط عضلات هر قسمت مثل پاها، يك بار تمامي عضلات آن عضو را با هم منقبض و سپس شل مي كنيم.

4- تمرينها را بايد در يك محل راحت و ساكت و با لباس راحت و مناسب انجام داد.

5- زمان تمرين بايد حداقل 5/2 ساعت پس از صرف غذا باشد و بهترين زمان قبل از خواب شبانه است.

6- مدت تمرين در شروع كم بوده (حدود 10 دقيقه) ولي بتدريج افزايش مي يابد.

7- پس از هر انقباض عضلاني مدتي استراحت كرده تا آرامش را در عضله حس نمایید.

8 ـ برای هر عضله 10 بار تمرین را اجرا کنید و سپس به سراغ عضله دیگر بروید.

9 ـ انجام این تمرینها را در حالتهای خوابیده، نشسته و ایستاده انجام دهید.

 

  1. 3.      استحمام:

 استحمام از مدتها پیش به عنوان یک روش درمانی مورد استفاده قرار می گیرد. قرار گرفتن در آب گرم عضلات را از حالت گرفتگی خارج می سازد و نشاط و شادابی را به فرد بر می گرداند. اگر در ضمن قرار گرفتن در آب گرم از ماساژ استفاده شود، تنشها سریعتر کاهش می یابد. البته، باید توجه داشت که فرد بیش از حد در آب گرم قرار نگیرد زیرا باعث خستگی و کوفتگی در وی می شود.

 

ب) استراحت صوتی

همانطور که جسم پس از تلاش و کوشش زیاد احتیاج به استراحت دارد، حنجره نیز پس از استفاده طولانی مدت، به استراحت نیاز دارد. همچنین به هنگام ابتلا به یک بیماری عفونی دستگاه تنفسی مانند سرماخوردگی و لارنژیت استفاده طولانی مدت از استراحت صوتی می تواند بسیار مفید باشد.

 

ج) بهداشت دارویی

تقریبا اکثر داروها بر حنجره تأثیر می گذارند، البته در اغلب موارد این تأثیرات به قدری اندک است که از نظر بالینی بی اهمیت می باشد. در این بحث برخی از داروها که شناخت آنها برای استفاده کنندگان حرفه ای صدا اهمیت دارد مورد بررسی قرار می گیرد.

 

داروهایی که شناخت آنها برای کاربران حرفه ای صدا حائذ اهمیت است

  1. داروهای ضد حساسیت
  2. داروهای مُسَکِّن
  3. داروهاي اعصاب و روان
  4. هورمونها
  5. داروهاي ديگر

 

  1. 1.     داروهای ضد حساسیت

داروهای آنتی هیستامین یا ضد حساسیت در درمان آلرژی های مختلف مورد استفاده قرار می گیرند. این داروها با گرفتن رطوبت سیستم تنفسی و صوتی و کاهش ترشحات این سیستم باعث خشکی مخاط حنجره و راههای تنفسی شده و می توانند از این راه بر صدای انسان اثر منفی بگذارند.

برای جلوگیری از این موارد، باید از مصرف این دسته از داروها قبل و در حین اجرای برنامه های صوتی خود داری نمایید.

در صورتی که مصرف این داروها برای فرد ضرورت داشته باشد باید با مصرف همزمان میزان کافی آب و مایعات در طول روز و بخصوص قبل از اجرا رطوبت از دست رفته دستگاه صوتی را جبران نمایند.

 

  1. 2.     داروهای مُسَکِّن

آسپیرین و دیگر مسکنهای از این دسته مانند بروفن، باید در استفاده کنندگان حرفه ای از صدا منع شود.

در صورت نياز در اين افراد داروهاي ديگري كه اين عارضه را ندارند مانند استامينوفن مصرف شود.

 

  1. 4.     داروهاي اعصاب و روان

استفاده از اين قبيل داروها مانند هالوپريدول و غيره، علاوه بر خشكي مخاط تنفس و صوتي مي تواند باعث لرزش در صدا شود. لذا مصرف اين داروها در استفاده كنندگان حرفه اي صدا بايد با احتياط و با در نظر گرفتن عوارض فوق انجام گردد.

 

  1. 5.     هورمونها

هورمونها نبايد هنگام استفاده حرفه اي از صدا مورد مصرف قرار گيرند.

 

  1. 6.     داروهاي ديگر

داروهاي زياد ديگري هستند كه تأثير منفي بر صدای استفاده كنندگان حرفه اي از صدا مي گذارند و به همين دليل در مصرف آنها بايد احتياط كرد، برخي از اين داروها عبارتند از : ضد سرفه ها، داروهاي ضد فشار خون، كورتون و غيره ولذا براي جلوگيري از عوارض دارويي بر صدا ذاکرین اهل بیت بايد قبل از مصرف هر گونه دارو با پزشك خود مشورت نمايند.

ويتامين ث: برخي از استفاده كنندگان حرفه اي از صدا مقادير زيادي قرصهاي ويتامين ث براي حفظ سلامتي و يا پيشگيري از سرما خوردگي مصرف مي نمايند كه اين مسئله مي تواند باعث خشك شدن مخاط دستگاه صوتي شده و آثاري شبيه داروهاي ضد حساسيت بر صداي آنها گذارد.

 

 

 

 

 

ـ 2 ـ

صدا سازي

 

ج‌)  قابليتهاي صدا

صدا داراي قابليتهاي مختلفي است كه عبارت است از:

  1. پرده­هاي صدا
  2. ارتفاع صدا (اوج و صعود)
  3. استقامت صدا
  4. ‌حجم صدا
  5. زير و بم صدا
  6. انعطاف صدا (تحرير)
  7. طنين صدا
  8. کیفیت صدا

صدا قابليت تقويت و تكامل دارد و با تمرين و ممارست مي­توان صدا را پرورش داد.

 

نكات حائذ اهميت در تمرين صدا

  1.  حتما روي الگو تمرين كنيد. اين الگو مي تواند مواد درسي آموزشي شما باشد.
  2. 2.     مراحل تمرین باید رعایت شود.

مراحل تمرین

الف)گوش دادن الگو: تا حدي که سبک الگو کاملاً در ذهن شما جا افتاده است اما هنوز نمي توانيد آن را به زبان بياوريد.

ب) همخواني با الگو: تا حدي که بالاتر ، پايين تر ، جلوتر و يا عقب تر از الگو نخوانيد.

ج) تکخواني : تا حدي که سبک الگو به صورت تجزيه شده براي شما قابل استفاده باشد، يعني اولاً ؛ هرجاي الگو را اراده کرديد بتوانيد طبق الگو بخوانيد. ثانياً به صورت مجزا ، اجزاي سبک الگو براي شما قابل استفاده باشد، مثلاً بتوانيد شعر ، مقدمه روضه ، روضه و يا گريز سبک را جداگانه مورد استفاده قرار دهيد.

  1.   مداومت در تمرين مهمترين عامل رشد صداست ؛ فلذا حداقل در هفته سه جلسه تمرين صدا ، به مدت يك ساعت ، حتي المقدور در ساعتي مشخص ، لازم است. البته اگر هر روز برنامه تمرين صدا داشته باشيد بهتر مي باشد.
  2.    ساعاتي قبل و بعد از تمرين از خوردن چربيها ، سرخ كردنيها ، شيريني ها ، ترشي ها ، مواد غذايي تند ، آب يخ و كلاً خوراكيهايي كه صدايتان به آن حساس است پرهيز كنيد.
  3.    فشاركيفي وكمي تمرين رابه مرورافزايش دهيد، يعني هم زمان تمرين و هم شدت و سنگيني آن را به مرور زياد كنيد.
  4.    در ابتداي تمرين با نرمش صوتي و خواندن در پرده هاي پايين ، صدايتان را گرم كنيد و در ادامه آرام آرام پرده صدايتان را بالا ببريد.
  5.    هنگام تمرين تمام حجم صدايتان را از حنجره خارج نكنيد بلكه حداقل يك سوم آن را كنترل نماييد ؛ روش كنترل حجم صدا در ادامه بيان خواهد شد.
  6.    اگر در سنين نوجواني يا بلوغ هستيد از جهت كيفي (شدت و سنگيني) زياد به صدايتان فشار وارد نكنيد؛ بلكه در پرده هاي متوسط به تمرين بپردازيد تا صدايتان آسيب نبيند.
  7.    فرياد زدن بدون آهنگ ـ مانند روش فرياد فروشندگان ميوه و تره بار ، فرياد مربيان ورزشي براي هدايت تيم ، فرياد مسئول گروهان هاي نظامي براي نظم دادن به گروهان ـ به صدا آسيب جدي وارد مي كند فلذا از آن پرهيز كنيد.
  8.    براي گوش دادن الگوهاي تمريني حتماً از گوشي استفاده كنيد تا براي خانواده ، همكاران مزاحمت ايجاد نشود ؛ در صورت عدم رعايت اين نكته بعيد نيست همين عزيزان عامل دلسردي شما در ادامه مسير مداحيتان شوند.
  9. براي تمرين صدا از فضاي پاركهاي جنگلي ، دشتها ، كوهها و فضاهاي طبيعي خلوت استفاده كنيد ، در صورت تمرين در منزل حتما حوله اي را چهار تا كرده ، مقابل دهان خود بگيريد تا حجم صدايتان را كنترل كند و مزاحمتي براي خانواده و همسايگان ايجاد نشود. در صورت عدم رعايت اين نكته هم بعيد نيست همين عزيزان عامل دلسردي شما در ادامه مسير مداحيتان شوند.

 

1. پرده­هاي صدا:

صدا داراي پرده­هايي است كه در آواز با عناوين (دو ـ رِ ـ مي ـ فا ـ سُل ـ لا ـ سي) به آن اشاره مي شود.

 

  • ·        چهارچوب کلی استفاده از پرده های صدا در مجالس

يك برنامه مداحي در پرده هاي مختلف صدا معمولا به ترتیب زیر صورت مي گيرد .

و معمولا از پرده هاي پايين شروع شده و ـ با توجه به محتوا و مجلس ـ به پرده هاي بالاتر صعود صورت مي گيرد و پس از فراز و نشيبهاي مقتضي ، در نهايت با پرده هاي پايين به پايان مي رسد.

 

  1. پرده پایین (زیرصدا)
  2. پرده های متوسط (می تواند چند پرده باشد)
  3. پرده اوج
  4. سقف صدا با توجه به ضرورت
  5. نشست(به ترتیب از اوج شروع و پس از پرده های متوسط، مجلس با پرده پایین ختم می شود)

 

چند نکته:

الف) صعود به اوج و سقف صدا الزامی نیست و گاهی حتی جایز نیست.

ب) ممکن است این چهارچوب در یک مجلس چند بار تکرار شود.

ج) در بعضی محافل با توجه به شرایط (که مداحی قبل از ما خوانده ویا شرایطی از این دست ) باید مجلس در پرده های بالاترشروع شود.

 

ح‌)    اصطلاحات مربوط به پرده های صدا

الف) پردة محوري خواندن

معمولا غالب حجم خواندن روي يک يا دو یا سه پرده صورت مي گيرد؛ اين يک يا چند پرده را پرده محوري خواندن مي ناميم.

 

ب‌)  تنوع پرده هاي صدا

استفاده از پرده هاي مختلف صدا در خواندنرا تنوع پرده هاي صدا مي ناميم.تنوع پرده هاي صدا،از یکنواخت شدن خواندن جلوگیری می کند.

 

ج‌)    پردة صداي کف و سقف

هر سبکی اعم از ضرب دار و بدون ضرب (نوحه ، سرود و...) دارای پرده های مختلف صداست. بالاترین پرده صدای سبک را پرده سقف، و  پايين ترين پرده صداي آن را پردة کف می نامیم.

نکته: سقف صدا با پرده سقف تفاوت دارد و ممکن است سقف صدای شما بالاتر از پرده سقف سبک باشد.

 

د‌)      تناسب پرده هاي صدا

بين پرده هاي مختلف هر سبک ، فاصله استانداردي وجود دارد که با شنیدن قابل درک است، اين فاصله استاندارد اگر رعايت شود مي گوييم تناسب پرده هاي صداي سبک رعايت شده است. حال اگر ذاکري به دلايلي ـ که بيان خواهد شد ـ اين فاصله استاندارد را رعايت نکند و پرده ها را بالا و يا پايين تر از الگو بخواند ، نظم منطقي بين پرده ها به هم مي خورد و ما اصطلاحا مي گوييم دچار عدم تناسب در پرده هاي صدا شده است.

 

خ‌)    دلايل ايجاد عدم تناسب در پرده هاي صدا

  1. عدم تسلط کامل بر سبک الگو(در صورتيکه از روي الگو مي خوانيد)
  2. عدم آمادگي صدا براي پياده کردن پرده هاي بالاي سبک. (اين در حالتي است که فکر مي کنيد صدايتان آمادگي پياده کردن پرده هاي بالا را دارد، اما وقتي اوج مي رويد ، ضعف صدا مشخص مي شود و به صورتي ناهمگون ، پرده اي پايين مي آييد که با پرده هاي ديگر سبک ، فاصله استاندارد را ندارد)
  3. شروع خواندن در پرده بالا. (پرده شروع باید بر مبنای دانگ صدا انتخاب شود)(اين در حالتي است که صدايتان نسبتا آماده است اما خواندنتان را بالا شروع مي کنيد در حدي که اوج سبک ـ با اين پرده شروع ـ به قدري بالاست که توان نهايي صداي شما به آن ارتفاع نمي رسد ولذا وقتي اوج مي رويد ، به صورتي ناهمگون ، پرده اي پايين مي آييد که با پرده هاي ديگر سبک ، فاصله استاندارد را ندارد)

 

د‌)      راهکار اصلاح عدم تناسب در پرده هاي صدا

ــ اولا سبکهاي الگو را ـ با گذاراندن صحيح مراحل تمرين ، مخصوصاً همخواني با الگو ـ ملکه کنيد.

ــ ثانياً با صداسازي کامل ، توان لازم جهت خواندن پرده هاي بالاي سبکها را به دست آوريد.

ــ ثالثاً پرده شروع را طوري انتخاب کنيد که توان خواندن پرده اوج آن را داشته باشيد.

 

راهکار انتخاب صحیح پردة شروع:

براي انتخاب پرده مناسب براي شروع ، مي توانيد در تمرين ها ، ابتدا اوج سبک الگو را بخوانيد ، سپس نشست کنيد، اين پرده نشست مناسبترين پرده شروع شماست و شما در اوج آن دچار عدم تناسب پرده هاي صدا نخواهيد شد.

 

نكات كلي پيرامون پرده هاي صدا

  1. پرده محوري خواندتان را متوسط قرار دهيد چراکه اگر پايين باشد مستمع خموده و بي حال مي شود و تأثير گذاري شما پايين مي آيد و اگر بالا باشد ، در تناسب پرده هاي صدا دچار مشکل مي شويد ، صدايتان زودتر خسته مي شود و مستمع نيز توان زمزمه و نجواي همراه شما را نخواهد داشت.
  2. در خواندن نوحه و سرود ، هنگام گرفتن ذکر شور ، اگر پرده محوري سبک بالاست ، ذکر شور را در پرده کف سبک بگيريد و اگر پرده محوري سبک پايين است ، ذکر شور را در پرده سقف سبک بگيريد.
  3. در محافل مولودي تنوع پرده هاي صداي بيشتري لازم است، چراکه خود تنوع پرده هاي صدايي در شادتر شدن مجلس مؤثر است.
  4. اجزاي کلي يک مجلس بايد با هم داراي تناسب پرده هاي صدا باشند.

 

اجزای کلی یک مجلس

الف) بسم الله و مقدمات عربي ابتداي مجلس.

ب‌)    توسل به امام زمان(عج)و تعیین مناسبت.

ج‌)      شعر مناسبت.

د)    روضه(شامل مقدمه ، اصل روضه ، گره مرثیه و گریز )

ه‌)       سينه زني(زمينه(ضرب تک) ، نوحه ، مظلوم کشيدن ، واحد(سبک و سنگين)، ذکر دودمه ، شور)

و‌)       مناجات انتهاي مجلس و دعا.

 

 

2. ارتفاع صدا (اوج و صعود)

يكي از قابليتهايي كه در صدا وجود دارد صعود به پرده­هاي بالا تا رسیدن به سقف صدا می باشد كه در مداحي آن را باعنوان اوج ياد مي­كنيم. توان صدایی انسانها از جهت ارتفاع و اوج متفاوت است. مهم این است که از استعداد کنونی به  بهترین وجه استفاده شود.

سقف صدا: بالاترين پرده اي كه شما مي توانيد به آن صعود كنيد سقف صدا نام دارد.

در موضوع صدا و صداسازی گاهی اصطلاحی با عنوان دانگ مطرح می شود که گویا منظور از آن استعداد و توان ذاتی صدای افراد است؛ در بحث دانگ صدا نکاتی باید مورد توجه قرار بگیرد که عبارتند از:

ذ‌)       دانگ صدا بیشتر در ارتفاع صدا مطرح می شود.

ر‌)        دانگ صدا قابل اندازه گیری محسوس نمی باشد.

ز‌)        آیا دانگ صدا قابل افزایش است؟ خیر. البته معمولا افراد از توان صدایشان استفاده کامل نمی برند فلذا تا رسیدن به دانگ صدایشان دو سه پرده فاصله دارند.

 

مراحل رسیدن به سقف صدا

مرحله اول ـ بالاترين پرده صدايي را كه در حال حاضر به راحتي مي توانيد در آن بخوانيد شناسايي كنيد.

مرحله دوم ـ الگويي را از مداحي اساتيد ، كه در پردة بالا خوانده شده است ، انتخاب كنيد.

مرحله سوم ـ در يك پرده بالاتر از توان كنوني صدايتان با الگوي انتخاب شده تمرين كنيد تا اينكه خواندن در اين پرده برايتان مانند پرده قبلي عادي شود.

مرحله چهارم ـ همين مراحل را ادامه دهيد تا به پرده اي برسيد كه پرده اي بالاتر از آن براي صداي شما وجود ندارد كه در آن بخوانيد و صدايتان گير كند يا خروسك بزند ؛ اين پرده همان سقف صداست.

 

نكات كلي پيرامون ارتفاع صدا

  1. معمولا از توان کنونی ارتفاع صدای شما تا سقف صدا دو سه پرده بیشتر وجود ندارد.
  2. رسیدن به سقف صدا چقدر زمان می برد؟ معلوم نیست. اما تمرین کم مداوم، بسیار مؤثرتر از  تمرین زیاد پراکنده است.
  3. در استفاده از پرده هاي صدا اصل بر توسط است ؛ يعني جايي كه ضرورت دارد بايد پرده صدا را بالا ببرید و اوج رفتن در تمامي مجالس لزومي ندارد.مواضعی که بالا بردن پرده صدا لازم است عبارت است از:

الف) در مولودی خوانی

ب‌)    حماسی خوانی

ج‌)      براي باز كردن گره مرثيه(بيان سوزناكترين بخش روضه) در صورتي كه مستمع شور و حال داشته و در حال زمزمه باشد؛ معمولا بايد ارتفاع صدايتان بالاتر از بخشهاي قبلي روضه باشد.

 

3.  استقامت صدا:

قابليت ديگر صدا استقامت است كه داراي دو بعد مي باشد:

الف)استقامت صدادر کل خواندن: مدت زماني که صداي شما ـ در هر مجلس ، استقامت به كارگيري دارد. اين مدت زمان به كارگيري ، ميزان استقامت صداي شماست در کل خواندن.

ب)استقامت صدادر ارتفاع:صداي شما چه مدت زماني در پرده هاي بالا استقامت به كارگيري دارد. اين مدت زمان به كارگيري ، ميزان استقامت صداي شماست در ارتفاع صدا. ناگفته نماند که استقامت صدا بیشتر در پرده های بالای صدا مطرح است.

 

نتیجه ضعف در استقامت صدا:

طبيعتاً اگر شما داراي استقامت صداي مناسب نباشيد؛ با مدت زمان كمي خواندن و يا با يك صعود به پرده هاي بالا ، صدايتان مي گيرد و دچار ضعف در خواندن مي شويد، و هنگام فرود به پرده های پایین صدایتان بریده بریده می شود.

 

راهکار افزایش استقامت صدا:

مهمترین راهکار برای افزایش استقامت صدا، تمرین و خواندن مداوم و روی اصول می باشد.

 

  1. 4.   حجم یا قدرت صدا(بلندی)

ميزان صدايي كه در يك پرده از حنجره خارج مي شود حجم صدا نام دارد؛ معادل حجم صدا در سيستم هاي صوتي با عنوان "VOLUME" به كار مي رود. حجم صدا گاهی  قدرت یا بلندی صدا نیز نامیده می شود.

منظور از بلندي ، شدت صداي شنيده شده مي باشد. به عبارت ديگر منظور از بلندي آن است كه آيا صداي فرد بلند  شنيده مي شود و يا اينكه آرام به نظر مي رسد؛ ميزان بلندي صدا به ميزان فشار هوايي كه از ريه ها وارد حنجره شده و به شدت بر خورد تارهاي صوتي بستگي دارد. هر چه فشار هوا و شدت برخورد تارهاي صوتي بيشتر باشد، صدا بلندتر و هر چه فشار هوا و شدت برخورد تارهاي صوتي كمتر باشد صدا آهسته تر به گوش مي رسد. بنابر اين به هنگام فرياد زدن،بلند صحبت كردن، گلو پاك كردن و ... (كه به آنها استفاده نادرست از صدا گفته مي شود) شدت برخورد تارهاي صوتي بسيار زياد است و اگر اين  اعمال در فرد بصورت عادت درآيد در نهايت ممكن است آسيبهاي شديدي را به حنجره و تار هاي صوتي وارد آورد.[3]

اگر چه ژنتيك و استعداد ذاتي ، عامل اصلي در ميزان حجم صداي شماست ؛ اما حجم صدا قابليت تقويت دارد و عواملي در آن مؤثرند كه عبارت است از:

  1. توان جسماني كه به واسطه ورزش مي توانيد آن را افزايش دهيد.
  2. قدرت عضلات گردن و عضلات مرتبط با خواندن مثل : عضلات شکم، قفسه سینه، ششها كه به واسطه حركات ورزشي مربوطه مي توانيد آن راتقويت كنيد.
  3. قدرت تارهاي صوتي كه به واسطه تمرين صداي مداوم مي توانيد آن راتقويت كنيد.
  4. تنفس صحيح .

 

حالت طبیعی صدا از نظر بلندي

صدا نبايد بيش از حد بلند يا بيش از حد آرام باشد، بلكه بايد با صداي محيط متناسب باشد بطوريكه راحت به گوش برسد. همچنين فرد بايد توانايي تغيير بلندي صداي خود را داشته باشد. [4]

 

كنترل و مدیرت حجم صدا

يكي از اصول فني مداحي، كنترل و مديريت حجم صداست ، كم و زياد كردن حجم صدا ـ به تناسب محتوا و حال مجلس ـ كنترل حجم صدا نام دارد.

 

مراحل کنترل حجم صدا:

1ـ حبس کل حجم صدا : براي كنترل حجم صدا ابتدا بايد بتوانيد كل حجم صدايتان را حبس كنيد. براي حبس كل حجم صدا ـ در حاليكه مصوتهاي ( آ ـ اي ـ‌ او )‌ را با صوت در يك پرده صدا ادا مي كنيد ـ ابتدا دندانها را به هم نزديك نموده سپس انتهاي زبان را به سقف دهان  بچسبانيد ، الان شما تمام حجم صدايتان را حبس كرده ايد و نجوايي كه به گوش شما مي رسد ، همان نوسانهاي فرعي صوت يا اصطلاحاً طنين است.

2ـ در مرحله بعد با اختيار، مقدار كمي بين دندانها و انتهاي زبان از سقف دهان فاصله بدهيد تا مقدار كمي حجم صدا از حنجره تان خارج شود سپس آرام آرام اين فاصله را به همراه هوای بازدم زياد كنيد تا جايي كه كل حجم صدا با اختيار از حنجره خارج شود.

3ـ در مرحله آخر برعكس اين كار را انجام دهيد يعني ابتدا كل حجم صدا را از حنجره خارج ، و آرام آرام آن را كنترل كنيد تا جايي كه كل حجم صدايتان حبس شود. اين تمرين را بقدري تكرار كنيد تا حجم صدايتان كاملا در اختيارتان قرار بگیرد.

 

نكات كلي پيرامون كنترل حجم صدا

  1. به طور كلي هنگام خواندن(خواندن تمرینی ـ خواندن رسمی) ، حدود يك سوم حجم صدايتان را از حنجره خارج نكنيد.
  2. رابطه حجم صدا و ارتفاع صدا معكوس است يعني هرچه ارتفاع صدايتان را بالاتر مي بريد حجم صدا را كمتر كنيد.
  3. در موارد زیر باید حجم صدا بیشتر شود:

الف) هنگام خواندن مطالب حماسي ـ براي ايجاد هيجان ـ .

ب) هنگام باز كردن گره مرثيه(بيان سوزناكترين بخش روضه) ـ براي تأثير گذاري بيشتر ـ .

ج‌)      هنگام خواندن ذكر شور آخر سينه زني ـ براي ايجاد شور بيشتر ـ .

  1. براي خواندن مطالب عاطفي ـ براي ايجاد لطافت بيشتر ـ حجم صدايتان را كم كنيد.

 

فوايد كنترل حجم صدا

  1. کنترل نفس: به دليل اينكه براي ازدياد حجم صدا بايد هواي بازدم بيشتري از حنجره خارج شود ، با كنترل حجم صدا نفستان ديرتر تمام مي شود.
  2. نگرفتن صدا: به دليل اينكه خواندن با حجم صداي بالا ، به حنجره فشار زيادي وارد مي كند ، با كنترل حجم صدا ، صدايتان ديرتر مي گيرد.
  3. افزایش انعطاف صدا: به دليل اينكه انعطاف صدا ، هنگام خواندن با حجم صداي بالا ، كمتر است ، با كنترل حجم صدا ، راحت تر مي توانيد به صدايتان تحرير بدهيد.
  4. ایجاد تنوع و عدم خستگی مستمع : كم و زياد كردن حجم صدا در خواندن شما نوعي تنوع ايجاد و آن را از يكنواختي دور مي كند، كه آن را تنوع حجم صدا مي ناميم. به دليل اينكه خواندن با حجم صداي بالا ، به طور مداوم ، باعث خستگي شنيداري مستمع مي شود ، با كنترل حجم صدا ، مستمع كمتر خسته مي شود.

 

اختلالات بلندي صدا

الف: بلندي یکنواخت

ب: تغييرات بلندي

 

الف: بلندي یکنواخت:

در اين اختلال، صدا از لحاظ بلندي داراي محدوديت است و شخص گاهي توانايي افزايش بلندي صداي خود را به صورت ارادي ندارد. يكنواختي بلندي صدا مي تواند نشانه اي از صدمات عصبي باشد كه توانايي كنترل ارادي تغيير بلندي صوت را دستخوش اختلال مي كند و يا از يك ناتواني رواني، عاطفي باشد.

ب: تغييرات بلندي:

هنگامی اين مسئله را به عنوان علامت وجود اختلال مطرح مي نمائيم كه فرد پيوسته به بلندي صدايي صحبت مي كند كه در يك مكالمه معمولي يا شنيدن آن با سختي تواًم باشد و يا به نحو مفرطي بلندتر از حد معمول باشد. استفاده از يك صداي بيش از حد آهسته يا بيش از حد بلند مي تواند ناشي از شخصيت فرد يا عادت فرد باشد. گوينده اي كه به بلند صحبت كردن عادت كرده است ، احتمالاً در يك خانواده پرجمعيت زندگي مي كند و يا ممكن است در نتيجه ارتباط نزديك با فردي كم شنوا ايجاد شده باشد. همچنين وجود آسيبهاي عصبي مربوط به صدا سازي و يا اشكالاتي در سيستم تنفسي مي تواند موجب بوجود آمدن چنين وضعيتي در صوت باشد. [5]

 

5. زير و بم صدا

در يك تقسيم بندي كلي صداها به زير و بم تقسيم مي­شوند. منظور از زير بودن صدا، نازكي صدا (مثل صداي زنانه)و منظور از بم بودن صدا كلفتي صدا(مثل صداي مردانه)مي باشد.

 

علت زیر و بمی صدا

به نظر مي رسد كه تفاوت طول و ضخامت تارهاي صوتي در خانمها و آقايان دليل اصلي تفاوت زير يا بم بودن صداي آنهاست. بطور كلي هر چه طول تارهاي صوتي افزايش یابد و ضخامت آن كمتر شود صدا زير تر و هر چه طول تارهاي صوتي كمتر و ضخامت آنها بيشتر شود صدا بم تر مي شود؛ بنابراين اگر فردي بخواهد با صداي بسيار زير صدا سازي كند بايد طول تارهاي صوتي خود را افزايش دهد تا ضخامت آن نيز متعاقباً كم شود و صدا زير به نظر برسد و يا برعكس. البته، تارهاي صوتي فقط تا حد معيني مي توانند كشيده يا كوتاه شوند و اگر فردي بيشتر از حد طبيعي بخواهد صدايش را زير يا بم كند (بخصوص در صداي حرفه اي) در صدايش دچار مشكل خواهد شد. [6]

 

تغييرات صدا در حين رشد:

1ـ زيرترين صداي فرد در زماني است كه تازه به دنيا مي آيد و گريه مي كند.

2ـ زير يا بم بودن صداي كودكان بين پسر و دختر تفاوتي ندارد و تغييرات ايجاد شده تقريباً بين سنين 12-10 سالگي صورت مي گيرد. به اين نحوه كه هم در دختران و هم در پسران صدا بم تر مي شود با اين تفاوت كه ميزان بم شدگي در پسران بسيار بيشتر از دختران است.

درست در همين سنين است كه يك دوره گرفتگي صدا، به علت تغييرات هورموني در سنين بلوغ هم در پسران و هم در دختران ايجاد مي شود و اگر در اين دوران از صدا درست استفاده نشود صدا همچنان گرفته باقي مي ماند ولذا توصيه مي كنيم ذاكرين نوجوان در اين سنين به صدايشان فشار زيادي وارد ننمايند.

3ـ از سن 20 تا 70 سالگي صدا تقريباً ثابت بوده و ممكن است مقداري به سمت بم شدن پيش رود.

4ـ از سن 70 سالگي به بالا صدا به خصوص در آقايان شروع به زير شدن مي كند ، همچنين امكان گرفتگي صدا در اين سنين به علت تغييراتي در ساختمان حنجره (به علت پيري) مي باشد.[7]

 

 

خصوصیات صدای زیر و بم

كساني كه صدايشان زير است معمولا از قابليت اوج و ارتفاع زياد، انعطاف و تحرير بيشتري برخوردارند در حاليكه صداي بم معمولا داراي حجم و طنين بيشتري است. البته ناگفته نماند كه ممكن است صدايي در حين بم بودن داراي انعطاف و ارتفاع زيادي باشد و يا صداي زيري داراي حجم و طنين بالايي باشد، چراكه تمرين عاملي است كه روي تمام معادلات فني مداحي تأثير گذار است.

 

حالت طبیعی صدا از نظر زير و بم بودن

صدا بايد با سن ، جنس و ابعاد بدن فرد سازگار باشد. مثلاً يك مرد نبايد صداي زير توليد كند بلكه صدايش بايد بم باشد و ميزان بم بودن صداي او نيز متناسب با وزن ، قد و ... او باشد كه مثلاً زياده از حد هم بم صحبت نكند همچنين فرد بايد بتواند با اراده خود تغييراتي در زير يا بم بودن صدايش ايجاد نمايد. [8]

 

زيرصدا

بحث زیرصدا در دو اصطلاح قابل طرح است که عبارتند از:

الف) نوای زیر صدا

ب) سبک زیرصدا

 

الف) نوای زیر صدا

در مداحي بعضي از اساتيد نوايي وجود دارد كه در پرده و حجم صداي پايين ، با هاله اي از هوا همراه است ، اين نوا را "زيرصدا" ناميده ايم. نواي زيرصدا معمولا در ابتداي خواندن و فرودها و نشستها كاربرد دارد.

 

مراحل پیداکردن نوای زیرصدا

برای دستیابی و فراگیری نوای زیرصدا راهکاری به ذاکرین اهلبیت(علیهم السلام) پیشنهاد می شود که مراحل آن عبارت است از:

1. حالت دکلمه خوانی بدون جوهره صدا: در این حالت نفس و کلام را همراه می کنیم و عبارات شعری را ادا می کنیم.

2. حالت دکلمه خوانی با جوهره صدا: در این حالت نفس و کلام را با جوهره صدا همراه می کنیم و عبارات شعری را ادا می کنیم.

3. نوای زیرصدا : در این حالت نفس و کلام را با جوهره صدا و آهنگ و سبک همراه می کنیم و عبارات شعری را ادا می کنیم. اینجاست که ما به نوای زیرصدا دست یافته ایم.

 

ب) سبک زیرصدا:

با توجه به اين كه نواي زيرصدا در بعضي سبكها ـ مثل سبك استاد حاج سيد محمد موسوي ـ بسيار مشهود است ، ما سبك ايشان را با عنوان سبك زيرصدا نام نهاده ايم و براي يادگيري دقيق نواي زيرصدا ، استفاده از سبك استاد موسوي را توصيه مي كنيم.

 

اختلالات زير و بمي صدا

گاهی در بحث زیر و بمی صدا اختلالاتی رخ می دهد، این اختلالات عبارتند از:

الف: زير و بمي يكنواخت

ب: زير و بمي نامناسب

ج: قطعي زير و بمي

 

الف: زير و بمي يكنواخت:

در اين حالت فرد در طول گفتار با فقدان تغييرات در زير يا بمي صدا مواجه است بطوريكه از ديد شنونده گفتار وي يكنواخت و كسل كننده است. در برخي موارد شخص مورد نظر اصولاً توانايي ايجاد تغيير در زير يا بمي صداي خود را ندارد. زير و بمي يكنواخت يكي از علائم صدمات عصبي محسوب مي شود. همچنين ممكن است در اثر ويژگيهاي شخصيتي و مشكلات رواني بوجود آيد.

ب: زير و بمي نامناسب:

در اين حالت زير يا بم بودن صدا، با توجه به سن و جنس فرد غير طبيعي است بعنوان مثال زني كه صداي او بم و مردانه شده و مردي كه صدايش كاملاً زنانه به نظر مي رسد به زير و بمي نامناسب مبتلا شده اند. زير و بمي صدا به اندازه حنجره و تارهاي صوتي بستگي دارد.

يك صداي بيش از حد زير ممكن  است به علت مشكلاتي چون عدم رشد طبيعي حنجره بر اثر اختلالات هورموني باشد. صداي بيش از حد بم نيز مي تواند به علت پر كاري تيروئيد و يا استفاده از هورمون در زنان باشد. همچنين زير يا بمي بيش از حد مي تواند به دليل مشكلات عاطفي و يا در اثر عادت بوجود آمده باشد.

ج: قطعي زير و بمي:

در اين اختلال زير يا بمي صداي فرد ناگهان و بطور غير منتظره تغيير مي كند. اين مشكل در مردان جواني كه در دوران بلوغ به سر مي برند و صدايشان در حالت  تغيير به صداي بم و مردانه مي باشد، بيشتر ديده مي شود. مشكلات عاطفي دوران بلوغ، ضايعات حنجره و ناتواني اعصاب حنجره اي از جمله علل ايجاد قطع زير و بمي مي باشد. [9]

 

نكات كلي پيرامون زير و بم صدا

  1. 1.     آیا زیر و بمی صدا قابل تغییر است؟

از نظر علمی ممکن است، مثلا برخی از داروها در طول و ضخامت تارهای صوتی تأثیر می گذارند و در نتیجة استفاده از این داروها ممکن است صدا زیرتر یا بم تر می شود،اما این کار به علت مضراتی که دارد توصیه نمی شود.

  1. 2.     چه كنيم صدايمان پخته شود؟

برخی از هنرجویان سؤالی برایشان مطرح می شود که چه کنیم صدایمان کلفت شود؟ وقتی در جواب به این افراد می پرسیم مثلا دوست دارید صدایتان مثل چه کسی شود؟ نام کسی را می برند که می بینیم اتفاقا این فرد صدایش زیر است اما به علت ممارست صدایی پخته دارد. از این رو پی می بریم که منظور این افراد در سؤال این است که چه كنيم صدايمان پخته شود؟در جواب بايد گفت؛ با تمرين و ممارست و كسب تجربه ، به مرور صدا پخته و جا افتاده خواهدشد.

  1. 3.     از صدای چه کسی تقلید کنیم ؟

چارچوب کلی فراگیری مداحی شامل دو مرحله کلی می شود که عبارت است از: مرحله تقلید و مرحله استقلال. عزیزانی که در مرحله تقلید هستند گاهی سؤال می کنند از صدای چه کسی تقلید کنیم؟ گویا ریشه این سؤال این است که شاید شباهت با صدای استاد هنرجورا در یادگیری کمک کند. در جواب این افراد می گوییم: آن چه باید مورد تقلید واقع شود سبک و روش مداحی است که غالبا ممکن است با صداهای مختلف پیاده شود؛ در نتیجه سبک و روش صحیح و مورد تأیید اساتید با صداهای مختلف برای افراد مختلف با تن صدای مختلف قابل تقلید است و اساسا نباید از صداي استادي تقليد کرد و نباید در خواندن، تُن صدا را تغيير داد. البته ناگفته نماند که اگر استادی یافت شد که هم سبکش مورد تأیید اساتید است و هم صدای ما به تن صدای او نزدک است، برای الگوی تقلید مناسبتر به نظر می رسد.

  1. 4.     از سبک چه کسی تقلید کنیم؟

همانطور که در بحث قبل بیان شد، چارچوب کلی فراگیری مداحی شامل دو مرحله کلی می شود که عبارت است از: مرحله تقلید و مرحله استقلال. در مرحله تقلید باید به پیشنهاد و تحت نظر اساتید الگوهای مورد نظر را بیاموزیم و در مرحله استقلال گلهای خواندن اساتید مختلف را بچینید و از کسی تقلید کنید که خواندنش را دوست دارید.

  1. 5.     برای مداحی کدام نوعِ صدا بهتر است؟

گاهی هنرجویان می پرسند: برای مداحی کدام نوعِ صدا بهتر است؟ در جواب باید دانست که می توان خواندن را به دو روش کلی برگزار کرد؛ الف) به روش فن محور: که محوریت آن با رعایت فنون و هنر مداحی است  ب) به روش محتوا و معنویت محور: که اساس آن محتوا و معنویات است. در مداحی فن محور صدای زیر و بم هر یک خصوصیت خاص خود را دارند و در بخشهایی بهتر به نظر می رسند اما برای مداحی محتوا محور و معنویت محور، تفاوتی بین صداها نیست و صدا مرکبی است که محتوا را به مستمع منتقل می کند که حاصل این انتقال محتوا بایستی رشد و ارتقای معنوی باشد.

 

6. انعطاف صدا (تحرير):

یکی از قابلتهای صدای آدمی، انعطاف صدا و تحریر است، که تعاریفی از آن بیان شده که ما در این بخش به تعریف لغوی و اصطلاحی آن می پردازیم.

تعریف لغوی : تحریر ، كشش دادن صوت به هنگام آوازه خواني است.[10]

تعریف اصطلاحی : به پيچ و خمها و لرز و موجهايي كه در خواندن به صدا داده مي­شود تحرير مي­گويند. که در آوازاز آن تعبیر به چه چه می کنند.

 

انواع تحریر :

با دقت نظر و توجه در اجرای تحریرها در مداحی، به تفاوتهایی بین آنها پی می بریم که لااقل می توان، با توجه به تفاوت موجود بین تحریرها، چهار نوع برای آن در نظر گرفت که عبارت است از:

  1. تحریر موج
  2. تحریر پله ای
  3. تحریر ریز
  4. تحریر لرز

 

  1. تحرير موج: تحريري است كه فاصله بین اجزاي آن زیاد است و محل اتصال اجزاي آن ـ با شنیدن ـ محسوس نيست و فراز و نشيب­ها و پيچ و خمها به حالت موجي از صدا به گوش مي­رسد.                                        

  نمودار تحرير موج:

نکته : تحریر موج معمولا تک جزئی و با ترکیب تحریرهای دیگر مورد استفاده قرار می گیرد.

  1. تحرير پله­اي: تحريري است كه فاصله بین اجزاي آن زياد و تا حدی کمتر از تحریر موج است و محل اتصال اجزاي آن ـ از جهت شنيداري ـ کاملا احساس مي شود و گويا يك تكيه صوتي در محل اتصال اجزاي آن وجود دارد.                       

 نمودار تحرير پله اي:

نکته: پرکاربردترین نوع تحریر تحریر پله ای است.

  1. تحرير ريز:  اگر فاصله بين اجزاي تحرير پله­اي را به حدي کم کنید كه به حالت لرز نزديك شود، ويا همان لرز صدا را با فاصله بيشتر بين اجزا ، به حالت صعودي يا فرودي ، در پرده هاي مختلف صدا پياده كنيد ، يك نوع تحرير زيبايي ايجاد مي­شود كه به آن تحرير ريز مي­گوييم.       نمودار تحرير ریز :
  2. تحرير لرز: اگر در يك پرده ، صداي بدون تحرير را بلرزانيم ، تحرير لرز ايجاد مي شود. لرز صدا در صورتی تحریر و جزء محاسن خواندن است که اختیاری باشد؛ در نتیجه لرزش صدایی که بی اختیار و به دلایل مختلف ممکن است در صدا ایجاد شود، حکم تحریر را ندارد و گاهی نیز ضعف حسوب می شود.

نمودار تحرير لرز:   .....................

نکته : تحریر لرز معمولا در ترکیب با انواع دیگر تحریر به کار می رود.

 

نكات كلي پيرامون تحرير

  1. شناخت تحريرها شنيداري است و البته توضيحات داده شده تا حدي مي­تواند در شناخت انواع تحرير مؤثر باشد.
  2. براي تمرين ابتدا از تحريرهاي ساده تر شروع كرده و به مرور زمان به سراغ تحريرهاي سخت تر برويد.
  3. با تركيب تحريرها ، نمونه های ذوقي و طبعي زيبايي ايجاد مي­شود.
  4. دقت كنيد تحريرهاي طبعي و ذوقي ناصحيح و نازيبا در خواندنتان جا نيفتد، البته پس از يادگيري صحيح انواع تحرير ، مي توانيد از تحريرهاي ذوقي زيبا استفاده كنيد. تشخيص صحت و سقم تحريرهاي ذوقي به عهده اساتيد می باشد.
  5. مواضعي كه بايد از تحريرهاي طولاني بپرهيزيد عبارت است از:

الف) در بسم الله و جملات عربي ابتدايي مجلس.

ب‌)    هنگام باز كردن گره مرثيه(بيان سوزناكترين بخش روضه) ؛ چون تحرير طولاني، جلب توجه نموده و تمركز مستمع را نسبت به روضه كم مي كند.

ج‌)      هنگام خواندن شعر در محافل مولودي؛ چرا كه عدم تحرير طولاني و كشش در عبارات ، خواندن شما را شادتر مي كند.

د‌)       هنگام خواندن ادعيه و زيارات طولانی.

 

7. طنين

یکی از قابلیتهایی که در صدای انسانهاست، و باعث تمیز صداهای مختلف از یکدیگر می شود طنین نام دارد، و شاید بتوان گفت بیشترین جذابیت موجود در تن صدای افراد مربوط به این قابلیت است. در اصطلاح فيزيك به نوسانهاي فرعي صوت طنين گفته مي­شود و در حقیقت طنین عاملي است كه بواسطه آن می توان صداهاي مختلف را از هم تشخيص داد.

 

تأثیر اجزای بدن در طنین صدا:

همان طور كه بدنه آلات موسيقي موجب طنين افكن شدن صداهايي مي­گردد كه نوازنده به وجود مي­آورد، بدن شما نيز در تقويت طنین صدا نقش بدنه سازهاي موسيقي را دارد.

 صداي اوليه از تارهاي صوتي سرچشمه مي­گيرد و با استخوانهاي سينه، دندان، سقف دهان، حفره­هاي بيني و ساير قسمتهاي صورت شما برخورد نموده و صدا را مرتعش و طنین افکن مي­كند.

 

راز شنیده شدن صدا از راه دور :

طنین باعث می شود صدا از راه دور شنیده شود والا اگر ما فقط صداي ضعيف اوليه كه در تارهای صوتي ايجاد مي­شود را مي­شنيديم، صدايي به گوشمان می رسید كه فقط تا چند قدمي قابل استماع است.

 

انواع طنين

با یک دقت نظر در برخورد نوسانهای فرعی صوت با بدن، می توان این حقیقت را دریافت که از جهاتی طنینها دارای انواعی هستند که عبارتند از:

الف) طنين سينه

ب) طنين سر

 

الف) طنين سينه

این نوع طنین به واسطه برخورد امواج صدا با قفسه سينه ايجاد مي شود و غیر اختياری است و دائما در صداي شما وجود دارد.

ب) طنين سر

این نوع طنین به واسطه برخورد امواج صدا با جمجمه ، منافذ سر و صورت و بینی ايجاد مي شود، این طنین با تمرين قابل تقويت و اختیاری است.

 

راه پياده كردن طنين سر

برای شناخت و اجرای طنین سر، بایستی صدا را به سقف دهان بیاوریم و سعی کنیم صوت از منافذ سر و صورت بخوبی بگذرد؛ خواندن روي مصوت «آ» يا «اُ» به این امر کمک می کند.

 

 

نكات قابل توجه در بحث طنین

  1. انحراف بيني ، پوليپ ، سينوزيت و مشكلات فيزيكي حلق ، در طنين صدا تأثير گذار است ، لذا خوب است ذاكرين محترم تحت نظر متخصص گوش و حلق و بيني باشند و در صورت بروز مشكل به درمان آن بپردازند.
  2. هنگام خواندن، ناخودآگاه راه خروج امواج را از بيني نبنديد؛ چرا كه صدا پس از گذشتن از منفذ غار شكل بيني طنين اندازتر مي­شود.
  3. هنگامي كه با تمام وجود و احساس و هيجان مي خوانيد گويا تمام سلولهاي بدن، با شما در خواندن همراه است ولذا صدايتان طنين افكن تر مي شود.

 

تمرين:

جهت تشخيص طنين شعري را انتخاب كنيد و آن را چند بار زمزمه كنيد و در هر بار با دست گذاشتن بر سر و استخوان بيني و لبها و سينه، ارتعاش صوت را در اين قسمتها احساس نماييد. كساني هستند كه موقع خواندن، حتي ارتعاش رادر انگشتان دست و پاي خود احساس مي كنند.

 

9.كيفيت صدا

منظور از كيفيت صدا آن است كه آيا صدا شفاف مي باشد و يا اينكه با صداي ديگري آميخته شده است. اينكه تارهاي صوتي چگونه با هم بر خورد كرده باشند، به آرامي يا محكم، ميزان كيفيت صدا را مشخص مي كند. به عنوان مثال، وقتي تارهاي صوتي به صورت شل با يكديگر بر خورد نمايند. در حين صدا سازي هواي اضافه اي از بين آنها خارج مي شود و صداي فرد همراه با صداي نفس به گوش مي رسد كه به اين صدا، صداي نفس آلود گويند (نمونه اي از صداي نفس آلود را مي توان در گفتار آهسته و محرمانه  مشاهده كرد)[11]

 

حالت طبیعی صدا از نظر كيفيت

از نظر كيفيت نيز صدا نبايد مخلوطي از چند صداي ديگر باشد و مثلاً در صدا نبايد گرفتگي، نفس دار بودن، فشار و تقلا، لرزش و... مشاهده شود. [12]

 

اختلالات كيفيت صدا

از نظر کیفیت، ممکن است صدا دچار اختلالاتی شود که عبارتند از:

الف: گرفتگي صدا

ب: نفس آلودگي

ج: صحبت همراه با تقلا

د: لرزش صدا

 

الف: گرفتگي صدا:

گرفتگي صدا جزء اولين و شايعترين ويژگي هاي صوتي است. گرفتگي صدا ممكن است با مواردي چون نفس آلودگی و كوشش و تلاش در صدا سازي همراه باشد. بيماري هايي از قبيل فلج تار هاي صوتي، التهاب حنجره، ندول تارهاي صوتي و... درجاتي از گرفتگي صدا را باعث مي شود.

ب: نفس آلودگي :

در اين حالت مقدار زيادي هوا از بين تارهاي صوتي به هدر مي رود. خروج اين هوا از نظر شنيداري قابل ادراك است و صداي نفس آلوده معمولاً با كاهش بلندي همراه مي باشد. خروج هوا از ميان تارهاي صوتي معمولاً نشانگر تماس نامناسب و ناكافي آنهامي باشد. اين مشكل ممكن است ناشي از بيماريهاي چون ندول، زخم تماس و يا فلج تارهاي صوتي باشد.

ج: صحبت همراه با تقلا:

در اين اختلال حين گفتار، تارهاي صوتي با شدت و فشار به هم برخورد مي نمايند اين مسئله مي تواند ناشي از بيماريهاي حنجره اي و يا به علت مشكلات رواني حادث شود.

د: لرزش صدا:

چنين صوتي را غير استوار و لرزان درك مي نمائيم. صوت لرزان بيشتر در اثر آسيب سيستم عصبي به چشم مي خورد. [13]

 

 

 

 

بيماري هايي كه باعث اختلال صدا مي شوند[14]

برخی از بیماریها هستند که ابتلای به آن باعث اختلال در صدا می شوند و کارایی صدا را چار مشکل می نمایند. این بیماریها عبارتند از:

  1. ندول تارهاي صوتي
  2. زخم تماس حنجره
  3. پوليپ حنجره
  4. لارنژيت
  5. بيماري هاي رواني
  6. فلج تارهاي صوتي
  7. سرطان حنجره
  8. ضربه به حنجره
  9. اختلالات هورموني
  10. مشكلات طنابهاي صوتي كاذب

 

1- ندول تارهاي صوتي

اين بيماري در كساني كه از صداي خود بصورت حرفه اي استفاده مي كنند مانند خوانندگان، قاريان و نيز در كودكان بيشتر اتفاق مي افتد.

شرح: ندول، يك بر آمدگي كوچك بر روي تارهاي صوتي مي باشد.

علت: در نتيجه برخورد و اصطكاك نامناسب تارهاي صوتي (مانند: فرياد زدن، آواز خواندن بالاي طيف طبيعي و به ويژه سوء استفاده از صدا در طي دوران لارنژيت) و نيز مشكلات روحي رواني ايجاد مي شود. ندول ابتدا كوچك و يک طرفه (يعني روي يكي از تارهاي صوتي) و در صورت ادامه دادن استفاده نادرست از صدا، دو طرفه و بزرگ مي شود .

علامت: افرادي كه ندول تارهاي صوتي دارند در اوايل روز راحت تر از  اواخر آن صحبت مي نمايند. در ضمن اين افراد چون فكر مي كنند كه چيزي در گلويشان گير كرده است بيشتر از حد معمولي صداي خود را صاف مي كنند كه همين امر عامل تشديد كننده اختلال است. در چنين افرادي كيفيت صدا علاوه بر گرفتگي، نفس آلوده نيز مي شود. همچنين صداي فرد بم تر از حد طبيعي شده و از ميزان بلندي آن كاسته مي شود.

درمان: در زمينه درمان، در صورتيكه ندول آنقدر بزرگ شده باشد كه گرفتگي شديد ايجاد صوتي كند، ممكن است به عمل جراحي نياز داشته باشد ولي؛ در ندولهاي كوچك گفتار درماني و آموزشي بهداشت صوتي به بيمار، باعث برطرف شدن ندول و بهبود گرفتگي صدا مي شود.

 

2- زخم تماس حنجره

شرح: در زخم تماس حنجره بر روي تارهاي صوتي زخم دو طرفه ايجاد مي شود.

علت: اين زخمها بيشتر مواقع به همراه استفاده نادرست از صدا بخصوص در زمان سرما خوردگي و لارنژيت بوجود مي آيد، از علل ديگر اين بيماري، مشكلات گوارشي است كه به صورت نفخ شديد معده و متعاقب برگشت اسيد از معده به دهان ايجاد مي شود.

علامت: در بيماراني كه زخم تماس دارند ميزاني از درد در ناحيه حنجره همواره با گرفتگي صدا و بلندي، كم مشاهده مي شود.

درمان: درمان اين بيماري با گفتار درماني و رعايت بهداشت حنجره بخصوص در زمان سرما خوردگي و لارنژيت و يا درمان جراحي توصيه مي شود.

 

3- پوليپ حنجره

شرح: پوليپها بر آمدگي هايي هستند كه بدون وجود پايه و يا توسط يك ساقه كوچك به يكي از تارهاي صوتي مي چسبند .

علت: به علت استفاده نادرست ما از صدا بوجود مي آيند.

علامت: در تمام پوليپها بجز پوليپهاي بزرگ تنها علامت موجود گرفتگي صدا است و به ندرت در موقعي كه يك پوليپ بسيار بزرگ باشد تنگي نفس و تنفس صدادار مشاهده مي شود.

درمان: براي درمان نيز برداشتن پوليپ توسط جراحي از راه آندوسكپي توصيه مي شود؛ ولي بهتر است قبل از جراحي موارد لازم بهداشت صوتي توسط گفتار درمانگر آموزش داده شود.

 

4- لارنژيت

شرح: التهاب پوشش داخلي حنجره را لارنژيت گويند.

علامت: لارنژيت اغلب موارد باعث گرفتگي صدا يا بي آوايي مي شود و به دو صورت حاد يا مزمن وجود دارد.

علت: التهاب تارهاي صوتي و ديگر بخشهاي حنجره ممكن است توسط عفونت ويروس يا باكتريايي در سيستم تنفسي و حنجره صورت پذيرد، همچنين التهاب گاهي بدون وجود عامل عفوني و تنها به دليل سوء استفاده از صدا، تنفس گازهاي داغ و مواد شيميايي يا بلع مواد سوزاننده نيز ممكن است ايجاد شود.

درمان: درمان در اين بيماري استراحت صوتي و بر حسب مورد مصرف داروهايي از قبيل آنتي بيوتيك و كورتيكو استروئيد و غيره مي باشد.

 

5- بيماري هاي رواني

شرح: گاهي اتفاق مي افتد كه با وجود عملكرد نادرست حنجره و وجود علائمي از قبيل گرفتگي صدا بي صدايي، صداي همراه با فشار و تقلا، صداي نفس آلود و صداي زير غير طبيعي و ...  در معاينات حنجره هيچگونه آسيبي مشاهده نمي شود. در حقيقت با وجود آنكه حنجره سالم است ولي صداي فرد با مشكل مواجه شده است عامل اينگونه اختلالات مشكلات عاطفي و رواني است و به آنها روانزاد گويند.

درمان: در درمان بيماريهاي روانزاد حنجره، گفتار درماني به همراه روان درماني توصيه مي شود.

 

6- فلج تارهاي صوتي

شرح: دور شدن و نزديك شدن تارهاي صوتي توسط عضلاتي در حنجره صورت مي گيرد. هنگامي كه اعصاب حنجره فلج مي شود، كار اين عضلات مختل شده كه به دنبال آن اختلال در حركت تارهاي صوتي بوجود مي آيد.

علامت: فلج تارهاي صوتي مي تواند يك طرفه يا دو طرفه باشد در مراحل اوليه اين عارضه، صدا ضعيف و نازك مي شود و در مراحل بعدي كه تار صوتي سالم با فعاليت بيشتر به جبران عمل طناب صوتي فلج را جبران مي كند ممكن است صدا به حالت عادي برگردد. در فلج دو طرفه تارهاي صوتي نيز معمولاً ابتدا تارهاي صوتي تقريباً به هم نزديك و تماس پيدا مي كنند، در اين حالت صداي بيمار ممكن است هيچ تغيري نكند ولي به دليل بسته بودن حنجره و تبادل مختصر هوا از فاصله بين دو طناب صوتي، تنفس بيمار مشكل شده و با كوچكترين فعاليت فيزيكي فرد به تنگي نفس شديد دچار مي شود. در مرحله بعدي دو طناب صوتي بتدريج از هم دور مي شوند و تنفس كمي بهبود مي يابد؛ ولي درجاتي از ضعف در صدا و گرفتگي آن ديده مي شود.

درمان: براي درمان فلج يك طرفه و دو طرفه جراحيهاي خاصي كمك كننده مي باشد.

 

7- سرطان حنجره

شرح: سرطان حنجره كه بيشتر روي تارهاي صوتي ايجاد مي شود.

علامت: در ابتدا باعث گرفتگي صدا مي شود.

درمان:در صورتيكه تشخيص صحيح و به موقع داده شود بهبودي از راه عمل جراحي و يا اشعه درماني (راديوتراپي) عالي است و مي تواند از تجاوز سرطان به بافتهاي اطراف جلوگيري شود.

متاسفانه در اغلب موارد در اين بيماران مسئله گرفتگي صدا به سرما خوردگي يا لارنژيت نسبت داده مي شود و حنجره مورد معاينه قرار نمي گيرد و در نهايت سرطان در مراحل پيشرفته بيماري تشخيص داده مي شود؛ بنا براين اگر گرفتگي صدا در افراد- بخصوص اگر اعتياد به سيگار يا ... داشته اند- بيش از دو هفته طول كشيد و بهبودي نيابد لازم است حنجره توسط متخصص گوش و حلق و بيني بدقت بررسي و معاينه شود.

سن ابتلا: سرطان حنجره اغلب بين سنين 50 تا 70 سالگي رخ مي دهد. اين بيماري در مردان شايعتر از زنان است.

علت:  نقش سيگار و ... در ايجاد اين سرطان ثابت شده است.

 

8- ضربه به حنجره

شرح: صدمات و ضربات متعددي امكان آسيب به حنجره و تارهاي صوتي را دارند كه مي تواند يكي از موارد ذيل باشد:

1- صدماتي ناشي از تصادف اتومبيل كه در آن قرباني به سمت جلو پرتاب شده و موجب تصادم حنجره با داشبورد يا فرمان ماشين مي شود كه اين باعث شكستگي غضروفهاي حنجره مي شود.

2- زخمهاي حنجره به علت اصابت گلوله يا اشياء برنده

3- اصابت گردن با سيمها و كابلها در طي حوادث هنگام اسكي، موتور سواري و غيره

4- لوله گذاري طولاني مدت يا خشن حنجره اي (براي حمايت تنفسي)

5- بلع مواد سوزاننده كه اغلب توسط كودكان و گاهي در بالغين ديده مي شود يا استنشاق گازهاي داغ

 

9- اختلالات هورموني

الف: پركاري تيروئيد:

در پركاري تيروئيد به علت ترشح بيشتر از حد هورمون هاي غده تيروئيد كيفيت صدا نفس آلود و از ميزان بلندي آن كاسته مي شود و با اضطراب، تحريك پذيري و خستگي همراه است.

ب: كم كاري تيروئيد:

اين بيماري بدليل ترشح نا كافي هورمونهاي غده تيروئيد ايجاد مي شود شروع آن در بالغين تدریجی و به همين دليل عدم تشخيص اين بيماري شايع است. خواب آلودگی، عدم تحمل سرما، تورم اطراف چشم ها، خشكي پوست و ... از علائم آن به شمار مي آيند صداي اين بيماران ،خشن و بم مي باشد.

ج: پركاري هيپوفيز در زمینه هورمون رشد:

قد و اندامهاي بيمار بصورت نابهنجاري رشد مي كند و صداي فرد بسيار بم و گرفته كه نتيجه رشد و توسعه بيش از حد تارهاي صوتي و غضروفهاي حنجره اي است.

د: اختلال در ترشح هورمونهاي جنسي:

در طي بلوغ جنسي در زنان به علت ترشح بيش از حد هورمونهاي آندروژن، حنجره رشد غير متعارف و در نتيجه صوت اين زنان به صورت غير طبيعي بم است و اين اختلال مي تواند همراه با ساير علائم از قبيل رشد موهاي زائد در صورت باشد.

 

10- مشكلات طنابهاي صوتي كاذب

شرح: گاهي اتفاق مي افتد كه تارهاي صوتي كاذب بطور غير طبيعي در هنگام توليد صوت به كار مي افتند.

علامت: اين مسئله گرفتگي صدا ايجاد مي كند اين گرفتگي ممكن  است در طول ساعات روز يكسان نباشد، مثلاً صبحها كم و بعد از ظهر زيادتر شود. همچنين در اين عارضه صدا شباهتي به صداي پسران تازه بالغ پيدا مي كند كه آن را به اصطلاح دورگه مي نامند.

درمان: در اين بيماران بر حسب علتهاي مختلف گفتاردرماني و روان درماني توصيه مي شود .



[1]چگونه از حنجره و صداي خود مراقبت کنيم؟، دکتر مسعود قاسمي و مهدي دارويي، ص12-13.

[2]چگونه از حنجره و صداي خود مراقبت کنيم؟، دکتر مسعود قاسمي و مهدي دارويي، ص31ـ46.

[3]چگونه از حنجره و صداي خود مراقبت کنيم؟، دکتر مسعود قاسمي و مهدي دارويي، ص15.

[4]چگونه از حنجره و صداي خود مراقبت کنيم؟، دکتر مسعود قاسمي و مهدي دارويي، ص16.

[5]چگونه از حنجره و صداي خود مراقبت کنيم؟، دکتر مسعود قاسمي و مهدي دارويي، ص20.

[6]چگونه از حنجره و صداي خود مراقبت کنيم؟، دکتر مسعود قاسمي و مهدي دارويي، ص16.

[7]چگونه از حنجره و صداي خود مراقبت کنيم؟، دکتر مسعود قاسمي و مهدي دارويي، ص18.

[8]چگونه از حنجره و صداي خود مراقبت کنيم؟، دکتر مسعود قاسمي و مهدي دارويي، ص17.

[9]چگونه از حنجره و صداي خود مراقبت کنيم؟، دکتر مسعود قاسمي و مهدي دارويي، ص20.

[10]فرهنگ عميد.

[11]چگونه از حنجره و صداي خود مراقبت کنيم؟، دکتر مسعود قاسمي و مهدي دارويي، ص16.

[12]چگونه از حنجره و صداي خود مراقبت کنيم؟، دکتر مسعود قاسمي و مهدي دارويي، ص17.

[13]چگونه از حنجره و صداي خود مراقبت کنيم؟، دکتر مسعود قاسمي و مهدي دارويي، ص21.

[14]چگونه از حنجره و صداي خود مراقبت کنيم؟، دکتر مسعود قاسمي و مهدي دارويي، ص23-30.

صداسازی

صدا سازى:

همان طورى که مى دانید یکى از مهمترین ابزار مداحى ، سخنرانى ، خطابه و . . . داشتن صداى خوب است که در رسیدن به هدف ، شخص را یارى مى نماید. صداى خوب در مداحى دلها را بیشتر آماده مى کند و باعث اشک گرفتن و انس پیدا کردن مى شود. البته ناگفته نماند که صوت زیبا یک استعداد خدادادى است که خیلى ها از آن برخوردار و بعضى بى بهره هستند اما بحث پرورش صدا، ربطى به استعداد ندارد. گرچه کسى که مستعد است ، طبیعتاً پیشرفت بیشترى در این زمینه خواهد داشت اما حتى افراد مستعد هم باید براى بهتر شدن صدا، روى آن کار کنند.

 

در این بخش به انجام بعضى از تمرینات که در بالا رفتن کیفیت صداى شخص بى تاءثیر نیست مى پردازیم .

الف ) تمرین قوى کردن حنجره :

منظور از حنجره قوى و صداى قوى ، صداى بلند و یا فریاد نیست بلکه منظور حنجره و صدایى مى باشد که داراى بنیه اى بالا و قدرتى است که بعد از اجراى یک برنامه ، توانایى خود را به طور کامل از دست نداده باشد و به اصطلاح ((زود نگیرد)). بعضى از اشخاص ‍هستند که صداى آنها بسیار پرطنین و پرحجم و بلند است اما بعد از مدتى کار کشیدن از حنجره ، تارهاى صوتى آنها از کار مى افتد و زود خسته شده و توان انجام فعالیت بیشتر از آن سلب مى شود؛ برعکس افرادى نیز هستند که صداى کم حجم و نازکى دارند اما حنجره آنها از قدرت خوبى برخوردار است و تارهاى صوتى او به زودى از کار نمى افتند. آنچه مهم است این است که یک خواننده بتواند از ابتداى یک مجلس تا انتهاى آن را به تنهایى عهده دار شود و قدرت انجام یک برنامه کامل را داشته باشد، اگر چه این خصوصیت بعد از سال ها مجلس دارى و اجراى برنامه براى شخص حاصل مى شود و به خصوصیات فردى از قبیل بنیه جسمانى ، حالت جمجمه ، بزرگى قفسه سینه ، بزرگى حفره هاى بینى و دهان و... نیز بستگى دارد.

 

خاطر نشان شدن این مطلب لازم است که بالا رفتن کیفیت صدا، رابطه مستقیم با کیفیت تنفس دارد. تنفس صحیح صدا را دلنشین تر مى نماید. نکته دیگر اینکه تارهاى صوتى که صدا را تولید مى کنند، در واقع چند عضله ضعیف و کوچک بیشتر نیستند. چون عضلات را مى توان با ورزش قوى تر کرد، باید با ورزش دادن عضلات گلو و حنجره ، صدا را قوى تر نمود تا دیرتر توان خود را از دست بدهند. دقیقاً مثل یک بدنساز که با استفاده از دمبل هاى سبک و سنگین عضلات شانه و بازوى خود را قوى مى کند تا بعد از مدتى بتواند یک وزنه سنگین را بلند نماید. پس تنفس صحیح باعث پرطنین شدن صدا مى گردد و ورزش دادن عضلات باعث قوى شدن آن خواهد شد. در واقع ورزش عضلات بازو، دمبل زدن و ورزش عضلات حنجره ، خواندن مى باشد. تمرین قوى شدن صدا به این ترتیب است که ؛ ابتدا با آرامش در محلى ساکت و آرام بنشینید و عضلات را شُل کنید سپس نفس عمیقى کشیده و در پایین ترین پرده ، حرف ((آ)) را به صورت ممتد و کشیده ادا نمایید و آن قدر ادامه دهید تا بازدم شما تمام گردد. دوباره ریه ها را تا جایى که امکان دارد، از هوا پر کنید و در حالت بازدم به صورت کشیده بگویید ((آ)). این کار را تا پنج دقیقه به طور مداوم تکرار نمایید. در این کار عجله نکنید و از پایین ترین حالت ممکن آغاز نمایید. وقتى که حس کردید که حنجره شما خوب گرم شده است ، حرف ((آ)) را در یک پرده بالاتر، با همان کیفیت اجرا کنید. این کار را همین طور پرده به پرده ادامه داده و بالا روید و این نکته را کسانى که مبتدى هستند باید توجه داشته باشند که به هیچ وجه نباید عجله نمایند. باید با حوصله این کار را به انجام رساند چون تمام پختگى صدا و قوت آن بستگى به تمرین در پرده هاى پایین دارد. این کار را که انجام دادید و به پرده آخر صداى خود در حرف ((آ)) رسیدید، حنجره شما به خوبى گرم شده است و بعد از این یک ربع تمرین ، حالا مى توانید با تمام قدرت ، یک بیت شعر را با آواز بلند (در اصطلاح شش دانگ صدا) بخوانید، بدون اینکه آسیبى به حنجره شما برسد.

 

اگر در بین تمرین ، هنگام بالا بردن پرده بعدى احساس خارش یا سوزش و یا سرفه نمودید، بدانید که عجله کرده اید و به توصیه این حقیر گوش نداده اید. در این حالت به پرده قبلى بازگشته و دقایقى آن را ادامه دهید و یا اینکه تمرین را براى مدتى قطع نمایید همچنین در پرکردن ریه ها هم نباید عجله کرد. ابتدا آهسته آهسته شکم را پر نموده و سپس سینه را پر نمایید تا جایى که شکم و سینه شما کاملاً متورم و مملوّ از هوا باشد. اگر پرده هاى پایین را در یک فضاى بسته و پرده هاى بالا و شش دانگ را در یک محیط باز مانند کوه یا بیابان تمرین نمایید، بهتر خواهد بود و پیشرفت خود را مشاهده خواهید کرد و اگر بتوانید تمرین شش دانگ صدا را بعد از یک برنامه کوه نوردى قرار بدهید، بسیار بهتر و ثمر بخش تر خواهد بود چرا که کوه نوردى باعث افزایش ظرفیت هوایى شش ها مى شود.

 

تمرینات فوق باید حداقل یک تا دو ماه به طور مستمر و همه روزه صورت گیرد تا صدا براى آغاز کار، صیقل پیدا نماید و از حالت ((نخراشیدگى )) بیرون آید.

 

ب ) تمرین پرحجم کردن صدا :

 

بعد از تمرینات قوى سازى صدا، نوبت به پرحجم کردن و پرطنین کردن آن مى رسد. یعنى وقتى یک خواننده در یک اتاق معمولى مى خواند، صداى او بر فضاى اتاق احاطه کامل داشته باشد و از هر سمت و سویى به طور مستقیم و یک نواخت شنیده شود. این خصوصیات یک صداى پرطنین مى باشد که در اصطلاح ، این صدا را ((زنگ دار)) گویند که گرفتگى ندارد. البته هر نوع گرفتگى در صدا، مذموم نیست بلکه بعضى وقت ها به محزون بودن آن مى افزاید اما صدایى با این کیفیت ، قابلیت کمترى براى مانور دادن و تحریر زدن دارد. براى زنگ دار شدن صدا به تمرینات زیر توجه نمایید.

 

در حالتى راحت بنشینید و عضلات را رها نموده و کلماتى از قبیل ((مَنگ ، هَنگ ، زَنگ ،...)) که به ((نْگ )) ختم مى شوند را با آهنگى تودماغى ، با مسدود کردن دهان با زبان و کشیدگى ، اجرا نمایید.

 

یک شعر بیست بیتى را با نازک ترین آهنگى که مى توانید بخوانید و وقتى که گلوى تان خسته شد، پس از چند دقیقه استراحت دوباره از نو آغاز کنید.

 

حرف ((ر)) را به صورت مشدد و مستمر و کشیده ((ر، ر، ر،...)) ادا کنید.

 

گفتیم که پرطنین شدن صدا، با تنفس رابطه مستقیم دارد. براى اینکه طنین صداى خود را تقویت نمایید به این تمارین توجه کنید.

 

ابتدا یک نفس عمیق با کیفیتى که قبلاً گفته شد بکشید و ریه ها و شکم را از هوا پر کنید به طورى که شکم کاملاً بیرون آید. بعد صدا را در حالى که خارج مى کنید، آهسته و پیاپى بگویید: ((آه ، آه ، اوه ، اوه ، ایه ....)). توجه داشته باشید که هر چه این هوا آهسته تر و کندتر از شش ها خارج شود بهتر است و تکرار این تمرین صدا را بهتر و رساتر مى کند.

 

فک پایینى را شُل کنید سپس نفس هاى کوتاه و سریع ، از راه دهان بکشید و کم کم بر سرعت آن بیافزایید تا جایى که صداى برخورد نفس ها را به سقف دهان تان بشنوید. البته نفس ها نباید از راه تنگى گلو بوده بلکه باید از پرده دیافراگم شکم باشد و از آن به عنوان تلمبه اى استفاده کنید و هوا را از راه شکم بیرون و داخل بکشید. این تمرین باعث قوى شدن عضلات زیر فک و اطراف گلو و شکم مى شود زیرا هنگام خواندن ، فشار زیادى به این عضلات وارد مى گردد.

 

بدن را شل کنید و هوا را به درون سینه بکشید، بدون اینکه هیچ گونه فشارى به سینه وارد شود؛ آن قدر که سینه از هوا پر گردد. سپس شمعى (یا یک باریکه کاغذ) را جلوى دهان تان بگیرید و هوا را خارج کنید، آن چنان که شعله شمع حرکت ننماید ولى هواى سینه به طور یک نواخت خارج شود. این تمرین باعث افزایش ‍ظرفیت هوایى ریه ها و یک نواختى صدا مى شود که باید روزى سه تا چهار مرتبه تکرار شود و با یک فوت کردن قوى ، خاتمه یابد.

 

چانه را به سینه بچسبانید به طورى که وزن سر، روى چانه افتاده باشد. حالا چند مرتبه دهان را باز و بسته کنید به طورى که با این حرکت ، سرتان بالا و پایین رود. سپس مدتى دهان را به حالت نیمه باز و راحت ، استراحت بدهید.

 

دستان تان را زیر چانه بزنید (حالتى که انسان چیزى را تماشا مى کند) و فرض کنید که چیزى مى جوید و مکرر دهان تان را باز و بسته نمائید. بعد از مدتى استراحت ، دوباره این کار را انجام دهید. این تمرین و تمرین قبل ، باعث قوى شدن عضلات چانه ، شقیقه ، و گلو مى شود و کم کم فک و گلو در اختیار شما در مى آید تا حروف را موقع خواندن بهتر ادا کنید زیرا عدم توانائى در تلفظ واضح حروف و خستگى زودرس فک و دهان ، ناشى از ضعیف بودن این عضلات است .

 

یک شعر را ابتدا با صداى زیر و از نوک زبان و سپس با صداى بم و از ته زبان بخوانید در حالى که دهان مانند یک حفره شده و صدا با حجم بیرون مى آید. این تمرین نیز با قوى تر شدن زبان ، باعث پرحجم شدن صدا مى شود. زیرا قسمتى از خواندن ، به زبان بستگى دارد که با تغییر دادن فضاى دهان ، موجب ایجاد صداى مناسب و حجم دلخواه مى شود.

 

ج ) چند دستورالعمل کلى براى محافظت از حنجره:

 

تمریناتى که تا اینجا گفته شد، باعث تغییرات محسوسى در تقویت و بهبود صدا مى شود، با این شرط که با حوصله انجام داده شود و از عجله کردن در آن خوددارى گردد و تصور نشود که خواندن بستگى به این تمرینات خسته کننده ندارد. مطمئن باشید که اگر این دستورالعمل ها بدون شتاب زدگى انجام شود، اثرات ژرفى در صدا خواهد داشت اما اگر بدون دقت انجام شوند، باعث ضایعات جبران ناپذیرى خواهد شد. به عنوان مثال در تمریناتى که در قسمت قوى شدن حنجره ذکر شد، اگر شخصى بدون گرم کردن حنجره ، زیر آواز بزند و شش دانگ صدا را بیرون دهد، امکان پاره شدن تارهاى صوتى و یا ایجاد رگه هاى غیر قابل بهبود در صدا، وجود دارد. پس توصیه اول ، عجله نکردن و دقت به خرج دادن در تمارین مى باشد. توصیه دیگر این است که بین تمرین ها نباید وقفه اى ایجاد شود و باید به طور مداوم صورت گیرد تا حنجره پختگى خود را آسان تر تحصیل کند و به طور کلى اگر کسى خواننده هم بشود، نباید تمرین را قطع کند و هر روز باید زمزمه اى داشته باشد تا حنجره ، انعطاف خود را از دست ندهد. درست مانند لولاى درب ، اگر مدتى درب باز و بسته نشود باعث سفت شدن لولاها مى شود. به خاطر داشته باشید که بهترین چیز براى حنجره ، خواندن و جلوگیرى از تنبلى و سستى آن است . البته از استراحت دادن آن هم نباید غافل ماند و باید از ((تاختن به حنجره )) پرهیز کرد. حتى در مجلس نیز هرگاه حس کردید که حنجره شما خسته شده است مى توانید بدون آنکه سایرین متوجه شوند به آن استراحت بدهید. به این ترتیب که فک پائین را شُل کرده و با زبان کوچک راه حلق را مسدود نمائید، گوئى مى خواهید خمیازه بکشید به طورى که صداى آن در گوشها حس مى شود. این کار باعث استراحت لحظه اى حنجره تا مدت کوتاهى مى گردد. بهترین استراحت براى حنجره قبل یا بعد از مجلس ، ((خواب )) است . چنان چه وقتى یکى از قاریان مصرى که براى اجراى برنامه به ایران آمده بود، قبل از اجراى قرائت خود، مدتى مى خوابد و این کار را به بقیه قرّاء هم توصیه مى نماید. چون گفتیم که تارهاى صوتى ، بافت عضله اى هستند و احتیاج به استراحت دارند.

 

در پایان این قسمت دو تذکر لازم به ذکر است :

 

اول اینکه در هر قسمتى از کشور اسلامى ما، عزادارى به سبک و سیاق مخصوص به خود صورت مى گیرد و مردم هر منطقه اى یک نوع صدا را مى پسندند. بعضى صداهاى بم و خش دار، بعضى صداهاى نازک و پرتحرّک ، بعضى تحریرهاى حلقى ، بعضى تحریرهاى دهانى و... و لذا تمرین ها باید به فراخور همان منطقه صورت گیرد.

 

نکته دیگر اینکه لازم نیست که یک مدت را فقط به تمرین اختصاص داد و یک مدت را به خواندن در مجلس ، خیر. بلکه این دو با هم قابل جمع نیز هست . البته تذکر بسیار مهم ما این است که در کنار این تمرینات ، وقتى که حس شد صدا به حدّ مطلوبى رسیده است ، باید خواندن در مجلس را آغاز کرد تا هم زمان ، فنون مجلس دارى نیز فرا گرفته شود.

 

نکته :

 

ذاکران عزیز توجه داشته باشند در برنامه هائى که چند شب متوالى ادامه مى یابد، نباید تمام انرژى خود را در شب هاى اول ، تمام کنند و باید با حنجره شان مدارا کنند.

 

د) تجویز برخى خوراکى ها:

 

همان طورى که بین همگان مشهور است ، بعضى از خوردنى ها هستند که باید از آنها پرهیز شود و برخى باید استفاده گردد تا صداى شخص را تقویت نماید. حنجره را به لولاى در تشبیه کردیم ؛ همان گونه که درب احتیاج به باز و بسته شدن دارد تا سفت نشود، احتیاج به روغن کارى هم دارد. به همان شکل که باید از حنجره کار کشید تا انعطافش از بین نرود، باید با خوردن بعضى خوراکى ها به تحرک بیشتر آن کمک نمود. ناگفته نماند که معرفى این خوراکى ها جنبه تجربى دارد و در افراد گوناگون ، مختلف است . امکان دارد که در بعضى جواب ندهد ولى آنچه که در عرف مداحان و قاریان و... براى تقویت حنجره معمول است ، خوردن غذاهاى کم چربى و آبکى مانند آش ، گوشت آب پز، باقلا پلو، آبگوشت بدون چربى ، نوشیدن شیر گرم قبل و بعد از خواندن و نوشیدن آب ولرم در حین برنامه است . همچنین در مواقع گرفتگى و خستگى صدا، خوردن ژله نشاسته ، زرده تخم مرغ ، تخم مرغ عسلى ، آب شلغم ، و یا غرغره کردن آب نمک به اضافه چند قطره آب لیمو و یا خوردن انجیر خشک که در شیر جوشیده ریخته شده باشد، تاءثیر بسزایى خواهد داشت . همچنین خوردن تخمه هائى که داراى لعاب مى باشند مانند بارهنگ ، به دانه ، تخم شربتى و... قبل از اجراى برنامه بسیار مفید است . به قول استاد این حقیر؛ ((اثر خوردن مقدارى از تربت سیدالشهداء قبل از مجلس و مالیدن آن به گلو از همه اینها بیشتر است ))(77) .

 

ه‍) پرهیز

 

براى اینکه حنجره آسیب نبیند باید از خوردن بعضى از خوراکى ها مانند انواع ترشى ها، سرخ کردنى ، چاى پررنگ ، آب سرد، بستنى و این قبیل مواد غذائى خوددارى نمود. چون خوردن اینها به مرور زمان باعث تحلیل رفتن قواى حنجره و ضعیف شدن صدا مى گردد و شاید به جراءت بتوان گفت که اثر این خوردنى ها در حنجره خواننده مخرّب تر از حنجره فرد معمولى است که خواننده نمى باشد. چون حنجره کار کرده در مقابل بعضى چیزها آسیب پذیرتر از حنجره کارنکرده است .

 

همچنین خوردن تخمه ، آجیل و حتى استعمال عطریات باعث گرفتن صدا مى گردد و مجدداً لازم است این نکته را خاطر نشان کنیم که پرهیز از خوراکى ها هم مانند تجویز بعضى دیگر خوردنى ها به تفاوت افراد، مختلف مى شود و در همه على السویّه نمى باشد و نیز سینه زدن و گریه شدید کردن نیز باعث گرفتگى حنجره مى شود. همچنین تنفس ‍در فضائى که گرد و خاک دارد و یا محلى که در آن غذا مى پزند و چیزى سرخ مى کنند نیز همان نتیجه را خواهد داد. البته همان طورى که قبلاً نیز اشاره شد، باید توجه داشت که این گونه پرهیزها و تجویزها، فردى است و شخص باید با گذشت زمان و تجربه در خوانندگى ، پى به اثر مثبت یا منفى آنها روى خود ببرد و یک برنامه پرهیز غذائى براى خود داشته باشد. چون ممکن است هیچ یک از خواراکى هائى فوق ، اثرى در وى نداشته باشد.

 

تذکر کلى :

 

به طور کلى مى توان گفت که هرگونه خوراکى که در شخص تولید گلودرد مى کند و هنگام ابتلا به سرماخوردگى یا گلودرد باعث تشدید آن مى شود، در موقع سلامتى باعث ضعیف شدن حنجره و صدا مى شود و بر عکس هر گونه خوراکى که در موقع گلودرد و عفونت سینه ، موجب بهبود شخص مى شود در موقع سلامتى موجب قوى شدن صدا و بالا رفتن کارآئى حنجره مى گردد.

روضه حضرت علی اصغر (علیه السلام)

چندی پیش وارد منزل شدم فرزند چهار ماهه ام بی قراری می کرد. تب داشت. او را بردم کنار شیر آب تا دست و پایش را بشورم، تا آب را دید خود را به سمت آن پرت کرد. فهمیدم تشنه است، استکان آبی به او دادم و او آرام گرفت. این یعنی استخراج روضه. حضرت علی اصغ ویژگی هایی داشتند که عبارتند از: کوچکترین شهید کربلا، تشنه ترین شهید کربلا، تنها شهیدی که در آغوش امام حسین(ع) شهید و دفن شده، تنها شهیدی که امام حسین(ع)  به آن نماز خواند و آن را دفن کرد، تنها شهیدی که تیری که به او خورد به سینه امام حسین(ع) اثر کرد.

شیخ جعفر شوشتری درباره دلایل دفن علی اصغر(ع) توسط اباعبدالله(ع) می فرمایند: حضرت توان دیدن بدن علی اصغر(ع) را نداشتند-حضرت می دانستند که دشن بعد از کشتن هم سرها را جدا می کنند- حضرت می دانستند که دشمن بدن ها را پامال می کند.

شباهتی که حضرت علی اصغر(ع) و اباعبدالله(ع(  به آن مشترکند اینست که هر دو زمانی که جان در بدن داشتند سر از تنشان جدا شد. و این یعنی ذبح شدن

مقاتل و کتب معتبر

مقاتل و کتب معتبر

۱- مقتل الحسین(ع): سید عبدالرزاق مقرّم بهترین ترجمه، ترجمه فهیم کرمانی

۲- مثیرالاحزان: ابن نماء حلّی

۳- قمقام زخّار صمصام بتّار ( دریای آکنده، شمشیر برنده): فرهاد میرزا معتمدالدوله

ویژگی های این کتاب:

الف: ضبط درست اسامی اشخاص و مکان ها

ب: توضیح صحیح معانی لغات

ج: ترجمه دقیق از روایات

۴- قصه کربلا: نظری منفرد

۵- ملهوف علی قتل الطفوف: سید ابن طاووس

ویژگی این کتاب:

-       آوردن حدیث مشیّت

· حدیث مشیت چیست؟

محضر حضرت اباعبدالله(ع) عرض کردند: آقا به کربلا نروید. حضرت فرمودند: از جدم رسول الله(ص) به من رسیده است که:« اِنَّ اللهَ شاءَ أنْ یَراکَ قَتیلا» خدا می خواهد تو را کشته ببیند. عرض شد: زن ها و کودکان را با خود همراه نکنید. فرمودند: خدا می خواهد آن ها را اسیر ببیند.

نکته: سید ابن طاووس لهوف را در جوانی به نیت استفاده زائرین سیدالشهدا(ع) به رشته تحریر درآورده است.

۶- نفس المهموم

۷- نفثة المصدور

۸- منتهی الآمال

نکته: هر سه کتاب فوق اثر شیخ عباس قمی است.اصل مطالب در هر سه مقتل یکسان است.

۹- رمز المصیبة: آیت الله ده سرخی

نکته: الف) آیت الله ده سرخی در کتاب رمز المصیبة تمام نقل ها را، از کلیه کتاب ها جمع آوری کرده و در سه جلد منتشر نموده اند.

ب) این کتاب درصدد بیان قوت یا ضعف اسناد کتب نبوده بلکه به دنبال جمع آوری اقوال مختلف در باب امام حسین(ع) بوده است.

· مقاتل و کتب غیر معتبر ( طبق بررسی اساتید و محققین مقتل شناس حوزه علمیه قم)

۱- منتخب طریحی: فخرالدین طریحی نجفی

۲- نور العین فی مشهدالحسین(ع): نیشابوری اسفراینی

۳- تظلم الزهرا(س) فی احراق دماء آل عبا(س): ملا رضی قزوینی

۴- اسرار الشهاده: فاضل دربندی

۵- الدمعة الساکبه: محمد باقر بهبهانی

۶- ناسخ التواریخ: سپهر کاشانی

۷- معالی السبطین: شیخ مهدی حائری مازندرانی

۸- محرق القلوب: محمد مهدی نراقی

۹- تذکرة الشهدا: کاشانی

نکته: از دوره صفویه تا عصر قاجار نوع کتاب های مقتلی که نوشته شده است، دارای ضعف هستند. برای نمونه: طریق البکاء، طوفان البکاء، عمّان البکاء، امواج البکاء و

۱۰- خطیب کعبه: یونسی ها

نکته: این کتاب شرح خطبه حضرت عباس در بالای بام کعبه است که در روز ترویه ایراد شده است. این خطبه از لحاظ مضمون بسیار زیباست ولی متاسفانه هیچ سندی در رابطه با آن وجود ندارد.

· کتب غیر مقتل که مطالعه آن ها توصیه می شود

۱- خصائص الحسینیه: شیخ جعفر شوشتری

نکته: این کتاب به شما استعداد استخراج روضه از روضه می دهد، بدون اینکه در اصل روضه تحریف یا توهینی صورت پذیرد. برای نمونه: شیخ جعفر آورده است که امام حسین(ع) هفت مرتبه در کربلا ندای « هل من ناصر» سر داده است، تحت عنوان نداهای هفتگانه.

۲- البکاء للحسین(ع): میرجهانی

۳- اسرار حسینیه: آیت الله حبیب الله شریف کاشانی این کتاب مراتب عشق را بیان می کند.

۴- ثارالله(ع): عندلیب همدانی

۵- کامل الزیارات: ابن قولویه در فضائل زیارت امام حسین(ع) است.

· کتب مربوط به حضرت زهرا(س)

۱- الجنة العاصمه فی احوالات الفاطمه(س): میرجهانی

۲- فرهنگ سخنان حضرت زهرا(س): محمد دشتی

۳- اسرار آل محمد(ص): سلیمان ابن قیس هلالی ، ترجمه اسماعیل انصاری خوئینی

· کتاب های تحریف ستیز

۱- لؤلؤ و مرجان: محدث نوری

۲- ثورة التنزیة: سید محسن امین، ترجمه جلال آل احمد پیرامون عزاداری های نامشروع

۳- حماسه حسینی: شهید مرتضی مطهری

نکته: این کتاب را شهید مطهری تألیف نکرده اند، شخصی به نام “حق جو” نوارهای شهید مطهری را به نوشتار تبدیل و آن را در یک جزوه گردآوری کرده است و به نام منقولات شهید مطهری در باب تحریف عاشورا ارائه کرده است.(سید حسین مومنی)

گریز زدن - روضه توصیه های حاج محمود کریمی

الف- گریز زدن-روضه (حاج محمود کریمی)

حضرت امام (ره) فرمودند : در مداحی باید از بحث سیاسی استفاده كرد،كه گریه برای سیدالشهدا باید سیاسی باشد و فرمودند این داد و قال ها و دسته ها سینه زدنها اسلام را نجات دادند.

گریـز زدن:

یكی از روش های مهم در روضه خوانی میباشد.باید توجه داشت كه بدون منبع هیچ روضه ای را نخواند و گریز زدن های ما روی اصول و اساس باشد.مثلا حاج آقا منصور ارضی در یكی از مراسم هایی كه برای كمك رسانی زلزله زدگان در چندسال اخیر برنامه داشتند این طوری گریز زدند كه:«من امروز این عمل رو دیدم كه مردم اكثرا به جای پتو و غذا و لباس ،شیرخشك آوردند برای بچه ها.چون مردم بیشتر از همه چی تب و تاب بچه كوچیك ها رو دارند.» و بعدش یك روضه حضرت علی اصغر خوندند.اول جلسه با گریز زدن مجلس رو آماده روضه كردند و بعد روضه خودشون رو خواندند.

این خوب است كه قبل از مراسم برای روضه خواندن خود برنامه ریزی بكنیم كه كجا شعر بخونیم و كجای غزل روضه بخوانیم و كجای آن گریز بزنیم،ولی همیشه این اتفاق نمی افتد كه با برنامه پیش بروید.چون ممكن است خود مستمع هم گریز بزند. آن وقت هست كه شما باید از برنامه خود خارج بشوید و پا به پای مستمع پیش بروید و به عبارتی تسخیرش بشوید.

اگر متوجه شدید كه موضوعی كه درحضور شماهست خیلی بهتر است،یه بخشی رو با مستمع پیش می روید و دوباره بر میگردید به داخل شعر و روضه خودتان. خلاصه باید به مستمع بها داد.

*نكته سوم* : گاهی اوقات شما گریز می زنید و مستمع را جلوتر از خودتان می فرستید و شما اصلا از كربلا هیچ حرفی را به میان نمی آورید و میخواهید یك كار روانی با مستمع انجام بدهید و خود مستمع را روضه خوان جلوه دهید كه با یك مثال مفهوم این جمله به خدمت شما عارض میشود.

مثالی زیبا از گریز زدن:

مثلا شما میگویید كه برای امام صادق سه چهار تا كفن آوردند و روی این كفن های آورده شده توضیح می دهید و به این فكر می كنید كه اصلا مستمع با
شما نیست و گوشش دارد می شنود،ولی ذهنش دارد به فراتر از شما می رود.

می گویید«برد یمنی آوردند و . . .   مستمع را احساسی میكنید.مثلا یكی از مستمعین میگوید: ای بی كفن . . .

شما هم خودتون رو می زنید به اون راه كه اصلا من نمیدونم چی شده.

می گویید: چیه؟چرا داد می زنید؟مگه چی شده؟ مگه كفن آوردن گریه داره؟ و وقتی كه احساس كردین مستمع حسابی گر گرفته است ، ادامه روضه رو به كربلا ربط می دهید.

كلیاتی راجع به روضه خوانی

كلیاتی راجع به روضه خوانی

1ـ مكمل گویی

این روش خواندن در مجالسی صورت می گیرد كه دو یا چند مداح حضور دارند ؛ در این محافل، مداح اصلی مشغول خواندن است و مداح دیگر ، اشعار و مطالب مرتبط با موضوع را ـ در حد چند بیت و یا چند جمله ـ می خواند ؛ سپس مداح اصلی به ادامه خواندن می پردازد ، كار مداح دوم "مكمل گویی" نامیده می شود.

 

نكات حائذ اهمیت در مكمل گویی

ایجاز و اختصار.

زیبایی و نو بودن محتوای مكمل گویی.

توجه به ظرافت و مهارت خاص در "مكمل گویی" چه از جهت سبك و چه از جهت بیان.

پیاده كردن مكمل گویی برای مستمعین اهل فن.

پیاده كردن مكمل گویی در محافلی كه مداح ، مقبولیت دارد و مستمعین روی او شناخت مثبت داشته باشند.

تشخیص جای مناسب مجلس برای مكمل گویی.

 

نمونه ای از مكمل گویی:

ـ مداح اصلی در حال خواندن این شعر است:

در آن روزی كه زیورهای ما را خصم غارت كرد   نمی گـویـم چه شـد آنقـدر گویم پاره شد گوشم

ـ مداح مكمل گو می­گوید:

از دستها مپـرس چـه بـا گوشواره كرد      از مشت ها بپرس چه با گوش پاره كرد

 

2ـ زبان حال و زبان قال

 

در ذكر مصیبت یك زبان حال وجود دارد و یك زبان قال.

زبان قال

آن فرمایشاتی است كه از دو لب مبارك ائمة اطهار خارج شده است، و در كتب معتبره صحت آن سخنان تأیید شده است.

زبان حال

آن سخنانی است كه احتمال میرود ائمه اطهار آنها را گفته باشند یا اینكه برداشتی است كه یك مداح یا یك شاعر از یك واقعه یا مصیبت به دست آورده است.

 

نكته1:در زبان حال خوانی مطلق صحبت نكنید و بهتر است بگویید كه ممكن است فلان حرف زده شده باشد. طوری كه مستمع متوجه شود ؛ این سخن زبان حال است و عین روایات یا تاریخ اهل بیت نیست تا خدای ناكرده مبتلا به دروغ بستن به ائمه اطهار نشویم، چرا كه این مسئله حرام است و گناه بسیار بزرگی محسوب میشود.

 

نكته2: زبان حال بایستی عقلانی و ریشه در روایات و تاریخ داشته باشد ، فلذا هر مطلب بدون ریشه و مبنا را نمی توان به عنوان زبان حال ، به اهلبیت(ع) نسبت داد.

 

نكته3:زبان حال می تواند به زبان نثر باشد یا به زبان شعر. البته زبان حال را بیشتردر شعر می توان جستجو كرد.

 

نمونه ای از زبان حال به زبان نثر

امام حسین(ع) كنار بدن حضرت عباس نشست و خونها را از صورت برادر پاك كرد. در این زمان حضرت عباس (ع) آهی كشید. امام فرمود برادرم چرا آه می­كشی؟

ـ عرضه داشت یا سیدی و مولای! دلم می­خواست در این لحظات آخر ، دست درگردن شما بیندازم، اما چه كنم كه دست در بدن ندارم.

 

 

دو نمونه از زبان حال به زبان نثر

بیت سوم شعر زیر ، زبانحال حضرت علی(ع) كنار بستر حضرت زهرا(س):

 

 

آمد كنار بستر زهرا دمی نشست  خورشید آسمان ولایت ستاره ریخت"

آن روسیه كه بست به روی تو راه را آهی كشید و آینه اش را نگاه كرد

تایك نظر به هاله اطراف ماه كرد   روی تو نه روز علی را سیاه كرد"

 

 

زبان حال حضرت رقیه(س):

 

 

سر بابا در آغوشش گرفت و گفت ای بابا        تو میدانی كه زد سیلی به رویم از جفا گویم

گذارم لب به گوشت تا كه رازی را كنم افشا   هـمـان دستی كه سیلی زد به روی مادرم زهرا

 

3ـ تناسب و تسلسل در روضه

 

یكی از مباحثی كه در مداحی حائذ اهمیت است ، رعایت تناسب و تسلسل در روضه است. دو بحث در این موضوع قابل بررسی است:

الف) رعایت ترتیب توالی مفاهیم روضه از جهت زمان.

ب) وحدت موضوع.

 

الف) رعایت ترتیب توالی مفاهیم روضه از جهت زمان

مثلا در روضه های حضرت زهرا(س) ـ با یك تقسیم بندی اجمالی ـ سلسله روضه بدین صورت است: روضه در و دیوار ـ روضه كوچه ـ روضه بستر ـ روضه شهادت ـ روضه غسل و كفن و دفن ـ روضه های بعد از شهادت.

 

رعایت "ترتیب توالی مفاهیم روضه از جهت زمان" ، در روضه حضرت زهرا(س)؛ یعنی اینكه اگر قرار است در مجلسی به دو موضوع از روضه ها بپردازیم ، تناسب زمانی آن را رعایت نماییم. مثلا ابتدا روضه بستر را نخوانیم و بعد از آن روضه در و دیوار ، چرا كه حضرت بعد از ماجرای در و دیوار بستری شدند و تناسب زمانی حكم می كند كه روضه بستر بعد از روضه در و دیوار خوانده شود.

 

نكته: ناگفته نماند كه در محافل سنتی كه زمان خواندن محدود است ، فرصتی برای خواندن چند روضه نیست وپرداختن جسته و گریخته به چند موضوع روضه ، از عوامل ضعف محتوایی مجلس است.

ب) وحدت موضوع

وحدت موضوع دو وجهه دارد:

 

سخنران ومداحان ، روضه همان شخصیتی را كه مناسبت مجلس است ، بخوانند و به روضه معصوم دیگری وارد نشوند مگر در گریز روضه.

سخنران ومداحان ، به یك موضوع روضه بپردازند و هر یك پس از دیگری ادامه روضة نفر قبل را بخواند. و اگر روضة كامل یك موضوع خوانده شد باید به موضوع بعدی وارد شوند ، نه اینكه باز گردند به موضوعات قبلی كه از جهت زمانی قبل از روضه خوانده شده اتفاق افتاده است.

 

نكات قابل ذكر در تناسب و تسلسل در روضه

 

افراط در رعایت تناسب و تسلسل جایز نیست ، چرا كه ممكن است ، وقتی روضة موضوعی تمام شد ، خدای نكرده فرد دست به جعل روضه بزند فی البداهه موضوعی را ابداع كند.

برخی روضه­ها ـ مثل روضه حضرت عبدالله بن حسن و یا روضه حبیب بن مظاهر و ... ـ حجم محتوایی مختصری دارند، لذا در این روضه­ها توصیه می كنیم ، اگر قرار است مداحی بعد از شما بخواند،  به خواندن مقدار كمی از روضه بسنده كنید و قسمتی از روضه را برای مداح بعد بگذارید.

اگر بعد از شما قرار است مداح دیگری بخواند، از خواندن روضه­های غریب اجتناب كنید ، و روضه هایی را بخوانید كه حجم محتوایی بیشتری دارند.

فنون مداحی

فن استنتاج :
يكى از قوى ترين و بهترين فنون روضه خوانى كه واقعاً نشانه استادى مداح است ، كنار هم گذاشتن دو مطلب و استنتاج مطلب سومى است كه در جايى ذكر نشده و هيچ گونه تضادى هم با دو مطلب اول ندارد بلكه چيزى خارج از ذاتيات دو مطلب اول است كه نتيجه فكر كردن به جوانب و حواشى مطلب اول مى باشد. چون اين مطلب معناى بسيار دقيقى است از چند مثال مدد مى گيريم ؛
در روضه حركت كاروان اسراء از كربلا، آمده كه يكى از دختران حضرت در بيابان گم شد و يكى از سربازان دشمن مامور يافتن او گرديد بعد از مدتى همه ديدند كه آن سرباز با يك دست افسار اسب را گرفته و با دست ديگر به دخترك تازيانه مى زند و او را دنبال مى كند. اين نقل مطلب تاريخى ، حالا نحوه استنتاج ؛ چون آن ملعون سواره بوده و دخترك پياده ، مطمئناً از او تندتر حركت مى كرده و ثانياً اينكه دخترك در حال دويدن تازيانه مى خورده و احتمالاً روى زمين نيز مى افتاده است . حال از اين دو مطلب استنتاج مى شود كه شايد وقتى او را تازيانه مى زده ، تازيانه به دور پاى دختر پيچيده شده و او را به زمين زده و دنبال سوار مى كشانده است . مثالى ديگر:
در تاريخ آمده كه وقتى حضرت على اصغرعليه السّلام شهيد شد، امام حسين عليه السّلام او را پشت خيام بردند و خواستند دفن نمايند كه صداى شيون حضرت رباب عليهاالسّلام بلند شد. اين مطلب تاريخى ، حال به نحوه استنتاج دقت كنيد؛ وقتى كه على اصغرعليه السّلام شهيد شد، حضرت از خجالت مادر او ديگر روى برگشتن به خيمه را نداشتند. مطلب دوم اينكه مادر هنگام دفن بچه سر مى رسد. استنتاج اينكه ؛ حضرت در آنجا مضطرب شدند كه بچه را چه كنند.
به استنتاجى ديگر از زبان استاد اين حقير توجه فرماييد:
 مسلّم است كه وقتى امام حسين عليه السّلام به خيمه باز گشتند به خواهرشان فرمودند:   عَلَيكُنَّ بِالنِّساء))  و قبل از اينكه حضرت به خيام بازگردند، دندان حضرت شكسته بود. چون حضرت به خيمه بازگشتند خسته بودند در ثانى ، دندان حضرت هم شكسته بود، استنتاج اينكه حضرت با دندان شكسته از فرط خستگى نتوانستند اين جمله را خوب ادا كنند چون گفتن نساء با آن حالت مشكل است .

نكته در اين جاست كه اين گونه استنتاج از وقايع ، با  زبانحال )) تفاوت دارد زيرا در زبانحال ، امكان عدم صحت وجود دارد و ما از خودمان چيزى به اصل روضه مى افزاييم ، اما استنتاج مطلبى عقلى است و هر كسى مى تواند با تفكر در حواشى و جوانب داستان ، به آن پى ببرد كه هيچ ضررى هم به اصل مطلب ندارد و كاملاً با عقل جور در مى آيد ولى فرقش با اصل مطلب اين است كه در تاريخ نقل نشده و با تامل در ماجرا، بدست آمده است . با همه اين اوصاف بهتر است آن را صريح و با اطمينان نگوئيم ، طورى كه گمان شود اين مسئله عيناً در تاريخ آمده تا بعد از مجلس ما را مورد مؤ اخذه قرار ندهند. پير ميكده مان حضرت خامنه اى كبير در اين رابطه فرموده اند:
 بناى ما بر اين نيست كه هر چه را در آن شك داريم يا قبول نداريم بگوييم نخوانند. اگر ما بخواهيم بگوييم آقا اين دقيق نيست ، نخوانيد مى ترسم برادران ، در خواندن خيلى محدود بشوند. توجه داشته باشيد آن چيزى را بخوانيد كه معقول باشد. البته نه اينكه انسان هر چه معقول است از خودش بسازد و بخواند، بلكه چيزهاى معقول را متكى به اصول و واقعيت ها كنيد. البته گزاره هر حديثى وقتى هنرى باشد با پيرايه هايى همراه خواهد بود و آن پيرايه ها ايرادى ندارد. منتها مشروط بر اين كه پيرايه ها اصل نشود. اصل را بايستى از واقعيت ها گرفت و به آن بيان هنرى و پيرايه هايى كه لازم است بخشيد)).
فن بيان اقوال :
با استفاده از اين فن ، مداح مى تواند اقوال مختلفى را كه در روضه وجود دارد، بيان داشته و با هر كدام به اندازه كافى به مجلس شور و حال بدهد. مثلاً كسى كه در مسئله اى دو قول پيدا كرده كه حتى مخالف هم هستند، مى تواند ابتدا آن قولى كه معروف تر است و مستمع با آن آشنايى كامل دارد، را بيان كرده و سپس قول بعدى را با گفتن جملاتى از قبيل  اين طور نيز نقل شده )) و يا  خدا كند كه صحيح نباشد))، بيان كند و از آن نيز به عنوان روضه خود استفاده نمايد، اما شرطش اين است كه ابتدا قول مشهور را گفته و سپس ‍ اقوال بعدى را بيان نمايد تا اعتماد مستمع سلب نگرديده و گمان نكند كه شما اين مطلب را از خودتان مى گوييد و داريد قول دوم را براى توجيه كار خود اظهار مى كنيد.
مسكوت گذاشتن :
شگرد بعدى در روضه خوانى آن است كه مداح هر چيزى را نمى داند، مسكوت گذاشته و از كنار آن رد شود. اما مطالبى را كه گزيرى از گفتن آنها نيست را به گونه اى اظهار دارد كه براى مستمع سؤ ال برانگيز نشود مثلاً اگر نمى داند چه كسى در كوفه هنگام ورود اسراى كربلا، براى پيشنهاد كمك به خدمت امام سجادعليه السّلام رسيد، بهتر است اصلاً اسم نبرد و جمله را بدون فاعل بيان نمايد مثلاً بگويد:  آمد خدمت حضرت )). اين كار بهتر از بيان چند اسم همراه با ترديد مى باشد تا بدين وسيله به مداح گمان سوء در عدم تحقيق و تفحص ، برده نشود.
عجين كردن شعر و روضه :
راهكار مفيد ديگر در بيان مطالب و اشعار، عجين كردن شعر و روضه مى باشد. يعنى مداح با زبان شعر روضه بخواند، بدين ترتيب كه محور اصلى كارش ، شعر باشد خصوصاً فرازهاى روضه را با شعر بيان كند، حتى اگر يك بيت باشد. و ازسخن گفتن فقط براى ربط بين ابيات استفاده نمايد زيرا سر بسته گفتن مطلب در لفّافه شعر، بسيار زيبنده تر و جذاب تر از توضيح دادن در مورد مطالبى مى باشد كه مستمع بارها آن را شنيده و به خوبى بر آن اشراف دارد. مى توان از اين فن براى هر مستمعى بهره جست چرا كه براى همه دلنشين است (حتى اگر اشعار بسيار ساده باشند). اما بايد در مجالس مختلف با تفاوت درك مستمعين ، اشعارمان را تغيير دهيم تا احتياج به توضيح اضافى و معنا كردن شعر نباشد.
اين نيز چكيده اى از فنون و ريزه كارى هايى بود كه در امر مداحى وجود دارد.


آداب و ادب مداحى 
شالوده و اساس كار مداحى را ادب تشكيل مى دهد. شخص مداح كه نوكرى اين خاندان را به عهده گرفته ، بايد مؤدب ترين اشخاص باشد چرا كه ادب و تواضع شرط قبولى نوكرى و خدمت است . داشتن بعضى از صفات حميده جزء ادب مداح و رعايت بعضى قوانين و دستورالعمل ها، جزو آداب و آئين مداحى مى باشد كه در واقع اين دو مقوله تقريباً جداى از هم هستند. صفاتى كه ربط به مؤ دب بودن و اخلاقيات درونى فرد دارد را ادب گويند اما آداب يعنى رعايت شرايط و قواعدى كه در بهتر شدن كار و قانون مدارى آن به شخص كمك مى كند. ممكن است كه فرد، انسان مؤ دبى باشد اما رعايت نكردن اين قوانين ، حمل بر بى ادبى مى شود. بنابراين شخص هم بايد در حيطه  ادب به كمال رسيده باشد و هم در حيطه  آداب .چون تا كسى آداب را نشناسد نمى تواند به آن عمل نمايد، بايد ابتدا به فراگيرى و سپس به انجام آن مبادرت ورزيد. در درجه اول بايد سعى ما بر كسب ادب و رعايت احترام نسبت به ديگران بالاخص در لباس نوكرى اهل بيت عليهم السّلام باشد و چقدر در احاديث و روايات به اين مسئله توصيه شده كه مؤ من بايد احترام برادر مؤ من خود را نگه دارد، خصوصاً اگر از اهل علم ، ريش سفيد و يا از سادات باشد. امام صادق عليه السّلام به  اسحاق بن عمارفرمود:اى اسحاق ! به دوستان من هر قدر مى توانى احترام كن كه هيچ مؤمنى احسان به مؤمنى نمى كند مگر آنكه صورت ابليس را خراشيده و دل او را مجروح مى سازد.
چرا كه بزرگان گفته اند:

همينت پسند است اگر بشنوى

 

كه گر خار كارى سمن ندروي

و نيز پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله در مورد رعايت احترام پيران فرمودند:  از ما نيست هركس پيران ما را احترام نكند و در مورد احترام به سادات فرموده اند:  شفاعت من براى كسى كه ذريّه مرا با دست و زبان و يا مال احترام و اعانت كرده ، ثابت است  و نيز:  خوبان ذريّه مرا به خاطر خدا و بدان ايشان را به خاطر من احترام كنيد.
در بحث آدابى كه يك مداح بايد بداند، و آن را به انجام رساند، بايد به اشاره نكاتى پرداخت تا در نظر مردم و همكاران به عنوان انسانى مؤدب و وجهه دار معرفى گردد.
الف ) ادب مجلس  
وفاى به عهد:
همچنان كه قبلاً نيز مورد بحث و بررسى قرار گرفت يكى از وظايف مهم مداح وفاى به عهد و پيمان مى باشد و نيز از آداب خاصه و قابل توجه مداحى به شمار مى رود كه سر وقت حاضر شدن و سر موعد تمام كردن مجلس ، از مصاديق آن مى باشد كه به دليل توضيح كافى در اين مقوله ، سخن را كوتاه مى كنيم .
انصراف از خواندن :
اگر چه مداح بايد هميشه آمادگى خود را براى خواندن حفظ كند، اما بعضاً پيش مى آيد كه به دليل كسالت ، عدم تحقيق ، زياده روى در خواندن و گرفتن حنجره و... آمادگى لازم را براى فيض دادن نداشته باشد.اگر مداح آمادگى براى خواندن نداشت ، ادب اقتضا مى كند كه نخواند. حال اين عدم آمادگى به هر دليلى كه مى خواهد باشد و اينجا بهترين راه ، انصراف از خواندن و اجتناب از آن مى باشد، حتى اگر زياد به او اصرار كنند. چرا كه خواندن در اين وضعيت باعث افت مجلس مى شود و ادب مجلس نيز در همين است .
ب ) ادب روحانى  
يكى از وظايف مداح در قبال روحانى مجلس ، تأسى به سخنان او مى باشد. بايد به واعظى كه ساعتى براى مستمعين ايراد سخن نموده ، با اشاره به فرازهايى از سخنانش از او قدردانى كرد. اين كار سبب تاءثير بيشتر راهنمايى هاى خطيب ، در مستمعين و همچنين اداى احترام و ارج نهادن به صحبت هاى اوست و بى ادبى محسوب مى شود كه بعد از يك ساعت سخنرانى روحانى ، هيچ توجهى به منبر او نكنيم و كار خودمان را انجام دهيم . چه بسا تاءسى به روحانى ، ما را در انجام رسالت مان نيز كمك مى كند. بين مداح و روحانى نبايد شكاف ايجاد شود زيرا هدف هر دوى آنها يكى است و بايد يكديگر را در رسيدن به اين هدف واحد يارى نمايند.
ج ) ادب همكار و پيش كسوت  
تاءسى به خواننده قبلى :
مداح خوب كسى است كه در خواندن روضه نيز به مداح قبلى تاءسى نمايد يعنى سعى كند كه روضه او را تكميل نمايد. اگر روحانى مجلس نيز روضه خوانده ، بايد همين معنا رعايت شود و روضه خود را در طول روضه او قرار داده و فاز روضه را تغيير ندهد يعنى اگر روضه را تا نيمه خوانده ، بايستى دنباله آن را بخواند و يا اگر روضه تا آخر ارائه شده ، به پردازش زوايايى از آن كه در روضه قبل گفته نشده ، پرداخته و روضه را با همان محوريت قبل ادامه دهد. از نظر اساتيد، اين كار امرى لازم الاجراء و پسنديده در مداحى مى باشد به طورى كه بزرگان اين پيشه ، خود را مقيد به آن ساخته و مى سازند. حال اگر مجلس را بعد از روضه خوانى ، هنگام زمزمه يا زمينه خواندن تحويل گرفتيد، بايد حتماً مقدارى ، آن را با همان سبك قبلى خوانده و سپس نوحه يا سبك خود را اجرا نماييد. اين نيز از آداب مهم مداحى محسوب مى شود و عدم انجام آن دهن كجى به مداح قبلى تلقى مى گردد.
دعوت خواننده ديگر:
اگر اختيار مجلس دست شما بود و شما مداح همان مجلس بوديد و در اثناى برنامه شما خواننده اى وارد شد كه مى دانيد كه مجلس را خوب اداره مى نمايد، ادب مداحى اقتضا مى كند كه حتماً براى فيض دادن از او دعوت به عمل آوريد و با استفاده از يك شگرد مناسب ، او را تحريك به اجابت دعوت خود نماييد و اگر هم وقت نداريد مثلاً بگوييد: وقت گذشته اما سرور عزيز اگر به يك بند هم مانده ، بايد ما را به فيض برسانندو با ظرافتى خاص ، او را به پشت تريبون جلب نماييد تا ادب شما نسبت به همكارتان رعايت شده باشد. چرا كه او نيز گرداننده قابلى است و امكان دارد حتى بهتر از شما مجلس را به فيض برساند. چون حضور او در مجلس و دعوت نكردن شما بى ادبى تلقى مى شود، بهتر است هميشه در مجالس جشن و عزا، يك نفر را دم درب مجلس بگماريد تا اگر خواننده اى وارد شد، به شما اطلاع دهد.


اختصار:
در باب اين مسئله نيز مفصلاً توضيح داده شد كه اختصار در خواندن باعث جلب رضايت مستمع و ساير همكاران مى شود. زيرا خواندن بيش از حد در درجه اول بى ادبى به خواننده قبلى و در ثانى تضييع وقت خواننده بعدى است كه دلخورى و ناراحتى را به بار مى آورد و در مستمع نيز اثر نامطلوبى از اين بى مبالاتى به ثمر مى نشاند و به قول يكى از اساتيد بزرگ تهران ؛
 اگر به مستمع بگوئى بند آخر را مى خوانم اما دو بند خواندى ، به اندازه يك بند به او دروغ گفته اى  .
ادب پيش كسوت

:
اگر در مجلسى چند نفر قرار است فيض دهند، شايسته تر آن است كه روضه را پيش كسوت بخواند. روضه خواندن در جايى كه مداح متبحرترى وجود دارد، نوعى بى ادبى است مگر اينكه با او هماهنگ شده باشد و خود او امر كند كه روضه بخوانيد كه باز هم در اين صورت ، قبول نكردن بهتر مى باشد. شدت اين مسئله وقتى بيشتر مى شود كه مداح اصلى ، او باشد و مردم نيز منتظر مداحى او باشند كه در اين حال اگر كلاً نخوانيد، براى خود شما بهتر است ، چرا كه گوش ها منتظر شنيدن صداى مداح ديگرى است . اما خواندن نوحه ، واحد و... اشكالى ندارد. در نظر داشته باشيد كه پايه مداحى و محوريت مجلس ، هميشه بايد با فرد پيش كسوت باشد بالاخص كه قبلاً نيز اعلام شده باشد كه او مى خواهد بخواند.
تحويل مجلس:


اگر كسى خواست مجلس را به خواننده ديگرى واگذار كند، ادب اين است كه مجلس را در  اوج به او واگذار نمايد نه در  افت با اين روش بايد به او كمك نموده و كار را براى او آسان نمود. از نزاكت به حساب نمى آيد كه كسى بهره و رمق مجلس را كشيده و آن را وقتى واگذار كند كه مجلس اشباع شده و ديگر ظرفيت ندارد. اين موجب مى شود كه خواننده بعدى با ديدن اين وضع ، يا از خواندن طفره رود و يا به زحمت بيفتد زيرا با يك مستمع خسته ، طرف شده و ديگر كارى از دست او بر نمى آيد و اين جا مقصر مداح قبلى است . شايد مستمع هم متوجه اين برخورد نامناسب نگردد اما خواننده بعدى به خوبى مى فهمد كه خواننده قبلى نمى خواسته مجلس او رونق گيرد و ميل دارد كه فقط در مجلس خودش صداى ناله مردم بلند باشد. او بايد هميشه سعى كند اگر هنگام تحويل دادن ، مجلس ، افت نيز كرده ، اين زحمت را خود قبول كند و با خواندن زمزمه اى به ايجاد شور و ناله در مجلس بپردازد. مجلس كه گرم شد آن گاه ميكروفون را تقديم همكارش نمايد تا اين رفتار موجب نارضايتى سايرين نشود.
د) ادب بزرگان و بانى

  
ادب نسبت به بزرگان

در مجالس جشن ، اگر هنگام خواندن ، عالم يا سيد و يا خواننده اى وارد مجلس شد، از او دعوت كنيم بالاى مجلس بنشيند و يا سزاوارتر است ، كسى را كه دم درب گمارده ايم ، آنها را به بالاى مجلس هدايت نمايند و اگر شخص ، كسى است كه احترام او بر همگان واجب است ، فردى كه دم در ايستاده او را تا داخل مجلس همراهى نمايد و همچنين در آخر مجلس فراموش نشود كه دعاى مجلس را هم از بزرگان حاضر تقاضا نماييم.

.
ادب نسبت به بانى

:
در ابتداى مجلس به جهت احترام ، زمان شروع و مدت اجراى برنامه را از بانى مجلس سؤال كنيم و همچنين سعى داشته باشيم كه از انگيزه و هدف برپايى مجلس اطلاع يابيم تا آن مقدار از بر آوردن هدف كه بر عهده ما هست ، را بر آورده سازيم ، اعم از دعا كردن براى اموات و شهداى بانى مجلس ، خواندن حمد شفا براى بيمار او، خواندن امن يجيب ، اشاره به انگيزه برپايى در اثناى روضه و... .در آخر مجلس نيز تشكر و قدردانى لازم را از او داشته باشيم نه اين كه فقط بياييم ، بخوانيم و برويم ؟!
در پايان اين گفتار نيز توفيق كسب ادب و معرفت را بر در اين آستان از حى سبحان خواستاريم .

آسيب شناسى تحريف در عزاداری - ديدگاه مقام معظم رهبرى  

آسيب شناسى تحريف در عزادارى ديدگاه مقام معظم رهبرى  

 امروز حسين بن على مى تواند دنيا را نجات بدهد به شرط آن كه چهره او را با تحريف مغشوش نكنند. نگذاريد مفاهيم و كارهاى تحريف آميز و غلط چشم ها و دل ها را از چهره مبارك و منور سيدالشهدا منصرف كند. بايد با تحريف مقابله كنيم . به طور خلاصه منظور من دو كلمه است : يكى اين كه خود عاشورا و ماجراى حسين
بن على در منبر و در خلال روضه خوانى به همان شكل سنتى يعنى به صورت بيان وقايع شب عاشورا، صبح و روز عاشورا دنبال شود. معمولا حوادث ، حتى حوادث بزرگ ، به مرور زمان از بين مى رود. ولى حادثه عاشورا با جزئياتش ، به بركت همين خواندن ها باقى است . البته بايد بيان وقايع عاشورا، به صورت متقن باشد. در حدى كه در كتاب هايى مثل لهوف ابن طاووس و ارشاد مفيد آمده است . نه چيزهايى در من درآوردى . واقعه خوانى و روضه خوانى بشود در خلال روضه خوانى ، مداحى ، خواندن شعرهاى مصيبت ، خواندن نوحه سينه زنى و در خلال سخنرانى هاى آموزنده ، ماجراى عاشورا و هدف امام حسين بيان بشود، همان مطالبى كه در كلمات خود آن بزرگوار است ، كه ؛   مَا خَرَجتُ اَشراً وَ لا بَطراً وَ لا ظالِماً وَ لا مُفسِداً بَل اِنّما خَرَجتُ لِطَلَبِ الاصلاح فِى اُمةِ جَدّى )) يا اينكه فرمود:   يَا اَيُّها النّاس اِنَّ رَسوُلَ اللّهِ قَالَ: مَن رَأ ى سُلطاناً جَائِراً مُستَحِلاًّ لِحَرَمِ اللّهِ ناكِثاً لِعَهدِ اللّه فَلَم يُغَيِّر عَلَيهِ بِقَولٍ و لا فعلٍ كانَ حقاً عَلَى اللّهِ اَن يَدخُلُهُ مَدخَلِه )) اين يك سرفصل و يك درس است . يا آن كه مى فرمايد:   فَمَن كانَ باذِلاً فِينَا مُهجَةً وَ موُطناً عَلَى لِقاءِ اللّهِ نَفسَهُ فَليَرحَل مَعَنَا)) . بحث ملاقات با خداست . هدف آفرينش بشر   اِنَّكَ كادِحٌ اِلى رَبِّكَ كَدحاً فَمُلاقِيهِ)) است ، همه اين تلاش ها و زحمت ها همين است كه ملاقات كند (فملاقيه ). اگر كسى موطن در لقاءالله است . توطين نفس بر لقاءالله كرده است .   فليرحل معنا)) بايد با حسين راه بيفتد و نمى شود در خانه نشست . نمى شود به دنيا و تمتعات دنيا چسبيد و از راه حسين غافل شد بايد راه بيفتيم . اين راه افتادن از درون خود ما از نفس ما و از تهذيب نفس ‍ شروع مى شود و به سطح جامعه و جهان كشيده مى شود اينها بايد بيان بشود. اينها هدف هاى امام حسين خلاصه گيرى ها و
جمع بندى هاى نهضت حسين است . جمع بندى نهضت حسينى اين است ، كه يك روزى بر امام حسين گذشت . در حالى كه همه دنيا در زير سيطره ظلمات
ظلم و جور پوشيده و محكوم بود.
هيچ كس جراءت بيان حقيقت را نداشت . فضا، زمين و زمان سياه و ظلمانى بود. حتى ابن عباس و عبدالله بن جعفر با امام حسين نيامدند. اين
معنايش چيست ؟ آيا اين نشان نمى دهد كه دنيا
در چه وضعى بود؟ امام حسين در چنين وضعيتى ، تك و تنها (البته با چند ده نفرى ، كه اگر هم نمى ماندند آن حضرت مى ايستاد) در
مقابل ظلم ايستاده فرض كنيد
شب عاشورا، وفتى حضرت فرمود: من بيعتم را برداشتم ، همه مى رفتند. ابوالفضل و على اكبر هم مى رفتند و حضرت تنها مى ماند، روز عاشورا
چه مى شد؟ حضرت بر مى گشتند؟ يا
مى ايستادند و مى جنگيدند؟ در زمان ما يك نفر پيدا شد كه مى گفت : اگر من تنها بمانم و همه دنيا در مقابل من باشند. من از راهم بر نمى
گردم . او امام ما بود. و عمل كرد و راست گفت .   صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللّه عَلَيه )) . ديديد يك انسان حسينى و عاشورايى چه كرد؟ اگر ما همه عاشورايى باشيم ، حركت
دنيا به سمت صلاح ، خيلى سريع
خواهد شد. زمينه ظهور ولى مطلق حق فراهم خواهد شد. پس بايد اين مفاد در ماه محرم در خلال بيان و تبيين وعظ، روضه و مدح براى مردم بيان
شود بايد هدف امام حسين به
وسيله مبلغين در سراسر كشور در سراسر دنيا بر روى منبرها در پشت تريبون ها با شكل هاى مختلف در شهرها و روستاها بيان بشود. البته ممكن
است آن مبلغ يك حديث اخلاقى
هم بخواند، خيلى هم خوب است يا سياست يك كشور و دنيا را تشريح كند اينها لازم و خيلى هم خوب است اما در خلال سخن حتماً به صورتى نقل بشود
كه تصريحاً، تلويحاً،
مستقلاً و يا به صورت ضمنى ماجراى عاشورا تبيين بشود و مكتوم و مخفى نماند.

مطلب دوم اين كه از اين فرصت استفاده بشود براى
همان كارى كه حسين بن على كرد. يعنى به بركت جهاد خون اسلام را زنده كرد و در حقيقت اسلام
زنده شده و آزاد شده خون و قيام
حسين بن على است . امروز هم شما به بهانه ياد و نام و منبر آن بزرگوار، حقايق اسلام را بيان كنيد. قرآن و حديث را معرفى كنيد، نهج
البلاغه را براى مردم بخوانيد و
حقايق اسلامى را براى مردم بيان كنيد. از جمله حقايق اسلامى همين حقيقت مباركى است كه امروز در ايران اسلامى تجسم پيدا كرده است . يعنى
نظام جمهورى اسلامى ، نظام
نبوى ، علوى و ولوى حكومت حق كه جزو بالاترين معارف اسلامى است كسى خيال نكند كه مى شود اسلام را تبيين كرد و از حاكميت اسلام كه
امروز در اين مرز و بوم متجسم شده
است غافل ماند و آن را مغفول عنه گذاشت ))(97)
.

نمونه هاى غلط عزادارى ها  

 يك كارهايى است كه مردم
را به خدا و دين نزديك مى كند. اين عزادارى هاى سنتى ، مردم را به دين نزديك مى كند. امام فرمودند: عزادارى سنتى بكنيد. در مجالس نشستن ،
روضه خواندن ، گريه كردن ،
به سر و سينه زدن ، مواكب عزا راه انداختن ، دسته جات عزادارى ، همان چيزهايى است كه عواطف را نسبت به خاندان پيغمبر پرجوش مى
كند كه بسيار خوب است .

يك كارهايى هم است كه به عكس ، كسانى را از دين بر
مى گرداند. بنده خيلى متاءسفم كه بگويم در اين سه چهار سال اخير كارهايى كه به نظر من دست هايى
آنها را در جامعه ما ترويج مى
كنند، باب شده است كه هر كس ببيند براى او سؤ ال به وجود مى آيد. در قديم الايام در بين طبقه عوام الناس معمول بود كه در روزهاى
عزادارى به بدن خودشان قفل مى زدند. بزرگان علما عليه اين كار سخن گفتند و برافتاد. حالا
باز هم مجدداً شروع كرده اند
و شنيده ام در گوشه و كنار بعضى ها قفل مى زنند. اين چه كارى است كه بعضى ها انجام مى دهند؟ قمه زدن هم همين جور است . قمه زدن هم از آن
كارهاى خلاف است . من مى دانم
كه حالا يك عده خواهند گفت كه حق اين بود كه فلانى اسم قمه را نمى آورد. شما چكار داريد؟ بگذاريد بزنند! نه اما! نمى شود. اين جور كه
در چهار پنج سال اخير و بعد از
جنگ مسئله قمه زدن را دارند ترويج مى كنند، در زمان حيات مبارك امام ، هم همينجور بود، قطعاً ايشان در مقابل اين قضيه مى
ايستادند... دست علماى سلف بسته بود و نمى توانستند اين حرف ها را بگويند. اما امروز، روز
حاكميت اسلام و جلوه اسلام
است . ما نبايد كارى بكنيم كه جامعه اسلامى برتر يعنى جامعه محب اهل بيت كه مفتخر به نام مقدس ولى عصر (ارواحنا فداء) است ، بنام حسين بن
على و بنام اميرالمؤ منين
(عليه الصلاة و السلام ) در نظر مسلمانان عالم و غير مسلمان ها به عنوان يك گروه آدم هاى خرافى بى منطق معرفى بشود. من حقيقتاً هر چه فكر
كردم ديدم نمى توانم اين
مطلب را كه قطعاً يك خلاف و بدعت است ، به اطلاع مردم عزيزمان نرسانم . اين كار را نكنيد. بنده قلباً از اين كارها راضى نيستم .

اگر كسى تظاهر به قمه زدن بكند، من قلباً از او ناراضى هستم . اين را من عرض مى كنم براى
اين كه يك وقت ، گوشه و كنارى
چند نفرى جمع مى شدند و اين كارها را مى كردند، يك گوشه اى بود، جلوى چشم كسى نبود، تظاهر به اين معنا نبود لذا كسى هم كارى به آنها
نداشت حالا خوب يا بد در هر
حال در يك دايره محدودى بود. اما وقتى كه بنا است چند هزار نفر ناگهان در خيابان هايى از خيابان هاى تهران يا قم يا شهرهاى آذربايجان
يا خراسان ظاهر بشوند،
قمه بگيرند و به سرشان بزنند، اين ديگر قطعاً خلاف است . امام حسين به اين معنا راضى نيست . من نمى دانم اين كارها از كجاست و كدام سليقه
ها اين كارها را به داخل
جوامع اسلامى و انقلابى ما مى آورد. اخيراً يك بدعت عجيب و غريب و ناماءنوسى در باب زيارت درست كرده اند. شما ببينيد قبر مطهر پيغمبر وائمه
هدى را همه زيارت مى كردند.
قبر مطهر پيغمبر و امام حسين را ائمه ما، امام صادق ، موسى بن جعفر، بقيه ائمه ، زيارت مى كردند. قبور مطهره اهل بيت (عليهم السلام ) را
در عراق و ايران ، علما و
فقهاى بزرگ ما زيارت مى كردند. شما هرگز شنيده ايد كه يك نفر از علما يا ائمه (عليهم السلام ) وقتى مى خواستند زيارت كنند، از در صحن كه
وارد مى شوند، روى زمين بخوابد
و سينه خيز، خودشان را به حرم برسانند؟! اگر اين كار مستحسن و مستحب و خوب و مقبول بوده بزرگان ما اين كار را مى كردند ولى آنها
نكردند. حتى نقل شده است كه آيت
الله العظمى آقاى بروجردى (رضوان الله تعالى عليه )، آن عالم بزرگ و مجتهد قوى ، عميق و روشن فكر از اين كه عتبه را ببوسند، منع مى
كردند، با اين كه اين كار شايد
مستحب باشد. احتمالاً در روايت بوسيدن عتبه وارد شده است . در كتاب دعا هست و به ذهنم مى رسد كه در روايت هم هست كه عتبه را ببوسند. با
اينكه اين كار مستحب است ، ايشان
مى گفتند: اين كار را نكنيد تا مبادا ديگران خيال كنند كه ما بر قبور مطهر ائمه سجده مى كنيم و دشمنان عليه شيعه تشكيكى درست نكنند.

حالا ناگهان عده اى در صحن مطهر على بن موسى الرضا وارد كه مى شوند، مى افتند و
دويست متر را سينه خيز مى
روند؟! آيا اين كار درست است ؟ نه . اين كار غلط است و اهانت به دين و زيارت است . چه كسى اين چيزها را بين مردم باب مى كند. نكند اينها
كار دشمن باشد؟ شما بايد اين
حرف ها را به مردم بگوئيد و ذهن ها را روشن كنيد. دين و اسلام ، منطقى است و منطقى ترين بخش اسلام ، تفسيرى است كه شيعه از اسلام دارد.

متكلمين شيعه هر كدام در زمان خود مثل خورشيد تابناكى مى درخشيدند. كسى نمى توانست
بگويد كه شما منطق تان ضعيف است
. چه در زمان ائمه افرادى مثل  مؤ من طاق )) و  هشام بن حكم )) و چه بعد از ائمه افرادى مثل  بنى نوبخت )) و  شيخ مفيد)) و چه در زمان هاى بعد افرادى مثل مرحوم  علامه حلى )) و ديگران بودند كه همه اهل منطق و استدلال بودند. ما اهل منطق و استدلاليم . شما ببينيد
درباره مباحث مربوطه به شيعه چه كتب
استدلالى قوى نوشته شده است . كتاب هاى مرحوم  شرف الدين )) در زمان ما و  الغدير)) مرحوم  علامه امينى )) سر تا پا استدلال و مانند بتون آرمه مستحكم هستند، تشيع اين است . نه آن چيزهايى كه
نه فقط استدلال ندارد بلكه  اشبه شيئى بالخرافه )) است ، چرا اينها را وارد جامعه مى كنند؟ اين خطر بزرگى است در عالم دين و معارف دينى .

مرز داران عقيده بايد متوجه آن باشند. عرض كردم كه يك عده اى مطمئناً وقتى اين حرف ها را بشنوند از روى دلسوزى خواهند گفت كه
خوب فلانى اين حرف را نمى
زد. نه آقا! من بايد اين حرف را مى زدم . من بايد اين حرف را بزنم . بنده مسؤ ليتم بيشتر از ديگران است . البته آقايان هم بايد اين حرف
را بگويند. شما هم بايد
بگوييد.

امام بزرگوار ما آن خطشكنى بود كه هرجا يك نكته انحرافى مشاهده مى كرد با كمال قدرت و بدون هيچ ملاحظه اى در مقابل آن مى
ايستاد و اگر اين چيزها هم در
زمان آن بزرگوار بود، يا در اين سطح رواج داشت ، بلاشك ايشان هم اين حرف ها را مى گفت . يك عده اى هم كه به اين چيزها دل بسته اند در
اين حرف ها متاءذى خواهند شد كه
چرا فلانى به اين چيزى كه ما به آن علاقه داريم اين جور بى محبتى كرد و با اين لحن از آنها ياد كرد. آنها هم البته اغلب مردمان مؤ من
، صادق و بى غرض هستند اما
اشتباه مى كنند. اين وظيفه بزرگى است كه شما آقايان روحانيون و علما در هر بخش و هرجا كه هستيد بايد بر عهده داشته باشيد. مجلس عزاى حسين
(عليه الصلاة والسلام )
مجلسى است كه بايد منشاء معرفت و محل جوشش اين سه چيزى كه عرض كرديم باشد))(98) .

ديدگاه حضرت آيت الله جناتى  

ترديدى نيست كه اقامه عزادارى حضرت امام حسين عليه السّلام داراى فوايد دينى مذهبى ، اخلاقى ، اجتماعى و
سياسى فراوانى است كه بر
همگان واضح و روشن است . علاوه بر اين داراى ويژگى خاصى است كه در مراسم ديگر وجود ندارد. اين خصوصيت ويژه ، عبارت از نماياندن حق از باطل
و ستيز حق بر ضد باطل است .
همه مى دانيد كه در جهان هستى و در راستاى تاريخ ، ميان حق و باطل ، نور و ظلمت ، و علم و جهل ، جنگ و ستيزه بوده و هست و بهترين مراسمى
كه مى تواند حق را از باطل
به طور معين و مشخص ‍ بنماياند و به آن تجسم ببخشد، مراسم حسينى است .

آنچه لازم است تذكر داده شود اين كه بايد در مراسم
عزا به شدت از خلاف واقع گويى و
كارهاى ناپسند از نظر عقل شرع و عرف پرهيز شود تا بتواند الهام بخش مبارزه و فداكارى و شهادت و نمونه اى درست براى امر به معروف و نهى از
منكر باشد. در اين راستا
شرايطى را كه بايد در مراسم عزاى حسينى مراعات نمود عبارتند از:

1 گويندگان و نويسندگان توجه داشته باشند كه احاديثى
را كه در مصادر حديثى و يا تاريخى نقل شده ولى با اصول اعتقادى و مبانى فقهى ما سازش ندارد و يا
اينكه مضامين آنها برخلاف
منطق و عقل است و دليل شرعى بر اعتبار آنها نمى باشد، بيان نكنند و ما احاديث و مضامين اين چنينى را در آنها فراوان شاهديم كه بيان
آنها از حوصله اين نوشتار خارج
است .

2 سعى و كوشش بر تشريح اهداف قيام پربار امام حسين عليه السّلام براى سوگواران داشته و آنها را با آن اهداف هرچه بيشتر آزادتر
سازند. يكى از اهداف مهم امام حسين عليه السّلام (همانگونه كه در وصيت نامه خود
يادآور شدند) احياى امر به
معروف و نهى از منكر بوده است لذا بايد پيروان او از همه چيز بيشتر به آن اهميت دهند.

3 مردم را از امورى كه برخلاف شرع است و احياناً با مراسم مقرون مى شود بر حذر دارند. زيرا در صورتى كه آنها با مراسم مقرون
شوند، نه تنها مفيد و مثمر نمى
باشد بلكه براى مذهب مضر خواهد بود.

4 بيان وقايع عاشورا به آن گونه كه واقع شده نه آن گونه كه برخى روى انگيزه هاى مختلف و يا
ناآگاهانه براى ما بيان كرده اند
و اگر آن گونه كه آنها خواستند بيان كنيم پيامد ناپسندى خواهد داشت .

عوامل عدم نقل صحيح در مراسم  

در گذشته بر اثر انگيزه ها و عواملى ، برپاكنندگان وقايع عاشورا و مراسم عزاى امام حسين
عليه السّلام مقيد به بيان
آنها به گونه صحيح و درست نبوده اند و از جمله آن عوامل :

1- عدم بررسى كامل مبانى تاريخى كه در دسترس قرار
دارد توسط عالمان و محققان و مورخان آگاه .

2- تحريف حقايق توسط دشمنان به انگيزه بد جلوه دادن
آنها به سود خود.

3- دوستان داستان ساز كه اينان نوعاً هد ف شان اين
است كه داستان شان جلب توجه كند، از هر راه كه باشد.

4- برداشت نادرست برخى از نويسندگان از برخى قضايايى كه در كتاب هاى تاريخى بيان شده است .

5- برداشت غلط و يا اشتباه در فهم بعضى از مطالبى كه در احاديث درباره امام حسين عليه السّلام از جمله   اِعتَمَرَ الحُسَين ؛)) امام حسين براى دخول در مكه ، مُحرم به احرام عمره
شد)). برخى برداشت كرده اند از اين جمله كه وى محرم به احرام عمره تمتع شد با اينكه هرجا كه عمره صورت مطلق در احاديث ذكر مى شود، مقصود
از آن عمره مفرده است . در
هر حال در حديث دوم از باب دوم از ابواب عمره از كتاب  وسايل )) شيخ  حر عاملى )) آمده كه امام حسين عليه السّلام با احرام عمره وارد مكه شد. (و بعد از انجام آن از مكه پيش از
ايام حج تمتع از مكه خارج شد).
ولى با اين وصف در كتاب هاى مقاتل و سخنرانى بسيارى از سخنرانان اين است كه وى محرم به احرام حج شد ولى ترسيد كه خونش را در خانه
خدا بريزند لذا حج با بدل
به عمره مفرده كرد و بعد از انجام عمره از مكه خارج شد. اين گفتار صد در صد خلاف واقع است و مدارك در اين باره موجود است .

6- برداشت نادرست از فرامين امامان در باب بزرگداشت حوادث كربلا و غرض امامان و هدف آنها از
دستورهاى شان در بزرگداشت مجالس
و زيارت و زنده نگه داشتن ماهيت حركت و قيام حسينى در برابر ظالمان و مستكبران بوده است و اين براى آنها موضوعيت داشته و هدف بوده است
و نه صرف برپايى مجالس عزا و مراسم سوگوارى و گريه ، زيرا آنها از نظر امامان تنها وسيله پسنديده بوده است نه هدف . ولى برخى فلسفه و حكمت صدور آنها را درك نكرده و
پنداشته اند كه نفس تشكيل
مجالس عزا بدون توجه به هدف آن ، مورد خواست امامان مى باشد، از اين رو كوشيده اند شيوه هاى تازه اى اگرچه بر خلاف واقع باشند در اين زمينه
به وجود آورند و اين شيوه خلاف
گويى از همه مراسم بيشتر در مراسم تعزيه و شبيه خوانى ها مشهود است . بدين جهت در آن دقت بيشترى به عمل آيد كه خلافى نسبت به امام
حسين عليه السّلام و واقعه
عاشورا داده نشود و به خصوص در عصر كنونى كه نظام اسلامى برپا است و همه مسائل آن به گونه اى الگو در جهان تلقى مى شود. لذا بايد آنچه را كه
مطابق واقع نيست و ماهيت
قيام امام حسين عليه السّلام را لكه دار و مخدوش مى سازد و موجب شادى دشمنان مى شود و هدف او را به فراموشى مى سپارد، از مراسم تعزيه و
شبيه خوانى حذف نمود.

فنون مداحی

فن استنتاج :
يكى از قوى ترين و بهترين فنون روضه خوانى كه واقعاً نشانه استادى مداح است ، كنار هم گذاشتن دو مطلب و استنتاج مطلب سومى است كه در جايى ذكر نشده و هيچ گونه تضادى هم با دو مطلب اول ندارد بلكه چيزى خارج از ذاتيات دو مطلب اول است كه نتيجه فكر كردن به جوانب و حواشى مطلب اول مى باشد. چون اين مطلب معناى بسيار دقيقى است از چند مثال مدد مى گيريم ؛
در روضه حركت كاروان اسراء از كربلا، آمده كه يكى از دختران حضرت در بيابان گم شد و يكى از سربازان دشمن مامور يافتن او گرديد بعد از مدتى همه ديدند كه آن سرباز با يك دست افسار اسب را گرفته و با دست ديگر به دخترك تازيانه مى زند و او را دنبال مى كند. اين نقل مطلب تاريخى ، حالا نحوه استنتاج ؛ چون آن ملعون سواره بوده و دخترك پياده ، مطمئناً از او تندتر حركت مى كرده و ثانياً اينكه دخترك در حال دويدن تازيانه مى خورده و احتمالاً روى زمين نيز مى افتاده است . حال از اين دو مطلب استنتاج مى شود كه شايد وقتى او را تازيانه مى زده ، تازيانه به دور پاى دختر پيچيده شده و او را به زمين زده و دنبال سوار مى كشانده است . مثالى ديگر:
در تاريخ آمده كه وقتى حضرت على اصغرعليه السّلام شهيد شد، امام حسين عليه السّلام او را پشت خيام بردند و خواستند دفن نمايند كه صداى شيون حضرت رباب عليهاالسّلام بلند شد. اين مطلب تاريخى ، حال به نحوه استنتاج دقت كنيد؛ وقتى كه على اصغرعليه السّلام شهيد شد، حضرت از خجالت مادر او ديگر روى برگشتن به خيمه را نداشتند. مطلب دوم اينكه مادر هنگام دفن بچه سر مى رسد. استنتاج اينكه ؛ حضرت در آنجا مضطرب شدند كه بچه را چه كنند.
به استنتاجى ديگر از زبان استاد اين حقير توجه فرماييد:
((مسلّم است كه وقتى امام حسين عليه السّلام به خيمه باز گشتند به خواهرشان فرمودند: (( عَلَيكُنَّ بِالنِّساء))  و قبل از اينكه حضرت به خيام بازگردند، دندان حضرت شكسته بود. چون حضرت به خيمه بازگشتند خسته بودند در ثانى ، دندان حضرت هم شكسته بود، استنتاج اينكه حضرت با دندان شكسته از فرط خستگى نتوانستند اين جمله را خوب ادا كنند چون گفتن نساء با آن حالت مشكل است .

نكته در اين جاست كه اين گونه استنتاج از وقايع ، با ((زبانحال )) تفاوت دارد زيرا در زبانحال ، امكان عدم صحت وجود دارد و ما از خودمان چيزى به اصل روضه مى افزاييم ، اما استنتاج مطلبى عقلى است و هر كسى مى تواند با تفكر در حواشى و جوانب داستان ، به آن پى ببرد كه هيچ ضررى هم به اصل مطلب ندارد و كاملاً با عقل جور در مى آيد ولى فرقش با اصل مطلب اين است كه در تاريخ نقل نشده و با تامل در ماجرا، بدست آمده است . با همه اين اوصاف بهتر است آن را صريح و با اطمينان نگوئيم ، طورى كه گمان شود اين مسئله عيناً در تاريخ آمده تا بعد از مجلس ما را مورد مؤ اخذه قرار ندهند. پير ميكده مان حضرت خامنه اى كبير در اين رابطه فرموده اند:
((بناى ما بر اين نيست كه هر چه را در آن شك داريم يا قبول نداريم بگوييم نخوانند. اگر ما بخواهيم بگوييم آقا اين دقيق نيست ، نخوانيد مى ترسم برادران ، در خواندن خيلى محدود بشوند. توجه داشته باشيد آن چيزى را بخوانيد كه معقول باشد. البته نه اينكه انسان هر چه معقول است از خودش بسازد و بخواند، بلكه چيزهاى معقول را متكى به اصول و واقعيت ها كنيد. البته گزاره هر حديثى وقتى هنرى باشد با پيرايه هايى همراه خواهد بود و آن پيرايه ها ايرادى ندارد. منتها مشروط بر اين كه پيرايه ها اصل نشود. اصل را بايستى از واقعيت ها گرفت و به آن بيان هنرى و پيرايه هايى كه لازم است بخشيد)).
فن بيان اقوال :
با استفاده از اين فن ، مداح مى تواند اقوال مختلفى را كه در روضه وجود دارد، بيان داشته و با هر كدام به اندازه كافى به مجلس شور و حال بدهد. مثلاً كسى كه در مسئله اى دو قول پيدا كرده كه حتى مخالف هم هستند، مى تواند ابتدا آن قولى كه معروف تر است و مستمع با آن آشنايى كامل دارد، را بيان كرده و سپس قول بعدى را با گفتن جملاتى از قبيل ((اين طور نيز نقل شده )) و يا ((خدا كند كه صحيح نباشد))، بيان كند و از آن نيز به عنوان روضه خود استفاده نمايد، اما شرطش اين است كه ابتدا قول مشهور را گفته و سپس ‍ اقوال بعدى را بيان نمايد تا اعتماد مستمع سلب نگرديده و گمان نكند كه شما اين مطلب را از خودتان مى گوييد و داريد قول دوم را براى توجيه كار خود اظهار مى كنيد.
مسكوت گذاشتن :
شگرد بعدى در روضه خوانى آن است كه مداح هر چيزى را نمى داند، مسكوت گذاشته و از كنار آن رد شود. اما مطالبى را كه گزيرى از گفتن آنها نيست را به گونه اى اظهار دارد كه براى مستمع سؤ ال برانگيز نشود مثلاً اگر نمى داند چه كسى در كوفه هنگام ورود اسراى كربلا، براى پيشنهاد كمك به خدمت امام سجادعليه السّلام رسيد، بهتر است اصلاً اسم نبرد و جمله را بدون فاعل بيان نمايد مثلاً بگويد: ((آمد خدمت حضرت )). اين كار بهتر از بيان چند اسم همراه با ترديد مى باشد تا بدين وسيله به مداح گمان سوء در عدم تحقيق و تفحص ، برده نشود.
عجين كردن شعر و روضه :
راهكار مفيد ديگر در بيان مطالب و اشعار، عجين كردن شعر و روضه مى باشد. يعنى مداح با زبان شعر روضه بخواند، بدين ترتيب كه محور اصلى كارش ، شعر باشد خصوصاً فرازهاى روضه را با شعر بيان كند، حتى اگر يك بيت باشد. و ازسخن گفتن فقط براى ربط بين ابيات استفاده نمايد زيرا سر بسته گفتن مطلب در لفّافه شعر، بسيار زيبنده تر و جذاب تر از توضيح دادن در مورد مطالبى مى باشد كه مستمع بارها آن را شنيده و به خوبى بر آن اشراف دارد. مى توان از اين فن براى هر مستمعى بهره جست چرا كه براى همه دلنشين است (حتى اگر اشعار بسيار ساده باشند). اما بايد در مجالس مختلف با تفاوت درك مستمعين ، اشعارمان را تغيير دهيم تا احتياج به توضيح اضافى و معنا كردن شعر نباشد.
اين نيز چكيده اى از فنون و ريزه كارى هايى بود كه در امر مداحى وجود دارد.

هدیه امام حسین علیه السلام: به امیر کبیر

هدیه امام حسین علیه السلام:

آیت الله اراکی فرمود:

شبی خواب امیرکبیر را دیدم، جایگاهی متفاوت و رفیع داشت
پرسیدم چون شهیدی و مظلوم کشته شدی این مرتبت نصیبت گردید؟
با لبخند گفت :خیر
سؤال کردم چون چندین فرقه ضاله را نابود کردی
گفت نه.با تعجب پرسیدم پس راز این مقام چیست؟
جواب داد،؛هدیه مولایم حسین است!
گفتم چطور؟ با اشک گفت:
آنگاه که رگ دو دستم را در حمام فین کاشان زدند؛
چون خون از بدنم میرفت تشنگی بر من غلبه کرد سر چرخاندم تا بگویم قدری
آبم دهید؛ ناگهان به خود گفتم میرزا تقی خان! ۲ تا رگ بریدند این همه تشنگی!
پس چه کشید پسر فاطمه؟ او که از سر تا به پایش زخم شمشیر و نیزه و تیر بود!
از عطش حسین حیا کردم ، لب به آب خواستن باز نکردم و اشک در دیدگانم جمع شد
آن لحظه که صورتم بر خاک گذاشتند امام حسین آمد و گفت

به یاد تشنگی ما ادب کردی و اشک ریختی؛ آب ننوشیدی این هدیه ما در برزخ،
باشد تا در قیامت جبران کنیم.

آنچه پیش از مداحی آموختم

آنچه پیش از مداحی آموختم

سالها پیش آنجا که می خواستم تازه راه و رسم مداحی را بیاموزم و قدم در این عرصه ی پرهیاهو و جذاب بگذارم، با سری پر از شوق و دلی مملو از امید و آرزو به واسطه ی یکی از آشنایان به خانه ی شخصی راه پیدا کردم که یکی از عارفان و سالکان گمنام آن زمان به حساب می آمد، و شاید کمتر کسی نام آن مرد را شنیده بود. در نگاه اول جذبه ی الهی اش دلم را ربود و همان چند لحظه، مرا تا آخر عمر با نگاه آن مرد مأنوس کرد. گرچه بعد از این دیدار، خورشید عمرش خیلی زود غروب کرد و او به دیار حق شتافت. آن روز جملات نغز و عمیقش مرا بر آن داشت که نگاهم به مداحی، نگاه دیگری باشد. آن روز نقطه ی عطف مداحی من بود و جملات او همیشه در قاب دلم محفوظ است.

پرسید: «بلدی گریه کنی؟!» حسابی جا خورده بودم و نمی دانستم چه جوابی باید بدهم. اصلاً انتظار این سئوال را نداشتم. به محض اینکه دید در جواب مانده ام و نمی توانم کاری کنم گفت: «آره پسرجون، هروقت گریه کردن بلد شدی خود به خود روضه خون می شی!» بعد کمی از زیر آن ابروان پرپشتش نگاهم کرد و گفت: «سعی کن خودتو خرج آقا کنی نه آقارو خرج خودت. خودتو خرج کن ببین چه جوری برات خرج می کنه؟!» و من هاج و واج به او نگاه می کردم. زبانم در دهانم خشک شده بود. دوباره گفت: «اگه یه روز خوننده شدی برا دلت بخون، برا مردم نخون! به خوندن عادت نکن، شیطون میشه برات! از شهرت فرار کن، بذار بعد مرگت بفهمن تو کی بودی، ادب داشته باش به همه جا می رسی و...»

جملات او سال هاست یکی پس از دیگری در ذهن من حک شده و حرف هایش واژه به واژه آویزه ی گوشم گشته است؛ و من در بزنگاه های حسّاس به کمک آن به راحتی از سدّ مشکلات عبور کرده ام. آن روز و حرف های آن پیرمرد چنان با تار و پودم گره خورده است که هنوز که هنوز است او را در خیلی از مجالسم حاضر می بینم و حرف هایش آویزه ی گوشم شده است. او کسی نبود جز «میرزا اسماعیل دولابی». روحش شاد.

مداح خود نباشیم (صله)

مداح خود نباشیم (صله)

بیاییم در دستگاه امام حسین علیه السلام با ارباب معامله کنیم و هدف هم این باشد که از خود ارباب صله دریافت کنیم حال اگر صله ای هم از سایرین رسید،که رسید،اگر هم نرسید که نرسید/برانگیختن کبر و غرور و خودستائی؛این خاصیت میکروفون و تریبون است،آنقدر خودیّت خود و منیّت من را پیش چشمت بزرگ می کند که هیچکس را نمی بینی و پای منبر هیچ مداحی نمی نشینی/به خاطر تشویق و تمجیدها مداحی نکنیم،بخاطر الله الله شنیدن ها قرآن نخوانیم،بیایید با هم رقابت نکنیم،بیایید مبلّغ دینمان باشیم نه مبلّغ خودمان،بیایید برای ارباب مشتری جمع کنیم نه برای خودمان،عَلَم اسلام را بالا ببریم نه عَلَم خودمان

مداحان ، سخنرانان و قاریان قرآن در حقیقت پرچمداران و علمداران دین الهی هستند که جمعیتی اطرافشان جمع شده و به آنها چشم دوخته‌ و تمام حرکات و سَکَنات ایشان را ملاحظه گر هستند ،لذا باید ببینیم که آیا مختصات و شرایط پرچمداری در ما هست یا خیر؟ چرا که اگر خصوصیات پرچمداری را در خود نهادینه نکردیم بلاشک دیر یا زود این عَلَم و پرچم را از ما می گیرند پس مبادا گرفتن پرچم ، مقدمه اعلان بی‌کفایتی‌ ما باشد ! همچون صدر اسلام که پرچمدار شدن عده ای ، همان و زدن بر طبل رسوایی خویش نیز ، همان !

سعی پرچمدار همیشه بر این است که عَلَم اسلام را بالا ببرد نه عَلَم خود و اطرافیانش را ، پس بنده و مریدی که آرم پرچمداری را به خود اختصاص داده باید نماد مولا و مراد خود باشد و اگر یک جایی به سبب آمیختگی حق و باطل ،تشخیص حق دشوار گردید ، از جان گذشته ؛در نهایت شجاعت و مردانگی ، قد عَلَم کرده و از جبهه حق دفاع نموده و از ارزشهای مد نظر مولای خویش پاسداری کند .

مداحان محترم بایستی همواره این را برای خود تکرار کنند که جهت مدیحه سرایی و مرثیه خوانی جایی تکیه می زنند و می‌نشینند که پیامبر نشسته ، امام سجاد علیه السلام نشسته ، حضرت زینب نشسته ،پس یادشان نرود که حضرت زینب سلام الله علیها کجا خودش را نشان داده ، ایشان همه جا حسینش را نشان داده ، همه جا مولایِ حسینش را نشان داده ، اگر غیر این بود حتی خبر واقعه نینوا هم به ماها نمی رسید چرا که ایشان اصلاً خودی نمی‌دید ، پس مداحان اهل بیت و همچنین قاریان قرآن باید مواظب باشند دنبال مطرح کردن خود و به نمایش گذاشتن صدای خویش نباشند چون در اینصورت چند صباحی چرب و شیرین از طعام و مادیات به ما می رسد و به به و چه چهی هم می شنویم اما بالاخره تمام می‌شود و این علم را از ما می گیرند پس بیاییم در دستگاه امام حسین علیه السلام با ارباب معامله کنیم و هدف هم این باشد که از خود ارباب صله دریافت کنیم حال اگر صله ای هم از سایرین رسید ، که رسید ، و اگر هم نرسید که نرسید ،نه اینکه خدای ناکرده مثل بعضی مداحان،در قبول برنامه های خود جاهایی را اولویت قرار دهیم که تشریفات بیشتری دارند و صله بیشتری می دهند و یا مثل بعضی نادرمداحان پا را فراتر گذاشته و ابتداءً مبلغ را طی کرده و با دادن شماره حساب،آمدن خود را منوط به واریز نمودن مَبلغ مورد نظر نمایند، پس کمی بیشتر به خود بیاییم چون مداح ، نوکر است ، نوکرِ ارباب ،نوکر اهل بیت، نوکر ، نوکری خویش را می کند و منتظر تشکر این و آن نمی شود ؛ تو بندگی چو گدایان به شرط مزد مکن که خواجه خود روش بنده پروری داند.

لذا متوجه باشیم که این خاصیت میکروفون و تریبون است ، برانگیختن کبر و غرور و خودستائی ، آنقدر خودیّت خود و منیّت من را پیش چشمت بزرگ می کند که هیچکس را نمی بینی و پای منبر هیچ مداحی نمی نشینی ، مدح هیچکس را قبول نداری ! پس بیشتر مواظبت کنیم ، چرا که وقتی عبد ، بندگی و نوکری ارباب را پذیرفت با همین پذیرفتن بندگی ، دیگر تمام دریچه های کبر و غرور را بر خود می ببندد و برای خود کلاس نمی گذارد و منتظر تشویق و تشکر غیر ارباب نمی ماند که اگر مجلسی رفت و تشریفاتی برپا نشد و یا احیاناً کسی یادش رفت از وی تشکر کند باعث دلگیری شود و زمین و زمان را به هم بدوزد و یا پا به گِلِه گذاری باز کند که چرا سیستم صوت فلان بود و مجلس بهمان بود و همنوایی نکردند و  چرا به فلانی اینقدر وقت خواندن دادند  و به ما اینقدر و صد ایراد و بهانه دیگر ، اینجاست که اگر اینها پیش آمد باید به نیت خویش تردید کنیم که ؛ ما برای که خواندیم ؟؟؟ پس بیاییم با مولای خویش قرار بگذاریم که به خاطر تشویق و تمجید این و آن ، مداحی نکنیم ، بخاطر الله الله شنیدن ها قرآن نخوانیم ، بیایید با هم رقابت نکنیم، بیایید مبلّغ دینمان باشیم نه مبلّغ خودمان ، بیایید برای ارباب مشتری جمع کنیم نه برای خودمان ، البته قصدمان معرفی ارباب که شد خود به خود ما نیز معرفی می گردیم چرا که” مادح خورشید مداح خود است” ، همچون فتوایی که فقها دارند که اگر کسی در گرمای تابستان جهت خنک شدن ، وضو بگیرد اصلاً طهارتی محقق نمی شود و وضو صحیح نیست اما کسیکه به قصد قربت و با طهارت بودن وضو بگیرد خود به خود خنک هم می شود ، لذا قصد مداح که معرفی ارباب و مولای خویش باشد خود وی نیز مهر نوکری بر پیشانی اش خورده و کسب آبرو کرده و معرفی می گردد .

 

در احوالات مرحوم شیخ عباس قمی آمده که در مسجد گوهرشاد بر منبر مشغول وعظ بود ، دیده بود که مرحوم شیخ عباس تربتی در حال آمدن است ، وسط صحبت‌هایش اعلام کرده بود که مردم حاج شیخ دارند می‌آیند ، من هم پایین می‌آیم تا حاج شیخ بالای منبر بروند و همه ما از ایشان استفاده کنیم ، ببینید ما چند تا منبری این جوری داریم؟ چند مداح دیدید که پای منبر سایر  مداحان بنشیند ؟

مخاطب ما چه کسانی هستند

مخاطب ما چه کسانی هستند.

مخاطبان ما در درجه دوم مردم هستند، در درجه اول خود اهل بیت(ع) هستند.

ناصرالدین شاه (در مجلسی که سید احمد خاتمی حضور داشتند من این نام را بردم، ایشان تذکر دادند که بگوئید”ناصر شاه قجر”) برای حضرت اباعبدالله(ع) زیاد مجلس برپا می کرد و در میانه مجلس وارد می شد که بیشتر جلب توجه کند. به او گفتند شیخی در کاشان است که چون خیلی خوب روضه می خواند مخاطبان زیادی دارد. دستور داد او را بیاورند و مجلسی برپا کنند. این کار را انجام دادند. در میانه مجلس آن شیخ، ناصر شاه قجر وارد شد. شیخ اصلا اعتنایی نکرد و به گوشه ای خیره شد و صحبت هایش را ادامه داد. ناصرالدین شاه خیلی عصبانی شد و بعد از جلسه از او توضیح خواست. شیخ پاسخ داد: روزی در کاشان نزدیک ظهر از جلسه ای که داشتیم به خانه آمدم تا نماز بخوانم و استراحتی کنم و غذا بخورم تا به جلسه بعدازظهرم بروم. درب خانه را زدند. باز کردم. پیرزنی بود و گفت شیخ همین الان می آیی برای من روضه بخوانی؟ فوری هم از گوشه چارقدش مبلغ ناچیزی را درآورد و گفت این هم پولت. پاسخ دادم نه مادر، خسته ام بعدازظهر هم منبر دارم باید استراحت کنم. شما برو شخص دیگری را پیدا کن.درب را بستم چند قدم که برداشتم پشیمان شدم و پا برهنه دویدم و پول را گرفتم. به منزلش رفتم، چندین زن نشسته بودند. سخنانی گفتم و شروع به روضه کردم تا “السلام علیک یا اباعبدالله” گفتم زن ها با حالت عجیبی شیون کردند. دقت کردم دیدم حضرت زهرای مرضیه(س) در کنار درب ورودی ایستاده و تا من نام حسین(ع) را می برم بی بی ضجه می زنند و به ضجه حضرت زهرا(س) همه ضجه می زنند. از آن سال به بعد هرجا روضه می خوانم بی بی(س) را می بینم. من برای حضرت زهرا(س) روضه می خوانم نه برای تو

مقام روضه خوان سید الشهدا (علیه السلام)

مقام روضه خوان

حضرت آیت الله وحید خراسانی از استاد خود نقل کرده اند:” خبر آوردند شیخ جعفر شیرازی در نجف از دنیا رفته اند. استاد بسیار ناراحت شدند و داستانی را از سید جعفر برای من نقل کردند، که شبی استاد خواب حضرت سیدالشهدا(ع) و قمربنی هاشم(ع) را دیده اند که لیستی در دست حضرت عباس(ع) بوده و اباعبدالله(ع) به ایشان فرموده که اسم فلانی را از لیست خط بزنید و اسم سید جعفر را به جایش بنویسید. «آیت الله وحید می گویند: استاد اسم فردی را که از لیست خط خورده بود، می دانست ولی به من نگفت »

پس ممکن است اگر قدر این نعمت را ندانیم اسم ما نیز از لیست خط بخورد.

حالا مگر سید جعفر چه کرده بود؛ استاد گفت: فردا صبح که سید جعفر آمد به درس به او گفتم دیشب چه کردی؟ سید جعفر گریه کرد و پاسخ داد که در کتابخانه ام مشغول مطالعه بودم به خودم گفتم چرا اینقدر که وقت برای فقه و اصول گذاشته ام کمی هم وقت جهت روضه خواندن برای جدّم صرف نکرده ام. با پای پیاده به کربلا رفتم و از حضرت اذن روضه خوانی گرفتم و برگشتم. کتاب مقتلی آوردم و برای خانواده ام از روی کتاب روضه خواندم.”

ببینید یک شب برای خانواده خودش روضه خوانده به مقامی رسیده است که اباعبدالله(ع) به عباس(ع) می گوید اسم فلانی را وارد لیست کنید. قدر این روضه خوانی را باید بدانید.

چه کنیم که روضه خوان تاثیر گذاری باشیم

چه کنیم که روضه خوان تاثیر گذاری باشیم

 ۴۰زیارت عاشورا با صد لعن و صد سلام  به همراه نماز زیارت و دعای علقمه بخوانیدو ثوابش را به روح حضرت رضا(ع) هدیه کنید و از آن ها بخواهید که به زبان شما نمک روضه بدهند. قبل از جلسه ذکر بگویید و توسل کنید و از خود ائمه(ع) بخواهید اذن و اجازه روضه خوانی بدهند. قبل از محرم و صفر حتما به زیارت مشهد بروید.

توصیه های حاج حسین سازور به مداحان

دی و معنوی تامین می کنند، از جایی که حدسش را هم نمی زنیم ما را تامین می کنند

استاد : حاج حسین سازور

الف : مداحی از لسان خداوند :

همانطوری که قبلاً عرض شد مداحی یک صفت توحیدی است و اولین مدح کننده نیز همان خداوند است .اگر دقت کرده باشید خدای متعال در بسیاری از آیات قرآن کریم با لسان وحی ، از اهل البیت(ع) مدح نموده است . ما اگر از قرآن و احادیث قدسی در مداحی استفاده کنیم راه اعتراض دیگران را می‌بندیم چون از قرآن استفاده کرده‌ایم وکسی                 نمی تواند  قرآن را نفی کند . اگر مداح آیات مربوط به اهل البیت(ع) که در قرآن آمده ، را به طور کامل بشناسد و در روضه از آنها استفاده کند .در این صورت این روضه متصل به قرآن خواهد بود و اثرات عجیبی در مستمع خواهد گذاشت .

ب : مداحی از لسان اهل البیت(ع) :

مدح دیگر مدحی است که از لسان خود اهل البیت(ع) باشد ، مانند حدیث مفاخرة حضرت زهرا(س) و             حضرت علی(ع) که خودشان را معرفی کردند و یا استغاثه های امام حسین(ع) در روز عاشورا ، که برای معرفی خود به مردم در چند جا بیان نمودند .اهل البیت(ع) وقتی که خودشان را برای مردم معرفی می‌کنند ، یعنی خدا را معرفی می‌کنند . ما باید مدح‌‌هایی که از لسان خود اهل البیت(ع) صادر شده را به طور کامل بشناسیم و درکارهایمان استفاده کنیم . مداح باید دقت داشته باشد که شخصیتهایی را مدح می کند که خدای متعال آنها را در قرآن و در احادیث قدسی خود از آنها مدح نموده است . مداح زیرک مداحی است که اهل البیت(ع) را نه از زبان خودش ، بلکه از زبان خدای متعال یا خود اهل البیت(ع)  مدح کند ، مثلاً شعری بخواند که در آن روایتی از اهل البیت(ع) گنجانده شده باشد .

ج : مداحی از لسان اولیای خدا :

مداحی از لسان اولیاء خدا یعنی بزرگان و عالمان دین ، اهل البیت(ع) را مدح ‌کنند که خیلی برای ما قابل استفاده می‌باشد . زیرا علمای دین ابتدا خود به مدح اهل البیت(ع) رسیده‌اند بعد آن را عنوان می‌کنند ، یا به تعبیر دیگر اول می‌بینند و بعد آن را می‌گویند ،که البته شنیدن آنها برای ما می تواند بسیار لذت بخش باشد .امام راحل(ره) به مرحوم سید احمدآقا می‌فرمود : اگر می‌خواهی در مسائل معرفتی چیزی بفهمی ، اولین کار این است که آنها را انکار نکنی . ما باید یقین کنیم وقتی در مجلسی مدح اهل البیت(ع) گفته می شود ، خود اهل البیت(ع) در مجلس حضور پیدا می کنند و ما در محضر آن بزرگواران مدح آنها را می گوییم . بنابراین باید توجه داشته باشیم که فقط برای خدا و اهل البیت(ع) بخوانیم نه برای مردم و مستمعین چون اولین مستمع ، خود آن بزرگواران می باشند .خیلی از بزرگان نیز همینطور هستند و برای خدا و اهل البیت(ع) حرف می‌زنند نه برای جمعی که پیش آنها نشسته‌اند ، مانند مرحوم آیه الله سید علی آقا نجفی(ره) . البته لازم به ذکر است که این جفاست که ما از مدح بعضی از اهل البیت(ع) عاجز باشیم و فقط برای چند امام و معصوم بتوانیم شعر بخوانیم و مداحی کنیم .باید یاد بگیریم که برای همة اهل البیت(ع) کار کنیم .

نکته : در مداحی اهل البیت(ع)  یک اصل کلی وجود دارد و آن هم اینست که اهل البیت(ع) بی خود به کسی چیزی نمی‌دهند .اگر دیدید یک مداحی شعر ، خوب می‌خواند یا دعا ، خوب می‌خواند و یا اینکه هر وقت می‌خواند همه گریه می‌کنند ، حتما به دنبال آن یک زحمت ، ریاضت و یا مراقبتی بوده است . یعنی اگر سختی کار را تحمل کردی ، برای اهل البیت(ع) راحت می‌توانی نوکری کنی .

ائمه(ع) ذره ای به کسی بدهکار نمی مانند.

ائمه(ع) ذره ای به کسی بدهکار نمی مانند چه در این دنیا چه در آخرت.

امام مجتبی(ع) شعری را به قیمتی گزاف از عمروعاص خریدند.دلیلش را از حضرت(ع) پرسیدند؟ فرمودند: این شعر در وصف پدرم علی(ع) است اگر عمروعاص با این شعر از دنیا برود ما باید در قیامت شفاعتش کنیم.

یقین داشته باشیم اهل بیت(ع) ما را از همه لحاظ مادی و معنوی تامین می کنند، از جایی که حدسش را هم نمی زنیم ما را تامین می کنند

مقام روضه خوان

روضه خوان

استادِ حضرت آیت الله بهجت به نقل از خودشان هم مرجع تقلید و درس خارج گو بوده و هم روضه خوان.

آیت الله مظاهری به مداح می گویند جهت روضه را من تعیین می کنم شما هم ۱۰ دقیقه بخوانید.

همین استاد حضرت آیت الله بهجت(ره): حضرت رسول اکرم(ص) را در خواب می بینند. رسول الله(ص) به او می گویند می خواهیم مرجعیت شیعه را به شما بدهیم.ایشان پاسخ می دهند، اختیار انتخاب دارم یا خیر؟ حضرت می فرمایند: می توانید! ایشان پاسخ می دهند اگر انتخاب با خودم است می خواهم زندگیم از روضه خوانی تامین شود و من مرجعیت را نمی خواهم. رسول اکرم استادِ آقای بهجت را سه نصیحت فرمودند که عبارتند از:۱- وقتی پذیرایی می کنند ممانعت مکن زیرا ما باید دل ها را به شما معطوف کنیم. ۲- اگر پولی به شما دادند آن را نشمار زیرا ما به آن برکت می دهیم. ۳- و اگر جایی قولی دادید بهیچ عنوان خلف وعده نکنید.

مرابه خوب کسی سپردی

مرابه خوب کسی سپردی

آیت الله روحانی می فرمودند: فردی به نام حاج احتشام که روضه خوان حرم حضرت معصومه(س) بوده، نقل می کرد: هر زمانی که من از جلسات و هیآت می آمدم مادرم درب مجلس نشسته بود ونگران من بود و وقتی من به او می گفتم که من بزرگ شده ام و شما نگران نباش و خودت را در سختی نینداز، پاسخ می داد: من دل نگران ذاکر اهل بیت(ع) هستم. حاج احتشام نقل می کند وقتی مادرم از دنیا رفت هنگام تدفین گفتم یازهرا(س) من کسی را در قبر گذاشتم که تا پاسی از شب نگران ذاکر تو بود کمکش کن و تنهایش مگذار.  مدتی بعد یکی از اقوام، مادرم را در خواب دید که به او گفته بود به پسرم بگوئید مرا به خوب کسی سپرده است. از لحظهای که مرا در قبر گذاشته اید و به حضرت زهرا(س) سپرده اید، من ملازم و همراه حضرت زهرا(س) هستم.

دونفر باهم عازم کربلا شدند. به کاروانسرایی رسیدند. یکی از آن دو مریض شد و نتوانست به زیارت برود. دیگری رفت و بازگشت. فرد مریض به دیگری گفت من ثواب زیارت تو را به فلان قیمت می خرمو او نیز پذیرفت. هر دو در کاروانسرا حضرت زهرا(س) را در خواب دیدند؛ حضرت زهرا(س) کسی را که ثواب زیارت کربلا را خریده بود دعا کرد و در حق کسی که این ثواب را فروخته بود نفرین کرد. شما چه سله و پاکتی بالاتر از این می خواهید؟

روایتی از امام زمان(عج) در مکیال المکارم ج ۲ ص ۴۶نقل شده است: من همیشه برای مؤمنی که مصائب جد شهید مرا متذکر بشود و بعد برای فرج من دعا کند، دعا می کنم.

شما چه سله ای از این بالاتر می خواهید که امام زمان(عج) دعایتان کند. می شود روی این خواندن قیمت گذاشت؟

سرود مسجدی میلاد امام باقر (علیه السلام)

سیدی یا حضرت باقر مدد...

مُهر عشقت به جبین عاشقان / ای امام پنجمین عاشقان

به لبم کوثر زمزمه تویی / یوسف علی و فاطمه تویی

سیدی یا حضرت باقر مدد...

 

خاک درگه تو حلم و منزلت / طفل مکتب تو علم و معرفت

آسمان ذرّه ای از عنایتت / کهکشان پرتوی از کرامتت

سیدی یا حضرت باقر مدد...

 

مثل اجداد خودت،مکرّمی / جلوه ی قدسی اسم اعظمی

قمر سپهر شرع و دین تویی / پسر سیّد ِ ساجدین تویی

سیدی یا حضرت باقر مدد...

 

نور مهر آسمان پیش تو هیچ / دانش کلّ جهان پیش تو هیچ

بده بر ما ز عطای ذولجلال / علم و تقوی و شرافت و کمال

سیدی یا حضرت باقر مدد...

 

کن دعا که با صفا شویم همه / عامل دین خدا شویم همه

بنده ی خدا شدن حاجت ماست / زینت شما شدن حاجت ماست

حرف من ذکر دل و جان همه است / هدفم جلب رضای فاطمه است

کرامات امام باقر (علیه السلام)

ابوبصیر از شاگردان برجسته امام باقر علیه السلام بود. او از بینایی محروم بود و از این جهت شدیدا رنج می برد. روزی به حضور  امام باقر علیه السلام شتافته و از آن حضرت پرسید: آیا شما وارث پیامبر هستید؟

امام: بلی.

- آیا رسول خدا صلی الله علیه و آله وارث تمام پیامبران و وارث علوم و دانش های آنان بود؟

امام: بلی.

- شما می توانید مرده را زنده کنید و کور مادرزاد را معالجه نمایید و از آنچه که مردم در خانه هایشان می خورند، خبر دهید؟

امام: بلی. ما همه این ها را به اذن خداوند انجام می دهیم.

او می گوید: در این هنگام امام باقر علیه السلام فرمود: ای ابابصیر! نزدیک بیا. من نزدیک حضرت رفتم. آن حضرت با دست مبارک  خود روی چشمان مرا مسح نمود. در این حال من خورشید و آسمان و زمین و خانه ها و هرچه در شهر بود همه را دیدم.

آن گاه به من فرمود: آیا می خواهی که این چنین باشی و در روز قیامت حساب تو مانند بقیه مردم باشد و خداوند هرچه را اراده  فرمود، همان شود یا می خواهی به حال اول برگردی و بدون حساب به بهشت بروی؟! ابوبصیر گفت: می خواهم به حال اول برگردم. 

پیشوای پنجم بار دیگر دست بر چشمان ابوبصیر کشید و چشمان او به حال اول برگشت. 

بحارالانوار، ج 46، ص 237، حدیث 13